3 111
مشترکین
+124 ساعت
+247 روز
+2430 روز
آرشیو پست ها
3 112
همیشه خواستم بپرسم...
دنیا بعد من به سازت رقصید؟
بعد اینکه رفتی اوضاع زندگیت بهتر شد؟
حالت خوب تر شد؟
از سردرگمی های ذهنیت نجات پیدا کردی؟
3 112
شاید حسرت اینکه چرا نشد تو ذهنم بمونه ولی حسرت اینکه
چرا هرکاری از دستم برمیومد نکردم دیگه نمیمونه.
3 112
همیشه حواسمون به رفتن هاست ولی کاش
یه بارم به نرفتن ها فکر کنیم اونایی که
دلشون رو شکوندیم ولی باز هم موندن..
3 112
میگن اصل کاری کجاست؟
اصل کاری هم ازم خسته شد...
اصل کاری هم دیگه دوسم نداشت...
اصل کاری هم فهمید بار اضافیم...
اصل کاری هم فهمید شکست خوردم...
اصل کاری هم خدافظی کرد؛و بار دیگر من ماندم با تنهایی های که پر حرف و خاطرس...
3 112
هر چقدرم خوشگل ، خوشتیپ ، خوش هیکل باشی باز یکی بوده تو زندگیت یه روز نخواستت و باعث شده فکر کنی هیچکدوم از اینا نیستی
3 112
من هيچ وقت نتوانستم نمايشی براى كسی احترام قائل باشم، هر احترامى كه گذاشتم، هرحرفى كه زدم، و هر كمكى كه كردم از ته دلم بود، عميق، واقعى و بدون نقاب.
3 112
علت بعضی از افسردگیها غم نیست بلکه خشمه، خشمی که نتونستی بروز بدی و الان به خودت حمله کرده، مثل خشم از پدر، مادر، پارتنر، دوست و زندگی...
3 112
هیچی بیشتر از آدم بی خایه کابوسم نیست.
بی خایه در عشق، بی خایه در رفاقت، بی خایه در کار و اعتراض.
