جنگلِ سکوت
رفتن به کانال در Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
نمایش بیشتر159
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
159
آرام سرم را روی زمین میگذارم آماده مردن مینشینم تا پاورچین به سویم قدم بردارد و من وانمود کنم هیچ وقت انتظارش را نداشتم مرگ از راه میرسد،خاطرات از جلوی چشمانم مانند برق در میشوند انگار دوباره زندگی کرده باشم مرگ با صدای آهسته میگوید وقت رفتن است دستش را میگیرم و از بدنم جدایم میکند به بدم بی جانم نگاه میکنم کنارش لبخندی میزنم و به اطرافم نگاه میکنم هیچ کس برای شیون کردن وجود نداد و کسی هم برای دفن جسد نیست ، دست در دست مرگ از آنجا دور میشوم.
159
تو میتونی چاقو رو فرو کنی تو قلب من و
من به خاطر اینکه دستای تو خونی شدن ازت معذرت خواهی کنم:)اینجوری عاشقتم:)
159
گاهی نمیخواهند بفهمند این جماعت به اصطلاح عاقل اگر دیگری به شما محبتی میکند صرفن نادان و ساده نیست بلکه با شعور و با منطق است .
اما همین انسان ها اگر با آنها به تندی و بی احساس رفتار شود میگویند فلانی دور برداشته و به خود مغرور شده.
حالا به اصطلاح عاقلند یا در واقع احمق؟
159
ولی بعضی وقتا دارم به این فکر میکنم چقدر باب اسفنجی تلخ بود:)
مثل جمله ای که باب و پاتریک میگن:)
باب:اگه یه روز بهت خیانت کنم چیکار میکنی؟
پاتریک:خب اعتماد به تو کار خودم بود اگه بخوای اشتباهمو بهم یاد آوری کنی کار توعه:)))
