گیلاسِ ناناس.
رفتن به کانال در Telegram
فلانور Instagram:https://www.instagram.com/parisakhj_?igsh=MTJkdTgxb3J0Nzc1ZA==
نمایش بیشتر372
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
تو آخرین شب بهار بیست سالگیت نشستی ، همه چیز برات عادی تر شده و یکم آروم شدی و سعی کردی از خاورمیانهای بودنت دور باشی ، لقمه ی کتلت،خیارشور، گوجه و سبزیت رو قورت میدی و در نوشیدنی رو باز میکنی که موشک از بالای سقف خونه ات رد میشه ، صدایی که با هر چیزی شنیدی فرق داشت و تو از ترس فقط میپری تو هال که از پنجره ی باز اشپزخونه دور باشی. و فکر میکنی به چراها ، به هر چیزی که داری میبینی و عجیبه. به سختی میتونی با بقیه تماس بگیری که حتی اینکارم نمیکنی تا بقیه دچار استرس نشن. بعد از بیست دقیقه پا میشی ظرف هایی که رها شدن رو بشوری و همچنان فکر میکنی که چرا. اخبار رو چک میکنی و خبر میدن از آرامش شهر و تو با لبخند همه رو رد میکنی ، خبر انفجار از سمت دوست ها به دستت میرسه و اخبار هنوز از آرامش شهر خبر میده و تو با لبخند رد میکنی و احتمال میدی که صبح دوباره اینترنت نداشته باشی. پس پادکستهات رو دانلود میکنی و احتمالا تا صبح با پس زمینه پادکست ها فقط فکر کنی. جوانی در اینجا اینگونه بود عزیزکم.
نرگس عکس سه در چهارم رو گذاشته پشت قاب گوشیش ، نمیدونم چرا اعتراف نمیکنه که عاشقمه وا.
از امروز ژوژمان رو یادمه صبح خیلی پر انرژی و شب بی هیچ انرژی. اب هلو چکید روی تنم و رد هلو موند . اها با قیافه تازه از خواب پاشده رفتم بین کلی مرد سن بالا و ترسناک سبیل دار و خواستم عکس بگیرم اما کارت حافظم به مشکل خورد. اهه. روزهای پایانی بودن در این شهر. دوست دارم گریه کنم از همین الان .
اضافه شد: راستی بهم گفت محشری. شنیدم اما گفتم چی که دوباره و دوباره بشنوم .«:
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
