فریب کلاهبرداران را نخورید! تلمتریو این کانالها را شناسایی و برچسبگذاری میکند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈
تبادل (اکانت بزرگه)💖
رفتن به کانال در Telegram
اطلاعاتی وجود ندارد
مشترکین
-3424 ساعت
-347 روز
-2130 روز
5 631
نمایش های پست
~ 4 00624 ساعت
~ 4 32648 ساعت
563.66%
نرخ مشارکت
~ 8
پست های در روز
آرشیو پست ها
PUBLIC🔥 GAY🔥
#پارت_32 رو سرچ کن💀
دستهاش رو محکمتر به دیوار چسبوند و مارکوس با قدرت بیشتری داخلش ضربه میزد
_ من عاشق س*کس توی حموم با این بدن سک*سی شدم
با برخورد #دیک مارکوس به نقطهی حساسش، با نالهی بلندی روی دیوار حموم...
https://t.me/+3xGsVGzPoRxiMzc0
https://t.me/+3xGsVGzPoRxiMzc0
𝙄𝙛 𝙮𝙤𝙪 𝙙𝙤𝙣'𝙩 𝙗𝙚𝙝𝙖𝙫𝙚, 𝙩𝙝𝙚𝙣 𝙄'𝙡𝙡 𝙝𝙖𝙫𝙚 𝙩𝙤 𝙨𝙥𝙖𝙣𝙠 𝙮𝙤𝙪🔞🔥🏳🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - پشت کن و بالهای کوچولوت رو بسپر به ددی! به س*وراخ خیس و تپندم خیره شد و با اس*پنک لپِ سفیدِ ب*اسنم رو سرخ کرد! - فرشته کوچولوی من، میخوای زیر ک*یر شیطان زجه بزنی؟ با چشمای اشکی و پر انتظار سری تکون دادم.. - لطفا دیاکو با ک*یر کلفتت س*وراخم رو پر کن .. سیلی به س*وراخم کوبید .. - لطفا چی بیبی بوی؟! جملت رو کامل بگو!
دو همکلاسی از دو دنیای متفاوت تو کلاس ح*شری میشن و..💧🙊🔞🏳🌈
گـــــی بکن بکن مخصوص بزرگسالان🙊🏳🌈😈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️
𝙂𝘼𝙔🏳🌈𝘽𝘿𝙎𝙈🙊🩸 𝙁𝙪*𝙘𝙠 𝙢𝙚 𝙢𝙮 𝙙𝙚𝙫𝙞𝙡🔞🪽- فرشته کوچولوی تخس من، داشتی بدونِ اجازه ی ددی ک*یر کوچولوت رو میمالیدی؟ ک*یرم رو تو دستای بزرگش گرفت و فشار داد .. با بالا پایین کردنِ دستاش ناله ای کردم.. - آههه اوففف ددی یکم دیکه ادامه بدی آبم میاد! شصتش رو، رو کلاهکِ ک*یرم کشید و با ك*یر قطور و کلفتش س*وراخم رو بازی داد..🍆💧🏳🌈🥵 Link Link
مچِ پسر کوچولوشو حین خود ارضایی میگیره و س*وراخشو😈🏳🌈💦ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️
𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙤𝙛𝙚𝙧🏳🌈🔥🔞ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ با صدای ناله ی عمیقی لبخندی رو لبم نشست.. لای در و باز کردم و به فرشته کوچولوی تو تختم خیره شدم.. - باز هوسِ ک*یرِ ددی رو کردی و خودتو مالیدی؟ چشمای خمارش باز شد و با نگاهش بهم التماس کرد تا خیلی سخت بکنمش.. به سمتش حجوم بردم و ک*یرشو چنگ زدم.. تند تند براش هندجاب کردم طولی نکشید که آب*ش رو دستام پاشیده شد و بالهای کوچولوی سفیدش...🔞🏳🌈🪽💦 Link Link
شیطان و فرشته هم اتاقیِ هم میشن و هر شب 🔥💧🏳🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️
#هـــ🏳🌈ــــالسین🔞🔥
دبیرستانِلوفر، دنیای فرشته ها و شیاطین🪽🙊ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ - فرشته هام مگه ح*شری میشن؟ به چشمای خمارو وحشیش خیره شدم .. به حجمِ بزرگِ ک*یرش که داخل وان مشخص بود نگاه کردم.. - اون ک*یر جهنمیت رو فرو کن توم... قهقهه ای زد و با هیجان بلندم کرد و یک دفعه ای رو ک*یر بزرگش نشوندم..🏳🌈🔞🙊🪽 Link Link
فرشته کوچولویی که ح*شری شده و تو حمومِ خوابگاه با هکلاسیش که یه شیطانه خودشو ارض*ا میکنه💦🍆🏳🌈ᵇᵃⁿⁿᵉʳᵗʰᵃⁿᵃ
بنرزنیتانا @HiThana 🖤❗️
#گی_خشن_صحنه_دار 😍🏳🌈🍷
- انقدر کونت گذاشتم که به خون ریزی افتادی این بار از دهن جرت میدم!💦🔞😈
عصبی بهش زل زدم و دست کش رو برداشت
- بیا جلو پسرم ببینم چه بلایی سر #کونت آوردم!
آب دهنم رو قورت دادم هنوز کونم تیر می کشید و طوفان نعره زد
- گمشو اینجا پدر سگ! نیای نامزدتو میفرستم زیر بادیگاردم...
سمتش رفتم و #قمبل کردم دستش که روی #لپرای باسنم نشست لرزیدم
با صدای خشنی گفت
- نلرز پسرم زیر دستم! هیشششششش
سوراخت سرخ شده...
#وازلین رو برداشت که نالهای کردم و دور انگشتش وازلین رو چرخوند دور #سوراخ کونم کشید
- ای طوفان! ای.....
پوزخندی زد و محکم #اسپنکی روی باسنم زد که چهرهام درهم شد
- هنوز نکردم توت که #ناله می کنی!؟
با حس چیزی پشتم خواستم برگردم که شیشه رو توی کونم کرد
نالیدم
- اییی سوختمممم.... اییی طوفان درش بیار...
شیشه رو درآورد و #مردونگی خودش رو تو کونم فرو برد...
https://t.me/+15kx0f3HWEcwOTM0
https://t.me/+15kx0f3HWEcwOTM0
با اکیپ رفتیم شمال تا کنار دریا و ویلا حالمون عوض شه🌊
گم شدیم و گیر گلهی گرگ ها افتادیم🐺🩸
گرگینه اعظم دستور داد ما رو بخورن و خونمون رو به گلهی خون آشامها هدیه بدن ولی اون عوضی از من خوشش اومد😐😂
مآه و خون نزدیک بود و حشرش زد بالا😐💦
وقتی که مست می خواست بهم تجاوز کنه اشتباهی به رفیقم تجاوز کرد درحالی که پارتنر داشت🥲🍑🔥
من بخت برگشته با بچهها رو درحال فرار دید و باهام رابطه داشت و از شانس خوبم حامله شدم🙂
گی فورسام
https://t.me/+15kx0f3HWEcwOTM0
لیتل بوی کوچولو همراه مامی و ددیش میره دور بزنه که ددیش تصمیم میگیره توی ماشین ترتیب سکسی بویش رو بده و...🌸🍓
_شلوارتو در بیار و پاهاتو باز کن.
با استرس کاری که ددی میگه رو انجام میدم و همزمان مامی یه چیزی روی سوراخم میماله.
ددی یه دیلدو کینگ سایز روی روی سوراخم میزاره و کل حجم اون دیلدو رو وارد سوراخ ملتهبم میکنه.
از دردش ناله بلندی میکنم و صندلی ماشینو چنگ میزنم که با قرار گرفتن یه دیلدو دیگه روی سوراخم....🔞💦🍑
https://t.me/+tpSpRgSq2sNhZjk0
https://t.me/+tpSpRgSq2sNhZjk0
🔞آرشام لیتل بوی هورنی که بخاطر فرستادن نود به مامی خشنش مجبور میشه با ویبراتور توی سوراخش بره دانشگاه💦
#بزرگـــــــــسال #مامـــــــــی_لیتلبوی #فــــولصحنه
_مامی #آهههه🥵 لطفا آرومتر درد داره.
#اسپنک محکمتری روی لپ باسن🍑 قرمزش کوبیدم و #کیرش رو مالیدم. بدنش رو روی میز میکشید و ناله🔥 میکرد.
_اعتراض نشنوم بیبی اینطوری بیشتر جریم میکنی.
_آهههه آه چشم.
باسن دردناکش رو آروم نوازش کردم و #کصم رو به دهنش فشردم که زبونی از بالا تا پایینش کشید و #تلمبهای🔞 داخلم زد
_آههه همینه پسر کوچولوی مامی خوب بلده چطوره از زبونش استفاده کنه تا جایزه بگیره.
_یعنی مامی امروز به فاکم میده؟🥺🤤
انگشتم رو آروم سر دادم داخلش و لب زدم.
_بیبیم قراره حسابی #لذت ببره امشب.
https://t.me/+6Z6_cQqU1aVhNTdk
💢ظرفیت جوین توی چنل محدوده اگه اهل رمان ممنوعهای بیا💦
روی میز داگی شدم و باسنم به بیرون سوق دادم تا بیشتر در دسترس باشه. مامی تفی💦 روی سوراخم انداخت و خودکارش رو سمت سوراخم آورد که از سرماش نالهای کردم و سرم رو روی میز گذاشتم.
مامی خودکارو 🖊تند تند داخلم تکون میداد که صدای شلپ شلپ حباب ها 🫧 از باسنم بیرون میومد.
آهه ... آقا گرگه بهش تجاوز میکنه یا درسته قورتش میده؟! 🦹🏻♂💦
لیام: لعنتی تا کی میخوان بس کنن؟
با صدای گرفته از خواب گفت اما یادش نبود که دیگه اون همسایههای فعال نصف شبی دیگه اینجا نبودن که بخوان سروصدا کنن و اونو از خواب بیدار کنن!
چون اینجا یک کلبه بود، نه یک آپارتمان!!
دوباره چشمهاشو آسوده بست و نزدیک به خواب رفتنش بود که دوباره صدا رو شنید.
اما اینبار صدا رو واضحتر شنید و فهمید که اون صدای زوزه گرگ بود!!🐺
تازه یادش اومد که تنها وسط یک جنگل خوابیده بود!!
حسی شبیه ترس و مور مور تا بالای گردنش بالا رفت و سریع لبهی پتوشو چنگ زد و خودشو زیر پتو قایم کرد که نفسهای یک گرگ گرسنه رو کنار صورتش احساس کرد ... 😱🔥💦
https://t.me/+kNiJL1WV2L45NDlk
https://t.me/+kNiJL1WV2L45NDlk
یه رمان جدید با ژانر ترسناک و فانتزی میخوای؟ 🙈✨
پسر جوونی که میره توی دل یه جنگل زندگی میکنه و چند روز بعد به غلط کردن میفته چون اون جنگل یه نحسی داره و گیر یه گرگینه وحشی و گرسنه میفته.
حالا باید این وسط باسنشو فدا کنه یا گوشت و استخونش رو؟!😁💦
https://t.me/+kNiJL1WV2L45NDlk
https://t.me/+kNiJL1WV2L45NDlk
ژانر:#مافیایی #بزرگسال #هیجانی #انتقامی #gay🔥
پسری که برای انتقام به یه مافیا نزدیک میشه تا اون و عاشق خودش کنه اما به اشتباه گیر برادرش میفته و مجبوره هر شب تختش و گرم کنه💦
_ولم کن دستای #کثیفت و به من نزن حرومزادهه..
با شنیدن صدای نعرم خنده سرگرم شده ای کرد و بیشتر بین دیوار و خودش فشردم که با حس چیز #سفتی رو رونم نفسم و حبس کردم
_چرا مقاومت میکنی #کوچولو..
تو قرار بود به برادرم ک.ون بدی عوضش به من سرویس میدی قول میدم جوری بهت #لذت بدم که فکر و خیال برادرم از ذهنت ببپره
با مشت و لگد خواستم
پسش بزنم که بی توجه به تقلاهام دستشو به #شلوارم رسوند و شروع به باز کردن #دکمه شلوارم کرد که..🥵
https://t.me/+J1CAIV8jfxthNjU0
https://t.me/+J1CAIV8jfxthNjU0
#گی #مافیایی #اجباری
پسر کوچولوی #بیناجنسی که اشتباه سر از فاحشه خونه در میاره و با #خشن ترین مشتری اونجا برخورد میکنه❗️❗️
_بله قربان..تازه امده..همین امشب..دست نخوردست میتونید امتحان کنید🚫
قلبم با شنیدن حرف مرده مثل #قلب گنجشک شروع به تپش کرد جوری که میخواست سینمو بشکافه❌❌
بی توجه به حرفه مرده سرد نگاهشو بهم دوخت و دوباره با جدیت پرسید
_#باکره ای یا نه؟💦
_ب.بله
چشماش برقی زد که از حرفم پشیمون شدم
_پس با بدنت #خسارتمو امشب میدی..اگه بتونی راضیم کنی انعام خوبی بهت میدم #توله چموش
https://t.me/+J1CAIV8jfxthNjU0
این محتوا برای کاربران بالای ۱۸ سال در دسترس است
با ورود به سرویس، تأیید میکنید که ۱۸ سال یا بیشتر سن دارید.
