رادیو ردپیل 📻 قرص قرمز
رفتن به کانال در Telegram
حال ما به کسانی شبیه است که از خوابی صدساله برخاستهاند: گیج و ناتوان از بازگشت به جهان سابق، دیگر نه میتوانند دوباره بخوابند، نه میتوانند آنچه دیدهاند را از یاد ببرند. 🎙مهمترین آموزشها و یادگیری بازی قدرت در جامعه را در اترکشن کد بخوانید: @HedonMe
نمایش بیشتر3 864
مشترکین
-1324 ساعت
-3137 روز
+84030 روز
آرشیو پست ها
همانطور که میدانید، ریاضیدانی به نام لاپلاس معتقد بود كه جهان «دترمینیتسی» است، یعنی چرخدندههای جهان از قبل کوک شدهاند و با نظم و قانون مشخصی کنار یکدیگر در چرخش هستند، لاپلاس بر این باور بود که اگر ما پارامترهای اولیهی یک پدیده را بدانیم، میتوانیم با در اختیار داشتن قانون حركت و یا «قوانین فرمانروا» بر آن پدیده، پیشبینی كنیم كه در زمان ایكس، وضعیت آن پدیده چگونه خواهد بود. همانطور که مسیر حرکت سیارات و خورشیدگرفتی و بسیاری از پدیدههای کیهانی را از همین راه پیشبینی میکنیم.
اما پس از پیدایش دانش كوانتومی و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، عدهای با در نظر گرفتن اینكه ما نمیتوانیم بطور ۱۰۰٪ مکان و یا سرعت یک ذره را اندازهگیری کنیم دترمینیسم لاپلاسی را مردود دانستند. برخی از فلاسفه هم از این رد دترمینیسم توسط فیزیک كوانتوم، چنین برداشت کردند كه میتوان ارادهی انسان را هم آزاد دانست، چون یک بازهای از «عدم قطعیت» در مغز انسان نیز وجود دارد. اینجا چندین مفهوم فلسفی با یکدیگر درهم آمیخته شدهاند که باعث بدفهمی میشود: ۱. پیشبینیپذیری ۲. جبر (دترمینیسم) و ۳. قانونمندی مادی.
🔹یک نكتهی مهم در این میان نفهته است:
اگر اندکی تأمل کنیم، متوجه میشویم سخن لاپلاس همچنان صادق و درست است، چرا؟
چون او گفته بود «اگر» همهی پارامترهای اولیه را بدانیم میتوانیم با چرخ دندهی «قانون» پدیدههای مختلف را پیشبینی کنیم.
مشکل انسانها در فهم و دانستن پارامترهای اولیه (Initial condition) است و نه در قانونمندی مادی.
محدودیت ما در دانستن پارامترها هم از این واقعیت نشأت میگیرد كه آگاه شدن از چیزی، تنها از راه آگاهیرسانی مادی ممکن است.
🔹 برای درک بهتر اصل عدم قطعیت را به زبان بسیار ساده تعریف میکنم:
ما میخواهیم مسیر حرکت توپی را پیشبینی كنیم، نخست باید بدانیم كه این توپ در كجا قرار دارد و با چه سرعتی در حال حرکت است. اکنون فرض كنیم این توپ در تاریكی حرکت میکند. برای دانستن مکان و سرعت آن ما باید در ابتدا توپ را «مشاهده کنیم» و برای مشاهده کردن باید مثلاً لامپ را روشن كنیم، یا به زبان دیگر انبوهی از فوتونها را به سوی توپ بفرستیم که پس از برخورد با توپ به سمت چشم ما برگشته و مکان آن را به ما نشان میدهند. اما خود همین فرستادن فوتونها و برخورد آنها با توپ، مکان و سرعت توپ را (هر چند مختصر) دگرگون میكند. در این مثال بدلیل جرم بالای توپ این تغییر وضعیت به قدری ناچیز است که میتوان از آن چشمپوشی کرد اما در ذرات کوانتومی اینگونه نیست، با ارسال هر فوتون وضعیت هر ذره هم تغییر میکند.
اصل عدم قطعیت نیز همین را میگوید، ما نمیتوانیم سرعت و مکان یک ذرهی کوانتومی را با دقت ۱۰۰٪ بدست بیاوریم زیرا همین عمل «مشاهده کردن» وضعیت ذره را دگرگون
میكند، اینست كه ما نمیتوانیم شرایط و پارامترهای اولیهی پدیدههای کوانتومی را بدانیم تا بطور دقیق آن پدیدهها را پیشبینی كنیم.
اما همچنان كه گفتم، عدم قطعیت هیچ ارتباطی به قانونمندی مادی كه حلقهی ارتباط میان «دانستن پارامترها» و «پیشبینی» است ندارد و عدم قطعیت هم قانونمندی مادی را زیر سوال نمیبرد، بلكه تنها محدودیتی كه طبیعت در امكان «دانستن» به ما تحمیل میكند را نشان میدهد و از این رو به علم «احتمالات» روی میاورد.
@HedonMe
من دارم کتاب "صفر" به قلم استاد مسعود ناصری رو میخونم. این کتاب فوق العادس درک مارو از دنیا بیشتر میکنه. ایشون نوشته بعد از قوانین نیوتون انقدر علم گسترده شد که لاپلاس میگفت جهان دترمینیستیه. یعنی الان یه توپی در حال حرکته اگه جرم توپ و میزان ضربه ای که بهش وارد شده رو بدونیم با قوانین نیوتون میتونیم مسیر حرکت توپو دقیقا پیش بینی کنیم و اینو بسطش داد به جهان. یعنی ما همه چیزو همه رفتارای ادمارو میتونیم پیش بینی کنیم.
حالا عدم قطعیت کوانتوم که اومد اینو نقض کرد گفت توی ذرات کوانتومی عدم قطعیت حاکمه و ما نمیتونیم رفتارشونو پیش بینی کنیم. متاسفانه ایشون توضیح بیشتری ندادن. ولی این یعنی ما اراده آزاد داریم؟ پس جبر لاپلاسی اشتباه بود؟ خیلی گنگ بود این قسمت ممنون میشم یه توضیحی بدین
دوستان در هفتهی آتی یک بوتکمپ دورهمی با ظرفیت محدود در تهران برگزار میکنیم. در این جلسه مهارتهای ابتدایی تا پیشرفتهترین تکنیکهای روانشناسی برای جذب زنان از خیابان و پیادهرو گرفته تا بازی آنلاین و جمعهای اجتماعی، برجستهترین متودهای برانگیختن عواطف یک زن، ایجاد یک رابطهی احساسی موفق (بلندمدت یا کوتاهمدت) و زندگی به سبک یک بازیکن را آموزش میدهیم.
ظرفیت جلسه محدود است و عزیزانی که دیرتر ثبت نام بکنند باید تا بوتکمپ بعدی که در آذرماه برگزار میگردد صبر کنند.
چرا این پیام را در کانال اصلی قرار ندادهام؟ زیرا در آنصورت درخواست ثبت نام برای جلسه بسیار بیشتر از ظرفیت آن میشد و فعلا تنها قادر به ارائهی خدمات به عدهی محدودی از دوستان میباشیم. آیدی جهت ثبتنام جلسه:
@Hedonist_Game
https://t.me/Redpill_Matrix
در کانال اصلی موضوع را بیان نکردهام زیرا در آن کانال درخواست ثبت نام برای جلسه بسیار بیشتر از ظرفیت آن میشد و فعلا تنها قادر به ارائهی خدمات به عدهی محدودی از دوستان میباشیم.
@Redpill_Matrix
دوستان هفتهی بعد یک بوتکمپی با ظرفیت محدود در تهران برگزار میکنیم. در این جلسه مهارتهای ابتدایی تا پیشرفته برای جذب زنان و زندگی به سبک یک بازیکن را آموزش میدهیم.
ظرفیت محدود است و عزیزانی که دیرتر ثبت نام بکنند باید تا بوتکمپ بعدی که در آذرماه برگزار میگردد صبر کنند.
@Redpill_Matrix
✅ راههای مقابله با عنتست (قسمت اول)
نیک سووی، جان سین، کراوزر پییوای و دیگر بازیکنانی که من آثارشان را خواندهام همگی چندین فرمول کلی برای مقابله با عنتستها ارائه میدهند که آنها را با شما در میان میگذارم و در ادامه فرمولهایی که در ایران پاسخ مثبت نمیدهد را تفکیک و بومیسازی میکنم.
♻️ موافقت و تشدید
یکی از بهترین راهها برای مقابله با قبیحترین و ناجورترین عنتستها تشدید و موافقت است. شما با «اتهامی» که دختر زده موافقت کرده و آنرا تشدید میکنید. چرا؟ چون زمانی که دختر به شما حمله میکند در واقع میخواهد شما را در موضع انکار و دفاعی قرار بدهد، پس در پاسخ به آن نباید خودتان را توجیه بکنید زیرا سیگنال ضعف را مخابره میکند:
🙎🏻♀- خیلی علافی همیشه تو این پارک میچرخی؟
🙎🏻♂- آره اینجا قلمروی منه (با شوخی) میخوای اینجا بشینی باید ازم اجازه بگیری
این فرمول کاملا درست است اما یک باگی در آن وجود دارد و آنهم زمانیست که زن به شما «اتهام دختربازی» میزند. پیکاپ آرتیستهای غربی میگویند هنگامی که دختر به شما اتهام دختربازی میزند باز هم باید آنرا تشدید کنید:
🙎🏻♀- به نظر خیلی دخترباز میای..
🙎🏻♂- پس چی، دخترا فقط به درد بازی میخورن.
اما در این پست در تحلیل و بررسی «عنتست دختربازی» توضیح دادهام که بدلیل تفاوتهای فرهنگی ایران و آمریکا این روش در ایران چندان پاسخ مثبت نمیدهد و راه دیگری را برای مقابله با آن طراحی کردم که آنرا در اینجا تشریح کردم. در هر صورت تئوریسینها معتقدند زمانی که دخترها میشنوند یک مرد خیلی دخترباز است نمیاندیشند که «اوهاوه چطور فرار کنم»، بلکه دربارهی او کنجکاوتر میشوند. کنجکاوی هم در میان کم دستاندازترین راهها برای رسیدن به کُص است.
نظر من اما اینست که این عنتست برای سنجش میزان بازیکن بودن یا بکندررو بودنتان طراحی شده و برای اینکه از زیر رادار بکندررویاب زن به سلامت عبور کنید باید آنرا نادیده بگیرید. بله نادیده گرفتن، راه دیگری که در مقابله با عنتستها وجود دارد نادیده گرفتن آنست.
♻️ نادیده گرفتن
شما کاملا عنتست را نادیده میگیرید و بحث را عوض میکنید:
🙎🏻♀- همیشه اینقدر علافی؟
🙎🏻♂- اون دختره رو میبینی، یه جور بدی بهت نگاه میکنه... به نظرم بهت حسودیش میشه.
شما مرد آلفایی هستید که موقعیت ذهنی غیرقابل نفوذی دارید و در جایی چنان مرتفع سیر میکنید که عنتستهای سخیف زن دستشان به شما نمیرسد. این روش نیازمند اعصابی از آهن است که ۹۹٪ مردان ندارند، داوری زنان برای مرد چنان مهم و حیاتیست که اینجا در اینترنت هم روی رفتار ما تاثیر میگذارد چه برسد به آن بیرون در کنار دختری زیبا که همین چند لحظه پیش کل هویت شما را به چالش کشیده است.
ادامه دارد...
#Shit_test
@HedonMe
دوست گرامی فردی که سابقهی اعتیاد به مواد مخدر دارد، بواسطهی اختلال در مدارهای مغزی ذهن او دچار آسیب شده و ترمیم آن تنها و تنها بواسطهی پایداری در قطع مواد حاصل میگردد. یعنی «بیماری اعتیاد» همواره در پسزمینهی ذهن شما وجود دارد و با اولین مصرف و اولین کام مجددا بیدار میشود. برای افراد مصرفکنندهی حرفهای، هرگز چیزی تحت عنوان «مصرف کنترلشده» وجود ندارد. این مکانیزم ذهن بیمار شماست که از طریق خودفریبی و بهانهتراشی میخواهد دوباره به آغوش مواد مخدر بازگردد.
@Redpill_Matrix
سوالم ارتباطی به کانال نداره ولی چون شما خیلی فرهیخته و باسوادین دوس دارم نظرتونو بدونم
شما هدونیست هستی ایا از دید هدونیسم میشه از طریق مصرف موادو لذتو حداکثری کرد؟
من پنج سال اعتیاد داشتم. سه ماه پیش رفتم کمپ و پاک شدم. الان سه ماهه پاکم و لب به مواد نزدم
ولی میخوام دوباره مصرف کنم ولی این دفعه کنترلش کنم که معتاد نشم. میخواستم به نظر شما بدونم میتونم مصرفمو کنترل کنم و دیگه معتاد نشم؟ چه راه هایی وجود داره که بشه محدودش کرد؟ مثلا چند وقت یه بار بزنم دیگه خطر اعتیاد وجود نداره
⏰ پرسش:
«سلام. من با دختری دوستم که خیلی ازم سرتره، حس میکنم لیاقتشو ندارم. انقدر خوشگله که ناخوداگاه جلوش مطیع میشم. اینجوری ممکنه بپره؟»
پاسخ: ذهنیت شما مشکل دارد و یک باور عمیق در آن وجود دارد که تصور میکنید لیاقت این زن را ندارید! او خیلی زیباست، آه نمیتوانم، آه دلم نمیآید و... با همین فرمان پیش بروید با کله به دیوار فرندزون برخورد میکنید! زیبایی زن هیچ اهمیتی ندارد، راز موفقیت خیلی ساده است و یکجورهایی همهی بازیکنان آن را میدانند: با زن زیبا همچون زن زشت رفتار کنید! این ذهنیت اشتباهتان است که گمان میکنید «این دختر خیلی زیباست»، «وای چقدر مظلوم است» و «آه لیاقتش را ندارم»! این «گل زیبای ظریف» دیدنِ زنان در واقع توهم مرد بتاست که حتی مشاهدهی فضاحتی که زنان مدرن به بار آوردهاند نتوانسته آن را در ذهن شما نابود بکند. یکی از دلایل اصلی این دیدگاه کمبود تستوسترون است!
بله، واقعیت اینست که شما تا هفتهای سه یا چهار روز وزنه نزنید تستوسترون کافی برای شیء جنسی دیدن زنان را ندارید. احساسات ما در طول روز تحت تاثیر هورمونهای ما قرار دارد. شش ماه ورزش، تغذیه و خواب منظم باعث میشود آن «گل زیبای ظریف» را در همان قرار اول به خانه ببرید و چنان به زیر خایههای خود کبودش بکنید که آبیرنگ شود و بعد زوزه بکشد برای بیشتر! زنان را از این جایگاه والا و مقدسی که قرارشان دادهاید پائین بکشید و میوهها را بچینید.
@Redpill_Matrix
ایدهآلترین حالت یک رابطه و حد کمال عشق در ذهن یک دختر زمانی رخ میدهد که «کودک درونش» بیدار کنید.
@Redpill_Matrix
📚 Beginner Daygame
🖍 Tom Torero
🖍 Nick Krauser
🔖 یکی از بهترین منابع دیگیمرهای نوآموز آثار مشترک دو غول دنیای پیکاپ «تام تورهرو» و «نیک کرازر» است. متاسفانه «تام تورهرو» در سال ۲۰۲۲ در پی هجمهی فرهنگ حذف (Cancel Culture) و حملات عظیمی که از سوی فمنیستها، رسانهها و شبکههای اجتماعی به سمت او روانه میشد، در دسامبر سال ۲۰۲۱ بطور ناگهانی به زندگی خود پایان میدهد، اما آثار و دورههای ارزشمندی برای بازی مستقیم در دنیای پیکاپ از او به یادگار مانده است.
@Redpill_Matrix
دوستانی که در لیست مشاورهی این هفته قرار دارند، اگر قصد مشاورهی شخصی پیرامون موضوعاتی بجز جذب زنان را دارید (موضوعاتی همچون هدف زندگی، چرایی وجود انسان، وجود یا عدم وجود خدا، پرسشهای فلسفی و...) بدلیل گستردگی دنیای فلسفه و مکاتب مختلف، پیش از مشاوره موضوع آن را تعیین کنید و به من اطلاع دهید که در جلسهی مشاوره جهت و خط گفتگو مشخص باشد تا بطور منسجمتری پیرامون موضوعات مطروحه به گفتگو بنشینیم.
@HedonMe
▪️بچهبازی در ایران:
بچهبازی، تجاوز، دستمالی و آزار جنسی پسربچهها در ایران سابقهای بسیار قدیم دارد و به قدری در این کشور گسترده بوده که علی اکبر دهخدا آن را یکی از اصلیترین دلایل عقبماندگی ایران میدانست!
بدلیل نبود آمار مستند و رسمی در اینباره، شاید باورنکردنی به نظر برسد که بیشتر قربانیان سوء استفادهی جنسی از کودکان در ایران متعلق به پسربچههاست. آزار و اذیت جنسی پسربچهها بخاطر نداشتن «پردهی بکارت» و بیاعتنایی مردم نسبت به رنج مردان، بسیار سادهتر و در دسترستر است و فاقد دردسرهاییست که شخص پدوفیل ممکن است از تعرض به یک دختربچه با آن روبرو بشود.
در واقع بسیار دشوار است پسربچهی خوشگل و زیبایی را پیدا بکنیم که بدون آزار و اذیت جنسی، از منجلابی که اکنون «فضای جنسی» در ایران شناخته میشود جان سالم بدر برده باشد. اما قربانیان مذکر به دلایل مختلف اشتیاقی به صحبت کردن دربارهی آن ندارند، چون بجای احساس همدردی و توجهی که مستحق آن هستند، با نگاهی سرشار از تحقیر و نفرت از سوی جامعهای که هرگونه «مفعول بودن» در مردان را تقبیح و سرزنش میکند روبرو خواهند شد.
#MRM
@HedonMe
انقلاب جنسیتی یک معضل بزرگ اجتماعیست (که من در چندین پست به آن پرداختهام)، جنبهی منفی آزادی جنسی:
در یک جامعهی سالم که زنان با مردان همطبقهی خود ازدواج میکنند، هوش و درایت یک مرد به کشف اسرار کائنات و اختراع و پیشرفت دانش گمارده میشود، اما در جایی که هایپرگمی زنان به حال خود رها شده، صرف جوک تعریف کردن و فسفرسوزی برای پاسخ به عنتستهای دختران نوبالغ میشود!
2001: a space odissey
@HedonMe
زمانی که نرخ زاد و ولد در یک زیستبوم به مرز انفجار برسد، طبق قانون مالتوس میان اعضای آن جامعه برای دسترسی به خوراک و منابع زندگی نبرد سهمگینی بر سر بقا شکل میگیرد. در پی این تنازع بقا، برخی جانداران از قلمروی خود رانده شده و ناگزیر به زیستبوم دیگری روانه میشوند، اینجاست که در میان راندهشدگان، آن گروهی که با آن زیستبوم سازگارتر باشند باقی میمانند. برای نمونه، بز کوهی و بز خانگی هردو بز هستند اما یکی متخصص کوهستان شده چراکه دشت و دره را به اجبار رها کرده، ولی آن بزهایی که همچنان در دشت هستند، نیازی به دگرگونی نداشتهاند و همچنان بز دشتی ماندهاند.
پس میمونها هم کمابیش میمون ماندهاند چراکه شرایط زیستیشان برای بقا کافی بوده و هیچ نیازی به بیرون رفتن از جنگل نداشتهاند. نیاکان ما آنهایی بودند که بدست میمونهای سازوارتر از جنگل بیرون رانده شده و ناچار به سوی دشت و استپها گریختهاند. اما در محیط خشک و بیآب و علف دشتهای آن زمان که هیچ درخت و هیچ منبعی برای خوراک در دسترس نبوده، ناگزیر آنهایی زنده ماندند که راستقامت بودند و میتوانستند بهتر بدوند و شکار کنند.
در گونهی انسان نیز یکی سفید و دیگری سیاهپوست شده، چرا؟ چون یکی به ناچار به زیستبوم کمآفتاب مهاجرت کرده و دیگری همان جای پرآفتاب مانده (همهی ما از آفریقا میاییم)، یکی پشمالو شده که در جاهای سرد کوهستانی و بادخیز بوده و یکی بیمو شده که در جای گرم و کمباد بوده.
بر این پایه هوشمندی ما انسانها نیز در روند فرگشت از همهی جانوران دیگر بهتر شده زیرا انسانهای قدیم در چنان شرایط سختی گرفتار شده بودند که طبیعت تنها باهوشترها را گزینش میکرد. ولی در جایی که پاندا در جنگل بامبوس براحتی دسترسی به خوراک و منابع زیستی داشت، نیاز به هوشمندی پیدا نکرد و هوشمندی بالایی نیافت. اما شاهین نیاز به چشم تیز داشت که بتواند خرگوش را زودتر از دیگران بگیرد، این بود که تیزچشم شد، و ما یک دهم شاهین و شهباز و عقاب هم تیزبین نیستیم (تجمع پیکسلهای شبکیه ما کمتر است، HD نیستیم!). پس میبینیم که هر کدام از جانوران در رشتهی خاصی متخصص و دکتر شدهاند و نمیتوان گفت که تخصص ما برتر است. چه بسا ما با این هوشمندی خود را به کشتن دهیم، مثلا با یک جنگ اتمی بزرگ، یا از طریق ساختن رباتهایی هوشمندتر از انسان که میتواند گونهی ما را در معرض انقراض قرار دهد.
@HedonMe
عرض سلام و ادب
به عنوان یه متخصص تو زمینه زیست شناسی و انسان شناسی چندتا سوال تخصصی داشتم
چرا میمونها همون میمون باقی موندن ولی انسان ها انقدر فرگشت پیدا کردن؟ مگه هممون تو یه مکان و تو افریقا نبودیم؟ چه چیزی انسان رو انسان کرد ولی باعث شد میمون همونجور بمونه؟
زنان چنان از جدی گرفته شدن بیزارند که حتی سوژهی مطالعهی روانشناسی بودن را نیز «تلاش بیش از اندازه» میدانند. پروردگارا...! من این نقد که نه، این حمله برای ضربهی روحی زدن را عمدتا از سوی زنان باهوشتر شنیدهام که «بازیکن بیش از اندازه برای جذب زنان تلاش میکند». در جهانی که ۹۸٪ مردان به معنای واقعی کلمه همهی زندگی و دار و ندار خود را هزینهی دسترسی مشروط و محدود به «یک زن» میکنند، چهارتا جوک حفظ کردن و دو تا کلک یاد گرفتن و چندین کتاب خواندن «هزینهی زیادی» به نظر میرسد زیرا زن در اعماق ذهن خود حس میکند شایستهی حتی همین مقدار از توجه و عنایت را نیز ندارد. «آلفای طبیعی» به نظر او جذابترین و خواستنیترین مرد دنیا میآید چراکه هیچ تلاشی، حتی در همین مقادیر اندک برای بدست آوردن نظر مساعد زنان هم نمیکند. ولو آنکه ما بازیکنان به خوبی میدانیم همهی آلفاهای طبیعی دیر یا زود محکوم به از دست دادن جادوی خود هستند چراکه فاقد هوشمندی و خوداگاهی کافی برای جذب زنان میباشند.
@HedonMe
این همه تلاش فقط برای رسیدن به چندتا دختر؟ فک نمیکنی زیادی دارین تلاش میکنین واسه یه چیز کوچیک؟
یه عده مریخو فتح میکنن یه عدم بزرگترین دستاوردشون فتح کردن سوراخای بیشتره
Repost from Attraction Code ♧ رمز جذابیت
💸 تئوری قدرت اجتماعی (قسمت سوم)
📑 دیالوگ زیر را بنگرید:
- عرض به حضورتان، فرمایشات شما متین است قربان... بالاخره حضرتعالی چهارتا پیراهن بیشتر از من پاره کردید. بنده هم در حد بضاعتم نظرم را گفتم.
در دیالوگ بالا که نمونهی نوعی یک رابطهی سالم و متداول اجتماعی محسوب میشود شخص اول به حضور شخص دوم «عریضه» میاورد و «فرمایش» میطلبد. در این رابطهی دوستانه مرد بتا خود را تا مرز «بنده» پایین میکشد و مخاطب وی در مقام «حضرت» بالا میرود، این خودخواری با القاب سادومازوخیستی برآمده از فرهنگ نوکرماب و بندهپروری هزار سالهی ما ایرانیان است که تاثیر پنهانی به مخاطب شما میگذارد. شما هر واژهی تحقیرآمیزی که بکار میبرید ده امتیاز از صد امتیاز شاخص قدرتتان میکاهد و هر لقب والایی که به مخاطب خود میدهید متقابلا امتیاز او را دگرگون میکند. زیرا «احترام» به مخاطب تنها از طریق تحقیر خود حاصل نمیشود، تقلیل موقعیت شما از «من» به «بنده» و از «شما» به «حضرتعالی» شأن و کیستیتان را به عنوان مرد قدرتمند زیر سوال میبرد، و مخاطبتان ناخودآگاه با شما بتاوار رفتار میکند. در هر ارتباطی طبقهی اجتماعی شما با «لقبی» که یدک میکشید مرتبط است. این الفاظ تحقیرآمیز نظیر «چاکرم»، «بنده»، «آقایی» و... احترام متقابل را حاصل نمیکند بلکه بیانگر طبقهی فرهنگی شماست. اغلب مردم عادی از این واژگان سخیف استعمال میکنند چون برای آنها رابطهی «سالم اجتماعی» محوریت دارد نه شاخص قدرت در آن، شما اگر در «هر» رابطهای سلامت آنرا اولویت بدهید میشوید بتا، اما اگر میخواهید در مقام یک بازیکن شاخص قدرت خود را ارتقا بدهید میباید سلسهمراتب و روابط اجتماعی را به چالش بکشید، که در کانال آموزش بیشتر توضیح خواهم داد.
طبقات و اقشار اجتماعی از فرودستان جامعه تا فرادستان و... معمولا زبان بیان ویژهی خود را دارند. به عنوان مثال یک استاد به استاد دیگر میگوید «شما» زیرا این بیانگر «برابری» و مساوات مقام اجتماعی ایشان است، اما وقتی یک دانشجو با «استاد» خود ارتباط برقرار میکند او را با نام حرفهاش (استاد) خطاب میکند چراکه این به مقام بالاتر او اشاره دارد. همینطور هر فردی که با افراد دیگری رابطه برقرار میکند بسته به نوع «رابطه» و «جایگاهی» که در آن دارد صفات اشارهی متعددی در اختیار دارد. القاب کذایی فقط اسامی مشاغلی که در هر جامعه وجود دارد نیستند، بلکه کارکرد مشخصی دارند و «اشاره» به چیز دیگری هستند. شوربختانه دایرهی لغات زبان فارسی الفاظ پرشماری برای تحقیر عینی در چنته دارد که من اگر فرصت بکنم در اسرع وقت تاثیر پنهانی آنرا باز میکنم.
@HedonMe
