fa
Feedback
تکست تلخ

تکست تلخ

رفتن به کانال در Telegram

♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰

نمایش بیشتر
885
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
-2330 روز
آرشیو پست ها
آدما روزا با چیزایی که تو سرشون میگذره و شب‌ها با چیزایی که تو دلشون میگذره زندگی میکنن

sticker.webp0.15 KB

میخواستم برای تو از پاییز بگویم، از آبان، از باران از برگهایی که زیر پای عابران خرد میشوند، اما دیدم من پاییزم، من خش خش برگ های خشکیده‌ام... کاری نداری عزیزم ؟ میخواهم برایت سخت ببارم!🪐✨️

مو گوجه ای ☺️☺️
مو گوجه ای ☺️☺️

🌻💛

از این‌که باز هم دلِ من را ربوده‌ای؛ گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود... #محمد علی بهمنی

گفتمش روزی خیالش از دلم بیرون کنم دل بگفت او با من است من با خیالش می‌روم… - راحم تبریزی

. اگر بین قلب و ذهنت جنگ و جدالی در گرفت، فراموش نکن همیشه حق با قلب توست... چرا که ذهن توسط جامعه بنا می‌شود. ذهن، حاصل تعلیم و تربیت جامعه است. جامعه، ساختار ذهن را به میل خودش شکل می‌دهد. ذهن، هدیه زندگی نیست! اما قلب، بِکر است. هدیه آفرینش است. از ازل پاک بوده و تا ابد، پاک و پاکیزه خواهد ماند.🌱

هیچ کس را به کلبهِ تنهایی ام... راه نخواهم داد... وقتی که حالِ دلم با خودم خوب است ؛ در زمانه ای که انگار مردمانش قسم خورده اند با بودن هایِ موقتی شان حالِ خوبِ دلت را بگیرند و بروند من ترجیح می دهم... منزویِ کلبهِ تنهاییِ خود بمانم ... #

سجده به محراب چشمان تو کردم مست شدم باور این مستی به یغما برد ایمان مرا

رقص ☺️

photo content
+1

بعضی از زخم‌ها قدیمی‌اند، بسته شده‌اند، درد نمی‌کنند. اما جای‌شان هنوز هست و هروقت نوازششان می‌کنی، جریانِ دردی خیالی از تنت می‌گذرد و در حافظه‌ات زنده می‌شود.

‏از پنجره به پیاده‌رویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد. گفت: می‌بینی، لباس‌هایی هستند که راه می‌روند، دروغ می‌گویند، عاشق می‌شوند، می‌میرند... کمتر لباسی آن بیرون است که درونش "انسان" وجود داشته باشد. به‌راستی که این دنیا یک رختکنِ بزرگ است... #رومن_گاری

🌻💛

انسان به شرطی قادر به زیستن است که احساس کند که زندگی یک چیز را از او دریغ می کند. اگر انسان احساس کند که زندگی همه داشته هايش را رو کرده است، دیگر میلی وجود ندارد و این نقطه ی پایان انسان و زندگی است. ژان لاکان

صدایش حجم نداشت، نمی‌شنیدم، بلکه می‌فهمیدم؛ مثل وقتی که با خودمان چیزی می‌گوییم. هوشنگ گلشیری

دیگه کسی رو نمیشه جدی گرفت، کسی اونقدر واقعی نیست که بوی موندن بده، کسی اونقدر شبیهت نیست که بتونی از بغض‌هات بگی.. کسی اونقدر دوستت نداره که از جهان نترسی، کسی نیست و فقط خودت مرهم خودت میشی.

🌻💛