fa
Feedback
Narges.sagheb

Narges.sagheb

رفتن به کانال در Telegram

نویسنده

نمایش بیشتر
1 551
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '23
اکتبر '23
+1
در 0 کانال‌ها
سپتامبر '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+2 318
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+2 491
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
09 اکتبر0
08 اکتبر0
07 اکتبر+1
06 اکتبر0
05 اکتبر0
04 اکتبر0
03 اکتبر0
02 اکتبر0
01 اکتبر0
پست‌های کانال
Homayoun Shajarian Ahay Khabardar.mp34.32 MB

2
#قصه‌ی_جدید #به_زودی #نرگس‌ثاقب
1
3
#قصه‌ی_جدید #به_زودی #نرگس‌ثاقب
279
4
Roozbeh_Nematollahi_Basteh_Shode_chamdon_Safar_320_musicsweb_ir.mp3
344
5
https://t.me/n_sagheb
1
6
Amir Mahan - Barfe Zemestoon 320.mp3
2
7
https://t.me/n_sagheb #قصه‌ی_جدید #به_زودی #نرگس‌ثاقب
1
8
Parishan.mp3
628
9
https://t.me/n_sagheb
378
10
Tarafdarame.mp3
3
11
بخشی از آخرین پارت رمان بندبازی در کانال خصوصی🥰❤️ میانِ خانه‌ی قدیمی، باقدم‌هایی آهسته، خودش را به اتاق رساند. آن‌قدر آرام ق
بخشی از آخرین پارت رمان بندبازی در کانال خصوصی🥰❤️ میانِ خانه‌ی قدیمی، باقدم‌هایی آهسته، خودش را به اتاق رساند. آن‌قدر آرام قدم برمی‌داشت که چوب‌‌ها صدا ندهد و کسی را خبر نکند. دخترک نشسته بود و با عروسک پارچه‌ای کوچکی بازی می‌کرد. اطرافش را پایید و پاورچین پیش رفت. دخترک با حس حضورِ آشنایش سربلند کرد. چشم‌هایش درخشید. خندید. دندان‌های جلویی و ریزش مشخص شد. چهاردست و پا سمتش رفت.‌ عجیب بود که‌ همه‌چیز را می‌دید. نمی‌فهمید که بچه چه چهره‌ای دارد ولی مهم نبود. فوری بغلش کرد و خواست از در بیرون بزند که دید افعی‌های چندسر، راه‌ را سد کرده‌اند. ترسید... عقب‌عقب رفت. بچه‌ توی بغلش می‌خندید‌. مارها پیش می‌آمدند. عروسک از دست بچه رها شد و پایش را عقب کشید که یک‌دفعه، صورت مبهم بچه جلوی چشمش آمد و دوتایی از نقطه‌ای بلند سقوط کردند... پلک‌هایش پرید. اولین چیزی که دید، چشم‌های بسته‌ی او بود. همیشه عادت داشت به محض بیداری، هشیار باشد. تمام عمرش، هوشیار خوابیده بود. خیره به نیم‌رخ دخترجوان که نصف صورتش در بالش فرو رفته بود، لبخند کمرنگی زد... برای عضویت در کانال خصوصی به ادمین‌ها پیام بدید❤️ #رمان_بندبازی #النازمحمدی
1 986
12
از بندبازی جدیدترین اثر نویسنده‌ی محبوبم، الناز محمدی جا نمونید❤️ هیجان،تعلیق و عشق رو در اوج خودش تجربه کنید❤️👇🏻 @elnazmohamadi67
1 988
13
#پاییزبود #نرگس‌ثاقب https://t.me/n_sagheb
#پاییزبود #نرگس‌ثاقب https://t.me/n_sagheb
2 259
14
#نرگس‌ثاقب #به‌زودی #قصه‌ی‌جدید
1 860
15
بدون متن...
2 756
16
#پاییزبود... #نرگس‌ثاقب حال و هوای این موزیک و این تصویر... منو دلتنگ امیرعلی کرده🥺💔
#پاییزبود... #نرگس‌ثاقب حال و هوای این موزیک و این تصویر... منو دلتنگ امیرعلی کرده🥺💔
1 494
17
#نرگس‌ثاقب #پاییزبود...
1 485
18
@rafighibookstore پاییز بود نرگس ثاقب نشر سخن قیمت: ۲۵۰۰۰۰ تومان قیمت با تخفیف: ۲۲۵۰۰۰ تومان ارسال پستی به سراسر کشور هزینه ا
@rafighibookstore پاییز بود نرگس ثاقب نشر سخن قیمت: ۲۵۰۰۰۰ تومان قیمت با تخفیف: ۲۲۵۰۰۰ تومان ارسال پستی به سراسر کشور هزینه ارسال: ۱۰ هزار تومان خلاصه‌ی رمان 👇 پناه، در دوراهی انتخاب، درست روزهایی که احساس می‌کند میان خیانت اطرافیانش، راه به جایی ندارد، دست به انتخاب می‌زند. او برای حفظ تنها دارایی زندگی‌اش، از هرچه تعلقات و دلبستگی‌ است می‌گذرد و قدم در مسیری می‌گذارد که ده سال بعد، او را درست به نقطه‌ی قبلش باز می‌گرداند. نقطه‌ی شروع دوباره برای یک انتخاب و البته این‌بار با کوله‌باری از شکست… #پاییز_بود #نرگس_ثاقب #نشر_سخن #رمان_ایرانی
1 494
19
به یاد #پاییزبود...💛 #نرگس‌ثاقب
468
20
#پاییزبود... #نرگس‌ثاقب
155