469
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-137 روز
-10630 روز
آرشیو پست ها
469
عادت داشت نوک خودکار را بین لبهایش بگیرد، یک روز جامدادیاش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
میدانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانیای بود، فقط من و خودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لبهایم آبی شده، میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد
همیشه آبی.
469
ببین آناهید توی پنهون کردنا همچیز خوب استعداد داره و تا وقتی نخواد هیچکس نمیفهمه حتی منی که باهاش زندگی میکنم
