fa
Feedback
کانال شعرو دکلمه

کانال شعرو دکلمه

رفتن به کانال در Telegram

به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب💙 که با واژه بخشیده جانها به لب💙 ما اینجا میزبان خوانش های زیبا تون هستیم💚 شب شعر با شاعران معاصر و شما دوست عزیز دوستان ویس ها/آوازها/ شعرها/دکلمه هاتون رو به این ایدی بفرستید👇 👇

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام کانال شعرو دکلمه

کانال کانال شعرو دکلمه (@milad_payman) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 33 212 مشترک است و جایگاه 886 را در دسته کتب و رتبه 10 386 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 33 212 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 14 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -759 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -33 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 13.95% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.33% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 4 632 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 105 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 24 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند شعر, وقت, مجری, گیم, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
به نـام خــــداونـد شعـــر و ادب💙 که با واژه بخشیده جانها به لب💙 ما اینجا میزبان خوانش های زیبا تون هستیم💚 شب شعر با شاعران معاصر و شما دوست عزیز دوستان ویس ها/آوازها/ شعرها/دکلمه هاتون رو به این ایدی بفرستید👇 👇

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 15 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

33 212
مشترکین
-3324 ساعت
-1217 روز
-75930 روز
آرشیو پست ها
تو از تمام دختران شهر سر بودی، دنیای من بودی اگر چه یک نفر بودی، آن عکس ها دیگر به دیوار اتاقم نیست از عکس‌هایم گرچه خیلی ماه تر بودی دنبال تو روی زمین می‌گشتم اما حیف در آسمان انگار درحال سفر بودی... حال تورا پرسیدم و گفتی خوبم شکر! حالا چرا امروز میگویی پکر بودی؟ گاهی دلم میخواست تنها باشم اما تو هر جا که پنهان میشدم آن دور و بر بودی از عاشقی چیزی نفهمیدم قبول اما نان آور یک خانه بودی؟ کارگر بودی؟ دنبال نانی سنگ هارا زیر و رو کردی؟ از صبح تا شب کوچه کوچه دربه در بودی؟ تو از غرور مردها چیزی نمیدانی... شرمنده ی فرزند خود بودی؟ پدر بودی؟ هر عصر با لبخند بغضم را فرو بردم اهل سیاست بودم و اهل هنر بودی؟ گفتی اگر من جای تو بودم نمی‌رفتم از اولش دنبال اما و اگر بودی! دنیا برای شاعران جای قشنگی نیست افسون از قانون دنیا بیخبر بودی! من دوستت دارم هنوز آری توهم داری با من در این مورد همیشه هم نظر بودی‌ 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

. میان اینهمه آدم، فقط تو حوایی گناه کرده‌ترین بی‌گناهِ دنیایی شبیه وسوسه‌هایت چه فتنه‌انگیزی اگرچه سیب بهشتی، شراب مینایی سزای مستی چشمت به غیر آتش چیست!؟ تویی که شعله به شعله، همیشه برپایی سرت به شانه‌ی خورشید و سایه‌ات ماه است میان حوض بلورِ سپیده، زیبایی درست لحظه‌ی تلخی که می‌روی از دل چه دلبرانه و شهلا دوباره می‌آیی هوای از تو نوشتن همیشه ابری نیست چه آفتاب جمیلی... عجب دلارایی انار سرخ لبت، دانه دانه شیرین است شمردنت نتوان، بی‌عدد فریبایی #اکرم_نورانی 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

پشت تصویر یک پنجره تو بودی یا من؟ نگاهم کردی؛ نگاهت کردم. لحظه‌ای میان نگاهت و نگاهم ماندم و به تصویر خیره شدم. به پنجره، به چشم‌هایی که شاید چشم‌های تو بودند و شاید فقط انعکاس دلتنگی من ... انگار یکی از ما دیگری را به یاد آورده بود. شاید از گذشته، از یک دیدار، از آغوشی که هنوز گرمایش در خاطره مانده بود. من ماندم و پنجره‌ای که میان ما بود و شراب دلتنگی‌ای، که هر شب جرعه‌جرعه به شعرم می‌ریخت. غزلی که هنوز بیتش را برای تو نگه داشته‌ام تا بگویم : روزی به یاد خاطرات دلنواز عشق حتا سکوتت مملو از آهنگ خواهد شد کاش بدانی که لبخند عشق هنوز جایی میان خاطره‌هایم مانده و تپش بوسه‌ای که هرگز برلب‌هایم ننشست هنوز برای من آهنگ زندگی دارد. شاید همان آخرین بوسه‌ای بود که در خیال، بارها میان ما تکرار شد. اما پشت آن پنجره میان غبار غم ماندم و از خودم پرسیدم: اگر تو بودی چرا دیدنت، سهم چشم‌هایم شد و گریه‌اش سهم من؟ هنوز هر بار که به آن تصویر برمی‌گردم نمی‌دانم، آن چشم‌ها از آن تو بود یا انعکاس مردی که آن‌قدر دوستت داشت که دیگر نمی‌دانست کدام سوی پنجره ایستاده است! فقط می‌دانم اگر روزی دوباره از پشت همان پنجره نگاهم کردی، این بار در نگاهت می‌مانم. و آرام می‌ایستم و می‌گذارم قصه‌ی ما جایی میانِ یک نگاه، یک غزل و یک "شاید" برای همیشه ناتمام بماند. #شهراد_میدری 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

. إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ 🖤 😢 🖤 سرکار خانم #سونیا فقدان تأسف بار خواهر عزیزت مرحومه بانو #قتالی مرا د
. إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ 🖤 😢 🖤 سرکار خانم #سونیا فقدان تأسف بار خواهر عزیزت مرحومه بانو #قتالی مرا در غمی عمیق و توصیف ناشدنی فرو برد. دعا می‌کنم که خداوند سبحان او را مشمول لطف و رحمت بی پایانش قرار دهد و به شما و خانواده محترم، صبر و بردباری عنایت فرماید #میلاد 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

می‌شود سخت‌ترین مسئله آسان باشد پشت هر کوچه‌ی بن‌بست خیابان باشد می‌شود حال بدِ ثانیه‌ها خوب شود شهر هم غرقِ هم‌آغوشی باران باشد گیرم این عشق که آتش زده بر زندگی‌ات بعد جان کندنِ تو شکل گلستان باشد گیرم این دفعه که برگشت، بماند...نرود گیرم از رفتنِ یک‌باره پشیمان باشد فرض کن حسرتِ پاییز تو را درک کند روز برگشتنِ او اولِ آبان باشد بعد نه ماه به ویرانه‌ی تو برگردد تا در این شعرِ پر از حادثه مهمان باشد بی‌خیال غم هر روزه... چرا که دل من مثل ریگی‌ست که در کفش تو پنهان باشد #امید_صباغ_نو 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

@Ghazalkhanee می‌شود سخت‌ترین مسئله آسان باشد پشت هر کوچه‌ی بن‌بست خیابان باشد می‌شود حال بدِ ثانیه‌ها خوب شود شهر هم غرقِ هم‌آغوشی باران باشد گیرم این عشق که آتش زده بر زندگی‌ات بعد جان کندنِ تو شکل گلستان باشد گیرم این دفعه که برگشت، بماند...نرود گیرم از رفتنِ یک‌باره پشیمان باشد فرض کن حسرتِ پاییز تو را درک کند روز برگشتنِ او اولِ آبان باشد بعد نه ماه به ویرانه‌ی تو برگردد تا در این شعرِ پر از حادثه مهمان باشد بی‌خیال غم هر روزه... چرا که دل من مثل ریگی‌ست که در کفش تو پنهان باشد #امید_صباغ_نو 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم یارای گفتن گله‌ها نیست، بگذریم دردیست در دلم که دوایش نگاه توست دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟ گفتم رقیب با تو کجا نیست؟ بگذریم… ابری که می‌گذشت به آهنگ گریه گفت: دنیا مکان “ماندن” ما نیست، “بگذریم” هرچند دشمنم شده‌ای دوست دارمت بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم #سجاد_سامانی 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

کنار نرده‌های تراس، برگی افتاده بود زرد و غمگین. مثل نامه‌ای که پاییز بی‌آن‌که نام گیرنده‌اش را بداند، به دست باد سپرده باشد. آن را برداشتم و همان‌جا فهمیدم؛ گاهی یک برگ، برای گفتن تمام یک عشق کافی‌ست... شاید پاییز ... آن‌طور که ما فکر می‌کنیم فصل جدایی برگ‌ها نیست؛ فصل عاشق شدنشان است. و شاید زردی برگ‌ها، رنگ اندوه عشقی باشد که هیچ‌کس از آن خبر ندارد و افتادنشان غزل خداحافظی دو برگ عاشق. بله ... برگ‌ها هم عاشق می‌شوند و گاهی میان هزاران برگ یک شاخه دو برگ سهم یکدیگرند. برای همین است که هر پاییز، زمین پُر می‌شود از برگ‌های غمگین عشق.... قصه‌ی برگ‌هایی که رنگ عشق گرفته‌اند. دو برگ بودند؛ که تمام فصل‌ها را کنار هم گذراندند. در آفتاب عشق در آغوش سرما با بوسه‌های نسیم و شبنم اشک. روزگارشان عاشقانه بود، حتا آن روزها که باهم بودن، شکل دیگری از بی‌همی بود... تا پاییز رسید و غزل خداحافظی آرام‌آرام از میان برگ‌هایشان گذشت. اول او زرد شد معشوقش سرخ. و هیچ‌کدام نمی‌دانستند که پاییز، فصل رفتن نیست فصل فهمیدن اندازه‌ی عشق است. ناگهان باد وزیدن گرفت. برگ‌های دیگر یکی‌یکی افتادند اما این دو، به شکلی عجیب در هم ماندند. آن‌قدر نزدیک؛ که دیگر معلوم نبود کدام قسمت این برگ، خودش است و کدام قسمت، یادگار دیگری ... سرانجام، تندبادی وزید و آن دو را از شاخه جدا کرد. اما این بار، یکی تنها نیفتاد. عشقشان آن‌قدر در هم تنیده شده بود که حتا وقتی از درخت جدا شدند، هنوز شکل یک برگ را داشتند. و شاید برای همین است که این برگ شبیه هیچ برگ دیگری نیست. آدم‌ها هم؛ گاهی شبیه همین برگ‌ها می‌شوند عاشق، درهم‌تنیده و ناچار به رفتن... امیدوارم هیچ‌کس کفش‌های غمگین عشق را به پا نکند و در هوای پاییزی، پرسه‌زن تنهایی خویش نشود....🍂❤️‍🔥 #شهراد_میدری 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

تو هم مثل منی دلداده یا نه؟ به راهت برگ زرد، افتاده یا نه؟ برای پیشواز از فصل پاییز خودت را کرده ای آماده یا نه؟ #شهراد_میدری
تو هم مثل منی دلداده یا نه؟ به راهت برگ زرد، افتاده یا نه؟ برای پیشواز از فصل پاییز خودت را کرده ای آماده یا نه؟ #شهراد_میدری 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

. 🤎 سلطان قلب‌ها🤎 امشب هوای این آهنگ زد به سرم نوش روان قشنگتون❤️ 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

❤️🌱❤️👌 خسته‌ام، خسته از این گونه دوام آوردن خسته‌ام، خسته از این صبح به شام آوردن خسته‌ام، خسته از این خستگی پی در پی خسته‌ام، خسته از این دانه به دام آوردن نه گُلی تازه به دردِ دل ویرانم خورد نه جنونی نفسم را به بیابانی برد « شاعر خانه‌خرابی که فقط در جا زد پشت این ده‌کده از شدّت بی‌نانی مُرد» خسته‌ام، خسته از این گونه دوام آوردن سر تعظیم به درگاه کلام آوردن « نه، کرامات قرمساقی و بی‌غیرتی است این همه دیدن و این گونه دوام آوردن » دلِ دنیا، دلِ من بود، کبابش کردند آسمان، منزل من بود، خرابش کردند « زندگی کردن من مُردن تدریجی بود آن‌چه جان کند تنم، عُمر حسابش کردند» پشت بغرنج‌ترین مسأله شد منزل من جز پریشانی و تردید چه شد حاصل من؟ آسمانی که فقط توطئه ترتیب دهد نه به درد دل کس می‌خورد و نه دل من... گفته بودی پس این شام دژم، عیدی هست پشت این ابر به هم دوخته، خورشیدی هست گفته بودی که خدا یار جوان‌مردان است به خدایی که عقیم است، چه امیدی هست؟ هیزمی کردم و ناسوخته نابود شدم سپر افکندم و پرپر زدم و دود شدم گفته بودی که علی با تو مدد خواهد کرد یاعلی گفتم و چندی است که نابود شدم خبر مرگ مرا در همه جا جار زدند عکس منحوس مرا بر در و دیوار زدند نه خدایی کمکی کرد و نه مولا مددی « دو درخت آن طرف باغ مرا دار زدند» بعد من مصلحت این است که خامُش باشید بی‌خیال من از یاد فرامُش باشید خاکتان فضله‌ی ما را به پشیزی نخرید ما که رفتیم بمیریم، شما خوش باشید بعد من صحبت آیینه و لبخندی نیست به خداوند قسم، هیچ خداوندی نیست شیرها نیز در این بادیه روباهانند بعد من صحبت الوند و دماوندی نیست بعد من خاک شما سمبل ویرانی باد برکت سفره‌تان، آجر بی‌نانی باد بعد من مزبله‌ای را که وطن می‌نامید مخرج‌الریح دو مأبون انیرانی باد بس نمانده است که این مزرعه ویران بشود بس نمانده است که این باغ بیابان بشود بس نمانده است که اصطبل بزرگ پدری شیره‌کش‌خانه‌ی یک مشت شُتربان بشود... ما که رفتیم شما شمع شبستان باشید قلتبانان همین قوم قرقبان باشید خاکتان فضله‌ی ما را به پشیزی نخرید ما که رفتیم نباشیم، شمایان باشید... #علی‌اکبر_یاغی‌تبار 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

یه لول بالاتر از دوست داشتن ؛ احترامه👌

هوا ابری‌ست، شب آورده با خود بوی باران را خدا تلخ آفریده آخرین دیدارِ یاران را هوا ابری‌ست، بی‌چتر آمدی تا طی کنیم امشب خیابانهای خیسِ یادها و یادگاران را تو زیبایی، برایم سوره‌ی یوسف بخوان قدری که زیباتر کند بویش شب ما بی‌قراران را قطارِ انتظار و غم، قطارِ اشک و تنهایی خدا را کاش امشب نشنوی سوت قطاران را تو را با بوسه و لبخند راهی می‌کنم اما چه باید کرد در دیدار آخر باز باران را؟ در این دنیا غمی سنگین‌تر از چشم‌انتظاری نیست خدا باید که همراهی کند چشم‌انتظاران را #ناصر_حامدی 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

من از تمام بچه های شهر سر بودم من بچه ای باهوش مادر و پدر بودم پنجاه و هفت و بهمن و نسلی که سیگارش هرجا که روشن شد من آنجا نشته تر بودم شهری که همرنگ جماعت شد به رسوایی دربین قاطر ها فقط من کره خر بودم نه اینکه خر باشم من از روز تولد ابن بشر بودم و لیکن شور و شر بودم درخانه ما هرکسی در جای خود بود من باصدای پای بابا چون فنر بودم در خانه ای ما در فروان بود اما من کوجه کوچه خانه خانه در بدر بودم وقتی که کار نوجوانان بود سرگرمی من کار می‌کردم و مشغول ضرر بودم من علت سردرد های مادرم بود از بین فرزندان او من درد سر بودم ای کاش دختر میشدم شیرین و بابایی اما شدم زهر هلاهل چون پسر بودم باید که زن بودم ولی نه با همین هیبت هم لاغر و زیبا ترو کوتاه تر بودم زن میشدم حتما خراب جنس خود بودم از شهرهای شهر مان هم شهره تر بودم هم در لباس شحنه بودم هم لباس شیخ هم از خود خردادیان رقاص تر بودم شاعر شدم اما نگفتم شعر تر هرگز چون منزوی همواره دندان بر جگر بودم درباتلاق کودکی هایم فرو ماندم در عمق گل با هردو پایم تا کمر بودم مثل تو میمیرم پدر جان خوب میدانم تو زنده تر آنجا و من اینجا مرده تر بودم من نقشه ی جغرافیایی این زنگ تاریخم ای کاش ازین گربه قدری دورتر بودم #علی_خداپرست 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

اصلا به زنده بودنمان اعتبار نیست در چار فصل زندگی ما، بهار نیست صابون زندگی به تنم خورده بی‌عدم جز این هم از زمانه‌ی ما انتظار نیست در من کسی به خون من انگار تشنه است در چشمهای آینه جز انکسار نیست گویا صدای من به خودم هم نمی‌رسد محبوس خویش هستم و راه فرار نیست از خلقتِ بدون اراده بریده‌ام تف بر تولّدی که در آن اختیار نیست وای از جنازه‌ای که شده نام آن بَشَر عمری‌ست مرده‌ایم و دریغا مزار نیست جز حرف دل نگفتم اگر شِکوه می‌کنم شاید که شعر گفته‌ام اما شعار نیست این دهرِ تیره می‌گذرد بر مدار درد یک روزِ خوش به ساحت این روزگار نیست خود را به دست پنجه‌ی نسیان سپرده‌ام وقتی نصیب آینه غیر از غبار نیست ای مرگ! با امید وصالِ تو زنده‌ایم جز تو کسی قرار دل بی‌قرار نیست #مرتضی_شاکری 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

دلم خشکیده افتاده‌ست پای حوض ماهی‌ها فروغم را فرو برده‌ست دستی در سیاهی‌ها بهاران برگ سبزی بودم اما فرصتم کم بود نسیمی واژگونم کرد در بی‌تکیه‌گاهی‌ها خزان خواهی نخواهی بود اما من ندانستم که برگی را گریزی نیست از خواهی نخواهی‌ها از این دهلیزها راهی به آگاهی نمی‌بینم فلج مانده‌ست پای رفتن از بیم تباهی‌ها مرا ای کاش یادی دور می‌کرد از فراموشی مرا ای کاش بادی می‌ربود از بی‌پناهی‌ها به هذیانی دچارم کرده اوهام پریشانی تو می‌گفتی به من چیزی نگیر از بین راهی‌ها تو می‌گویی هنوز اما مرا تاب شنیدن نیست چه باید کرد وقتی خسته‌ام از خیرخواهی‌ها؟ گواه رویشی در باغ بودم، بعد از این اما نخواهی دید امضای مرا پای گواهی‌ها #رضا_معتمد 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

با مور گفت مار، سحرگه به‌ مرغزار کاز ضعف و بیخودی، تو چنین خردی و نزار هم‌چون تو، ناتوان نشنیدم به هیچ جا هر چند دیده‌ام چو تو جنبندگان هزار غافل چرا روی، که کشندت چو غافلان پشت از چه خم کنی، که نهندت به پشت بار سر بر فراز، تا نزنندت به‌ سر قفا تن نیک‌دار، تا ندهندت به تن فشار از خود مرو، ز دیدن هر دست زورمند جان عزیز، خیره بهر پا مکن نثار کار بزرگ هستی خود را مگیر خرد آگه چو زین شمار نه‌ای، پند گوش‌دار از سست کاری، اینهمه سختی کشی و رنج بی موجبی کسی نشد، ای‌دوست، چون تو خوار آن را که پای ظلم نهد بر سرت، بزن چالاک باش هم‌چو من، اندر زمان کار از خویشتن دفاع کن، ار زان‌که زنده‌ای از من، ببین چگونه کند هر کسی فرار ننگ است با دو چشم به چه سرنگون شدن مرگ است زندگانی بی‌قدر و اعتبار من، جسم زورمند بسی سرد کرده‌ام هرگز نداده‌ام به بداندیش زینهار سرگشته چون تو، بر سر هر ره نگشته‌ام گاهی به سبزه خفته‌ام آسوده، گه به غار از بهر نیم‌دانه، تو عمری تلف کنی من صبح موش صید کنم، شام سوسمار همواره در گذرگه خلقی، تو تیره‌روز هر روز پایمالی و هر لحظه بی‌قرار خندید مور و گفت، چنین است رسم و راه از رنج و سعی خویش، مرا نیست هیچ عار آسوده آنکه در پی گنجی کشید رنج شاد آنکه چون منش، قدمی بود استوار بیهش چه خوانیم، که ندیدست هیچ کس مانند مور، عاقبت اندیش و هوشیار من، دانه‌ای به لانه کشم با هزار سعی از پا دراوفتم به ره اندر، هزار بار از کار سخت خود نکنم هیچ شکوه، زانک ناکرده کار، می‌نتوان زیست کامکار غافل توئی، که بد کنی و بی‌خبر روی در رهگذار من نبود دام و گیر و دار من، تن به خاک می‌کشم و بار می‌برم از مور، بیش ازین چه توان داشت انتظار کوشم به زندگی و ننالم به گاه مرگ زین زندگی و مرگ که بوده‌ست شرمسار؟ جز سعی، نیست مورچگان را وظیفه‌ای با فکر سیر و خفتن خوش، مور را چه کار شادم که نیست نیروی آزار کردنم در زحمت است، آنکه تو هستیش در جوار جز بددلی و فکرت پستت، چه خصلتی است از مردم زمانه، تو را کیست دوستدار ایمن مشو ز فتنه، چو خود فتنه می‌کنی گر چیره‌ای تو، چیره‌تر است از تو روزگار افسونگر زمانه، تو را هم کند فسون صیّاد چرخ پیر، تو را هم کند شکار ای بی‌خبر، قبیلهٔ ما بس هنرورند هرگز نبوده‌است هنرمند، خاکسار مورم، کسی مرا نکشد هیچ‌گه به عمد ماری تو، هر کجاست بکوبند مغز مار با بد، به جز بدی نکند چرخ نیلگون از خار، هیچ میوه نچیدند غیر خار جز نام نیک و زشت، نماند ز کارها جز نیکوئی مکن، که جهان نیست پایدار #پروین_اعتصامی 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

پسر جان! عشق، مرگی زودرس من‌باب تمرین است پسرجان! خنده‌ی دلبستگی، رنجِ نخستین است پدر می گفت: جان را در قمارِ عشق خواهی باخت بهای عشق سنگین است، سنگین است، سنگین است کی‌ام من؟! آن جوانِ جانفدای سر به زیری که به لطف مهربانی‌های تو، پیری جهان‌بین است خودم را با کسی غیر از تو هم‌صحبت نمی‌کردم تو هم هرگز نگفتی آخرِ این قصه غمگین است دعا کردی سعادتمند باشم بی تو؟ صد افسوس! دعای خیرِ اینگونه، برایم عین نفرین است گمان کردی صبورم؟ یا سفر دردِ بزرگی نیست‌؟ گمان کردی دلم در آسیاها سنگِ زیرین است؟ دلم چون کوره های آتشین همواره می سوزد بخوان تلقین من را (سوختن) آغازِ تدفین است در آیینه به خود گفتم: چه طعمی داشت پیروزی؟! ندانستی که پایانِ شبِ دلدادگی این است؟! #حسن_خلجی 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

گل به سر، جام به کف‌، آن چمن‌‌آیین آمد می‌کشان مژده‌، بهار آمد و رنگین آمد طبعم از دست زبان‌سوز تبی داشت چو شمع عاقبت خامشی‌ام بر سر بالین آمد نخل‌ گلزار محبت ثمر عیش نداد مصرع آه همان یأس مضامین آمد حیرتم بی‌اثر از انجمن عالم رنگ همچو آیینه ز صورتکدهٔ چین آمد حاصل این چمن از سودن دستم‌ گل‌ کرد به‌ کف از آبله‌ام دامن‌ گلچین آمد هیچ‌کس از غم اسباب نیامد بیرون بار نابستهٔ این قافله سنگین آمد چه خیالست سر از خواب گران برداریم پهلوی ما چو گهر در ته‌‌ی بالین آمد چون نفس سر به خط وحشت دل می‌تازیم جاده در دامن این دشت همان چین آمد باز بی‌روی تو در فصل جنون‌جوش بهار سایهٔ گل به سرم پنجهٔ شاهین آمد خون به‌ دل‌، خاک‌ به‌ سر، آه به‌ لب‌، اشک به چشم بی‌جمال تو چه‌ها بر من مسکین آمد بیدل آسوده‌تر از موج گهر خاک شدیم رفتن از خویش چه مقدار به تمکین آمد   #بیدل_دهلوی 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨

امشب نمی‌گم شبت بخیر بجاش می‌گم: دهمت به شب امانت دمِ صبح پس بگیرم مـــ𝑴𝒂𝒉𝒐𝒐𝒓ـــاهـــورᥫ᭡︎ 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰�
امشب نمی‌گم شبت بخیر بجاش می‌گم: دهمت به شب امانت دمِ صبح پس بگیرم مـــ𝑴𝒂𝒉𝒐𝒐𝒓ـــاهـــورᥫ᭡︎ 🩸#چنل_شعر_دکلمه ‍ꦿᬉ‌‌‌‌‌⚘꙰𝄠-⃝🩸‌‍‌‍‌‌ 𝑱𝒐𝒊𝒏 ☞︎︎︎ ✨⍟ @MILAD_PAYMAN⍟✨