Where the whales die .
رفتن به کانال در Telegram
The July that he left me. The blue whale of my cloudy springs has slipped from my hands. https://t.me/Ffaaiirryybot
نمایش بیشتر320
مشترکین
-124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-230 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+5
در 2 کانالها
اوت '26
+5
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+37
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+33
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+11
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+6
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+35
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+39
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+15
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+54
در 5 کانالها
Get PRO
اوت '25
+251
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+36
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+64
در 7 کانالها
Get PRO
مه '25
+38
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+59
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '25
+21
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+73
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+86
در 9 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+59
در 9 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+38
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+75
در 11 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+70
در 7 کانالها
Get PRO
اوت '24
+176
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئیه '240
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+20
در 7 کانالها
Get PRO
مه '240
در 5 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+7
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '240
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+108
در 8 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | 0 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | +1 | |||
| 07 سپتامبر | +2 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | +1 | |||
| 04 سپتامبر | +1 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | میخوام یادم بره تنهام. | 47 |
| 3 | بدون متن... | 1 |
| 4 | Asfalt_Sackrun_Navid_Ghaleb_Nima_Ramezan_Saleh_KhanMohammadi_A.m4a | 12 |
| 5 | بدون متن... | 12 |
| 6 | Shahr-e Laghzan.m4a | 56 |
| 7 | بدون متن... | 1 |
| 8 | Shahr-e Laghzan.m4a | 1 |
| 9 | بدون متن... | 34 |
| 10 | پیام ویدیو | 52 |
| 11 | حالا هرروزی، هرجایی و بطور اتفاقی بشنومش دوباره سلام به تو عزیزم | 56 |
| 12 | اینکه بعد متنی که برات نوشتم این آهنگو بذارم یعنی تایید بنده بر اینکه این آهنگ برایِ توعه | 56 |
| 13 | آهنگها وقتی منو یاد کسی بندازن ناخوآگاه تعلق پیدا میکنن به اون شخص
حالا فرض میکنیم تو از آدمی که قراره با این آهنگ یادش بیوفتی متنفری
مغزت یه دلیل بهت میده که با هربار شنیدنش بری توی خودت | 56 |
| 14 | میخواستم اینو نذارم چون از یه عادتی که دارم متنفرم | 56 |
| 15 | @he_and_his_friends | 68 |
| 16 | امشب موقع دیدن اجرا ،
هربار به یادت افتادم اشکامو لمس کردم . | 68 |
| 17 | سلام به موهای ایستاده روی پوست
لب عمیقترین دره نزدیک
هیچوقت برای پریدن دیر نیست
هیچوقت دیر نیست | 52 |
| 18 | عمیقترین نقطه غار.mp3 | 67 |
| 19 | تو یه داستان واقعی بهم بدهکاری.
یه جایی باید برمیگشتی؛ برمیگشتی و میدیدی من انگار نود ساله که منتظرتم.
خیلی گذشته، من اما همهجا صورتتو میبینم، صداتو میشنوم، زمینی که قدماتو روش گذاشتی میبوسم...
خیلی گذشته، اما باید برمیگشتی. باید برمیگشتی که بهم بگی: «متأسفم که نتونستم مراقبت باشم.» بگی: «چقدر بد زخمی شدی وقتی که یه موجود کوچولوی آسیبپذیر بودی.» بگی: «ببخشید که همهی زخمهای روی تنت کارِ دست منه.» «ببخشید که من هیچوقت بهتر از تو برای اینکه ترکش کنم ندیدم.» «ببخشید، من دیوار کوتاهتر از تو برای پریدن از روش پیدا نکردم.» «ببخشید، من ظرف نازکتر از تو برای شکستن جلوی دستم نبود.»
دلم میخواست یکبار، فقط یکبار، یه عذرخواهی ازت بشنوم. یکبار ازت بشنوم که صدای منو شنیدی وقتی که داشتی پشت سرت جام میذاشتی. بدونم برای فقط یکبار به من فکر کردی؛ که ازت یه زخم به جا مونده، یه خراش، یه درد که هنوز خونریزی میکنه.
دلم میخواست یکی از همین شبا بودی. صدای رعدوبرق که میاومد، سمت اتاقت میدویدم و بهت میگفتم: «نگاهم کن. صدا که توی اتاق پخش میشه، گوشامو میگیرم، چشمامو میبندم؛ چون تو نیستی که بهم بگی نترس. نیستی که جلوی لرزیدن تنم، جلوی یخ شدن دستام، جلوی سردردامو بگیری.»
من میخوام هزاربار نبودنتو، رفتن بیموقعتو داد بزنم. شاید یکی از همین فریادام اونقدر بلند باشه که بشنویش.
خیلی از رفتنت گذشته؛ تا الان احتمالاً باید فراموشت میکردم.
بودنتو یادم رفته، اما قرار نیست اون بچه فراموش کنه که چطور از جلوی چشمهاش بردنت.
الان برگردی، عذرخواهی کنی، این چشمها اون چشمهایی نیستن که موقع رفتنت دیدیشون.
تو باید به حداقل ده سال قبل برگردی، از اون بچهی هشتساله عذرخواهی کنی.
باید خیلی عذرخواهی کنی.
باید به اندازهی تموم این سالها عذرخواهی کنی.
باید عذرخواهی کنی...
خانم مالی- | 67 |
| 20 | Banouye_Gisou_Hanayee_فرهاد_مهراد_بانوی_گیسو_حنایی_Farhad_Me.m4a | 75 |
