سبز آسمونی، آبی چمنی!
رفتن به کانال در Telegram
"بیشباهت به آنچه که میشناختی." . http://t.me/HidenChat_Bot?start=6564921101
نمایش بیشتر896
مشترکین
+124 ساعت
-77 روز
-1430 روز
آرشیو پست ها
نیان اول اومدم بهت ناشناس بدم نوشته بود فرد مورد نظر در حال حاضر تمایلی به دریافت پیام ناشناس ندارد!
بار دوم درست شد فکر کنم خرابه لینکه
اگه هنوز گوشیمونو رو آلارم نذاشتید برای فردا، بیایین حرف بزنیم
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6564921101
میگن ادمارو توی مسافرت باید بشناسی واقعی تک تک این بچهها یک تیکه از ماهن که من تازه شناختمشون🫠
سه روزه اومدم مسافرت، روز اول دستم لای در موند، روز دوم افتادم تو رودخونه و دستم با چاقو برید، امروزم توپ خورد تو بینیم رفتیم بیمارستان. از الان استرس فردارو دارم.
کلی عکسهای قشنگ گرفتم که هیچکدومش قابل پخش نیست متاسفانه فقط بدونین خیلی ململانی و شهشهانی شدن :)))
Repost from N/a
انقدر خوشحالم که نیان باهامون اومده مسافرت که امروز یادم رفت قرص آسنترامو بخورم😂
یه چیزی بدجور روی دلم سنگینی میکنه. همیشه میگن هر آدمی میاد که یه درسی بهت بده و بعد بره. من این درس رو خیلی سخت گرفتم.
«نگید!» این بزرگترین درسی بود که این اواخر یاد گرفتم. از جزئیاتِ روابط قبلیتون نگید، از اتفاقایی که لزومی نداره پارتنرتون بدونه نگید، پیش خودتون فکر نکنید که «این آدم با بقیه فرق داره» همه چی رو درمورد خودتون به بقیه نگید.
باور کنید آدما خیلی وقتها سنگدلتر از اون چیزی هستن که فکرش رو میکنید. یه روزی میرسه که میفهمید اون کسی که فکر میکردید امنترین آدمِ زندگیتونه، در واقع داشته تکتکِ حرفهاتون رو جمع میکرده تا یه روزی علیهتون استفاده کنه. اون موقع شوکه نشید، چون درست همونجا، اون آدم تمام اون چیزهایی که به اعتمادِ خودتون بهش گفته بودید رو میکوبه توی صورتتون.
خلاصه که گوش کنید: واقعاً همه چیز رو نگید. رازِ موندگاریِ آرامشِ خودتون، تو نگفتنهاتونه.
#نیان
بعدها برای بچه هام تعریف کنم که هربار برام خواستگار میاومد من گریه میکردم احتمالا بهم میخندن.
واقعا از این روندِ خواستگاری خسته شدم. از اینکه مدام باید در موقعیتهایی قرار بگیرم که هنوز حتی آدمِ مقابلم رو نمیشناسم، اما باید زیر نگاههای کنجکاو و منتظرِ هر دو خانواده، دربارهی آیندهم تصمیم بگیرم. این فشارِ همیشگی برای “نتیجه گرفتن” و “فقط ازدواج کردن” دیگه واقعاً توانم را گرفته.
