fa
Feedback
𝑨𝒕𝒎𝒐𝒔𝒑𝒉𝒆𝒓𝒆🛸

𝑨𝒕𝒎𝒐𝒔𝒑𝒉𝒆𝒓𝒆🛸

کانال بسته

-🪐به سیاره اَتمُسفِر خوش اومدی بیگانه من!🛸 - ناشناس: @At_mosphere_bot کپی جیزه فور کن✨

نمایش بیشتر
185
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
-8730 روز
آرشیو پست ها
هرچی اک فیک بود پاکیدم

پیام صوتی01:50

من کنار داداشم و همچنین کودک درونم:

بالاخره اومده

پیام ویدیو00:28

پیام ویدیو00:28

پیام ویدیو00:41

عه ویدیو مسیجا نیومدن

به وقت سینما😔😂

غروب قشنگی بود.
غروب قشنگی بود.

پیام صوتی00:39

اکس رفیقم: چیزی که فکر می‌کنه هست(سمت راستی) چیزی که واقعا هست(سمت چپی)
اکس رفیقم: چیزی که فکر می‌کنه هست(سمت راستی) چیزی که واقعا هست(سمت چپی)

جلای روح.mp31.28 MB

امروز روز جهانی مرده، به خودم تبریک میگم.

می‌خواهم به سکوت شب زل بزنم و به وسعت تاریکی، خواب را بر هم بزنم و در رویا غرق شوم. پلک‌هایم می‌پرد ضربان قلبم به شماره می‌رود و اکنون؛ فقط خود را دارم و خودم. چه چیز می‌خواستم؟! از این تاریکی جان فرسا چه می‌خواستم؟! حقیقت تلخش را یا کوری که به مذاقم خوش نمی‌آید را به چشم‌هایم می‌ریزد. کدام یک از این شکنجه‌های جنون‌آمیز را می‌گویی؟ من منتظر روزی بودم که از پنجره روزنه‌ای بیاید تا که این تاریکی سایه افکنده شوم از این مجال پوشالی دست بردارد، اما چه شد؟ تنها ماندم و ظلمت شب بیشتر و تیزتر بر تیر نگاهم بسته شد! هیش، خاموش شو. کسی در تاریکی چنین چیزی را می‌گوید، بشارت می‌دهد که به زودی این تلاطم ناملایم تمام شود اما من چشمانم آب نمی‌خورند بلکه خون می‌نوشند. به درازی راه عمیقی که هزار برای برای جستن کور سوی نوری رفتم، پناه می‌برم اما ناگزیر و دور است صبح به چشمانم پدید می‌آید. خبری از تاریکی نیست و اکنون نگاره صبح به من درود می‌فرستد ولی من کابوس دیشبم را چند سالی است که بخاطر دارم! #بداهه

ما را به خشمی که درونشان نهفته است بسنده نیست، ما نگاهی را می‌خواهیم که بهر خوشی باشد و بس، اینکه نمی‌توانید آرزوی ما را برآورده کنید از بدخلقی شما نیست، اقبال ما بد است.

به کاغذ سفید می‌نگرم، خیره‌تر از من به مرکب آبی رنگ قلم چشم دوخته‌ است. می‌خواهد برایش بنویسم، دست یاری نمی‌کند. می‌خواهد برایش بگویم کلام قانعش نمی‌کند. می‌خواهد ببوید ولیکن غیر کاغذ چیز دیگری نیست. در گذشته بود! اما دیگر نیست. زادگاهش طبیعت و اکنون جایگاهش در دستان من است. پس هرچه که بود تمام شد و تنها من، می‌تونم برایش بنویسم و به او بگویم که نقش آن مدام تغییر می‌کند اما ذاتش نه، او هنوز هم بوی طبیعت می‌دهد فقط در جایگاهی دیگر. #بداهه

شاید انسان اشرف مخلوقات بودنش تنها برای قلبی بود که در وجودش نهفته شده بود نه اینکه او برتر باشد از همه. کفر نمی‌گویم ولی عشق حقیقی بود که همگان دنبال نفوذ به دریچه‌ی آن بودند و تنها نور خالص از تاریکی جان سالم به در می‌برد و شیطان به دنبال عشق انسانی که نه به دنبال صندوقچه‌ای بود که در سینه‌اش خدا را دارد، برای همین تمام نیرویش را جمع کرد تا قلب انسان را سیاه که چه پرورش شیطان را درون کالبد انسان، ادامه دهد.

مستند "فرهنگ پارسی" نویسنده، پژوهشگر و کارگردان: امیرعلی نفری

می‌خوام پیش خودم بمونم و از خودم مراقبت کنم. من به من احتیاج داره.