ستارهٔ همدم
رفتن به کانال در Telegram
90
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
شاید نظر من درباره ی وضعیت چند روز اخیر ایران برای خیلیها مهم نباشه و این متن اصلا خونده نشه
ولی لازم دونستم اینو یهجا بنویسم هم برای اینکه بعدا بتونم از موضعم دفاع کنم هم برای اینکه به عنوان کسی که اکثر اوقات در حال نوشتنه، باید بتونم در مورد ناراحتیم از موضوعی صحبت کنم و من شخصا دیگه نمیتونستم این حرفارو توی دفترم بنویسم یا خودمو توی پیوی دوستام خالی کنم ولی قول میدم این اولین و اخرین باری باشه که اینجا در موردش صحبت میکنم. نمیدونم چرا ولی ترجیح میدم اینجا یه گوشه ی قشنگ زندگیم بمونه که انگار داخلش هیچ خبری از غم و نگرانی های شخصیم نیست.
من هیچوقت جزو اون آدمهایی نبودم که تاریخ رو سیاه و سفید ببینن. در مورد تاریخ و سیاست همیشه سعی کردم بدون نوستالژی صحبت کنم
درباره پهلوی هم دقیقاهمینطورم
من با خود مفهوم پهلوی مشکل ندارم
واقعیت تاریخی اینه که رضا شاه نقش تعیینکنندهای توی شکلگیری دولت مدرن ایران داشت
ایجاد دولت متمرکز، تشکیل ارتش منسجم، راهاهن سراسری، اجباری شدن آموزش ابتدایی، تاسیس دانشگاه تهران، محدود کردن قدرت نهاد روحانیت توی ساختار رسمی حکومت وکشف حجاب اجباری که حداقل توی بستر اجتماعی و تاریخی اون زمان یه شوک محسوب میشد
اینا واقعیتهای تاریخ معاصر ایرانن و چیزایی نیستن که بشه با یه برچسب «دیکتاتور» کامل حذفشون کرد.
اما همزمان، نادیده گرفتن سویهی اقتدارگرایانهی حکومت رضا شاهم تحریف تاریخه
تمرکز شدید قدرت، حذف سیستماتیک مخالفای سیاسی، سرکوب احزاب و مطبوعات، تبعید و زندانی کردن منتقدان و شکلگیری یه دولت امنیتی هم به همون اندازه واقعیه
هیچ حکومتی صددرصد خوب نیست و پهلوی هم استثنا نیست
دربارهی محمدرضا شاه هم نه جایگاهش رو همتراز پدرش میبینم، نه کارنامهش رو قابل دفاع مطلق
مخصوصا از دههی ۴۰ به بعد که با وجود اصلاحات اقتصادی مثل انقلاب سفید، وابستگی شدید به قدرتهای خارجی، تضعیف نهادهای دموکراتیک و نقش ساواک توی سرکوب سیاسی، اشتباهات ساختاری جدی شکل گرفت که مستقیما منجر به بحران مشروعیت نظام شد
دربارهی نوه اش؟
واقعا نظری ندارم. برام بی اهمیت نیست ولی ترجیح میدم دربارهی کسی که شناخت کافی ازش ندارم، حکم قطعی ندم
نه ازش متنفرم، نه مقدسش میکنم
مشکل من از یهجای دیگه ای شروع میشه
من نمیتونم بفهمم چطور افرادی که ادعای آزادیخواهی دارن تهدید به مرگ و تجاوز رو ابزار کنش سیاسی میکنن
و این دقیقا همون منطقیه که نظام های تمامیت خواه باهاش کار میکنن
حذف مخالف به جای پاسخ به استدلال. واقعا فرق این رفتار با منطق آخوند و بسیجی چیه؟
اگر قراره هرکسی که «جاوید شاه» نگفت رو بزنیم، بترسونیم، ساکتش کنیم یا حذفش کنیم، اسم این هرچی هست، آزادیخواهی نیست
من با تمام وجودم از بخش بزرگی از طرفدارای افراطی پهلوی میترسم
نه از خود پهلوی، از این بدنهی اجتماعی
از آدمایی که توی فضای مجازی خیلی راحت مینویسن هرکس شعار غیر جاوید شاه داد رو هرجوری لازم میدونید بزنیدش
از کسایی که تهدید به تجاوز رو نرمال میکنن
از کسایی که خشونت رو حق کسی میدونن، صرفا چون فکر میکنن تاریخ سمت اوناس این دقیق همون منطقیه که جمهوری اسلامی هم باهاش به اینجا رسید
رضا پهلوی بارها از حقوق بشر حمایت کرده، خودش رو دموکرات معرفی کرده و مواضعش رو شفاف گفته
حالا سوال من اینه
وقتی چهرهی محوری این جریان مدعی آزادی بیانه، این حجم از خشونت کلامی، حذفطلبی و سرکوب از سمت بخشی از طرفداراش از کجا میاد؟
این شکاف بین گفتمان رسمی و رفتار بدنه، زنگ خطره برای هر آلترناتیوی
و بخش ترسناک ماجرا برای من اینجاست که خیلی از این آدما بیسواد نیستن
اتفاقا تحصیلکردهان یا در حال حاضر دانشجوان و کتاب خوندن اما هنوز چیزی که علوم سیاسی سالهاست روش تاکید میکنه رو درک نکردن
ابزار دیکتاتوری، حتی اگه دست خوبای میدان باشه، بازم دیکتاتوری تولید میکنه
سرکوب، با ادعا به داشتن نیت خوب، سرکوب باقی میمونه
این دقیقا همون الگوییه که جمهوری اسلامی باهاش زندست
فکر اینکه یه روزی ایران دوباره پادشاهی بشه و پایههای اجتماعیش آدمایی باشن که تحمل شنیدن حتی یه شعار متفاوت رو ندارن واقعامنو میترسونه
اگر قراره آینده ی این کشور و مردمش حداقل یکم بهتر باشه، باید از همینجا شروع بشه که مخالف ایدئولوژی ما الزاما دشمن ما نیست (و این حرف من دربارهی ارزشیها نیست)
خشونت، حتی وقتی به اسم نجات و رهایی توجیه میشه، چیزی جز بازتولید همون چرخهای نیست که جمهوری اسلامی ساخته
و امیدوارم روشن باشه که این حرفهای من ضد پهلوی نیست، ضد دیکتاتوریه.
