𝗠𝗮𝗵𝘆𝗮 (𝘂𝗻𝗵𝗶𝗻𝗴𝗲𝗱)
رفتن به کانال در Telegram
(\ /) („• ֊ •„) ━O━O━━━━━━━━━ ・:ببخشید که براتون پلو درست نکردم :三 ━━━━━━━━━━━━━
نمایش بیشتر97
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
Repost from يكم متفاوت باش
You summoned a cannibal
You summoned an underfed animal
You summoned a cannibal
This sun is so incomplete always
#metal
@yekammotafavetbash
Repost from يكم متفاوت باش
There's something inside you
It's hard to explain
They're talking about you, boy
But you're still the same
Click: 1:15
|Crop Coffee House|📍☕️
@yekammotafavetbash
2:35
You looked like you were flying I've never seen you so happy And in the midst of me trying You caught up and you lapped me
Repost from ﹝ 🫧 بابالنگدراز💌☕️ ﹞
بابالنگدراز…
یکی از نامههایی که دریافت کردم، از مزرعهی گرین گیبلز بود. آنهشرلی… همون دختری که موهای قرمزی داشت و مدام غر میزد که چرا باید موهام قرمز باشه.
راستش رو بخواید، فکر میکنم حالا دیگه آنه با موهاش آشتی کرده. آدمها بالاخره یک روز یاد میگیرن با چیزهایی که نمیتونن تغییرشون بدن، مهربونتر باشن.
نامهاش بوی بارون میداد؛ بوی درختهای افرا، جادههای خاکی، و عصرهایی که آدم دلش میخواد فقط روی ایوان بشینه و ابرها رو بشماره.
برام از ماریلا نوشته بود، از اینکه گفته بود باید چیزهای قشنگ و ساده نگه داریم. خیلی به دلم نشست و قلبم رو گرم کرد.
بابا…
ما دخترهای قصهها، انگار بیش از اونکه توی خونه زندگی کنیم، در امیدهامون زندگی میکنیم. یکی در یتیمخانه، یکی در گرین گیبلز، یکی در خوابگاه کالج… اما همگی منتظریم کسی پیدا بشه که باورمون کنه؛ حتی وقتی خودمون هنوز مطمئن نیستیم به چه کسی تبدیل خواهیم شد.
بابالنگدراز…
اگر روزی نامهای از دختری با موهای قرمز دریافت کردید، براش بنویسید که بعضی رنگها، اونقدر خاص هستن که دنیا مجبور میشه دیرتر دوستشون داشته باشه.
با عشق،
جودی آبوت💌🫧
