𝟷%
رفتن به کانال در Telegram
- There was a fun, silent but observant boy since 2001. - دو کلوم اختلاط؟ https://t.me/Withalphabot
نمایش بیشتر2 068
مشترکین
+224 ساعت
+47 روز
+3730 روز
آرشیو پست ها
2 068
2:39
ﺗﻮ ﺑﺬار روﺣﺖ ﻛﻪ ﭘﻴﺮ ﺷﺪ ﺑﺮو
ﭼﺸﺎت ﻛﻪ ﺧﻤﺎر و اﺳﻴﺮ ﺷﺪ ﺑﺮو
ﺗﻮ ﻳﻪ روز ﺑﺎروﻧﻰ ﻧﻤﻨﺎک و ﺧﻴﺲ
روﻳﺎی ﻗﺪﻳﻤﻴﺖ ﻛﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺷﺪ ﺑﺮو
ﺗﻮ ﺑﺬار آﺳﻤﻮن ﻛﻪ اﻓﺘﺎد رو زﻣﻴﻦ ﺑﺮو
اﮔﺮ ﭼﻨﺎن ﮔﺸﺖ و ﭼﻨﺎن ﺷﺪ و ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺮو
ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎی ﭘﻒ ﻛﺮده و ﻧﻤﻨﺎک و ﺣﺰﻳﻦ
اﮔﻪ ﺑﻬﺘﺮ از اﻳﻦ ﺷﺪ و ﺑﺪﺗﺮ از اﻳﻦ
ﺗﻮ ﺑﺬار وﻗﺘﻰ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺷﺪ ﺑﺮو
دﻧﻴﺎ ﺧﻴﻠﻰ ﻏﻢ اﻧﮕﻴﺰ ﺷﺪ ﺑﺮو
2 068
دارم بزرگ میشم؛ و این شاید عجیبترین بخش بزرگ شدنه. چیزهایی که زمانی برام جالب بودن، دیگه اونقدر جذاب نیستن. دغدغههام دیگه با «بیخیال، درست میشه» حل نمیشن و بعضی سؤالها جواب سادهای ندارن؛ اما ناراضی نیستم. چون برای اولینبار دارم میبینم که دغدغههام، انتخابهام و حتی ترسهام دارن منو شبیه به آدمی میکنن که همیشه میخواستم باشم. شاید بزرگ شدن همین باشه؛ اینکه کمکم چیزهایی رو از دست بدی که یه زمانی برات همهچیز بودن، تا تبدیل بشی به کسی که همیشه میخواستی باشی.
