everything.about.nasi
رفتن به کانال در Telegram
865
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
حسین فهمیده هم همچین بی راه نرفت. منم اگه جنگ زمینی شه اولین نفر میرم زیر تانک.
فردا اولین میان ترم این ترم رو دارم
و
واقعا کلافه ام
نمیدونم قبلا چجوری درس میخوندم
از آدمایی که میخوان کار تورو، درس تورو، زحمت تورو، غم تورو، تلاش تورو بی اهمیت نشون بدن بیزارم.
اگه قدیمی باشین میدونین
آزمایش خون دادن واسه من مساوی مرگه
و اگر به اختیار و میل خودم باشه
عمرا برم آزمایش خون بدم...
ولی این سری واسه زدن واکسن خیلی جدی باید آنتی بادی هام مشخص میشد.
و هماهنگ کردم اومدن خونه ازم آزمایش گرفتن 🥹
بهترین تجربه آزمایش خون دادنم بود.
اومدن تو خونه
ازم خون گرفتن رفتن
واقعا خداروشکر که امکانات جدید اومده🫶
Repost from erphwn
کاش میشد به همه دوستام بفهمونم بی توجهی نمیکنم فقط ته مونده انرژیم رو برای بقای خودم لازم دارم.
Repost from کُنجِ خلوتم :)
من آدم حساس به بویی هستم
اینو وقتی فهمیدم که تو سرویس به دوستام می گفتم ؛ بوی ماشین نمیاد؟ با تعجب نگام می کردن
اون موقع که بوی بارون و خاک نم زده بیشتر از هر شرابی مستم می کرد
من به بوها حساس بودم و بوی آش مادربزرگ رو از صدفرسخی میشنیدم
آدمها ؛ موقعیت ها ؛ شعر ها ؛ خاطره ها همه و همه توی صندوقی تو ذهن من هستن و کلید تمام صندوق های ذهنم عطره...
مامان شبا عادت داشت به دستاش کرم می زد ؛ دست مامان بود یا کرم نمیدونم ولی هر نوازشش بوی یاس سفید بود ؛ و حالا هر یاس سفیدی دست های مامانه
هر جا باشم روی موهام نوازشه..
اون شمع نیمه سوخته روی میز بوی کاغذ و تلاشه شبای نیمه خواب از استرس و بوی درسه بوی منی که سخت ولی رو پاهای خودم وایسادم..
هر چای بوی خونست ؛ هر بوی چای بوی خونست و من با هر بویی از چای تازه دم کشیده حس می کنم یک نفر یک جا منتظرمه ؛
مدتهاست اون عطرمو نمیزنم ولی هر بویی از اون خاطره شبهای خنک تهران ، پارک قیطریهست ؛ پارکی که چراغش کم بود و چشمایی کهبرقشون یه کشورو روشن می کرد وصدای گیتار..
من آدم حساس به بویی ام..🌬️✨
Repost from Kosar :)
بعضی وقتا که میفهمم در یک بازهی زمانی طولانی چقدر احمق بودم و الکی دلسوزی کردم،از دست خودم خیلی عصبانی و خشمگین میشم.
شرحی بر جمعه ای که در خانه گذشت:
کل لباس های تابستانه جمع شد و لباس های زمستونه اومد بیرون.
کل کفش هام تمیز کردم .
لژ و رویه و همچی ترررر و تمیززز
لباس هام شستم ،
اتو کردم،
حوله هام شستم،
جزوه هام نوشتم ،
یه حموم درست حسابی با اسکراب بدن و کف سر رفتم.
کل میز آرایش و اتاقم گردگیری کردم.
درود بر جمعه ای که در خانه گذشت.
بریم برای شروع آبان ❤️🫶
