کوچندهٔ اجباری
رفتن به کانال در Telegram
کوچندهی اجباری از اینستاگرام به تلگرام! آدرس محل سکونت در اینستاگرام: https://instagram.com/zed_bml?igshid=YmMyMTA2M . ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=ee262e8d7f16f1b شناس @zed_bml
نمایش بیشتر203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
مراتب علم:
وهم
شک ، ۵۰ / ۵۰
ظن، از ۵۰/ ۵۰ بیشتر
یقین
حالا درجات یقین:
علم الیقین ، فقط آگاهی دارم
عین الیقین، میبینم
حق الیقین ، کامل درک میکنم
#تفسیر_نوشت
مادر بودن هم خیلی سختهها!
از جهت روحی مخصوصا
حدودا یک هفته خونه دست منه و در جایگاه شبه مادری ایفای نقش میکنم
و الان در پایان روز اول تنها چیزی که خیلییی خستهم کرده، سنگینی نقاب حال خوب و خوشحالی رو صورتمه...!🚶🏻♀️
عصای دست من این شبها🫠
و هرکسی که داره متنی به عربی مینویسه و نیاز به مصحح و ویراستار از جهت قواعد، نوع جمله بندی ، غلط املایی و.... داره
https://app.qalam.ai/
#اللغة_العربية
Repost from یادداشتهای رهایی من
تو برههی قبلی زندگیم، فرصت زیادی برای یادگیری و کشف آگاهی داشتم؛ حالا فکر میکنم از مرحلهی تئوری عبور کردم و دارم امتحانات عملی رو پشت سر میذارم:
این چیزا رو یاد گرفتی، ببینم میتونی ازشون استفاده کنی؟
یه نکتهی خیلییی مهم در برنامهریزی و بهرهوری اینه که استراحت بعد از کار فکری ، باااااید کار فیزیکی باشه وگرنه اصلا استراحت حساب نمیشه
مثلا اگه دو ساعت سر پایان نامه بودی بعدش کتاب بخونی به عنوان استراحت یا تو اینستا بچرخی ، این برای مغزت استراحت نیست. بجاش باید کارایی مثل ظرف شستن ، جارو کردن، ورزش کردن و... انجام بدی.
و کلا خوبه که کارهای روزانه یکی درمیون فکری/فیزیکی باشن
#برنامه_ریزی
#توسعه_فردی
کاملا شیوه شرکت در حلقه کتاب مبنا رو برای خودم شخصی سازی کردم😶
اول تنهایی کتاب رو میخونم
بعد آخر سر یک ساعت میشینم ۸۰۰ تا پیام گروه و تبادل نظرها درباره کتاب رو میخونم و صوت جلسات مربوط بهش رو گوش میدم😂
پ.ن: چقدرررر این چهار جلسه خاطره گویی خانوم فاطمه دیب (فلسطینی مشغول به تحصیل در ایران) خوووب بودددد🥺 هیچوقن این همه تجربه زیسته در حوزههای مختلف زندگی از فلسطین و به طور خاص غزه نشنیده بودم
پ.ن۲: اینا رو گفتم برا تبلیغ حلقههای بعدی 😁
امسال به اندازه همه ی این ۲۴ سال نرگس خریدم یا هدیه گرفتم🥹❤️
پ.ن: از معدود زیباییهای پاییز و زمستان ۴۰۳!
و من رکورد زدم که ۵۰ ساعته نخوابیدم
فقط از وضعیت عمودی به افقی تغییر وضعیت دادم و از دنیای واقعیت رفتم تو خواب هام که دیگه بهتره بگم کابوسهام
همین🚶🏻♀️
+1
آه ای کتابخانههای شهر...
چه اندوهها آه اندوهها که از دل ما نبردهاید....
چه میکردیم ما اگر نمیتوانستیم خود را به آغوش شما بیفکنیم؟
چه میگذشت بر ما اگر کتابها بر زخمهای ما التیام نبودند؟
اگر ادبیات پناهگاه ما نبود؟
معصومه امیرزاده
https://ble.ir/rozhaye_khob/4007446574585013857/1736526923459
همونجا که نیما یوشیج میگه:
یاد بعضی نفرات
روشنم میدارد
قوتم میبخشد...
کاش زینب این روزها ، توانایی ابراز قدردانی هم داشت! نه که دکمه ابراز احساساتش کنده شده باشه...
فکر نمیکردم یه روزی ،گریه م بگیره از کلافگی اینکه مدتهاست درست و عمیق و با خاموشی کامل مغز نخوابیدم!
Repost from توییتر فارسی
حجم اتفاقات دی ماه شما هم خیلی بیشتر از نرمال بود؟ من اگه هر ماه زندگیم یه اپیزود از زندگیم بود دی ماه یه سیزن تموم شد تیزر فصل بعدی هم توش اومد.
»حشمت کرایست«
@OfficialPersiaTwitter
#تفسیر_نوشت
توی همهی کارای خیر یه سهمی داشته باش. هررر کاری. تا قیامت که شد وقتی صدا زدن آدمایی که فلان کار رو کردن ، اسمت تو بیشترشون باشه. یعنی عنوانهای مختلف رو که میگن ما هم قاطیش باشیم. مثلا اونایی که به ساخت مساجد کمک کردن، اونایی که از ایتام دستگیری کردن ، اونایی که احترام به پدر مادر گذاشتن، اونایی که آبرو گذاشتن برا یه مومن و....
یهو ببینی ۲۰۰ تا عنوان گفتن ، اسمت توی ۲۰ تاش هست. نگو نه من فقط مثلا تو نماز فعالم! اگه رفتی قیامت نمازات پرید چی؟ المومن کیس... زرنگ باش
گذرت میخوره به یه مسجدی میبینی نیمه کاره س یه صندوق گذاشتن برا جمع آوری کمک. هر چقدر کم ولی پول بنداز. تا این مسجد هست یه آجری مشغول ذکره و ثوابش برات ثبت میشه.
حتی برا دعاهای وارده تو مفاتیح و... هم حداقل یه بار هر دعا رو بخون. فردای قیامت برا هر دعایی گفتن کسایی که فلان دعا رو خوندن ، تو هم جزوشون باشی.
Repost from عصفورة قلبي🕊
«حزن»، جمع آن «احزان»؛ در زبان فارسی به معنای اندوه، غم، و غصّه است و با هم مترادف میباشند.
اگر چه سه واژه «غصه»، «غم» و «حزن» معنایی نزدیک به هم دارند، اما در مقام استعمال و کاربرد در لغت عرب تفاوتهایی با هم دارند؛ از اینرو، معنای این سه واژه و ارتباط آنها با همدیگر در ادامه بیان میشود:
1. حزن، ضد و خلاف شادی است.
2. «غم»، مخفّف «غمّ» (به تشدید «میم») از ریشه «غَمَمَ» به معنای پوشاندن است. ابر را از آن جهت «غمام» گویند که آفتاب و آسمان را میپوشاند: «وَ ظَلَّلْنا عَلَیْکُمُ الْغَمامَ ...»؛ یعنی: «ابر را سایهبان شما قرار دادیم». حزن و اندوه را از آن جهت غمّ گویند که سرور و شادی را میپوشاند و پنهان میکند.
3. «غُصّه» به معنای چیز گلوگیرى است که حلق با آن گرفته و بسته شود. به همین معنا است آنجا که قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ لَدَیْنا أَنْکالًا وَ جَحِیماً وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِیماً»؛ به راستى در نزد ما عقوبتها، آتش، طعام گلوگیر و عذاب دردناکى است. از اینرو، استعمال «غصّه» در اندوه به این جهت است که مانند چیزی راه گلو را میبندد.
#عربیات
