fa
Feedback
گفت‌وشنود

گفت‌وشنود

رفتن به کانال در Telegram

در صفحه‌ی «گفت‌وشنود» مطالبی مربوط‌به «رواداری، مدارا و هم‌زیستی بین اعضای جامعه با باورهای مختلف» منتشر می‌شود. https://dialog.tavaana.org/ Instagram.com/dialogue1402 Twitter.com/dialogue1402 Facebook.com/1402dialogue

نمایش بیشتر
5 224
مشترکین
+424 ساعت
+287 روز
+7530 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+174
در 18 کانال‌ها
مه '26
+112
در 18 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+108
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+129
در 16 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+143
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+104
در 10 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+138
در 18 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+173
در 24 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+155
در 21 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+133
در 16 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+139
در 18 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+155
در 19 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+190
در 24 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+120
در 21 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+111
در 25 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+147
در 27 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+103
در 18 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+215
در 19 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+171
در 20 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+162
در 25 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+169
در 21 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+223
در 21 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+162
در 25 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+149
در 21 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+126
در 22 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+234
در 25 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+297
در 29 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+277
در 29 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+265
در 25 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+361
در 34 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+317
در 27 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+421
در 29 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+339
در 23 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+208
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+300
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+3 954
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
25 ژوئن+9
24 ژوئن+8
23 ژوئن+12
22 ژوئن+7
21 ژوئن+3
20 ژوئن+4
19 ژوئن+6
18 ژوئن+7
17 ژوئن+3
16 ژوئن+6
15 ژوئن+8
14 ژوئن+4
13 ژوئن+8
12 ژوئن+4
11 ژوئن+3
10 ژوئن+9
09 ژوئن+10
08 ژوئن+8
07 ژوئن+7
06 ژوئن+9
05 ژوئن+7
04 ژوئن+7
03 ژوئن+14
02 ژوئن+5
01 ژوئن+6
پست‌های کانال
ویدئویی از مراسم سنتی عزاداری محرم در حسینیه معتمدی بندر گناوه در استان بوشهر منتشر شده است که کاربران شبکه‌های اجتماعی اشعار این نوحه را مرتبط با جان‌باختگان دی‌ماه دانستند. عزاداران در این هیئت با نوحه «از جان تازه جوان جاویدان ملک گران…گلباران نعش جوان» به سینه‌زنی پرداختند. آهنگ، تنظیم و اجرا: سیدرضاسجادی شعر:عادل آبرخت #مداحی #گفتگو_توانا @Dialogue1402

2
ایدئولوژی مذهبی، هنگامی که به شکل افراطی و مطلق‌گرایانه دنبال می‌شود، به جای تعالی انسان و گسترش اخلاق، می‌تواند به ابزاری بر
ایدئولوژی مذهبی، هنگامی که به شکل افراطی و مطلق‌گرایانه دنبال می‌شود، به جای تعالی انسان و گسترش اخلاق، می‌تواند به ابزاری برای سلطه، حذف و خشونت بدل شود. پایبندی کورکورانه به چنین ایدئولوژی‌هایی، به‌ویژه هنگامی که انسانیت و کرامت فردی را فدای "حقیقت مطلق" خودساخته می‌کنند، منجر به توجیه رفتارهای غیرانسانی به نام مقدس‌ترین مفاهیم می‌شود. این‌گونه تفکر افراطی، به جای اینکه دین را در خدمت انسان قرار دهد، انسان را قربانی دین می‌سازد و در نهایت نه تنها اخلاق را تضعیف می‌کند، بلکه بنیان‌های انسانیت را نیز از میان می‌برد. #حکومت_ایدئولوژیک #کرامت_انسانی #اخلاق #گفتگو_توانا @Dialogue1402
863
3
دسته‌ها و حمل آیینی نمادهای دینی تاریخ عَلَم و کُتل به کجا می‌رسد؟ آیین‌های حمل سازه‌ها و نمادهای مذهبی در خیابان‌ها سابقه‌ای+6
دسته‌ها و حمل آیینی نمادهای دینی تاریخ عَلَم و کُتل به کجا می‌رسد؟ آیین‌های حمل سازه‌ها و نمادهای مذهبی در خیابان‌ها سابقه‌ای بسیار کهن دارند. برای مثال مراسم شهادت مسیح توسط مسیحیان در در اسپانیا (که هفته مقدس یا سمانا سانتا نامیده می‌شود) شامل دسته‌هایی است که سازه‌های سنگین مذهبی را بر دوش حمل می‌کنند. (تصویر اسلاید اول: مراسم شهادت مسیح در مالاگا، اسپانیا، ۲۰۲۲) این مراسم در مسیحیت عمدتاً از قرون هفتصد سال پیش شکل گرفت و در بعضی مناطق گسترش یافت. در این مراسم، مؤمنان مجسمه‌های بزرگ عیسی، مریم و دیگر شخصیت‌های مقدس را بر دوش خود حمل می‌کنند و وقایع هفته پایانی زندگی عیسی را بازآفرینی می‌نمایند. (تصویر: نقاشی مراسم سمانا سانتا در شهر سویل، اسپانیا، اثر هواکین سورویا اباستیدا، ۱۹۱۴) آیین حمل علم در سنت عزاداری شیعه، مشابه با رسوم مسیحی شهادت مسیح است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این رسم، همراه با اسب (و بعدا با شیر تعزیه)، نخل و دیگر نمادهای عزاداری، عمدتاً در اواخر قرون وسطی و به‌ویژه از دوره صفویان (حدود پانصد سال پیش) گسترش یافت و به بخشی از سنت سوگواری شیعی تبدیل شد. راه‌پیمایی آیینی و حمل نمادهای دینی سابقه‌ای طولانی‌تر از مسیحیت دارد. حمل یا گرداندن حیوانات در مراسم مذهبی سابقه‌ای بسیار کهن دارد. در یونان و روم باستان حیوانات قربانی را در دسته‌های مذهبی می‌گرداندند، در برخی جشن‌های هندو فیل‌ها و اسب‌های آذین‌بسته حضور دارند، در مراسم یکشنبه نخل مسیحیان گاه یک خر را همراه دسته حرکت می‌دهند که برای آنان نمادی از وقوع پیشگویی‌های دینی است. موارد مشابه این گونه آیین‌ها قرن‌ها پیش از ظهور اسلام و مسیحیت وجود داشته‌اند. علم چه می‌گوید؟ مطالعات جامعه‌شناسی دین نشان می‌دهد اجرای مناسک گروهی کارکرد مهمی در ایجاد حس همبستگی و حقانیت میان گروه «خودی» دارد. شرکت در آیین‌های جمعی، احساس تعلق افراد به گروه را تقویت می‌کند و مرزهای میان «ما» و «دیگران» را پررنگ‌تر می‌سازد. اگر حق برگزاری این آیین‌ها انحصاری باشد، و سایر دین‌ها یا گروه‌ها از حق ابراز آیین خود محروم و سرکوب شوند، برگزاری آیین همچنین می‌تواند حسی از قدرت و خودانگاره برتری نیز برای مومنان ایجاد، و آنان را نسبت به ایمان خود راضی و خوشنود کند. #محرم #آیین #علم #کتل #گفتگو_توانا @Dialogue1402
1 632
4
سالروز قتل حکومتی کشیش مهدی دیباج نمادی از بهای سنگین آزادی عقیده در ایران سالگرد قتل کشیش مهدی دیباج، یادآور یکی از تاریک‌تر+4
سالروز قتل حکومتی کشیش مهدی دیباج نمادی از بهای سنگین آزادی عقیده در ایران سالگرد قتل کشیش مهدی دیباج، یادآور یکی از تاریک‌ترین برگ‌های تاریخ سرکوب اقلیت‌های مذهبی و دگراندیشان در جمهوری اسلامی است. مهدی دیباج، نوکیش مسیحی و از خادمان کلیسای ایران، جان خود را تنها به جرم انتخاب دین و ایستادگی بر باورهایش از دست داد. از گرویدن به مسیحیت تا حکم اعدام مهدی دیباج در جوانی از اسلام به مسیحیت گروید. در پی استقرار جمهوری اسلامی و آغاز موج سیستماتیک سرکوب‌ها، او در سال ۱۳۶۲ دستگیر شد و بیش از ۹ سال از عمر خود را در زندان، انفرادی و تحت فشارهای جسمی و روحی گذراند. دادگاه‌های انقلاب که خروج از اسلام را برنمی‌تابیدند، در نهایت در آذر ۱۳۷۲ او را به اتهام «ارتداد» به اعدام محکوم کردند. دفاعیات شجاعانه او در دادگاه، که گفت: «من مسیحی‌زاده نشدم، بلکه مسیحیت را انتخاب کردم»، به سندی تاریخی از حق‌طلبی و دفاع از آزادی عقیده تبدیل شد. آزادی موقت و سناریوی قتل حکومتی صدور حکم اعدام برای دیباج با واکنش‌های گسترده جهانی و تلاش‌های بی‌وقفه و شجاعانه کشیش «هایک هوسپیان‌مهر» مواجه شد؛ فشارهایی که حکومت را وادار کرد تا او را در دی‌ماه ۱۳۷۲ آزاد کند. اما این آزادی تنها سرپوشی برای اجرای یک جنایت پنهان‌تر بود. در تیرماه ۱۳۷۳، مهدی دیباج ربوده و ناپدید شد. چند روز بعد، پیکر بی‌جان او که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود، در جنگل‌های اطراف تهران پیدا شد. این جنایت هولناک، یک «قتل حکومتی» تمام‌عیار بود که در چارچوب پروژه حذف فیزیکی رهبران مسیحی و دگراندیشان (که بعدتر در قالب قتل‌های زنجیره‌ای افشا شد) توسط دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی طراحی و اجرا گردید. تنها چند ماه پیش از او نیز، کشیش هوسپیان‌مهر قربانی همین سیستم سرکوب شده بود. میراثی که زنده ماند امروز، نام کشیش مهدی دیباج تنها یادآور بی‌رحمی یک سیستم تمامیت‌خواه نیست، بلکه نماد مقاومت، شهامت و حق بنیادین آزادی اندیشه است. قتل‌های حکومتی و حذف فیزیکی دگراندیشان توسط جمهوری اسلامی، هرگز نتوانسته است صدای کسانی را که برای بدیهی‌ترین حقوق انسانی خود یعنی «آزادی عقیده» ایستادگی می‌کنند، خاموش سازد. #مهدی_دیباج #قتل_حکومتی #آزادی_عقیده #گفتگو_توانا @Dialogue1402
398
5
عبدالبهاء، پیشوای دوم بهاییان؛ تبعید، زندان و دفاع بی‌امان از رویکرد صلح‌آمیز دینی عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی،
عبدالبهاء، پیشوای دوم بهاییان؛ تبعید، زندان و دفاع بی‌امان از رویکرد صلح‌آمیز دینی عبدالبهاء، به عنوان پیشوای دوم آیین بهائی، شخصیتی است که زندگی خود را وقف ترویج صلح، وحدت و رویکردهای محبت‌آمیز دینی کرد. او در دورانی که آموزه‌های دینی گاه دستمایه تفرقه و خشونت قرار می‌گرفت، با استقامتی مثال‌زدنی بر این باور پای فشرد که دین باید عامل دوستی و همبستگی میان بشر باشد. برخی از جنبه‌های کلیدی اندیشه و زندگی او عبارتند از: دفاع از صلح: عبدالبهاء معتقد بود اگر دین منجر به دشمنی، قتال و درندگی میان انسان‌ها شود، فاقد ارزش بوده و بی‌دینی بر آن ترجیح دارد؛ چرا که ملاک مقبولیتِ دین، ترویج محبت است. تاب‌آوری و استقامت: او در مسیر تبلیغ این اندیشه‌های صلح‌جویانه، سختی‌های بسیاری از جمله سال‌ها تبعید و زندان را با روحیه‌ای بی‌امان تحمل کرد. او با تاکید بر کرامت انسانی، الگویی از یک رهبر دینی ارائه داد که در پی ساختن جهانی مبتنی بر گفت‌وگو و مدارا بود. برای مطالعه جزئیات بیشتر درباره زندگی و آموزه‌های او، می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید و بیشتر بخوانید: https://dialog.tavaana.org/abdulbaha/ #عبدالبها #بهایی #گفتگو_توانا @Dialogue1402
1 905
6
شیر تعزیه از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی! تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونه‌ای از نمایش آیینی و
شیر تعزیه از شیر پلاستیکی تا شیر تاکسیدرمی! تعزیه که در فهرست میراث ناملموس یونسکو نیز به ثبت رسیده، گونه‌ای از نمایش آیینی و سنتی در ایران است که به بازسازی وقایع تاریخی و اسطوره‌ای می‌پردازد. این نمایش با بهره‌گیری از موسیقی، شعر و حرکات نمادین، روایت‌گر داستانی است که در مرکز آن واقعه کربلا و سرنوشت حسین بن علی، پیشوای سوم شیعیان و یارانش قرار دارد. تعزیه بر پایه تقابل میان دو گروه «موافق‌خوان» و «مخالف‌خوان» استوار است و ساختار روایی آن در طول سده‌های متمادی به شکل فعلی تثبیت شده است. یکی از شخصیت‌های متمایز و نمادین در برخی مجالس تعزیه، کاراکتر «شیر» است. بر اساس روایات شفاهی و متون تعزیه، این موجود در صحنه حضور می‌یابد تا از پیکر کشته‌شدگان محافظت کرده یا با حرکاتی خاص، سوگواری طبیعت در برابر واقعه رخ داده را به نمایش بگذارد. فرد شبیه‌خوان برای ایفای این نقش، لباسی با شمایل شیر می‌پوشد و با حرکاتی که ترکیبی از حرکات نمایشی و تقلید رفتارهای گربه‌سانان است، در صحنه ظاهر می‌شود. شیر در این نمایش، فراتر از یک حیوان، به عنوان نمادی از اسطوره و شگفتی در یک ساختار دراماتیک عمل می‌کند. در سال‌های اخیر، حضور فیزیکی و شیوه اجرای نقش شیر در تعزیه، به دلیل تضاد بصری میان لباس‌های سنتی و فضای نمایش با ابزارهای مدرن، بازخورد متفاوتی در فضای مجازی داشته است. این کاراکتر در شبکه‌های اجتماعی بارها دستمایه طنز و شوخی‌های تصویری قرار گرفته و به یکی از عناصر محبوب برای تولید محتوای سرگرم‌کننده یا انتقادی در محیط وب تبدیل شده است. این روند، نگاهی متفاوت و غیرسنتی به یکی از قدیمی‌ترین المان‌های هنرهای نمایشی ایران ایجاد کرده که نشان‌دهنده تغییر ذائقه بصری مخاطبان در عصر دیجیتال است. تصویر مربوط به شیر تعزیه در بازار تبریز است #شیر_تعزیه #تعزیه #آیین #شیعه #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 080
7
The Caliphate of Córdoba, which emerged in the 10th century in Al-Andalus (Islamic-ruled Spain), is often recognized as one o
The Caliphate of Córdoba, which emerged in the 10th century in Al-Andalus (Islamic-ruled Spain), is often recognized as one of the relatively tolerant examples of cultural flourishing under religious rule. During the reigns of Abd al-Rahman III and his son, Al-Hakam II, Muslims, Christians, and Jews lived in a society that contemporary observers praised for its intellectual achievements and pluralistic approaches. Referred to by some as the "Ornament of the World," this region astonished many at the time. Córdoba was a place where all religions engaged with classical traditions to an extent that was hard to imagine for the Christian world of that era. Contemporary historians use the Spanish term "Convivencia" (coexistence) to refer to this harmony between religions, while also emphasizing that Córdoba was never a perfect utopia. In Córdoba, minority religious communities generally benefited from peace and constructive interaction, although instances of religious tension did occur. An examination of this historical period reveals the complexities of intercultural interactions. While the concept of "coexistence" in Córdoba was progressive compared to many contemporary European societies, a deeper analysis confirms that this environment was a dynamic and sometimes challenging landscape for managing religious diversity rather than an absolute utopia. The intellectual, scientific, and cultural achievements of Andalusia during this period were rooted in the exchange of ideas among the followers of the Abrahamic faiths, which transformed Córdoba into one of the main centers of knowledge in the medieval world. For a deeper exploration of the dimensions of this coexistence and an analysis of historical questions surrounding religious tolerance in the Caliphate of Córdoba, you can visit the following article on the Tavaana website: https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate/ @Dialogue1402
1 901
8
هشدار فعالان میراث فرهنگی درباره خطر فروش و تغییر کاربری کلیسای ارامنه مشهد فعالان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت
هشدار فعالان میراث فرهنگی درباره خطر فروش و تغییر کاربری کلیسای ارامنه مشهد فعالان میراث فرهنگی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت «کلیسای مسروپ مقدس» در مشهد، نسبت به فروش، تغییر کاربری یا تخریب این اثر ملی هشدار داده و خواستار مداخله فوری برای حفاظت از آن شده‌اند. این نگرانی‌ها پس از آن بالا گرفت که گزارش‌هایی مبنی بر قصد «شورای خلیفه‌گری ارامنه» برای فروش این بنای تاریخی منتشر شد. فعالان میراث فرهنگی اعلام کرده‌اند که از سال ۱۴۰۳، شورای خلیفه‌گری ارامنه مانع ورود بازدیدکنندگان به کلیسای تاریخی مشهد شده است. بر اساس این گزارش، شورا قصد دارد این بنای ارزشمند را که تنها کلیسای باقی‌مانده ارامنه در مشهد است، به فروش برساند. این اقدام در ادامه روندی نگران‌کننده صورت می‌گیرد. پیش از این نیز، دبستان «آرین»، نخستین و تنها مدرسه ارامنه در مشهد که در جوار کلیسا قرار داشت، از مجموعه جدا و پس از فروش در سال ۱۳۹۶، به حسینیه تغییر کاربری داده شد. حافظه تاریخی شهر مشهد همچنین تخریب شبانه «کلیسای انجیلی» در بامداد ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ را به یاد دارد. این رویداد که با استفاده از بولدوزر انجام شد، واکنش گسترده رسانه‌ها و دوستداران میراث فرهنگی را در پی داشت و اکنون نگرانی‌ها از تکرار سرنوشتی مشابه برای کلیسای مسروپ مقدس را دوچندان کرده است. #کلیسا #مشهد #ارامنه #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 009
9
بدون متن...
1
10
«خودآزاری‌های معنوی» از ادیان باستانی تا امروز زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟ ورق بزنید در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-ت+6
«خودآزاری‌های معنوی» از ادیان باستانی تا امروز زنجیرزنی چگونه وارد شیعه شد؟ ورق بزنید در مسیحیت، خودآزاریِ آیینی به شکل خود-تازیانه‌زنی از قرون وسطی رواج گسترده‌ای یافت. از حدود سده‌های یازدهم و دوازدهم میلادی، راهبان و زاهدان با شلاق یا تازیانه به بدن خود ضربه می‌زدند، تا رنج‌های عیسی مسیح را بازآفرینی کنند، هوای نفس را مهار سازند و توبه خود را از گناهان نشان دهند. (تصویر اسلاید پیشین: دسته مسیحی زنجیرزنی در هلند، نقاشی از ۱۳۴۹ میلادی). در دوران رواج طاعون (مرگ سیاه، ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی)، جنبشی موسوم به فلاژلان‌ها شکل گرفت که در آن هزاران مسیحی غیرروحانی، در حالی که در دسته‌های پیاده از شهری به شهر دیگر حرکت می‌کردند، به‌طور علنی خود را تازیانه می‌زدند؛ زیرا باور داشتند این توبه جمعی می‌تواند طاعون را پایان دهد. کلیسای کاتولیک سرانجام این جنبش‌های خودجوش را محکوم کرد، هرچند شکل‌های محدودتری از ریاضت بدنی در برخی فرقه‌های رهبانی ادامه یافت. (تصویر: نقاشی از ۱۴۹۳ میلادی) در اسلام شیعه، آیین‌های مشابه مذهبی چندین قرن پس از کشته شدن حسین بن علی پدید آمد. هم‌زمان با اواخر قرون وسطی اواخر قرن پانزدهم میلادی) و سپس در آغاز دوران جدید، برخی جوامع شیعه شهادت حسین را در مراسم عاشورا با سینه‌زنی (لطم) و در برخی مناطق با زنجیرزنی یا قمه‌زنی گرامی می‌داشتند. این آیین‌ها به‌ویژه در بخش‌هایی از ایران، عراق، شبه‌قاره هند و بعدها در میان جوامع شیعه در سراسر جهان رواج یافت و برای صدها سال اجرا می‌شد. البته امروزه بعضی از مراجع شیعه، به‌ویژه در مورد شیوه‌هایی که موجب آسیب جدی به بدن می‌شود، این رفتارها را جایز نمی‌دانند. اشکال دیگر خودآزاری معنوی و مذهبی در ادیان دیگر نیز رایج است. در سایر ادیان: - در روایت کتاب مقدس، کاهنان «بعل» (خدای باستانی کنعانیان حدود هزار و پانصد تا هزار سال پیش از میلاد مسیح) برای جلب توجه خدا، با شمشیر و نیزه بدن خود را می‌خراشیدند و خون جاری می‌کردند. - هندوئیسم: در برخی آیین‌های محلی مانند تایپوسام (به‌ویژه در میان تامیل‌ها)، سوراخ کردن پوست، زبان یا گونه با سیخ و قلاب به عنوان نذر یا ریاضت. - ادیان بومی آمریکای شمالی: در برخی قبایل، آیین «رقص خورشید» (Sun Dance) شامل سوراخ کردن پوست سینه یا پشت و تحمل درد به عنوان آزمون معنوی یا قربانی است. علم چه می‌گوید؟ برخی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان دین بر این باورند که تحمیل داوطلبانه رنج به خود در راه یک باور مذهبی می‌تواند پدیده‌ای موسوم به «ناهمسازی شناختی» را تقویت کند. بر اساس این دیدگاه، فرد پس از تحمل درد یا پرداخت هزینه‌ای سنگین برای یک عقیده، ترک آن را دشوارتر می‌یابد؛ زیرا در این صورت باید بپذیرد که آن رنج یا فداکاری بیهوده یا ابلهانه بوده است. از این رو، برای کاهش این ناهمسازی ذهنی، افراد ممکن است بیش از پیش به باور یا گروه مذهبی خود پایبند و در آن متعصب شوند. #خودآزاری #آیین #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 671
11
A Temple with Doors Open to Everyone In the heart of Delhi—a city rich in religious and cultural diversity—stands a building
A Temple with Doors Open to Everyone In the heart of Delhi—a city rich in religious and cultural diversity—stands a building whose message goes far beyond architecture. The Lotus Temple is a symbol of tolerance, peaceful coexistence, and respect for human diversity. Designed by Iranian architect Fariborz Sahba and opened to the public in 1986, it was created as a place where people of every faith, belief, and background can come together in peace. Inside the temple, there are no clergy, no pulpit, and no compulsory rituals. Visitors are simply invited to sit in silence, pray, meditate, or listen to readings from different sacred traditions. The temple’s remarkable architecture reflects the same vision: unity in diversity. The Lotus Temple reminds us that lasting peace begins when we open our doors—and our hearts—to one another with respect and understanding. Read the full article on the Dialogue website: https://dialog.tavaana.org/lotus-temple/ #گفت
1 456
12
بیش از پنج ماه بلاتکلیفی؛ نگرانی‌ها پیرامون وضعیت آرتین غضنفری افزایش یافته است با گذشت بیش از پنج ماه از دستگیری آرتین غضنفر
بیش از پنج ماه بلاتکلیفی؛ نگرانی‌ها پیرامون وضعیت آرتین غضنفری افزایش یافته است با گذشت بیش از پنج ماه از دستگیری آرتین غضنفری، شهروند بهائی و عکاس خبری، او همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به‌سر می‌برد و با درخواست آزادی موقتش به قید وثیقه نیز موافقت صورت نگرفته است. بر اساس اطلاعات دریافتی، آرتین غضنفری از بیماری‌های آسم، فشار خون و نارسایی قلبی رنج می‌برد و وضعیت جسمانی او در دوران بازداشت رو به وخامت گذاشته است. منابع مطلع می‌گویند که آقای غضنفری از دسترسی به خدمات درمانی مناسب محروم بوده و حتی امکان مراجعه به بهداری را نیز نداشته است. پیش‌تر سازمان‌های حقوق بشری و فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران با انتشار گزارش‌هایی نسبت به وضعیت آرتین غضنفری و ادامهٔ بازداشت او ابراز نگرانی کرده و خواستار توجه به شرایط این شهروند بهائی شده بودند. آرتین غضنفری، راوی و نویسندهٔ پادکست «ماه سیزدهم»، روز ۲۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منزل خود در تهران بازداشت شد. بنا بر گزارش‌ها، ۱۱ مأمور با ارائهٔ حکم قضایی به محل سکونت او یورش برده و پس از تفتیش منزل، محل کارش را نیز مورد تفتیش قرار دادند. مأموران در جریان این عملیات، شماری از وسایل الکترونیکی، کتاب‌ها و تجهیزات کاری و شخصی او را ضبط کردند. تداوم بازداشت آرتین غضنفری در حالی است که نگرانی‌ها دربارهٔ وضعیت جسمانی او و محرومیت از دسترسی به خدمات درمانی مناسب همچنان رو به افزایش است. لازم به ذکر است که آرتین غضنفری مراقب اصلی مادر سالخورده و بیمار خود بوده است و در پنج ماه گذشته این مادر از حمایت و مراقبت‌های لازم محروم مانده است. خواستهٔ خانواده، دوستان و نزدیکان آقای غضنفری رعایت حقوق قانونی این شهروند بهائی، پایان یافتن بلاتکلیفی و آزادی فوری او می‌باشد. #آرتین_غضنفری #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 105
13
با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عادل‌آباد این شهر کماکان ادام
با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عادل‌آباد این شهر کماکان ادامه دارد. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل خود در شیراز بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی منتقل شد. آقای زارع نهایتا پس از دوره‌ای از بازجویی‌ها که با فشارهای جسمی و روانی همراه بوده، به زندان عادل‌آباد انتقال یافت. پژمان زارع پدر کودکی است که اخیرا یک ساله شده است. متن زیر بخشی از دل‌نوشتهٔ او خطاب به فرزندش است: «رادوین عزیزم… امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگی‌ات... امروز ۹۲امین روزی است که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر می‌برم. در این مدت به تو فکر می‌کردم که در آینده چگونه این دوران را قضاوت می‌کنی. متأسفانه در ۹۲ روز گذشته به دلیل زندانی بودن نتوانستم وظیفهٔ پدری‌ام را در قبال تو انجام دهم و از این بابت شرمنده‌ام. وقتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودم، بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف می‌کردند که به خاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم و به فکر همسر و فرزندم نیستم. البته تحت تأثیر آن‌ها قرار نمی‌گرفتم، ولی با خود فکر می‌کردم رادوین عزیزم در آینده چگونه به این ایام فکر می‌کند. آیا این ایام را به عنوان بخشی از مراحل رشد و تکامل خودش در ابعاد مادی و روحانی می‌بیند یا نبود حضور فیزیکی پدرش را کوتاهی او و آسیب‌زدن به خودش می‌داند. در بازداشتگاه، یکی از هم‌سلولی‌هایم به من گفت رادوین در آینده به پدرش افتخار می‌کند که در راه حقیقت و کشورش استقامت کرده است. آن روز تصور کردم به خاطر دلگرمی‌‌ام این حرف را می‌زند، ولی وقتی از بازداشتگاه به بند قرنطینه زندان عادل‌آباد منتقل شدم در همان شب اول مورد استقبال ده‌ها نفر از هم‌سلولی‌های سابقم قرار گرفتم که موجب شگفتی خودم و زندانی‌های دیگر شد. بعدها متوجه شدم دلیل این استقبال… این بود که ایستادگی من در راه تعالی کشور عزیزمان، ایران، برایشان ارزشمند و قابل ستایش بود. هدف همهٔ ما ایرانیان پیشرفت و رشد کشور عزیزمان است. آیندهٔ درخشانی در انتظار کشور ماست، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی. برای ساخت این آینده باید هزینه داد. هر ایرانی به سهم خود هزینهٔ ساخت این آینده را پرداخت می‌کند، برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینهٔ این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بوده‌ای و نتوانستی از همراهی و نقش پدر در رشد و تعالی‌ات بهره ببری… رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی،‌ رشد، تعالی فکری و جسمی و روحانی‌ات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور در پیش داشته باشی... تولدت مبارک پسر عزیزم، رادوین جان دوستت دارم، بابا پژمان ۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۵ زندان عادل‌آباد شیراز، بند قرنطینه» #پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 313
14
خلافت کوردوبا که در قرن دهم میلادی در منطقه اندلس (اسپانیای تحت سلطه اسلامی) شکل گرفت، غالبا به عنوان یکی از نمونه‌های نسبتا
خلافت کوردوبا که در قرن دهم میلادی در منطقه اندلس (اسپانیای تحت سلطه اسلامی) شکل گرفت، غالبا به عنوان یکی از نمونه‌های نسبتا بردبار شکوفایی فرهنگی تحت تسلط دینی شناخته می‌شود. در دوران خلافت عبدالرحمان سوم و سپس پسرش، الحَکم دوم، در این منطقه از اروپا، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در جامعه‌ای زندگی می‌کردند که ناظران هم‌عصر به سبب دستاوردهای فکری و رویکردهای کثرت‌گرایانه‌اش آن را ستایش می‌کردند. این منطقه که توسط عده‌ای «زینت جهان» نامیده می‌شد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفت‌زده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنت‌های کلاسیک درگیر می‌شدند که برای دنیای مسیحی آن دوره به‌سختی قابل تصور بود. تاریخ‌نگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «هم‌زیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده می‌کنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمان‌شهر بی‌نقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهره‌مند بودند، با این وجود گهگاه نمونه‌هایی از تنش دینی نیز رخ می‌داد. بررسی این دوره تاریخی نشان‌دهنده پیچیدگی‌های تعاملات میان‌فرهنگی است. اگرچه مفهوم «هم‌زیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع هم‌عصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیق‌تر ثابت می‌کند که این محیط بیش از آنکه یک مدینه‌ی فاضله‌ی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد. برای مطالعه عمیق‌تر ابعاد این هم‌زیستی و واکاوی پرسش‌های تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، می‌توانید به مطلب زیر در سایت گفت‌وشنود مراجعه کنید: ‏https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate #رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا @Dialogue1402
6 251
15
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه: «عمامه‌پرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازه
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه: «عمامه‌پرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازه‌ترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامه‌پرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست. بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است. در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالایی‌اند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرم‌انگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.» در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاه‌ها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامه‌پرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند. منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنش‌گران #توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا@Dialogue1402
2 300
16
انحصار حقیقت و خشونت فکری؛ بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسان‌ها می‌توانند درباره‌ی مس+2
انحصار حقیقت و خشونت فکری؛ بنیاد خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی در جوامع آزاد، اصل بر این است که انسان‌ها می‌توانند درباره‌ی مسائل گوناگون اختلاف‌نظر داشته باشند و همچنان در کنار یکدیگر زندگی کنند. این همان روحیه‌ی «بیاییم توافق کنیم که اختلاف‌نظر داشته باشیم» است؛ اصلی که بر گفت‌وگو، رواداری و احترام متقابل استوار است. اما در جمهوری اسلامی، چنین اصلی هیچ جایگاهی ندارد. حاکمیت خود را مالک حقیقت مطلق می‌داند و هر صدای متفاوت را با برچسب «ضد انقلاب»، «مرتد» یا «مفسد فی‌الارض» سرکوب می‌کند. از همان آغاز، انحصار حقیقت به سیاست رسمی جمهوری اسلامی بدل شد و خشونت فکری را به ستون اصلی قدرت آن تبدیل کرد. سانسور کتاب‌ها و رسانه‌ها، محروم‌کردن استادان و دانشجویان منتقد، انحلال انجمن‌های مستقل و برخورد خشن با جنبش «زن، زندگی، آزادی» تنها نمونه‌هایی از این سیاست‌اند. در این نظام، آزادی بیان و حق انتخاب نه حقی انسانی، بلکه تهدیدی علیه بقای حاکمیت به حساب می‌آید. پیامد این انحصار، جامعه‌ای گرفتار ریا و دوگانگی است. بسیاری از شهروندان ناچارند در ظاهر تبعیت کنند، در حالی که در خلوت، اندیشه و سبک زندگی دیگری دارند. چنین اجبار و سرکوبی نه ایمان می‌آورد و نه مشروعیت؛ بلکه تنها به گسترش بی‌اعتمادی، خشم و فاصله‌ی روزافزون میان مردم و حاکمان می‌انجامد. اصل «agree to disagree» در حقیقت راهی برای همزیستی در دل تنوع است. اما جمهوری اسلامی دقیقاً در نقطه‌ی مقابل آن ایستاده: با ادعای مالکیت حقیقت، بر یکسان‌سازی اجباری و تحمیل ایدئولوژی تکیه می‌کند. همین خشونت فکری است که زمینه‌ی خشونت سیاسی و اجتماعی گسترده‌تر را فراهم کرده و سرکوب را به ابزار دائمی بقا بدل ساخته است. تا زمانی که این انحصار حقیقت ادامه دارد، نه جامعه به آرامش خواهد رسید و نه حکومت به ثبات. آینده‌ای انسانی تنها زمانی ممکن است که حق اختلاف به رسمیت شناخته شود و شهروندان بتوانند بی‌هراس از سانسور و سرکوب، آزادانه بیندیشند و زندگی کنند. #ایدئولوژی #حقیقت #توافق #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 339
17
نیایشگاه لوتوس در دهلی نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی در قلب دهلی، شهری با تنوع گسترده دینی و فرهنگی، بنایی
نیایشگاه لوتوس در دهلی نیایشگاهی برای همگان، الگویی از فضای مشترک دینی در قلب دهلی، شهری با تنوع گسترده دینی و فرهنگی، بنایی قرار دارد که پیامش فراتر از معماری است؛ نیایشگاه لوتوس نمادی از رواداری، همزیستی و احترام به تفاوت‌هاست. این نیایشگاه که به طراحی معمار ایرانی فریبرز صهبا در سال ۱۹۸۶ گشایش یافت، از همان ابتدا با این هدف ساخته شد که همه انسان‌ها، فارغ از دین، مذهب یا عقیده، بتوانند در فضایی آرام کنار یکدیگر بنشینند، دعا کنند، مراقبه کنند یا تنها در سکوت تأمل کنند. در این بنا نه خبری از روحانی و منبر است و نه آیینی اجباری؛ تنها سکوت، احترام و پذیرش دیگری. معماری چشم‌نواز آن نیز بازتاب همین اندیشه است: وحدت در عین تنوع. نیایشگاه لوتوس یادآور این حقیقت است که صلح و همزیستی، زمانی ممکن می‌شود که درهای گفت‌وگو و احترام متقابل به روی همه انسان‌ها گشوده باشد. متن کامل این مطلب را در وب‌سایت «گفت‌وشنود» بخوانید: https://dialog.tavaana.org/lotus-temple/ لینک در استوری و بیو صفحه #تنوع #تکثر #رواداری #پلورالیسم #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 949
18
تناقض بقا چرا توافق سیاسی در جمهوری اسلامی به «گشایش داخلی» نمی‌انجامد؟ این پرسش که آیا جمهوری اسلامی «اصلاح‌پذیر» است، بیش ا
تناقض بقا چرا توافق سیاسی در جمهوری اسلامی به «گشایش داخلی» نمی‌انجامد؟ این پرسش که آیا جمهوری اسلامی «اصلاح‌پذیر» است، بیش از آنکه یک بحث تئوریک باشد، تجربه‌ای است که جامعه ایران در چهار دهه گذشته با گوشت و پوست خود لمس کرده است. بسیاری امیدوارند که با نهایی شدن توافقات احتمالی با آمریکا و آزادسازی منابع ارزی، حکومت دست به گشایش‌های سیاسی و اجتماعی بزند؛ اما شواهد موجود، روایت متفاوتی از «ذات بقای ایدئولوژیک» این نظام ارائه می‌دهد. سیاست جمهوری اسلامی همواره «سینوسی» بوده است؛ به این معنا که در بزنگاه‌های مرگ و زندگی، چه در مواجهه با جنگ و چه در اعتراضات و بحران های داخلی، حکومت از برخی مواضع ایدئولوژیک خود به‌صورت تاکتیکی عقب‌نشینی می‌کند تا «امنیت نسبی» را بازسازی کند. اما بلافاصله پس از عبور از بحران و رسیدن به ثبات، نه تنها گشایشی رخ نمی‌دهد، بلکه سرکوب‌ها با شکل‌های نو بازمی‌گردند. دقیقا در شرایطی که مردم زیر فشار تورم افسارگسیخته و دلار ۱۸۰ هزار تومانی در حال فروپاشی اقتصادی هستند، حاکمیت نه تنها «قرارداد اجتماعی» را بازنگری نمی‌کند، بلکه برای حفظ ابزار ترس، فشار بر سبک زندگی را به اوج رسانده است. همزمان با اخبار توافق، شاهد پلمب گسترده کافه‌ها و اماکن فرهنگی هستیم. صدور حکم شلاق برای پرستو احمدی و اعضای گروهش به جرم برگزاری یک کنسرت مجازی در یوتیوب، گواهی است بر این حقیقت که «آزادی» برای این حکومت، یک خط قرمز غیرقابل‌عبور است، حتی اگر در اوج نیاز به مشروعیت و آرامش باشد. این اقدامات نشان می‌دهد که برای حاکمیت، «ثبات سیاسی» از طریق «سرکوب» به دست می‌آید، نه از طریق «رضایت عمومی». توافق با غرب برای جمهوری اسلامی نه راهی برای گشایش فضای تنفسی جامعه، که «اکسیژنی برای دستگاه سرکوب» است. حکومت با استفاده از درآمدهای حاصل از توافق، نه زیرساخت‌های اقتصادی را ترمیم می‌کند و نه به فشارهای اجتماعی پایان می‌دهد؛ بلکه منابع را صرف تقویت نهادهای امنیتی و بازتولید ایدئولوژی‌اش می‌کند. در واقع، تداوم پلمب‌ها و احکام قضایی علیه هنرمندان در میانه بحران معیشتی، پیامی روشن به جامعه است: حکومت نه تنها اصلاح‌پذیر نیست، بلکه هرگونه گشایش در سیاست خارجی را فرصتی برای «تسویه‌حساب» با جامعه مدنی می‌بیند. جمهوری اسلامی آموخته است که امتیاز دادن به «دشمن خارجی»، هزینه بقا برای «سرکوب داخلی» است. بنابراین، انتظار گشایش از سیستمی که موجودیتش را در گرو تقابل با سبک زندگی مدرن و خواسته‌های جامعه مدنی می‌داند، نوعی خوش‌خیالی تاریخی است. تا زمانی که ایدئولوژی حاکم بر ستون «دشمن‌تراشی» و «نظارت بر بدن و افکار مردم» استوار است، هیچ توافق خارجی نمی‌تواند منجر به «آزادی داخلی» شود؛ چرا که برای این نظام، آزادیِ شهروندان، بزرگ‌ترین تهدید برای امنیت حکومت است. #توافق #سرکوب #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 336
19
گفت‌وگو؛ شرط زیستن در حقیقت گفت‌وگو، بنیان اصلی جامعه‌ای است که در آن حقیقت مجال بروز می‌یابد. زیستن در حقیقت، بدون امکان گفت+2
گفت‌وگو؛ شرط زیستن در حقیقت گفت‌وگو، بنیان اصلی جامعه‌ای است که در آن حقیقت مجال بروز می‌یابد. زیستن در حقیقت، بدون امکان گفتگو، به امری فردی و محصور در درون بدل می‌شود. در گفت‌وگو است که انسان‌ها می‌توانند دیدگاه‌های متفاوت خود را بی‌واسطه بیان کنند، سوءتفاهم‌ها را کاهش دهند و به درکی مشترک از واقعیت برسند. یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، گفت‌وگوی آزاد و عقلانی را شرط تحقق کنش ارتباطی می‌داند؛ او معتقد است تنها از خلال گفت‌وگوی مبتنی بر احترام متقابل، حقیقت جمعی و تصمیم‌گیری دموکراتیک ممکن می‌شود. در جامعه‌ای که گفت‌وگو وجود ندارد، دروغ و سوءظن ریشه می‌دوانند. عدم گفت‌وگو میان اقشار مختلف، اقلیت‌ها و نهادهای قدرت، منجر به شکل‌گیری «زیستن در دروغ» می‌شود؛ حالتی که در آن افراد یا از ترس، یا از بی‌اعتمادی، آنچه را می‌اندیشند پنهان می‌کنند. نمونه‌اش را می‌توان در جوامعی دید که کنترل و سانسور، امکان گفتگو را از میان برده‌اند و شهروندان در انزوای فکری و شکاکیت مزمن نسبت به یکدیگر گرفتارند. هاول در قدرت بی‌قدرتان به همین وضعیت اشاره می‌کند: انسان‌هایی که حتی در درون خود نیز به زبان قدرت سخن می‌گویند، چرا که امکان گفت‌وگوی راستین را از دست داده‌اند. فقدان گفت‌وگو، همچنین زمینه‌ساز خشونت، بی‌اعتمادی و قطبی شدن جامعه است. اعتراضات اجتماعی‌ای که با سرکوب یا بی‌توجهی مواجه می‌شوند، در غیاب مجرای گفت‌وگوی واقعی، به شکل‌های رادیکال و گاه ویرانگر بروز می‌یابند. جنبش‌های مدنی، مانند جنبش زنان در ایران یا جنبش سیاه‌پوستان در آمریکا، وقتی با شنیدن، همدلی و مذاکره همراه می‌شوند، امکان حل مسالمت‌آمیز مطالبات را فراهم می‌کنند. اما وقتی راه گفت‌وگو بسته می‌شود، جامعه به سوی تنش دائمی می‌رود. در نهایت، گفت‌وگو نه تنها راه رسیدن به حقیقت است، بلکه خود نوعی کنش در راستای حقیقت به شمار می‌آید. گفت‌وگو یعنی پذیرفتن این‌که دیگری نیز سهمی از حقیقت دارد. به تعبیر گادامر، فیلسوف هرمنوتیک، «گفت‌وگو، فرآیندی است که در آن حقیقت بین طرفین اتفاق می‌افتد، نه در مالکیت هیچ‌یک از آن‌هاست.» بنابراین، اگر بخواهیم در جامعه‌ای زیست کنیم که حقیقت در آن زنده باشد، باید فرهنگ گفت‌وگو را نه‌فقط در سیاست، بلکه در خانواده، آموزش و زندگی روزمره نهادینه کنیم. #گفتگو #قدرت_بی_قدرتان #زندگی_در_حقیقت #گفتگو_توانا @Dialogue1402
2 584
20
فرایندهای حلقه: یک روش نو/کهن برای صلح‌جویی در جوامعی که زخم بی‌اعتمادی، خشونت، حذف و قطبی‌شدن عمیق شده است، گفت‌وگو فقط ردوب
فرایندهای حلقه: یک روش نو/کهن برای صلح‌جویی در جوامعی که زخم بی‌اعتمادی، خشونت، حذف و قطبی‌شدن عمیق شده است، گفت‌وگو فقط ردوبدل‌کردن کلمات نیست؛ راهی برای بازسازی رابطه، شنیدن رنج‌ها و یافتن امکان‌های تازه برای همزیستی است. کتابچه «فرایندهای حلقه: یک روش نو/کهن برای صلح‌جویی» نوشته کی پرنیس، از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه عدالت ترمیمی و حلقه‌های صلح‌ساز، راهنمایی کوتاه و کاربردی برای فهم و به‌کارگیری گفت‌وگوهای حلقه‌ای است. این شیوه، افراد را در فضایی برابر و امن گرد هم می‌آورد تا به جای رقابت، سرزنش و حذف، یکدیگر را بشنوند، مسئولیت بپذیرند و برای حل مسئله‌های مشترک راهی انسانی‌تر پیدا کنند. این کتابچه برای فعالان مدنی، آموزگاران، تسهیلگران، اعضای گروه‌ها و همه کسانی سودمند است که می‌خواهند در خانواده، جامعه، مدرسه، محل کار یا کنشگری مدنی، فرهنگ شنیدن، احترام متقابل و صلح‌سازی را تمرین کنند. کتابچه «فرایندهای حلقه: یک روش نو/کهن برای صلح‌جویی»،‌اثر کی پرانیس، را با ترجمه آموزشکده توانا به رایگان دریافت کنید و بخوانید! ‏https://dialog.tavaana.org/circle-processes-kay-pranis/ #رواداری #صلح #گفتگو_توانا
2 163