گیلاسِ ناناس.
رفتن به کانال در Telegram
فلانور. در جریان. Instagram:https://www.instagram.com/parisakhj_?igsh=MTJkdTgxb3J0Nzc1ZA==
نمایش بیشتر373
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
اگه این همه چنل نویسی که هر روز من میبینم که از کتاب هاشون، کتابخونه هاشون عکس میذارن یا متن میذارن واقعا کتاب میخوندن الان این نسل انقدر ناآگاه نبود.
بخونید. همین
نمیدونم ناشناس کدوم چنل بود اما واقعا هیچی نمیتونم بگم جز اینکه بخونیدش.
حقيقتا این دوره شده دوره ی رونویسی.رو نویسی از کافکا و آستن،رو نویسی از استایل ها ،رو نویسی از آهنگ ها، حتی رونویسی از لبخند ها.
هرجا میگردی همه ماه و شب و گربه ها و بارون و شب رو دوست دارن.توی یه کافه نشستن،سیگار میکشن و کتاب هایی که باهاش بتونن با یک نفر دیالوگ کنن و در حقیقت ایده ای از موضوعش ندارند و چه بسا علاقه ای هم به ژانرش ندارند، میخونن و آیتم های نود یا مشکی توی پوششون استفاده میکنن...
از دور زیباست،دوست خوبیه،پارتنر خوبیه،هم صحبت خوبیه...
ولی وای از وقتی که چند لحظه کنار این افراد بنشینی.بوی بد جوهری که سر تا پا از یک خالص دیگه روی تنشون رونویسی کردن سرت رو درد میاره و متاسفانه اگر بهترین بازیگر دنیا هم باشن ،قابل تشخیصه.
سادست؛دارم میگم تلاش برای شبیه بقیه بودن حال بهم زنه چه برسه بخواد شایسته ی تقدیر باشه.
بعد از مدتی هم خود طرف از تظاهر خسته میشه هم کسایی که از سن پایین و یکجورایی کل زندگیشون این سلیقه و فکر رو داشتن بد تر از قبل قضاوت میشن و زندگی براشون سخت تر میشه...
دوستانی که دنبال الگو هستید،چیزی به نام الگو وجود نداره...چیزی به نام کول بودن وجود نداره.
با اعتماد به نفس ،کسی که واقعا هستید رو نمایان کنید.پیش تراپیست برید اگر که هنوز نمیدونید واقعا چی و کی هستید.یا که آسون تر از اون یه لیست از لذت ها و رنج هاتون ردیف کنید و بیوگرافی از خودتون بنویسید هر از چند گاهی آپدیتش کنید...
دلخوری من از این جامعست که ادعای روشن فکریش میشه اما هنوز از روی استایل یک آدم گرایش جنسیش رو قضاوت میکنه.یا که میزان تحصیلاتش رو یا که کل شخصیتش رو .
شاید کسی واقعا اهمیت نده ولی این روش آسیب زنندست و باید روی از بین رفتنش تاکید بشه.
از دریچه ی کوچک گذشت و وارد دنیای دیگر شد
خورشید در حال غروب بود و آسمان تماما سرخ.
ماه در سویی دیگر بسیار کمرنگ حضور داشت، پرنده ها در آزادی پرواز میکردند
پری کوچک غمگین بود، آنقدر غمگین که گمان نمیکرد این همه از غم در دل کسی جا شود نشست و غروب آفتاب را تماشا کرد
اهنگ های فریدون فروغی در حال پخش شدن بود و کسی در آرزوی پرواز جان میسپرد
من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
/٨ دی زادروز فروغ فرخزاد عزیزم/
و در اخر بلاخره رنگ روغن_ارزوی کودکیم رو_خریدم و قراره اولین بومم رو بدون هیچ آموزشی رنگی کنم.
معانقه: [ م ُ ن َ ق َ / ن ِ ق ِ] (از ع ، اِمص ) عنق به عنق، گردن به گردن، در آغوش کشیدن.
در خیابان های نیویورک قدم زدند
رقصیدند و اهنگ خواندند و خندید
گویی دیگر هیچ چیز برایشان اهمیت نداشت
بین خودمان بماند اگر آن ها را از دور میدیدی خیال میکردی دو نوجوان مست هستند.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
