عکسهایی که نیاز به شرح ندارند و بالعکس.
رفتن به کانال در Telegram
2 047
مشترکین
+124 ساعت
-47 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
خواب دیدم که سر زلف تو در دستم بود
بوی عطری به مشامم زد و بیدار شدم
#میوحات
ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم
ای بیخبر ز لذت شُربِ مدامِ ما
#میوحات
و از آن شب میان من و باران قراری ماند؛
هر بار که ببارد، یادِ تو در من زنده شود.
سربههمآورده دیدم برگهای غنچه را
اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد
#میوحات
آن روز گفتم سرم که خلوت بشود، این دلتنگی را چاره میکنم؛ با بوسهای.
