.Reflection.
رفتن به کانال در Telegram
1 037
مشترکین
-524 ساعت
-207 روز
-4730 روز
آرشیو پست ها
1 037
من گریسته ام آری.
مدتی است که با هر ضربهی کوچکی،
با هر بهانه اندکی ، به گریه میافتم!
دوستِ من،
دلم زخم دارد،
همین.
1 037
I just needed company now
Yeah, I just needed someone around
Yeah, I don't care what song that we play
Or mess that we make
Just company now
1 037
من فکر میکردم قراره best friend باشیم چرا باعث شدی آخرش مثل comfort crowd احساس اضافی بودن داشته باشم؟
1 037
Don't tell me it's ovеr, we can start it over
너는 나의 네 잎 clover
Yеah, I can feel your touch, I remember your kiss
그 말은 아팠지 and I miss you
1 037
به آسمان خیره مانده بود. گفتم: ماه را دوست داری؟ گفت: بله، و همچنین خورشید و ستارگان را. اما فکر میکنم بیش از همه ی اینها دریا را دوست داشته باشم. افسوس، از غرق شدن میترسم. گفتم: گمان کنم همه ی ما از آن چیز که عاشقش هستیم کمی میترسیم. به او خیره ماندم.
1 037
And When I’m Back In Chicago, I Feel It
Another Version Of Me, I Was In It
I Wave Goodbye To The End Of Beginning
This Song Has Started Now, And You’re Just Finding Out
1 037
If you're in the mood
We can take it to the moon
Just like a movie scene
Table for two
No need to be fed
I want you instead
1 037
تو نه از سرم افتادی،نه از دلم
مهم نیست زود به زود ببینمت یا دیر به دیر
اصلا ببینمت یا نبینمت،
هر جا که باشم،چه بهت دور چه نزدیک،
همیشه تو قلب و ذهنِ من زنده ای و نفس میکشی
تو ، تویِ هر نبضی که میزنم،
تویِ هر نفسی که میکشم،
تویِ هر پلکی که میزنم،
تویِ هر فکری که میکنم وجود داری
از خاطرِ من پاک شدنی نیستی غریبِ آشنا.
