fa
Feedback
گیلاسِ ناناس.

گیلاسِ ناناس.

رفتن به کانال در Telegram
373
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی،چه نیازی، چه غمی ست؟

ژاکت متعلق به 40 ساله پیش، گردنبند و دوربین متعلق به 30 سال پیش. از این قدیمی تر هم می‌توانست باشد؟

photo content
+1

و اون هم اینه که «اگر حرامی کنی با کسی نیکو کن» و خب معنیش واضحه ولی میگه اگه میخوای گناهی رو انجام بدی با کسی انجام بده که لیاقت اون گناه رو داشته باشه.

و امشب مشغول خواندن قابوس نامه بودم، یکی از پندهاشو اینجا باهاتون به اشتراک میذارم.

این شب ها، زیر نور شمع و ماه (اگر مهمانم شود) می‌نشینم و مینویسم و بعد غرق شعر ها میشوم و ساعتی از تمام دنیا دور. باید بگویم باعث شده حالم خیلی بهتر شود و با اینکه از روتین ها متنفرم اما این بار عجیب به دلم نشسته.

چون دی طولانی شده، به خط پری‌سا
چون دی طولانی شده، به خط پری‌سا

جمعه کویر، شهرام ناظری،سه تار، خورشید و امتحان کنسل شده

Repost from Saad
من مانده ام تنهای تنها... من مانده ام تنها میان سیل غم ها...

photo content

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

و خب نارسیسم(خودشیفتگی)هم از همینجا اومده دیگه.

و گل نرگس به دلیل اینکه کنار رود و دریا می افتد و مانند چشمی است که خود را در رود می نگرد برگرفته از این افسانه است.البته به بیانی دیگر نارسیس وقتی به عشق خود (چهره انعکاس یافته خود) نمی‌رسد، آن‌قدر غمگین بر لب چشمه می‌نشیند تا تبدیل به گل می‌شود که باز هم نه هر گلی گلی نرگس زرد چرا که او در کنار رود مریض میشود و به رنگ زرد درمیاید.

نارسیس قهرمان افسانه‌ ای است با اوج زیبایی؛ در حالی که همه‌ دختران عاشق اویند، او به هیچ‌‌کدام اعتنایی ندارد و از آن‌ها دوری می‌گزیند. از آن میان دختری به نام اکو که نیروی سخن‌گویی ندارد و تنها می‌تواند آخرین کلمه‌ای را که می‌شنود بازگو کند، به دنبال او راه می‌افتد. یک روز نارسیس در حال گشت و گذار می‌گوید: کسی این جاست؟ اکو خوشحال می‌گوید: این جاست. نارسیس می‌گوید: بیا. او نیز با خوشحالی همین کلمه را تکرار می‌کند اما نارسیس از او روی بر می‌گرداند. اکو(طنین، صدا) از آن پس در غاری انزوا می‌گزیند. نارسیس همچنان به تحقیر عشق ادامه می‌دهد تا روزی یکی از دختران دل‌آزرده از او، به درگاه خدایان دعا می‌کند که او به سزای اعمال خویش برسد و چنین می‌شود که یک روز نارسیس برای نوشیدن آب به چشمه‌‌ای صاف و روشن خم شد. چشمش به تصویر خود در آب افتاد و سخت دلباخته‌ خویش شد و بدین‌گونه هر روز تحلیل رفت تا در عشق خویش جان از دست داد. می‌گویند هنگام گذر شبح نارسیس از رودخانه، برای آخرین بار خم شد تا تصویر خود را در آب ببیند. خدایان نیز از سر دلسوزی او را به گلی  مبدل ساختند که همواره بر کنار جویبارها می‌روید و سر خم می‌کند تا خویش را تماشا کند

و خب داستان گل نرگس و نارسیسم روهم اینجا بهتون میگم و میرم به ادامه ی زندگی برسم.

photo content

و من خیلی خوشحال رفته بودم برای خودم گل نرگس بگیرم و فهمیدم که روز مادره و از یک دسته گل نرگس تبدیل شدن به چند دسته گل.))

امروز شهر بوی گل نرگس و لبخند میداد.

از این قدیمی تر هم می‌توانست باشد؟
+1
از این قدیمی تر هم می‌توانست باشد؟

photo content