𝖠𝖻𝖽𝗂𝗍𝗈𝗋𝗒٬٬
رفتن به کانال در Telegram
-𝘢 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘵𝘰 𝘥𝘪𝘴𝘢𝘱𝘱𝘦𝘢𝘳 𝘪𝘯𝘵𝘰🤎༉‧ -unknown: @Abditoryesbot
نمایش بیشتر268
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-1230 روز
آرشیو پست ها
268
«میدونی، بعضی روز ها توی تقویم و ساعت میگذره اما توی دل من همونجوری باقی می مونه.»
_یادداشت های او_
268
Repost from N/a
میدونی مشکل کجاست؟ تو داستانی که نویسندش خودتی نقش فرعی بازی میکنی. هر قدمت رو اندازه میگیری، هر حرفت رو میسنجی، انگار داری با خطکش مینویسی.
شاید فکر میکنی خاصی، چون کسی مثل تو نیست. اما خاص بودن کافیه؟ وقتی هر تصمیمت یه واکنش به دنیای بیرونه، آیا واقعاً برای خودت زندگی میکنی یا فقط مشغول پاک کردن ردپای بقیهای؟ داری میبری یا فقط نمیبازی؟
بذار یه سوال بپرسم. تا حالا شده از خودت فرار کنی؟ دقیقا از خودت؟ چون این کار ترسناکه، نه؟ جایی که میری هم چیزی نیست جز خودت. خالص و بیواسطه.
و شاید واسه همینه که انقدر به این صداها چسبیدی. این صفحه، این فکرا، این سوالا. چون وقتی سکوت میکنی، یه چیزی توی تاریکی حرکت میکنه. شاید ازش میترسی.
حالا برگرد. یه بار دیگه از اول نگاه کن. این همه دویدن برای چیه؟
268
احساسی چون سوختن و خاکستر شدن. و چه عذاب آور است که حتی نمی توانم بگویم «دارم زجر می کشم.»
_شایو_
268
گفت: «شاید زندگی اون جشنی نباشه که میخواستی بهش دعوت بشی، اما حالا که دعوت شدی تا میتونی برقص.»
268
درنهایت آخرین صحنه ی زندگیم تویی، خب فکر کنم این یعنی که زندگی خیلی خوبی داشتم.
🎬Mr. Plankton
268
شوک حاصل از ملاقات مجدد با یک فرد و پیبردن به این واقعیت که تصویر ذهنی شما از او بهشدت منسوخ شده؛ دلیلش شاید این باشد که آنها بزرگ یا پیر شدهاند، از هم فروپاشیده یا خود را به عبارتی جمعوجور کردهاند.
_واژه نامهی حزن های ناشناخته_
268
باید شنیده باشید که میگن همه ی ما نقاشی خدا هستیم. اما گاهی احساس می کنم خدا یک جاهایی و موقع خلق کردن بعضی ها از رنگ های بیشتری استفاده کرده، با عشق بیشتری قلم رو به دست گرفته و ظرافت بیشتری به کار برده. انگار که آفریده شده باشن برای تماشا شدن، برای تحسین شدن و برای زیبا تر کردن دنیا.
_یادداشت های او_
