The end
📈 تحلیل کانال تلگرام The end
کانال The end در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 504 مشترک است و جایگاه 2 486 را در دسته وبلاگها و رتبه 22 030 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 504 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 26 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -887 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -56 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 11.36% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.82% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 1 767 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 594 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 18 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند وقت, چیز, کس, اتفاق, سال تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“پیام ناشناس
https://t.me/HiddeenTalkbot?start=p0q61b9p”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 27 اکتبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته وبلاگها تبدیل کردهاند.
در حال بارگذاری دادهها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 27 اکتبر | 0 | |||
| 26 اکتبر | +47 | |||
| 25 اکتبر | +187 | |||
| 24 اکتبر | 0 | |||
| 23 اکتبر | 0 | |||
| 22 اکتبر | 0 | |||
| 21 اکتبر | +150 | |||
| 20 اکتبر | 0 | |||
| 19 اکتبر | 0 | |||
| 18 اکتبر | 0 | |||
| 17 اکتبر | 0 | |||
| 16 اکتبر | +175 | |||
| 15 اکتبر | 0 | |||
| 14 اکتبر | 0 | |||
| 13 اکتبر | 0 | |||
| 12 اکتبر | 0 | |||
| 11 اکتبر | +36 | |||
| 10 اکتبر | 0 | |||
| 09 اکتبر | +69 | |||
| 08 اکتبر | +43 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | +141 | |||
| 05 اکتبر | 0 | |||
| 04 اکتبر | 0 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | +32 | |||
| 01 اکتبر | +93 |
| 2 | این قسمت: خر حیوان نجیبی است.
رفته بودیم درکه ، یه خری با کلی اب معدنی و صاحبش داشت مسیر رو طی میکرد و وقتی به مقصد رسید وایستاد.
کف دستم چند تا بیسکوییت گزاشتم و گرفتم سمت خر.
خر با دیدن این صحنه سریع اومد سمتم و با اون دهن بزرگش توی یک حرکت تمام بیسکوییت هارو خورد و عر عر کرد.
صدای عرعرش کل درکه رو برداشته بود و صاحبش در حالی که داشت اب معدنی هارو خالی میکرد ، بهش میخندید.
یهو یه خانمی با ترس اومد گفت: هیچوقت اینجوری به یه خر غذا نده ، یه موقع با دندونش انگشتات رو قطع میکنه ، خره دیگه نمیفهمه که.
منم احتیاط کردم و با فاصله به خر غذا دادم.
وقتی داشت بیسکوییت میخورد بهش دقت کردم، دیدم چشم هاش از آهو هم درشت تره ، ولی چرا چشم آهو معروفه؟
از اسب نجیب تره ولی چرا به خر نمیگن نجیب؟
اینهمه راه رو با صاحبش میره و میاد و با یه چیز شیرین ، راضی و خوشحاله ، ولی چرا به سگ میگن وفادار؟
اصلا چرا میگن خره نمیفهمه؟ مگه طاووس میفهمه؟
بعد فهمیدم خر چون لاشی نیس و ساده اس بهش میگن خر و در حقش جفا میکنن
بعد دیدم ما هم تو دنیای خودمون همچین بلای مشابهی سر آدم های ساده میاریم و سرشون کلاه میزاریم و میگیم خر بود و نفهمید.
بهشون خیانت میکنیم و میگیم خره نمیفهمه.
چیزای کوچیک براشون میگیرم و میگیم خرش کردم و خوشحال شد.
ولی اگه همین خرها نبودن دنیا چه شکلی میشد؟
مراقب خرهای زندگیمون باشیم. | 261 |
| 3 | این قسمت: سیگار و واقعیت
چشمم خورد به پاکت سیگاری که روی زمین افتاده بود ، روش نوشته بود ترک سیگار موجب سلامتی و افزایش عمر می شود.
با خودم فکر کردم این نوشته چقدر از روی قدرت میاد
انگار داره بهت پوزخند میزنه و میگه اگه میتونی دنبال من نیا.
اگه آدما از روی صداقت واقعا همچین حرفی رو راجب خودشون میزدن چه اتفاقی میفتاد؟
آدمایی که مدام در حال تبلیغ و خوب جلوه دادن خودشون هستن ، اگه بگن چقدر ممکنه آسیب زننده باشن آیا ارتباطات باز هم ادامه خواهد داشت؟
باید بگم آره ، چون عشق و دوستی و نسبت ها و ... همه و همه یه چیزی مثل سیگار هستن. | 577 |
| 4 | این قسمت : گوه نخور
تو تاکسی نشسته بودیم ، راننده از آینه یه نگاهی به عقب انداخت و گفت آقا ۱۰ سال پیش اینجا سر مسافر یه دعوایی راه افتاد که نگم اصلا.
یکی از راننده ها به اونیکی راننده گفت این مسافر مال منه ، اونیکیم گفت گوه نخور
اینم قفل فرمونو دراورد و رفت نزدیکش و یکم بحث کردن و با قفل فرمون کوبید تو سر اونیکی
همه جارو خون برداشته بود
باورتون میشه؟ سر یه گوه نخور یه آدم مرد.
آقایی که کنار من نشسته بود گفت: ولی فکر کنم سر مسافر کشتش ها
راننده هم گفت: نه بابا من اون بنده خدارو میشناختم رو پول حساس نبود ولی رو فوش حساس بود ، تهشم زد یکیو کشت.
از اون موقع به بعد هر کی بهم فوش میده لبخند میزنم و رد میشم.
آقایی که کنار من نشسته بود گفت : اینجوری ام مردم پررو میشن.
راننده با خنده گفت: بهتر از اینه که بزنن بکشنم ، من ترجیح میدم گوه بخورم تا بمیرم. | 881 |
| 5 | جمهوری اسلامی | 1 141 |
| 6 | این قسمت : معمولی بودن
یه مستندی بود که درمورد عباس کیارستمی بود ، یه اقایی همراه گروه فیلمبرداریش به همراه عباس کیارستمی از دریا به سمت جنگل رفتن و توی جنگل یک ساعتی وقت گذروندن.
تمام مدت اون اقایی که با کیارستمی مکالمه میکرد ، سعی داشت جملات قلمبه سلمبه از زبون کیارستمی بکشه بیرون و تمام مدت کیارستمی در حال عکاسی و زدن حرفای روزمره و معمولی بود.
حتی یه جاهایی اون اقائه شروع کرد قلمبه سلمبه حرف زدن تا بتونه کیارستمی رو تحریک کنه که اونم همچین حرفایی بزنه ، اما ناموفق بود و کل مستند به معمولی ترین شکل ممکن تموم شد.
بعد از اینکه دیدمش ، داشتم به این فکر میکردم که ماها دنبال چیزهای عجیب و غیر واقعی نیستیم ، ماها دنبال ارتباط برقرار کردن با معمولی ترین چیزها هستیم که به زندگی و واقعیت نزدیک باشن
اصلا دلیل اینکه فیلم طعم گیلاس نخل طلا برد چی بود؟ این بود که اومد دست گذاشت روی موضوعی به اسم خودکشی که هر ادمی حداقل یکبار بهش فکر کرده.
پس جذابیت عجیب بودن و غیر واقعی بودن نیس ، جذابیت معمولی بودن و واقعی بودنه. | 1 341 |
| 7 | این قسمت: خوش شانسِ بدشانس
وسطای راه بودیم ، امیر گفت اینجارو میبینی ، از اینجا متنفرم.
گفتم : چرا؟
گفت پارسال همین موقع بود ، من یه رفیق داشتم خودم بهش رانندگی یاد دادم ، همین جاها با هم تمرین میکردیم ، اقا این فردای روزی که گواهینامه گرفت به همه شیرینی داد ، تو راه برگشت بود، هم مست بود و هم داشت با سرعت رانندگی میکرد که از همین درّه پرت شد پایین و درجا مرد ، چند روز بعدشم دوس دخترش خودکشی کرد و اونم مرد ، خلاصه سال تلخی رو واسه ما ساختن.
گفتم: چه ادم خوش شانسی بود.
گفت: چون راحت شد؟
گفتم: نه، برا این میگم که دوس دخترش اونقد دوسش داشت که بخاطرش خودکشی کرد ، حالا اگه ما بودیم طرف یه ماه نشده میرفت با یکی دیگه.
گفت پس این که رفته ته دره اسمش چی میشه؟
یکم فکر کردم گفتم: خوش شانسِ بدشانسی بود. | 1 420 |
| 8 | بله رهبر یک کشور خطرناک است ، اما خطرناک تر از اون سلاحیه که اون رو به قعر زمین میفرسته. | 323 |
| 9 | یکی دوبار دیگه دست خدا عیان شه ، باید عکس اسپرم رو بزارن رو این صندلیه. | 353 |
| 10 | یکی از باگ های آدمای کتاب خون اینه که تبدیل شدن به یک رباتی که کارش نقل و قوله.
جملات داستایفکسی و شوپنهاور و جورج اورول واسه خودشونه ، من وقتی دارم با تو ارتباط برقرار میکنم دوس دارم جملات و نظرات خودت رو بشنوم. | 1 391 |
| 11 | Shakheyee Gol.mp3 | 178 |
| 12 | با اقای شین رفته بودیم مجلس ختم ، وسطاش گفت خدابیامرز ادم خوبی بود.
گفتم: کجاش ادم خوبی بود؟ این ک تا میتونست هر کار بدی از دستش میومد کرد.
گفت: حالا مرده رفته دیگه ولش کن.
گفتم: خب مرده باشه ، اینجوری ک تو میگی هر کی هر کار بدی میکنه ، خیالشم راحته وقتی مرد، همه پشتش میگن ادم خوبی بود.
گفت: حالا اینجا که کسی نیس بشنوه یاد بگیره.
گفتم: نه ، اینو میخوام بنویسم تو کانالم ، باید به یه جمع بندی منطقی برسیم.
گفت: اهان، خدابیامرز ادم گوهی بود. | 1 709 |
| 13 | آدمیزاد مثل فصل های ساله
ممکنه سبزِ سبز باشه و به فاصله چند ماه هر چی داشت بریزه و افسرده بشه.
ممکنه تو یه مقطعی گرماش بسوزونتت ولی چند ماه بعد جوری سرد بشه که انگار نمیشناستت.
ممکنه ظهر سرحال باشه و غروب بارونی.
ممکنه امروز یه نظری داشته باشه و فردا یه نظر دیگه.
آدما مدام در حال تغییرن ولی ازشون یه چهره ثابت توی ذهن ما ثبت شده که همیشه انتظار داریم همونطور باشن. | 1 752 |
| 14 | سلام یه سیمکارت ۹۱۲ میخوام
هر کی فروشنده اس شمارشو با قیمتش برام بفرسته
https://t.me/HiddeenTalkbot?start=p0q61b9p | 416 |
| 15 | ۳۱ مرداد ۱۴۰۰
۲۴ مهر ۱۴۰۵ | 293 |
| 16 | امیدوارم چهرمو دیده باشی
و این رو به یادت آورده باشه که هنوز برای من هیچی تموم نشده. | 2 001 |
| 17 | مامان حتی گاهی روزا تو هم از چشمام نمیفهمی چمه
خسته شدم از وانمود کردن
خسته شدم از اینکه بخوام گرم رفتار کنم و با لبخند جواب ادما رو بدم.
حال من خوب نیست
کسی این روزا من رو نمیفهمه
من دنبال چیزهایی بودم که این روزا برای هیچکس اهمیتی نداره و هیچکی حرف من رو نمیفهمه.
حتی خسته ام از اینکه بخوام راجب این روزا بنویسم. | 671 |
| 18 | Abbas-Kiarostami-2.mp3 | 2 079 |
| 19 | من آدم تک خور و تقسیم نکنی هستم
هر چیزی که دوس دارم باید برای خودم باشه و اگه توان این رو داشتم که افراد و یا چیزهای مورد علاقم رو نامرئی کنم تا کسی نبینه ، این کار رو میکردم. | 2 239 |
| 20 | در عرض یک هفته بارها احساساتم بالا پایین شده
انگار همین چند روز پیش بود که ناامید ترین و غمگین ترین بودم و حالا انگار همه چی خوب شده.
در طول زندگی هزاران بار این اتفاق برام افتاده اما هیچوقت یاد نگرفتم که همه چیز گذراست.
شاید قرار نیست یاد بگیرم و این یه امر عادی باشه اما خیلی دوس دارم به دنیا اعتماد کنم که قرار نیست هیچوقت هیچ چیز رو ثابت نگه داره. | 2 310 |
