عمیقترین نقطهی غار.
رفتن به کانال در Telegram
سایهی کوچولوی توی غار. @Shadowsinthecavebot t.me/HidenChat_Bot?start=290317431
نمایش بیشتر698
مشترکین
-424 ساعت
-67 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
Repost from • Perfect Now •
دیدن این ویدیو کمک کرد بتونم کلماتی که میخواستم رو راحتتر پیدا کنم برای چیزی که میخوام بگم.
راستش من خیلی وقته دیگه اون تجربهی جذابی که قبلا از سوشال مدیا میگرفتم رو حس نمیکنم. نه چون محتوا کمتر شده؛ که اتفاقا بیشتر شده. مشکلم اینه که انگار همه دارن یه چیز رو تکرار میکنن.
قبلا آدمها رو دنبال میکردیم چون کاملا خودشون بودن. یکی نگاه خیلی خاصی به زندگی داشت، یکی سلیقهی عجیب و غریب خودش رو، یکی کتابهایی میخوند که واقعا دوست داشت و اینکار رو خیلی یونیک انجام میداد، یکی باحالترین عروسی دنیا رو به سبک خودشون گرفته بود، یکی لباسهای خاصی میپوشید که سالها با عشق جمع کرده بود. از هر کدوم یه چیز جدید یاد میگرفتی و وارد تجربهی منحصر به فرد کسی در زندگی خودش میشدی، نه اینکه همه یک نسخهی کپی شده از نفر قبلی باشن.
اما الان انگار همه تبدیل شدن به صفحه نمایشِ یه استتیک. از نمادهای یه فصل به فصل بعد، از یه ترند به ترند بعدی. همه یه لباس، یه کتاب، یه نوشیدنی، یه کیف، یه تفریح، یه کپشن، یه ✌🏻وایب✌🏻. به قدری که وقتی یه نفر چیزی میگه، همهمون قبلا اون رو از ده نفر دیگه شنیدیم، خوندیم، دیدیم و….
و قسمت غمانگیزش برای من اینجاست که چنلهای دیلی هم کمکم دارن به همین سمت میرن. همه یه کتاب و از یه نشر میخونن، همه یه مدل قهوه یا چای میخورن، همه یه سرگرمی مشترک دارن، همه یه مدل وسایلشون رو میچینن، همه دارن تلاش میکنن یه شخصیت خاص رو «پرزنت» کنن، نه اینکه واقعا اون رو زندگی کنن.
*** انگار کمکم شخصیت تبدیل شده به یه لیست خرید. اگر اینا رو داشته باشی، این آدمی. اگر اونا رو بخری، اون آدمی.
قبلا سوشال مدیا باعث میشد یاد بگیرم، دنیا رو متفاوت ببینم، خلاقتر بشم و غنیتر زندگی کنم؛ الان هرچی بیشتر ازش فاصله میگیرم، بیشتر تجربههایی که اصیلن رو زندگی میکنم.
وقتی کمتر اسکرول میکنم، بیشتر کتابهایی رو میخونم که واقعا خودم دلم میخواد، نه کتابی که همه دارن میخونن. لباسی میخرم که واقعا دوستش دارم، نه چون این هفته ترند شده. یه کافه یا یه خیابون یا یه آهنگ رو بدون اینکه قبلش هزار بار توی اکسپلور دیده باشم خودم کشف میکنم. و اون تجربهها خیلی واقعیتر و موندگارترن.
شاید بزرگترین چیزی که الگوریتم ازمون گرفت، فقط زمانمون نبود؛ کمکم سلیقهمون رو هم ازمون گرفت. جوری که خیلی وقتها دیگه نمیدونیم واقعا خودمون چی دوست داریم و چی رو فقط چون هزار ریلز ازش دیدیم، دوست داشتنش رو یاد گرفتیم.
هر از گاهی باید از خودمون بپرسیم: «اگر هیچوقت اینترنت بهم نشونش نمیداد، باز هم انتخابش میکردم؟»
با ترس لیست پاییز رو خدمتتون مینویسم.💾
1.دو برج. ~ 2.تلماسه. ~ 3.The dark window. ~ 4.The cruel prince.~ "تا اینجا از تابستون مهمون ما هستن. 4.مرگ ایوان ایلیچ. 5.شبهای روشن. 6.سایه باد 7.یه کتاب از سندرسون-هنوز تصمیم نگرفتم. 8.مردی از شب. 9.Red rising.(برای بار نمیدونم چندوم چون مثل اینکه صوتی انگلیسیش خیلی خوبه.) 10.یه کتاب از رولددال -هنوز تصمیم نگرفتم.اونایی که ~ دارهارو دارم میخونم🕹️ و احتمال زیاد تغییر میکنه:>
Repost from شلوغوفوبیا
عاشق کورس babylon هستم😭
And you hate this song but you wake up on the train with your headphones gone Then that melody is all you want You never knew that it was Babylon 'til it was gone
یه بار فقط به چهارتا ترک جدید گوش دادم.
فکر کنم فعلا babylon موردعلاقه ترینم بوده.
واقعا از کاپل هایی بودن که اولش فکر نمیکردم بهم بیان ولی الان خیلی زیادی باهم بامزه و نازن.
