فریب کلاهبرداران را نخورید! تلمتریو این کانالها را شناسایی و برچسبگذاری میکند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈
2 020
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-417 روز
-18930 روز
اطلاعاتی وجود ندارد
نمایش های پست
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد48 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد
نرخ مشارکت
اطلاعاتی وجود ندارد
پست های در روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
اوت '25
اوت '25
+1
در 0 کانالها
ژوئیه '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+15
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+25
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+40
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+23
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+43
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+17
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+18
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+25
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+47
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+55
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+31
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+10
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+465
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+23 163
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 08 اوت | 0 | |||
| 07 اوت | 0 | |||
| 06 اوت | 0 | |||
| 05 اوت | +1 | |||
| 04 اوت | 0 | |||
| 03 اوت | 0 | |||
| 02 اوت | 0 | |||
| 01 اوت | 0 |
پستهای کانال
و لبام سینه هاش رو سینم و انگشتم تو کونش بود خیسی کُسش انگار بیشتر شده بود
لبامو که ول کرد گفتم محکم بکن دارم ارضا میشم منم با تمام توان تلمبه میزدم توری که صدای شالاپ شلوپ کل خونه رو پر کرده بود
احساس کردم خیس تر شده و داغ تر و یه لحظه خودشو سفت کرد و بعدشم شل شد
بله لیلا خانم ارضا شد و بیحال رو من افتاده بود
منم چند تا دیگه میزدم ارضا میشدم بهش گفتم بسه برات گفتم اره ارضا شو
داگی استایل شده منم رفتم پشتش و سر کیرمو تنظیم کردم ورودی کُسش و شروع به تلمبه کردم چند تایی که زدم داشتم ارضا میشدم کشیدم بیرون و ریختم رو کمرش
آبمو از رو کمرش تمییز کردم و دوتایی بیحال ولو شدیم رو تخت
حدود نیم ساعتی بغل هم بودیم و صحبت میکردیم و پاشیدم لباس پوشیدیم و رفتیم تو حال رو مبل نشستیم بهش گفتم حالا میوه بیار که انرژیم اُفتاد
تقریبا ساعت شده بود حدود ۹ شب یکمی صحبت کردیم و آماده رفتن شدم خودش با چشمی پشت در و چک کرد کسی نباشه و کفش هامو پوشیدم و یه بوس از لباش گرفتم و سریع زدم بیرون، تا شهربازی رفتم و سوار ماشین شدم و رفتم خونه
اصلا باورم نمیشد اون روز همچین لعبتی گیرم بیاد
اون شب و راحت خوابیدم البته با فکر چندساعت قبلش ، از صحبت هاش فهمیدم که چون چند ماهی واسه ورزش میرفتم اونم میومده انگار اونم همش پیاده روی میومده چون اون پارکه خیلی واسه پیاده روی و ورزش میان و ازم خوشش اومده ولی به خودش جرات نمی داده بیاد جلو تا اینکه فرصت مناسب پیش اومده و دل و به دریا زده و پیشنهادشو داده
اصلا فک نمیکردم یه خانم بهم پیشنهاد سکس بده اونم تو خونه خودش
البته قبلا ۴ الی ۵ تا پیشنهاد از سمت خانم ها داشتم واسه سکس ولی این یکی واقعا عجیب بود
امیدوارم خوشتون اومده باشه ادامه این جریانو بازم مینویسم البته نظر هاتونو میخونم و واقعا واسم ارزش داره که نظر هاتو بدونم
نوشته: A.M.A
| 2 | علی و لیلا برای پیاده روی
#زن_شوهردار
Aaa:
سلام دوستان این یه داستان نیست یه حقیقته که دوست داشتم واستون تعریف کنم ببخشید اگه طولانیه
《علی و لیلا برای پیاده روی 》
من علی هستم ۳۳ سالمه و شغلم ازاده
خب بریم سر اصل مطلب من اهل بجنوردم مرکز خراسان شمالی اینجا از سمت جنوب به خراسان رضوی از غرب به استان سمنان از شرق و شمال به کشور ترکمنستان و استان گلستان راه داره
فقط خواستم استانمو معرفی کنم آب و هوا خوبی داره تقریبا شمالی و سرسبزه
قضیه از اونجا شروع شد که من صبح تا ظهر سر کارم و بعدظهر ها چون خونمون نزدیک به میدون امام رضا و شهربازی بجنورده برای پیاده روی و ورزش میرفتم شهربازی پیاده روی کنم
چند ماهی بود که میرفتم یک سری خانم وآقا پایه ثابت ورزش بودند و همو میدیدم و سلامی میکردیم و رد میشدیم
یه روز ساعت های ۵ عصر بود تازه رفته بودم و تقریبا یک دور پیاده روی کرده بودم که یه خانم که اسمشو میزارم ( لیلا ) نزدیک شد و گفت ببخشید آقا من گوشیم مشکل پیدا کرده این پیام و نمیتونم باز کنم میتونید بخونید چی نوشته
منم به قصد کمک گوشیشو گرفتم که پیام و واسش بخونم
چشمم که به صفحه گوشیش افتاد چشمام گرد شد و یه لحظه به خودم گفتم داره سرکارم میزاره و یه لبخند زدم و گوشیشو میخواستم بهش بده با قیافه طلبکارانه بدون اینکه چیزی بگه منتظر جواب من بود
تو پیام نوشته بود 《من تنهام و دنبال یه نفر میگردم باهام سکس کنه 》
بهش گفتم دارید جدی میگید یا سرکار میزارید؟
گفت نه کاملا جدی میگم هستی ؟
اولش با خودم گفتم احتمالا پولی باشه و منم اهل پولی نیستم ولی خب قیافش نمیخورد پولی باشه
قدش حدود ۱۶۰ وزنش حدود ۵۷ پوست سفید موهای رنگ شده یه شلوار لی سرمه ای پاش بود و مانتو مشکی جلو باز و یه شال طوسی به سر داشت و کفش های کتونی سفید
بهش گفتم من پول ندارم
در جواب گفت اولا من پولی نیستم بعدش هم کی پول خواست خونم همین نزدیک هاست بیا بریم شوکه شده بوم اصلا باورم نمیشد
خونش نزدیک همین پارکه بود یه واحد تو مجتمع بزرگ فرهنگیان که احتمالا بچه های بجنورد میدونن کجا رو میگم
بهم گفت من جلو تر میرم بیا طبقه فلان واحد فلان
اون رفت داخل و منم با ترس و لرز از جلو نگهبانی مجتمع رد شدم و رسیدم تا جلو آسانسور و سوار شدم و رفتم تو همون طبقه که گفته بود و در واحدشم باز گذاشته بود و خودشم پشت در بود. تا رفتم داخل در و بست و یه نفس راحت دوتایی کشیدیم جفتمون میترسیدیم کسی ببینه و دردسر بشه
یه آپارتمان حدود ۸۰ متری دو خواب مرتب داشت
بهم گفت بشین ، چای یا میوه میخوری واست بیارم گفتم فقط یه لیوان آب بیاری ممنون میشم دهنم از استرس خشک شده بود
یه لیوان آب اورد و نشست کنارم تازه هیکل تو پرشو میدیم باسن برجسته رون های پر و سینه ۷۵ موهای باز و بلندی داشت صورت زیبایی داشت و صدای ملایم حدودا ۲۸ سالش بود.
گفتم تنها زندگی میکنی گفت نه شوهرم رفته تهران دو روزی هست تنهام
نزدیکش شدم و دستامو گذاشتم روی رونهاش اونم دست هاشو گذاشت رو دستام و دستهامو میمالید سرشو گذاشت رو سینم و تو بغلم ولو شد شروع کردم به مالوندن سینه هاشو یه دستمم بردم وسط پاهاش داغی رو از روی شلوار لی که هنوز پاش بود احساس میکردم
پاشد و دستمو گرفت و گفت بریم تو اتاق
یه تخت دو نفره تو اتاق بود رو تخت دراز کشید و منم شروع کردم به درآوردن لباس هاش دو به دونه لباس هاشو در اُوردم تا رسیدم به شورتش یه شرت قرمز پاش بود از بوی موهاش و عطر تنش مشخص بود تازه دوش گرفته شرتشو که در اوردم یه کُس خوشگل سفید شیو شده نمایان شد رفتم وسط پاهاش شروع کردم به خوردن کُسش واقعا بوی خوبی میداد تمیز و ناز بود کسش تو دهنم بود و با دست راستم سینشو فشار میدادم داشت فقط ناله میکرد
حدود ۱۰ دقیقه ای کُسشو لیسیدم و بلند شدم بهم گفت دراز بکش دراز کشیدم و شروع به ساک زدن کرد تا ته میخورد و با ولع میخورد انگار اصلا کیر ندیده یکمی که خورد بهش گفتم نخور بسه
به پشت دراز کشید و منم رفتم وسط پاهاش و پاهاشو دادم بالای شونم و سر کیرمو گذاشتم ورودی کُسش و آروم آروم سر کیرمو فرو کردم داخل داغیشو احساس میکرد خیلی هم خیس شده بود و تا ته کردم اه کشید و دستاشو قفل کرد پشتم و محکم بغلم کرد کل کیرم تو کسش بود
یکم مکث کردم و شروع به تلمبه زدن کردم فقط اه و ناله میکرد و چشماشو بسته بود
حالتو عوض کردم به بغل خوابوندمش و پاهاشو داخل شکمش جمع کردم و شروع به تلمبه زدن کردم تازه داشتم کون قلمبشو میدیم و چنگ می گرفتم بلندش کردم گفتم بیا بشین رو کیرم تو این حالت سینه هاش تو دهنم بود و صورتش و داشتم میدم بعد خوردن سینه هاش شروع به لب گرفتن کردم و لمبرای گندشو داشتم چنگ میزدم از خیسی آب کُسش انگشتمو خیس کردم ورودی سوراخ کونش گذاشتم و یکم فشار دادم انگار کونش هم درخواست کیر داشت و انگشتمو تا نصفه کردم تو کونش
حالا کیرم تو کُسش بود لباش ر | 535 |
| 3 | sticker.webp | 459 |
| 4 | رضا و زن مطلقه
#زن_مطلقه
سلام به همه دوستان
من اسمم رضاست و ۳۰ سالمه این خاطره برای دو سال پیشه .یه روز با یکی از دوستام داشتیم می رفتیم بهشت زهرا برای خاکسپاری با ماشین من راه افتادیم بریم وقتی به درب بهشت زهرا رسیدیم یه خانوم تقریبا ۴۵ ساله دیدم که وایساده منتظر ماشینی موتوری و…
سریع دوستمو رسوندم توی قطعه خودم برگشتم سمت خانومه توی دلم خیلی نگران بودم که زنه رو حتما سوار میکنم فقط خدا کنه نرفته باشه سریع گاز دادم تا رسیدم دیدم هنوز هست یه بوق زدم زنه یه نگاه به من کرد و سوار شد یهو دیدم دوستم زنگ زد گفت کجا رفتی منم بهش گفتم میام تا جنازه رو بیارن از غسالخانه به قطعه منم میام و یه جوری دوستمو با حرف پیچوندم زنه گفت این کیه که داره سیمجینت میکنه گفتم مهم نیست یه مقدار با هم لاس زدیم منم دستمو هی میذاشتم لای پاش میمالیدم زنه هی میخندید گفت اسمت چیه چند سالتونه و سوال های کوس و شعر
تا توی اتوبان بودیم رسیدم دم خروجی انبار اخلاقی رفتیم اون سمت یهو دیدم زنه گفت مثل اینکه خیلی هولی رفتیم یه جا خلوت داخل ماشین همیشه کاندوم داشتم چون یه موقع هایی لازمم میشد بعد زنه گفت اسمم زهراست و لاس میزد باهام ولی من انقدر حشرم بالا بود یادم نمیاد چی میگفت توی ماشین شلوارمو دارم پایین گفتم عزیزم بخورش با اکراه ساک زد دیدم داره اذیت میشه و انگار خوشش نمیاد با دستام سرشو به سمت کیرم بردم تا ته خورد یه دو دقیقه ساک زد بعد لختش کردم دیدم چه بدن سفیدی داره ولی سینه هاش کمی کوچیک و آویزان بود دیدم نفساش به شمارش اومد چون داخل ماشین بودیم استرس و عرق با هم قاطی بود زهرا گفت شمارمو میدم یه روز میایی خونه ی خودم منم مطلقه ام اونجا هر کاری خواستی بکن من گفتم نه باید یه جور بکنمت حالت جا بیاد .
بعد از پشت فرمون اومدم اینو سمت شاگرد در ماشینو باز کردم بهش گفتم برگرد بعد برگشت به حالت داگی منم یه کاندوم کشیدم رو کیرم یواش یواش کردم داخل کوسش یواش یواش تلمبه زدم منم کیرم زیاد بزرگ نیست کلفتیشم معمولیه همینجوری که تلمبه میزدم انگشتمو رسوندم به سوراخ کونش یه مقدار خشک خشک فرو کردم هیچ اعتراضی ندیدم زهرا کنه.
بعد کیرمو در آوردم یواش گذاشتم توی کونش من عاشق کون کردنم.
مثل اینکه قبلا کونو داده که راحت میشه تلمبه زد بعد بهش گفتم کیرم کجاست گفت گذاشتی پشتم
گفتم چرا گشادی زن گفت گشاد نیستم فقط کون بزرگمو شوهرم میکرد منم زیاد اهمیت ندادم به حرفاش تا اینکه ارضا شدم خودمونو به جوری جمع و جور کردیم تا اینکه سوار ماشین شدیم و زهرا رو رسوندم میدان بهمن تا اینکه دوباره به دوستم زنگ زدم گفتم میثم کجایی؟ گفت تازه جنازه رو آورد منم گازشو گرفتم سریع خودمو رسوندم به میثم دوستم بهم گفت کجا رفتی من کاشتی اینجا گفتم داستانش مفصله بهت میگم تا اینکه سوار ماشین شدیم و سریع رسیدیم سالن غذاخوری و …
پذیرایی مرده خوری شدیمو با دوستم راه افتادیم به سمت محلمون ستار خان وقتی رسیدم بهش اصل ماجرا رو گفتم میثمم گفت خیلی نامردی چرا مارو نبردی گفتم شمارشو گرفتم یه موقع زنگ میزنم تو هم میکنی
ببخشید که داستانم زیاد سکسی نبود ولی یه خاطره بود برام بعد از اون ماجرا چند باری هم سکس کردم باهاش دوستمم سکس کرد باهاش
نوشته: رضا | 603 |
| 5 | sticker.webp | 499 |
| 6 | سکس با مهدی
#گی
مهدی یه پسر گوشه گیره آروم بود، با قیافه بیبی فیس
با هم رفیق شده بودیم، خیلی خیلی وابستش بودم ولی اصلا بهش نظر نداشتم
یه پسر لاغر قد بلند سفید پوست، یه سالی از رفاقتمون گذشت ک کم کم دیدم بهش حس جنسی دارم
اما اون زیاد طرف پسرا نمیرفت، با شوخی پست های سکسی میفرستادم براش، همش چشم به شلوارش بود
تا اینکه یه شب ک تا دیر وقت چت میکردیم گفتم مهدی من چرا تو رفاقت کیرتو ندیدم، خندید چیزی نگفت
گفتم من ک میبینم کیرتو، گف تونستی ببین
گفتم بگم بیا منو بکن نمیای بکنی کیرتو ببینم
گف ط بده ببین چجور میکنم، گفتم کیرتو ببینم کونمو نشون میدم بهتا
گفت عکس کونتو بفرست من فیلم میگیرم از کیرم میدم
اون شب با شوخی تموم شد رف
تا اینکه با هم رفتیم بیرون بگردیم، مهدی زیاد اهل جق زدن نبود اما من جقی جقی
تو ماشین داشتیم میرفتیم دوتامونم عقب بودیم، من سرمو گذاشته بودم رو شونش چشم افتاد دیدم کیرش شقه، گرفتم از کیرش دیدم وای چقد درازه، گفتم مهدی وقتشه ها
گفت قرار شد کونتو ببینم کیرمو ببینی، گفتم من چطور الان کونمو نشون بدم بهتا
گف برو سرویس تو پارک عکس بگیر
منم از قبل داشتم عکس کونمو، گفتم باش تو هم برو بگیر، رفتیم تو دستشویی من ک داشتم مهدی هم گرفت
در اومدیم بیرون گفتم گوشیتو بده، گف نخیر اول ط، گفتم همزمان عوض کنیم گوشی هارو
گف بیا، همین ک زدم رو فیلم دیدم عجب کیر دراز و تمیزی داره، یهو دیدم مهدی دستشو گذاشت رو رونم گف واقعا خودتی گفتم ن پس عممه
چشمشو از گوشی ور نمیداشت، دیدم کیرش قشنگ معلومه، گفتم حالا بخوابونش آبرومون نره
گف من برم جق بزنم وگرنه کیرم تا خونه نمیخوابه، ما هم خونمون شهرستانه، از هم فاصله هم داشتیم، گفتم مگ تنها نیستی خونه گفت اره، گفتم خب برو خونه قشنگ خالی کن خودتو، گف اخه کون خوشگلت عکسشو ندارم ک
گفتم عکسش ک هیچ خودشم داری، گف بریم، سرمو انداختم پایین، زود اسنپ گرفت رفتیم خونشون
تا رفتیم تو اتاق شروع کردیم لب گرفتن، لخت شدیم گفتم مهدی مطمئنی پشیمون نشیم، گف اولین و آخرین باره، خوابوندمش رو زمین رفتم سراغ کیرش
کردم تو دهنم شروع کردم ساک زدن، گف زود میاد باید بخوریش ساک میزنی، مهدی خیلی زود ارضا شد، منم ریختم دهنم ولی نتونستم غورت بدم، گفت بریز بیرون ، شروع کرد برا من جق زدن اب منم اومد، یکم بغل هم خوابیدیم گف اگه خودت بخوای کاری بکنم اما میدونی اذیت میشی تموم کنیم
گفتم یبار دیگه اشکال نداره
رفت کرم اورد، با انگشتای درازش جا باز کرد همین ک کیرش رفت تو نفسم بند اومد
گفت هر موقع بگی تموم میکنما، هیچی نگفتم، یکم ک جا باز کرد شروع کرد تلمبه زدن، ارضا شد ریخت رو کمرم،گفتم عشقم باز میکنی گف پاشو بریم دوش بگیریم ، تو حموم دیدم داره شامپو میزنه، گفتم دیوونه کیرت میسوزه همو توف، بزن گف اخه اینطور ط اذیت نمیشی گفتم کیرت مهمتره سکسی من
گف چطور بکنم گفتم جا نیس ک بریم بیرون
اومدیم بیرون من قاشقی خوابیدم اونم عشقه این پوزیشنو داره، شروع کرد تلمبه زدن، منم دیگه درد به لذت تبدیل شده بود، این سری ارضا ضد ریخت توم، گفتم حامله نشم، گف بشی ک خیلی هم خوب میشه ، دوتامونم خندیدیم
گفتم مهدی هنوز سیر نشدما، دراز کشید گفت بشین روش، نشستم روش کیر درازش تا ته رفت توم، شروع کردن خودم بالا پایین شدم، اینسری ارضا شدنی گف داره میاد زود پاشدم انداختم دهنم تا قطعه آخر قورت دادم
گفتم ابت کم شده ها، گفت بیشعور من کس کردنی انقد ارضا نمیشم از جون انداختی منو
گفتم بابا باز میخوام من، گفت شقش کن برا خودت، دیگه هر چقدر شاک زدم کامل شق نشد
دیگ بغل هم خوابیدیم گفت خیالت راحت انگار ن انگار اتفاقی افتاده، الان بیست روزه گذشته اما مهدی همون مثل قبل باهام رفتار میکنه انگار هیچی نشده
نوشته: مجنون مهدی | 602 |
| 7 | sticker.webp | 520 |
| 8 | هدیه ببرم.
بعد از حدود ۲ هفته روز دیدار من و ریحانه رسید و من ریحانه رو ورودی همون پارکی که دفعه قبل همو ملاقات کرده بودیم سوار کردم و رفتم سمت خونه تا کادویی هارو بردارم، نزدیک خونه ریحانه رو یه گوشه پیاده کردم تا کسی مارو باهم نبینه و هدایارو که برداشتم دوباره ریحانه رو سوار کردم و قبل از اینکه حرکت کنم هدایا رو بهش دادم، ریحانه که انگار خیلی خوشحال شده بود و از هدایا خوشش اومده بود ازم خیلی تشکر کرد و حرکت کردیم سمت کمربندی خارج شهر، هدف من از اینکه میخواستم یکبار دیگه ریحانه رو ببینم این بود که بفهمم ریحانه بخاطر مسعود راضی نشده و کاملا از سکس با من راضی باشه که خیلی زود متوجه شدم ریحانه کاملا رضایت داره و ترس من الکیه پس بحث رو جنسی کردم و با تصور کردن حرف های ریحانه لحظه به لحظه شهوتی تر میشدم و اختیارم از مغزم به سمت کیرم میرفت و خیلی زود دستم رو گذاشتم روی رون ریحانه و شروع کردم به مالیدن و با یه سرعت ثابت لاین سمت راست رو میرفتم، ریحانه که متوجه شهوتی بودن من شده بود سرشو چرخوند سمت من و با لوندی گفت میخوای برات ساک بزنم؟ من یه لحظه سرمو چرخوندم سمت ریحانه و از اونجایی که اختیارم کامل دست کیرم بود از خداخواسته و با مکث گفتم آره ولی اینجا نمیشه صبر کن برم یه گوشه ای. توی اولین دور برگردان برگشتم سمت شهر و همون نزدیکی چند تا دیوار خرابه دیدم پس چرخیدم سمت همونا و رفتم پشتشون پارک کردم و درارو قفل کردم و بدن اینکه ماشین رو خاموش کنم تا اگه کسی اومد بتونم سریع برم زیپ شلوارم رو باز کردم، ریحانه شالش رو از سرش برداشت و موهای خرماییش رو آزاد کرد و چرخید سمت من، کیرم رو گرفت دستش و با نگاه بهش دو سه ثانیه ای مالید و گفت: کلفتیش هم خوبه. ریحانه منتظر جوابی از من نموند و سریع دو سه تا دستمال برداشت و رفت پایین کیرم رو کرد دهنش و دستمالارو نزدیک دهنش نگه داشت تا اگه آبم اومد سریع خالی کنه توی دستمال ها. من که جذب قدرت ساک زدن و گرمی دهن ریحانه شده بودم پشتی صندلیم رو یکم دادم عقب و دست چپم رو گذاشتم روی سرش تا فشار بدم و دست راستم رو بردم روی کونش و از روی شلوار مشغول مالیدن بودم و اصلا دلم نمیخواست این لحظات تموم بشه که نگام افتاد به آینه بغل ماشین و فهمیدم یه ماشین داره از پشت سرمون میاد پس خیلی سریع ریحانه رو از خودم جدا کردم و آماده حرکت بودم که فقط از کنارمون رد شد و حتی بهمون نگاه هم نکردن، من که یه مقدار ترسیده بودم یه مقدار که ماشین دور شد پیاده شدم و کیرم رو که دیگه کامل خوابیده بود داخل شلوار جا دادم و زیپ و کمربند رو بستم و نشستم تو ماشین حرکت کنم که ریحانه گفت نمیخوای ادامه بدم؟ با خنده گفتم نه دیگه کلا پرید از سرم که ریحانه گفت خب آبت نیومد گفتم عیبی نداره حالا وقت زیاده.
اون روز ریحانه رو رسوندم پیش مسعود و جدا شدیم، شب مسعود پیام داد تا بخاطر هدیه هایی که برای ریحانه گرفته بودم تشکر کنم که من گفتم نیاز به تشکر نیست انجام وظیفهست
بعد از تیکه پاره کردن تعارفات به مسعود گفتم: ببخشید آقا مسعود امروز یه اتفاقی افتاد که خارج از برنامه بود و بدون هماهنگی با شما انجام شد
اما مسعود با آرامش و فقط با یک استیکر چشمک جواب داد لذت ببر عزیزم
این بخش اول از خاطره تریسام منه و از اونجایی که نمیخواستم طولانی بشه و دوست داشتم بازخورد هارو ببینم اولین قسمت رو آپلود میکنم و اگر بازخورد ها خوب بود قسمت بعدی رو هم منتشر میکنم.
نوشته: نیما | 646 |
| 9 | تری سام با زوج (۱)
#زن_شوهردار #تریسام_ساک_زدن
چند دقیقه زودتر از ساعتی که قرار گذاشته بودیم داخل پارک روی نیمکت نشسته بودم و از اینکه قرار بود اولین تریسام زندگیم رو تجربه کنم هیجان داشتم، با استرس و لبخند به زوج هایی که از کنارم رد میشدن توجه میکردم که آدمای مد نظرم رو پیدا کنم، بعد گذشت چند دقیقه زن و شوهری که منتظرشون بودم با یه سگ سمتم میومدن و با توجه به عکس هایی که توی چت دیده بودم شناختم و نزدیکم که شدن پاشدم به مسعود دست دادم
من: سلام، نیما هستم
مسعود: سلام نیما جان مسعود هستم و ایشونم همسرم ریحانه
چرخیدم سمت ریحانه و باهاش دست دادم و تعارف کردم که روی نیمکت بشینیم، مسعود بین و ریحانه نشست و چند دقیقه ی اول با سکوت گذشت انگار هیچ کدوم جرات حرف زدن نداشت و منتظر نفر مقابل بود و من توی این فاصله داشتم به اختلاف سنیمون فکر میکردم، مسعود خودش رو ۳۵ ساله و همسرش رو ۳۳ ساله معرفی کرده بود و از من ۲۵ ساله حداقل ۸ سال بزرگتر بودن. ریحانه که از این جو بینمون خسته شده بود یه چیزی رو آروم به مسعود گفت و بعد بلند تر خطاب به جفتمون گفت یه جوری ساکتین انگاری یادتون رفته قراره چه اتفاقی بیفته و سه تامون خندمون گرفت، مسعود که انگار فقط نمیخواست شروع کننده باشه با لبخند گفت خب آقا نیما از خودت بگو چه کار میکنی؟ دانشجویی یا کار میکنی؟
من: نه درسم تموم شده کار میکنم
مسعود: خوبه، حالا واقعا اسمت نیماس یا مستعاره؟
یه لبخندی زدم و گفتم نه اسمم مستعاره ولی خب ترجیح دادم تا زمانی که اعتماد شکل می گیره از اسم مستعارم استفاده کنم
مسعود: کار خوبی کردی اسامی ماهم مستعار هستن
چند دقیقه ای راجع به کار و محل زندگی و اصالت صحبت کردیم تا حرفامون ته کشید و مسعود با شیطنت خاصی گفت من چند دقیقه ای شما رو با عروس خانوم تنها میذارم تا راحت تر بتونین صحبت کنین و من و ریحانه نگاهی بهم کردیم و بعد لبخند کوتاهی نگاهمو از ریحانه گرفتم، مسعود با سگ رفت که قدم بزنه و من و ریحانه پا شدیم و روی چمن ها روبروی هم نشستیم و قبل از اینکه بخواد سکوتی شکل بگیره ریحانه با آرامش گفت دفعه اولته که میخوای تریسام رو تجربه کنی؟ گفتم آره شما مگه تجربه داشتید؟
ریحانه که انگار بحث مورد علاقش پیش اومده شروع کرد راجع به زوج هایی که با هم بودن و همچنین تنها کیس مردی که باهاش تری سام داشتن صحبت کرد و نحوه ی آشنایی و جداییشون توضیح داد، بعد تموم شدن صحبت هاش انگار ذهن من رو خونده بود و با آرامش و بدون خجالت گفت: ببین عزیزم راجع به مسعود نگرانی نداشته باش، ما تجربه داریم و من با مردهای مختلف جلوی مسعود سکس داشتم و الانم میخوایم با تو سکس کنیم پس هر سوالی داری از من بدون خجالت بپرس من هم راحت جوابت رو میدم.
من که با حرف های ریحانه بخش زیادی از استرسم فروکش کرده بود در حالی که داشتم با دستم چمن های زیر پام رو میکندم پرسیدم: میتونم بپرسم سایز سینه هاتون چقدره؟
ریحانه: آره نیما جان میگم که هر سوالی داری بپرس راحت جوابت رو میدم، سایز سینه های من هشتاده سایز تو چی؟
+سایز منم ۱۸
-خوبه تا حالا سکس داشتی؟
+سکس رو آره داشتم ولی واقعا دوس دارم با یه خانوم سن بالاتر از خودمم تجربه کنم
-چرا؟ دلیل خاصی داره؟
+دلیل خاصی که نه اما دوست دارم با یه خانومی که تجربه داره امتحان کنم
-آها خب؟
+هیچی دیگه
-خب بپرس
+توی سکس چه کارایی انجام میدین؟ چه کارایی من باید انجام بدم؟
-خب ببین من دوست دارم زیاد معاشقه کنیم و زیاد سینه هام خورده بشه و خودمم تقریبا همه کاری انجام میدم
+میتونم آبمو خالی کنم روی صورت؟
-صورت نه ولی سینه ها موردی نداره
+ساک زدن چی؟
-اونم خوبه خودمم دوس دارم
تقریبا همه صحبت هارو با ریحانه کردیم و آخرای صحبتمون گفتم که همونجور که میبینین من یه مقدار از این سکس میترسم چون تجربه ای ندارم و اگه شما موردی نداری یک بار قبل از سکس اصلی دوتایی سکس کنیم و ریحانه گفت عیبی نداره میتونم با مسعود صحبت کنم و بعد تماس مسعود رفتیم پیشش و خداحافظی کردیم و جدا شدیم.
شب حوالی ساعتای ۱۰ بود که مسعود پیام داد تا نظر من رو بپرسه تا اگه تایید میکنم برنامه قرارهای بعد رو بذاریم، از اونجایی که ریحانه یک زن توپر با پوست و سفید و قد بلند بود من از خدام بود تا بتونم باهاش سکس کنم اما هنوز توی ذهن خودم کلنجار میرفتم و میترسیدم با زن شوهر دار سکس کنم پس توی همون اولین پیام ها از مسعود پرسیدم: آقا مسعود خیالم راحت باشه که رضایت کامل داری تا من با خانومت سکس کنم؟ مسعود هم اطمینان داد که رضایت کامل داره و عین ریحانه از تجربیات گذشته گفت.
اون شب با مسعود هماهنگ کردیم تا من و ریحانه یکبار دیگه با هم تنها بشیم و صحبت های نهایی رو با هم رد و بدل کنیم و منم چون دیگه سایز لباس زیر ریحانه رو میدونستم یه ست شرت و سوتین فیروزه ای و جوراب شلواری فیشنت از دیجی کالا گرفتم تا براش | 577 |
| 10 | sticker.webp | 541 |
| 11 | بهترین سکس امیر
#سوءاستفاده #خاطرات_نوجوانی #گی
سلام به دوستان شهوانی عزیز تازه کار هستم لطفا ایراد نگیرید
یه نکته که هست داستانم کاملا واقعیه هرچی اتفاق افتاده رو میگم
از خودم بگم اسمم امیره
اسامی مستعار
و ۱۶ سالمه
وزنم ۸۵ قدم ۱۶۲
پسر تپلی هستم از بچگی کونم قلبمه بوده و هی داره بزرگ تر و بزرگ تر میشه که وقتی یجای راه میرم همه کونمو نگاه میکنن جدیدا سینه هم در آوردم که بخاطرش خیلی مورد مسخره قرار گرفتم
یه چند باری کون دادم ولی حقیقتا اصلا مثل داستان ها نیست که بگم خیلی حال میده و…
بیشتر دوس دارم بکنم ولی هیچکی قبول نمیکنه چون دولم کوچیکه یه دول ۱۱ سانتی دارم
بخاطر همین مجبورم دوطرفه بشم یعنی کون بدم و بکنم
حالا میخوام براتون بهترین سکس عمرم رو تعریف کنم
یروزی که حشرم زده بود بالا
یه لینکدونی گی داخل تلگرام رفتم که وارد گپ شهرمون شدم و اونجا فهمیدم شهرمون چقدر کونی داره🤣
اره خلاصه به همشون پیام دادن ولی اونا گفتا نه ما کیر بزرگ دوست داریم . و دیدم یکی پیام گذاشت دوطرفس و مکان داره
رفتم پی ویش و خودمو معرفی کردم بهش عکس کون دادم و فلان اونم قبول کرد فرداش قرار گذاشتیم . که بیاد دنبالم
منم همون شب رفتم حموم و خودمو شیو کردم و کونمو خالی کردم. بهش گفتم کاندوم بیاره چون یکم میترسم از بیماری.
اره خلاصه یه تیپ خوب بدون شرت زدم و چندتا کوچه. دورتر بهش لوکیشن دادم که ادرسمون رو نفهمه . سفار که شدم دیدم یه آقای هیکلی ورزشکار نشسته و پشمام ریخت خیلی جذاب بود ازش بگم که اسمش احسان هست و ۳۰ سالشه اصلا بهش نمیخوره . چهارشانه سیکس پک دار و خوشگل
خیلی خجالت کشیدم و کل راه رو به لکنت افتاده بودم که توی راه بهم دیگه فانتزی های همو رو گفتیم که گفت خیلی دوس داره کسی کونشو بلیسه و منم تا حالا برای کسی نلیسیده بودم . اره خلاصه قبول کردم و بعد ۱۰ دقیقه رسیدیم خونش . که دیدم ماشین برادرش پارک شده رفتیم توی خونش دیدیم خبری از برادرش نیست و شروع به کار کردیم کاملا لخت شدم و افتاد روم شروع کرد به لیسیدن کل بدنم و قربون صدقم رفتن . کل بدنمو لیسید وای وقتی داشت گوش هامو میلیسید خیلی حشری میشدم و لب گرفتیم که یهو رفت سراغ کونم شروع کرد به لیسیدن اولین بار بود یکی برام میلیسه خیلی حس فوق العاده ایی بود عاشق کونم شده بود نزدیک ۲۰ دقیقه فقط داشت کونم میلیسید و گاز میگرفت
و برام ساک زد یکم .
که بهم گفت یالا پاشو نوبت توئه منم که بلد نبودم. فقط کارهاشون تکرار کردم و کونشو براش لیسیدم خیلی خوشش اومده بود و رفتم سراغ کیرش وای کیرشو دیدم بخدا ترسیدم بلند نبود ولی خیلی کلفت کلفت ترین کیری که توی عمرم دیدم یه کیر سفید و رگ دار براش ساک زدن بزور توی دهنم کاش کردم و بهش گفتم توروخدا منو نکن نمیخوام خیلی کلفته و برات بجاش ساک میزنم که قبول نکرد. کیرش خیلی خوشمزه بود توی یخچال شکلات داشت ریخت روی کیرش و من همشو خوردم یه حالت لزج توی دهنم حالت گرفته بود که فهمیدم آبشو داره توی دهنم میریزه که ترسیدم بخورم و توی دستمال تف کردم
. بهش گفتم من اول میخوام تورو بکنم که قبول کرد . برام اسپری تاخیری و گفت باید ۱۰ دقیقه صبر کنی تا اثر کنه . بیا تا اون ۱۰ دقیقه بکنمت و منم با ترس قبول کردم. گفتم اول منو باید باز کنی چون خیلی وقته ندادم . اونم ژل آورد و زد به کونم و با انگشت شروع کرد منو انگولک کردن من میخواست توی کونم بکنه که تا سرشو کرد من یه جیغ زدم کشیدم جلو گفتم توروخدا نکن خیلی کلفته گفت بیا بازت میکنم .
یواش یواش کردش توی کونم که دیدم یهو تا ته گذاشت تو
دردی نداشتم فقط یکم سوزش. هی قربون صدقم میرفت
و منم آه و نالم بلند شده بود از خود بیخود شده بودم و میگفتم بکن محکم تر اه اه من جنده توام و اونم جوون جون آییی اونم میگفت اره … اینا ماله کیه منم میگفت همش مال توئه بکن بکن… که آبش اومد گفت کجا بریزم گفتم روی کونم. که آبش اومد و ریخت روی کونم . حالا نوبت من شد
خوابوندمش به کونش یه تف زدم و کردم توش اونم که شهوتش تموم شده بود فقط میگفت زودتر تموم کن درد داره . وقتی میکردم توی کونش. انگار کیرم رفته ی جای خیلی گرم و نرم و صدای شالاپ شلوپ بلند شده بود تا ته میکردم توی کونش تا دردش بگیره که آبم اومد ریختم روی کونش
دیگه بلند شدم که برم لباس بپوشم که دیدم یکی داره از پشت در فیلم میگیره دیدم برادرشه منو تهدید کرد که فیلم رو پخش میکنه و گفت باید بزاری تو رو بکنم که اونم منو کرد کیرش خیلی بزرگ تر بود و خیلی درد داشت همش گریه میکردم زیر کیرش احسان هم از جلو کیرشو میکرد توی دهنم رسما جنده شده بودم که وقتی کارشون تموم شد . منو بردن حموم بعد رسوندن خونمون گوشیشو گرفتم همه فیلم هارو پاک کردم . و تمام .
نوشته: امیر | 682 |
| 12 | sticker.webp | 585 |
| 13 | ه یک آرایشگر داریم که کارش مثل تو خوب باشه و از طرفی دهنش قرص باشه چون ممکنه آدم هایی رو اونجا ببینی که نتونی باور کنی اون آدم ها اونجا هستن. اونجا یه جورایی یک گرداب شهوته که باید بی نقص باشی واقعا بی نقص واسه همین داشتن یک آرایشگر پیش من ضروریه که اگه آرایش خراب شد یا هرچی بتونه درستش کنه. گاهی مشتری ها نحوه آرایش منو نمی پسندن و اگه نتونم عوضش کنم اونوقت پول از دست میدم. حالا ازت میخوام تو اینجور مهمونی ها منو همراهی کنی بابت هردفعه که بیای مهمونی 50 دلار بهت میدم. در ضمن باید دخترای دیگه رو هم که من بهت میگم کیا هستن اونا رو هم آرایش کنی. اینجور مهمونی ها هر هفته هستش، جوابت چیه؟
من که با یک قیافه بهت زده بهش نگاه میکردم نمیدونستم چی بگم. گفتم باید فکر کنم اونم گفت باشه ولی یادت باشه این رو نباید جایی بگی مشتری های من آدم های خیلی پولدار و قدرتمندی هستن که دوست ندارن کسی بفهمه اینجور سکس ها دارن. اینو گفت بعدش بحث رو عوض کرد و از هر دری حرف زدیم واقعا دختر تو دل برویی بود هیچ بدجنسی و یا پدرسوخته بازی تو وجودش نبود. کم کم ساعت 4 شد و خداحافظی کردم و اومدم بیرون کلی فکر تو ذهنم بود هر آخر هفته 50 دلار یعنی 200 دلار ماهی این میتونه زندگی من و امیر رو واسه همیشه عوض کنه. با همین فکرا رسیدم خونه. امیر از تمام زندگی من خبر داشت و الانم میدونست رفتم پیش آوا که سکس ورکره. گفت چطور بود؟ 200 دلار رو گذاشتم روی میز و گفتم عجیبترین پیشنهاد دنیا بهم داده شد که شاید قبولش کنم…
پایان قسمت اول
نوشته: آسمان سرخ | 656 |
| 14 | خاطرات یک روسپی (۱)
#بیغیرتی #روسپی #زن_شوهردار
هشدار: این قسمت شامل مسائل جنسی نیست
سلام ساغر هستم الان 30 سالمه، متاهلم و سکس ورکر هستم و شوهرم یه جورایی خبر داره ولی به روی هم خیلی نمیاریم. دوست دارم داستان سکس ورکر شدنم رو براتون بگم شاید چون فقط میتونم به شماها بگم. 17 سالم بود که با امیر که اون موقع 21 سالش بود ازدواج کردم. جفتمون از خانواده های فقیری میومدیم و پدر و مادرمون توانایی برای ساپورت مالی ما نداشتن. اون موقع امیر شاگرد یک مغازه تو بالاشهر بود و منم تازه دیپلم گرفته بودم. زندگی به اندازه امروز سخت نبود. ولی خب اوضاع کم کم خراب شد، ما رفتیم حاشیه تهران زندگی کردیم، امیر هم برام یک کاری تو یک آرایشگاه تو منطقه بالاشهر جور کرد که اونجا کار کنم بلکه یکم فشار کم بشه اون موقع من 20 سالم بود. من عاشق آرایش کردن هستم و انصافا خودم رو خوشگل درست میکردم. یادمه اون موقع ها بعد کارم گاهی چیتان پیتان میکردم میرفتم بالاشهر بیشتر دوست داشتم پولدارها برام صف بکشن بوق بزنن و … ولی خب هیچوقت به هیچکس محل نمیدادم.
امیر از همه اینا خبر داشت فقط ازم خواسته بود تو محلمون اینطوری نگردم که خب منم نمیخواستم انگشت نما بشم. تو آرایشگاهی که بودم اکثرا یا دوست پسر داشتن یا متاهل بودن شوهرشون رو میپیچوندن تا یکی رو تیغ بزنن ولی خب من اهل این ماجراها هم نبودم. یه جورایی تنها کسی که سرش تو زندگی خودش بود و پی دوس پسر و تیغ زدن و اینجور چیزا نبود من بودم. شیطنت هایی مثل همین که با یه پسر چت کنم یا با دوستم و دوست پسرش و دوستش برم بیرون رو داشتم ولی اینکه با کسی باشم یا بیشتر از دست دادن به پسرها کاری کرده باشم هرگز. یک مشتری آرایشگاه داشت به نام آوا که سکس ورکر بود و یه جورایی همه باهاش لج بودن یعنی وقتی میومد همه عزیزم عزیزم میکردنش ولی پشتش حرفی نبود نزده باشن و شاید تنها کسی که باهاش خوب بود و واقعا مشکلی نداشت من بودم. راستش چون آوا رو خیلی شریف تر از خیلی بچه های سالن میدونستم، حداقل با طرف طی میکنه چقدر میگیره تا سکس کنه نه اینکه کلی لوندی کنه تا بتونه طرف رو تا دسته تیغ بزنه. آوا هم میدونست که من باهاش مشکلی ندارم میومد پیش من و معمولا ناخن هاش رو من براش درست میکردم و از هر دری حرف میزدیم، اون موقع ها با خودم فکر میکردم اگر آوا سکس ورکر نبود قطعا باهاش دوست خیلی صمیمی میشدم. آوا یک زن حدود 33 ساله(10 سال از من بزرگتره) و مجرد بود که به شدت خوشگل و لوند بود و معلوم بود اگه کسی بخواد باهاش سکس کنه باید حسابی سرکیسه شل کنه. طنز تلخ روزگار اونجایی بود که من ساغر که همه جوره به شوهرم وفادار بودم در آینده سکس ورکر شدم نه هیچ کدوم از بچه های سالن. یک روز آوا بهم پیام داد و ازم خواست که برم خونشون تا آرایشش کنم، منم که لاین ناخون کار میکردم گفتم کار من نیست ولی اون اصرار که پاشو بیا و حدود 9 سال پیش 1 تومن بهم پیشنهاد داد که برم آرایشش کنم شاید به اندازه نصف حقوق یک ماه من بود تازه من پرکار! با امیر درمیون گذاشتم و اونم اکی رو داد. قرارمون پنجشنبه صبح بود منم رفتم خونه ش سمت پارک ساعی تهران بود یک آپارتمان شیک و خوشگل و تا حدودی مشرف به پارک. در زدم و رفتم داخل آوا هم اومد در واحد رو باز کردم. یک تاپ سیاه پوشیده بود با یک شلوارک خونگی تو همین لباس ها هم خوشگل بود سینه های پروتزش و لباش ژل زدش قشنگ تو چشم بود. خودش بدون این عمل ها خوشگل بود ولی عمل ها بدجور روی تنش نشسته بودن. بعد خوش و بش رفتم داخل و وسایلم رو باز کردم و منتظر شدم بیاد. گفت امشب برای یک مشتری پولدار میخواد خودش رو حاضر کنه. یه جورایی جا خوردم چون انتظار نداشتم اینقدر بی پروا بهم بگه. گفت طرف خیلی پولداره واسه همین تمام سعیت رو بکن خوشگل شم. منم هرچی در چنته داشتم رو رو کردم حدود 3 ساعتی روی صورتش و موهاش کار کردم. کارم تموم شد بهم گفتش بدون ناهار نمیگذارم بری، برام پیتزا سفارش داد ولی خودش موهیتو خورد. همینطور که داشتم غذا میخوردم دست کرد تو جیبش و یه 200 دلاری درآورد و گفت اینم هزینه کارت من بهش گفتم این خیلی زیاده ولی بهم گفت این هزینه زحمتی هست که میکشی آمدم بگم نمیخوام ولی زیپ کیفم رو باز کرد و داخل کیفم انداخت بعدش گفت تو از معدود آدم هایی هستی که وقتی فهمید من سکس ورکرم نه بهش برخورد نه ناراحت شد نه هیچی. من از کارت خوشم اومده و همیشه دنبال آدمی مثل تو بودم. بدنم یخ زده بود منظورش چیه؟ آوا ادامه داد گفت من و یکسری دختر دیگه هستیم که سکس ورکریم و معمولا جاهایی میریم که خیلی آدم ها حتی قادر به تصور اونجا نیستن. درآمد یک شب هر کدوم از ماها حداقل روزی 150 دلاره ولی بعضی مواقع این درآمد خیلی خیلی بالاتر میره، مثل امروز که یکسری آدم پولدار ما رو جمع کردن واسه پارتی، یه جورایی سکس پارتی هستش منتها ما تو اینجور مهمونی نیاز ب | 662 |
| 15 | sticker.webp | 561 |
| 16 | ❌فیلم ممنوعه: کرایه😈💦
زنی بیپول که برای خرج بچهش دست به هر کاری میزنه، پر از صحنههای بکن بکن🔥
مشاهده فیلـــم🔞 | 105 |
| 17 | و خوردن فهمیدم ک فیتیش داره یه ذره پاهامو خورد اومد بالا وقتی زبون زد ب سوراخم بدنم شل شده بود داشتم نهایت لذت میبردم
علیرضا کارشو خوب بلد بود اولش سوراخمو خورد با انگشتش هی بازی کرد تا جایی ک دیگ نتونست جلو خودشو بگیره
گفت میشه همین امشب عروسم بشی؟
منم ک دیگ کلا مطیع علیرضا بودمو دوس داشتم اون شبم کامل بشه
فقط بش گفتم
من خیلی تنگم درد داره نمیتونم
بم گفت :نگران نباش عشقم یه جوری بکنمت هیچی حس نکنی تو از این ب بد مال خودمی خانومه خودمی فقط من باید بکنمت سوراخت باید ب سایز من عادت کنه
تف انداخت روی کیرش خیس ک شد میمالید دم سوراخم بالا پایین میکرد داشت دیوونم میکرد بهش گفتم بکن دیگه خانومتو دلم کیر میخواد
اونم گف چشم عشقم الان پردتو میزنم مال خودم بشی
اولش آروم سرشو گذاشت توم خیلی درد داشت دراورد گفت :اگه نمیتونی میخوای بعدا انجام بدیم
منم ک دیگ واقعا کیر میخواستم خودم کیرشو اروم اروم کردم توم خیلی درد داشتم ناله میکردم هم از درد هم شهوت
منم کامل قمبل کرده بودم براش کیرشو تا ته با دستم کردم تو
داغی کیرش دیوونم کرد کیرش کامل توم بود اولین بار بود حس خوب دادنو تجربه کردم اونم بعد یکی دودیقه شروع کرد اروم عقب جلو کردن
قشنگ دیگ سوراخم سایز کیرش شده بود راحت عقب جلو میکرد منم دردم کمتر شد داشتم لذت میبردم واقعا دستش رو کونم بود دستامو گرفت داشت تلمبه میزد منم غرق ناله کردن لذت بودم دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم واسم میمالید گردنمم میخورد هی قربون صدقم میرفت
میگفت خانومم چه کونی داره ،،از این ب بد کونی خودمی
بد چند دقیقه داشتم میدادم آبم اومد ریخت رو دست علیرضا
علیرضام خوشش اومده بود دستشو با همون اب کرد تو دهنم اول بدش برم گردوند شروع کرد لب گرفتن ازم انگار خودشم دوست داشت اب کیرمو بخوره
یه ذره لب گرفتیم ازهم بم گفت :
نمیخوای اب کیر شوهرتو بخوری پس؟؟
منم شروع کردم از نوک سینه هاش خوردم دوباره تا کیرش خیلی راست بود داشت منفجر میشد
واسش ساک میزدم با سوراخش ور میرفتم
تا اینکه ارضا شد کل ابشو ریخت تودهنم دوباره بلندم کرد ازم لب گرفت آب دور دهنمو با زبون پاک کرد خورد لباسامونو پوشیدیم
بدش ازم تشکر کرد گفت میخوام مال هم بشیم
چند وقت باهم بودیم یکی دو بار دیگم سکس کردیم
ک اونام واستون میذارم اگ خوشتون اومد از این داستان💙
نوشته: محمد | 707 |
| 18 | اولین تجربه گی با دوست مجازی
#گی
سلام
محمدم ۲۵ سالمه بدن لاغر و فیس پسرونه
داستان اولین سکس با پسر ک داشتم برمیگرده ب سال ۱۴۰۰
من یه چند وقتی بود تازه با دوست دخترم کات کرده بودمو دیگ حوصله دختر بازی رل زدن نداشتم
یه روز طبق معمول ک تو سایت پورن بودم داشتم فیلممیدیدم خیلی ناخوداگاه چشمم خورد ب به فیلم گی
(از اونجایی ک از قبل اصلا از گی یا همجنس بازی خوشم نمیومد هیچوقت فیلماشم نگاه نمیکردم)
اون روز واسه اولین بار رو اون فیلم کلیک کردم شروع کردن ب دیدن این فیلم اینقدر خوب بود ک خوشم اومد
از اون روز ب بد دیگ فیلمهای گی نگاه میکردم با خودم ور میرفتم خیلی دوست داشتم این حسو تجربه کنم
ولی خب هم میترسیدم از خیلی چیزا هم دوست نداشتم این حسو کسی بفهمه
یه چند وقتی گذشت من یه گروه گی ک همه پسر بودن توتلگرام عضو شدم
با چند نفری چت میکردم ولی ن عکس میفرستادم ن زیاد چت میکردم از ترسم …بعضی موقع ها ک سکس چت میکردم دستمو میذاشتم رو کونم با خودم ور میرفتمخودمو ارضا میکردم
تا اینک به روز با به نفر ب اسم علیرضا شروع کردم چت کردن
اول باهم اشنا شدیم علیرضا یه سال از من کوچیکتر بود یه جورایی مث خودم بود ولی اون تجربه سکس قبلا داشت
علیرضا دیگ کم کم ک ب من اعتماد کرد منم ب اون …گفت من خودم پوزم ورس واقعا گی هستم سکس لاو خیلی دوست دارم
ازم خواست اگ میشه دیگ ویدیو کال کنیم بدون فیس
چندوقت منو علیرضا باهم ویدیو کال میکردیمو من با خودم ور میرفتم اونم با خودش تا ارضا بشیم
چند روزی گذشت …یه شب ک داشتیم باهم ویدیو کال میکردیم یهو قط کرد شروع کرد پی ام دادن ازم خواهش کرد که قرار حضوری بذاریم
بم گف میتونم بش اعتماد کنم خیلی تو کف سکس بامنه خواهش کرد بیاد پیشم
منم ک خیلی می ترسیدم تا حالا با هیچ پسری اینطوری قرار نذاشتم اولش قبول نکردم ولی حشری بودم اون وسط ویدیو کال قط کرد نذاشت ارضا بشم
خیلی اصرار کرد بالاخره قبول کردم لوکیشن فرستادم براش
کفت :تا ۲۰ دقیقه دیگه اونجام
دودل بودم تا موقعی ک بیاد برم پیشش یا ن
ساعت ۱۰ شب بود پی ام داد
من رسیدم لوکیشن
بالاخره منم ک حشری بودم دلو زدم ب دریا گفتم برم پیشش
لباسامو پوشیدم رفتم اونجا
از دور دیدم به پسره سفید رو تقریبا قدش کوتاه تر از خودم ولی بدن گوشی مث خودم پسرونه با یه موتور اونجا منتظر بود
رفتم جلو سلام دادم بش
گفت سلام اقاااا چه عجب عروس خانماومد ما ببینمش
منم ک دستپاچه بودم نمیدونستم چی بگم خندیدم گفت بشین بریم
منم نشستم همین ک راه افتاد اولین حرفی ک زد کفت:
جای خلوت سراغ داری
گفتم :حالا بذار یکم اشنا شیم یخمون آب بشه
گفت:میریم یه جا هم آشنا میشیم هم یختو آب میکنم برات
منم ک خیلی حشری بودم تو دلم میخواستم سریع بریم یه جای خلوت بش ادرس دادم رفتیم بغل یه کارخونه تاریک هیچکس نبود
علیرضا موتور پارک کرد اومد دستمو گرفت
اولش ب شوخی گف: دسته شوهرتو سفت بگیر گم نشی
منم خندیدم گفتم چشم
رفتیم یه جای خیلی تاریک
اول سیگارشو در اورد بم تعارف زد بدش گفت بزار خودم برات روشن کنم
همین ک داشتیم سیگار میکشیدیم شروع کرد حرف زدن علیرضا گفت:خب چرا انقدر کم حرفو خجالتی
گفتم:تا حالا تو همچین موقعیتی نبودم نمیدونم چی بگم
جوابمو داد گفت:چیزی جدیدی نمیخواد بگی همونایی ک تو چت گفتی کافیه (منظورش سکس چتامون بود)
اصن نذاشت من دیگ حرفی بزنم سیگارشو انداخت اونور منو کشید سمت خودش یه ذره قربون صدقم رفت
گفت:اجازه هست لبای خانومم رو بخورم؟
منم ک دیگ هیچی دست خودم نبود اولین بارم بود فقط سکس میخواستم واقعا دیگه کم کم داشتم فک میکردم من زنشم اونم شوهرمه
منم خندیدمو هیچی نگفتم
شروع کرد لبامو خوردن بدش گردنمو میخورد هی می گفت بالاخره دوماد شدم ب ارزوم رسیدم با حرفاش منو دیوونه تر میکرد
منم بی اختیار دیگ وایستادم هرکاری میخواد بکنه
گردنمو خورد لباسمو دراورد شروع کرد بدنمو خوردن و لیس زدن من خیلی خوشم میومد از این کار علیرضا فهمید دیگ من مطیع اون شدم
دستشو برد سمت شلوارمو کشید پایین از رو شرت هی قربون صدقه کیرم میرفت از پایین پام شروع کرد لیس زدن تا بالا بم گفت
اجازه هست این آقا کوچولو رو واست بخورم
منم خودم شورتمو کشیدم پایین کیرمو تا ته کرد تو دهنش حسه خیلی خوبی داشتم واسم همین جوری ساک میزد با دستشم با سوراخم بازی میکرد
انگشتشو گرفتم کردم تو سوراخم بش گفتم انگشتو عقب جلو کن
اونم هم ساک میزد هم انگشتم میکرد
بدش پا شد لبامو باز خورد نوک سینه هامو خورد
بم گفت برگرد دستتو بذار رو دیوار
منم ک میترسیدم واسه بار اولم بدم بش گفتم درد داره میشه سافت باشیم
اونم قبول کرد اولشو گف میخام برات سوراختو بخورم
من نمیزارم عشقم درد بکشه
منم شلوارمو دیگ کامل در اوردم دستمو گذاشتم رو دیوار کونمو دادم عقب یکم
علیرضا خیلی جوراب مچی سفید دوست داشت منم پام کرده بودم
بد شروع کرد از روجوراب مچی پاهام | 603 |
| 19 | sticker.webp | 532 |
| 20 | فیلم زیرنویس فارسی جدید💦🔞
پسرشو موقع جـ.ق زدن گیر میندازه و از کیـ.ـرش هم مادر و هم خواهرش خوششون میاد اوفففف بقیش👇👇
مشاهده فیلم 🔥.. | 36 |
این محتوا برای کاربران بالای ۱۸ سال در دسترس است
با ورود به سرویس، تأیید میکنید که ۱۸ سال یا بیشتر سن دارید.
