fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

t e l e p a t h テレパシー能力者 ᓷᓺᓺᕿᔍᕣᒔᖍ

کانال بسته

In loving memory of her smile; We will always love you. شاید این قرن یک قرن دلوزی باشد. Gnarly 🌊👾⚡️ radical 🌈🦄🔮♠️👑🌠🌩 on the block I'm magical 🔮✨🌙🕶🎇🔭🌌

نمایش بیشتر
879
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
🔴 مشکل اینجاست که این مفهوم‌گریزی اراده در واقع اساس رنج بشریت است؛ نمی‌توان با آن به نتیجه‌ای عقلانی رسید. در واقع برای او
🔴 مشکل اینجاست که این مفهوم‌گریزی اراده در واقع اساس رنج بشریت است؛ نمی‌توان با آن به نتیجه‌ای عقلانی رسید. در واقع برای او عقل تنها یک ارگانیسم در خدمت به اراده معطوف به زندگی است. ستیز و تنش عقل مخصوص انسان است. تنها انسان به آن درجه از خودآگاهی رسیده است که متوجه ضد عقلانی بودن رانه‌ها و خواسته‌های اراده‌ای کور و جاودانه‌ای بشود که سیری ناپذیر است. با تاثیر گیری از ادیان شرقی، شوپنهاور اساس رنج جاودانه بشر را همین اراده سیری ناپذیر کور ضدعقلانی می‌دانست. 🔴 از نظر شوپنهاور، رستگاری از اراده از دو جهت ممکن است: 1- از طریق هنر و هنرمند. 2- از طریق ریاضت و انکار اراده. با وجود این که اولی (زیبایی‌شناسی) او بسیار زیبا و در تاریخ تاثیرگذار بوده‌ است، در اینجا به دومی می‌پردازیم زیرا به NGE مرتبط‌تر است.

🔴 مشکل اینجاست که این مفهوم‌گریزی اراده در واقع اساس رنج بشریت است؛ نمی‌توان با آن به نتیجه‌ای عقلانی رسید. در واقع برای او
🔴 مشکل اینجاست که این مفهوم‌گریزی اراده در واقع اساس رنج بشریت است؛ نمی‌توان با آن به نتیجه‌ای عقلانی رسید. در واقع برای او عقل تنها یک ارگانیسم در خدمت به اراده معطوف به زندگی است. ستیز و تنش عقل مخصوص انسان است. تنها انسان به آن درجه از خودآگاهی رسیده است که متوجه ضد عقلانی بودن رانه‌ها و خواسته‌های اراده‌ای کور و جاودانه‌ای بشود که سیری ناپذیر است. با تاثیر گیری از ادیان شرقی، شوپنهاور اساس رنج جاودانه بشر را همین اراده سیری ناپذیر کور ضدعقلانی می‌دانست. 🔴 از نظر شوپنهاور، رستگاری از اراده از دو جهت ممکن است: 1- از طریق هنر و هنرمند. 2- از طریق ریاضت و انکار اراده. با وجود این که اولی (زیبایی‌شناسی) او بسیار زیبا و در تاریخ تاثیرگذار بوده‌ است، در اینجا به دومی می‌پردازیم زیرا به NGE مرتبط‌تر است.

🔴 اراده از اصل تفرق رهاست زیرا چنین اصلی تنها برای پدیدارها معتبر است. جهان همچون اراده از این جهت جهانِ وحدت و یگانگیست. طب
🔴 اراده از اصل تفرق رهاست زیرا چنین اصلی تنها برای پدیدارها معتبر است. جهان همچون اراده از این جهت جهانِ وحدت و یگانگیست. طبق متافیزیک شوپنهاوری، اراده از مفاهیم و مقولات کانتی رهاست و نهایتا غیرقابل توضیح و صرفا توصیفی‌ست؛ بدون خاست‌گاه، بدون هدف، کور و فراتر از جهان سنتزی تصور شده. 🔴 این نیروی واحد و یگانه، خود را در طبیعت (از جمله ما انسان‌ها) عینیت می‌بخشد. از این جهت از دل وحدت (جهان همچون اراده)، چندگانگی (جهان همچون تصور) پدید می‌آید. ما انسان‌ها نیز از همین جهت قادر به شناخت دنیا از این دو طریق می‌شویم.

🔴 «جهان همچون تصور» یا جهان کانتی (هر چند شوپنهاور بسیاری از مسائل متافیزیکی کانتی را نقد کرد)، جهانی است که ما عقل ما با تر
🔴 «جهان همچون تصور» یا جهان کانتی (هر چند شوپنهاور بسیاری از مسائل متافیزیکی کانتی را نقد کرد)، جهانی است که ما عقل ما با ترکیب داده‌های حسی با مفاهیم، سنتز می‌کند. برای شوپنهاور، در این جهان، اصل تفرق (principium individuationis) موجب می‌شود که ما تفاوت و هویت اشیا را بازشناسی کنیم. یک شی بابت تفاوت جایگاهش در مکان-زمان (پدیدارش) با اشیای دیگر متفاوت است. این دنیا، دنیای کثرت و چندگانگی است. دنیای هویت‌ها.

🔴 اما وی این را نپذیرفت که ما قادر به شناخت شی فی النفسه کانتی نیستیم. او این شناخت را از طریق بدن و کالبد انسانی میسر می‌دا
🔴 اما وی این را نپذیرفت که ما قادر به شناخت شی فی النفسه کانتی نیستیم. او این شناخت را از طریق بدن و کالبد انسانی میسر می‌دانست. او در بدن انسان نیرویی حیات‌محور که خود را در غرایز و رانه‌های فیزیولوژیکی مانیفست می‌ساخت شناخت که توسط فلسفه کانتی غیر قابل توضیح بود. او نام این نیرو را «اراده» نامید. 🔴 اراده دست پشت پرده تمام کنش‌های دنیاست. از این جهت می‌توان جهان را علاوه بر تصور (Representation) همچون اراده (The Will) نیز در نظر گرفت. 🔴 اراده مفهومی کیهانی، انسان‌گریز و واحد است و از این جهت در مقابل سنتز سوژه‌ای انسان‌گرایانه کانتی قرار می‌گیرد: بسیار سرد، خشن و بی‌تفاوت. نقطه شروع فلسفه بدبینانه شوپنهاور نیز از همین جاست: اراده

🔴 آرتور «کیرم تو این زندگی» شوپنهاور، از بسیاری از جهات (با وجود مرتجع و ضد مدرن بودن نتایج فلسفی‌اش) فیلسوف بدیعی بود: او ا
🔴 آرتور «کیرم تو این زندگی» شوپنهاور، از بسیاری از جهات (با وجود مرتجع و ضد مدرن بودن نتایج فلسفی‌اش) فیلسوف بدیعی بود: او از اولین و مهم‌ترین فیلسوفانی بود که یک سیستم فلسفی بدبینانه را به شکل سکولار تدوین کرد و جالب‌تر اینجاست که به کمک این سیستم بدبینانه در تلاش برای بنا ساختن یک سیستم اخلاقیاتی بود که با وجود خداستیزی‌اش، نتایجی شبیه ادیان شرقی بگیرد. او از این جهت بسیاری از مقدمات فلسفه نیچه‌ای را بنا ساخت (از جمله بی‌معنایی ذاتی دنیا، تراژیک بودن زندگی، رستگاری اگزیستانسیالیستی، ارتباط هنر و اراده معطوف به زندگی و ...) 🔴 متافیزیک شوپنهاور طولانی‌تر و پیچیده‌تر از آن است که در این رشته بتوان شرح داد. به طور خلاصه اما می‌توان فلسفه او را بسط و نقد فلسفه کانت دانست. کانت، واقعیت را سنتزِ مفهومی عقل بشر می‌دانست و از این جهت اذعان داشت که انسان نهایتا به همان واقعیت سنتز شده‌اش که برای او پدیدار می‌گردد دسترسی دارد و واقعیت به شکل سنتز‌نشده و به خودی خود (شی فی النفسه) برای او مجهول باقی می‌ماند.

🔴 با این وجود، جناب آنو به خوبی متوجه یکی از مفاهیمِ شوپنهاور می‌شود :«مسئله خارپشت» که از قضا نام یکی از قسمت‌های انیمه نیز
🔴 با این وجود، جناب آنو به خوبی متوجه یکی از مفاهیمِ شوپنهاور می‌شود :«مسئله خارپشت» که از قضا نام یکی از قسمت‌های انیمه نیز می‌باشد. شوپنهاور این مفهوم مثلی را برای توضیح تنهایی انسان‌ها به کار می‌برد که در تصویر نسخه فشرده‌شده‌اش را می‌بیند. قصد این رشته‌پست‌ها صد البته در بسط مفاهیم خرد و پراکنده شوپنهاوری نیست، من در اینجا در تلاشم که به کمک NGE به قلب سیستم فلسفی عجیب و غریب شوپنهاور نفوذ کنم یعنی به سراغ متافیزیک اراده‌محورش و سپس از آن متافیزیک به سراغ زیبایی‌شناسی و اخلاقیاتش بروم. مقدمه بس است، It's autism time!

🔴 مقدمه: شاید متوجه ارجاعات فراوان انیمه Neon Genesis Evangelion به فلسفه و الهیات غرب شده‌اید و برای‌تان سوال است که این ار
🔴 مقدمه: شاید متوجه ارجاعات فراوان انیمه Neon Genesis Evangelion به فلسفه و الهیات غرب شده‌اید و برای‌تان سوال است که این ارجاعات چه مفاهیم عمیقی را در پشت خود قایم کرده است؟ هدف کارگران (Anno) از گنجاندن چنین اشاراتی چه بوده است؟ خب راستش همانطور که در این سبزنوشته می‌بینیم او هدف خاصی از این کار نداشته است و در واقع هیچ کدام از متونی که به آن ارجاع داده است را نخوانده است و صرفا برای «عمیق» و «خفن» جلوه دادن اثر خود چنین ارجاعاتی را در جای جای انیمه گنجانده است. اشکالی ندارد زیرا مرگ نویسنده تولد خواننده است و اگر یک چیز باشد که من در آن تخصص داشته باشم، فلسفه‌ایست که جلوی از دست دادن بکارت من را گرفته است: فلسفه آرتور شوپنهاور! همچو شینجی ایکاری من 14 ساله لوزر کس ندیده به سراغ خواندن فلسفه‌ای رفتم که Emo phase خود را در آن ارضا کنم. شوپنهاور حکم My Chemical Romance را برای من داشت.

هنگام خواندن سطور زیر، گوش جان می‌سپاریم به این کاور زیبا از «بیا ای مرگ شیرین‌کام» از این جوان سیاه‌پوست با استعداد. (منبع:https://www.youtube.com/watch?v=XT59H5UF-n4)

نئون جنسیس اونگلیون به مثابه یک آرمان‌شهر شوپنهاوری:
نئون جنسیس اونگلیون به مثابه یک آرمان‌شهر شوپنهاوری:

عزیزانم.... به نظرتان اگر در سال ۱۹۴۴ در یک جمعه مانند امروز در شهر لوییزینا بودیم زندگیمان چطور بود... شاید عاقبتمان مانند ا
عزیزانم.... به نظرتان اگر در سال ۱۹۴۴ در یک جمعه مانند امروز در شهر لوییزینا بودیم زندگیمان چطور بود... شاید عاقبتمان مانند این خانوم میشد.... ناتالی خبر از دست دادن همسرش را در جنگ شنیده...سرش گذاشت داخل اجاق تا خلاص بشود... تا اگر آن دنیایی وجود دارد در آن جا به عشقش برسد.... قرارشان این نبود.... قرار بود همسرش ماه دیگه برگردد و باهم بروند ماه عسل... اما فهمید شوهرش همان روزهای اول کشته شده... جواب نامه هایش را خواهر زنش میداده تا او از غم از دست دادن شوهرش دغ نکند... خوش به حالش حداقل برای یک مدت هم شده دلخوشی داشته.... ناتالی برای زنده ماندن مبارزه الکی و بیخودی نکرد... وقتی دید دیگر زندگی اش رنگ ندارد و قرار تا اخر عمر با این غم زندگی کند خایه تمام کردنش را داشت...‌ اما امثال ما چسبیده ایم به یک روز خوب که میاید.... نمیاد عزیزانم.... @Fuckiranilife

Lazy OC Trip Hop "Fans" when you ask them to name more than two albums
Lazy OC Trip Hop "Fans" when you ask them to name more than two albums