درختنشین
رفتن به کانال در Telegram
گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد میکرد. در پی نجات ستارگان. اینجا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261
نمایش بیشترإيران232 375دسته بندی مشخص نشده است
183
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1230 روز
آرشیو پست ها
183
قربون تو برممممم منننننن خیلییی خوشحال شدم. (. ❛ ᴗ ❛.)
سروا خودش از نازترین و حامیترین آدمایه که به عمرم دیدم و وجودش مثل یه بغل نرم و دلگرم کنندهست.
183
Repost from آب نبات لیمو.
امسال نمیخوام بیذوق باشم و میخوام از آدمهای بیذوق هم دوری کنم!
پیادهروی طولانی نمیرم چون خسته میشم
رو چمن نمیشینم چون لباسام کثیف میشه، غذامو تو ظرف خوشگلا نمیریزم چون کی حال داره بشوره.
چون بخوای یا نه شبیه اونها میشی و لذت زندگی کردن ازت گرفته میشه.
میخوام امسال همهی کارهای موردعلاقهی خودم رو انجام بدم حتی اگه همهی دنیا هم پستهای اون دختره که داد میزنه محشرهههه بی نظیرهه رو برام بفرستن!
183
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قَدَح ریزیم
نسیم عِطرگردان را شِکَر در مِجمَر اندازیم
چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش
که دستافشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالیجناب انداز
بُوَد کان شاه خوبان را نظر بر مَنظَر اندازیم
یکی از عقل میلافد یکی طامات میبافد
بیا کاین داوریها را به پیشِ داور اندازیم
بهشت عَدْن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خُمَت روزی به حوضِ کوثر اندازیم
سخندانی و خوشخوانی نمیورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم
183
تازه یه بات گوگولی هم زدم و ذوق داشتم به شما هم نشونش بدم، آیدیش رو میذارم تو بیو، از این به بعد میتونیم اونجا صحبت کنیم، البته لینک رو هم برنمیدارم. (. ❛ ᴗ ❛.)
183
هر سال این موقعها، بعد از خونهتکونی، به جون اتاقم میافتم و اتاقتکونی میکنم. الان هم سه روزه وسط یک اتاق ترکیدهام، ولی خوش میگذره، همزمان دگم نباش ایمان و کوروش رو گوش میدم و برای سال جدید برنامه میریزم. شما هم اگه هنوز اتاقتکونی رو شروع نکردین بهتون پیشنهاد میدم هر چه زودتر دستبه کار شید و پنجرهها رو باز کنید تا نسیم بهاری هم همراهیتون کنه. واقعا اسفند و دم عید از خود عید قشنگتر و حال خوبکنترن، میتونی با همچین کارای کوچیکی، حس نو شدن، سبز شدن و شروع دوباره رو زنده کنی، یکی از معجزههای زندگی، شروعهای دوبارهست؛ پس برای یک شروع دوباره!
183
Repost from N/a
ما دوباره اینجا تو رشت، شهر بارون، منتظرتون هستیم:)
مهلت ثبت نام تا ۲۲ بهمن.
183
Maybe I
Lost my mind
No one noticed
No one noticed
It's getting old
All alone
May have lost it
I have lost it
No one tried
To read my eyes
No one but you
Wish you were true
183
این واسه اون موقعست
که بدترین لحظه زندگیتو
تبدیل بکنی به بهترین لحظه زندگیت
یاد گرفتم
یاد گرفتم واسم اتفاق بیوفته بعد معنی کنم
حتی وقتی بد مریض شدم
سخت ضعیف شدم
سرزمینمو تو سر قوی کنم
183
زندگی کردن با اضطراب اجتماعی خیلی سخته. مخصوصا تو دوره زمانیای که موفقیت نیازمند اجتماعی بودنه. میدونید، حتی کوچکترین کارهایی که آدمهای معمولی خیلی راحت انجام میدن مثل باری روی دوشت سنگینی میکنه و توسط آدمهای نزدیکت هم درک نمیشی، برای یک مصاحبه کاری ساده، شبها خوابم نمیبره و روزها کل خونه رو قدم میزنم، یک تماس تلفن ساده میتونه کلی بهت تپش قلب بده. ولی خب یاد گرفتم باهاش مقابله کنم و هر جور هم که حس میکنم، میدونم که در نهایت کار خودم رو انجام میدم، هر جور که بشه. این بهم انگیزه و قوتقلب میده. برای کسایی که مثل من هستن میگم، مهم نیست چی حس میکنید مهم اینه شما انقدر قوی هستید که حتی با این احساسات هم کاری که باید رو انجام میدید. اینطوری باهاش مقابله کنید. هر چی بیشتر تو روش وایستید و کارایی که مضطربتون میکنه رو انجام بدید، اضطراب اجتماعی کمتر و کمتر میشه. یک مدت خیلی تو بحر اینکه درباره درست کردنش بخونم و ویدیو ببینم بودم، ولی هیچی به اندازهای که خودم رو انداختم وسط چیزایی که مضطربم میکردن، کمکم نکرد. الان یکذره هم هیچ تماستلفنیای اذیتم نمیکنه و با بقیه چیزها راحتتر از قبل کنار میام. با اینکه خیلی سخته ولی برید جلو و صبور باشید، کمکم نتیجش رو میبینید. و اگر سوتی دادید یا هر چی هم مهم نیست، برای آدمی با همچین احساسات طبیعیه، باید به خودتون افتخار کنید که دارید باهاش مبارزه میکنید و دست نکشید. بهتون افتخار میکنم!
183
درجوار خانومِ ماه و همسرم آقای کامو.
(گزینهای برای سارا، چون گفت آهنگ تو رگی شایع رو هم اضافه کن. راضیای؟)
