fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کوچنده‌ٔ اجباری

کوچنده‌ٔ اجباری

رفتن به کانال در Telegram

کوچنده‌ی اجباری از اینستاگرام به تلگرام! آدرس محل سکونت در اینستاگرام: https://instagram.com/zed_bml?igshid=YmMyMTA2M . ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=ee262e8d7f16f1b شناس @zed_bml

نمایش بیشتر
203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
وقتی اینجا از اتفاقی ناراضی ای میگی چرا من؟ حواست باشه اون دنیا که خدا توضیح میده، شرمنده نشی....! اعتماد کن به غیب... خدا اینجا توضیح نمی‌ده #برش_های_محبوب از سخنرانی امشب

کاش صوت این سخنرانی ها یه جایی آرشیو شده بود 🥲

از شرکت‌های بزرگ تا موسسه‌های خانگی و از احزاب خرده پا تا رییس‌جمهورها همه برای خودشان یک شعار دارند. با شعارشان خودشان را معرفی می‌کنند، با شعارشان جهت‌گیری‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی‌شان را نشان می‌دهند و با شعارشان در ذهن‌ها می‌مانند. امام حسین در کربلا برای سپاهش یک شعار انتخاب کرده بود. شعاری که ساده بود، کوتاه بود و معنایش واضح و دقیق و نقطه‌زن بود. شعار اباعبدالله این دو کلمه بود: «یا محمد» روی پرچم‌های سپاه اباعبدالله این شعار نوشته شده بود، هویت جمعی سپاه به این شعار بود، فریاد مشترک رزمنده‌های جبهه امام همین شعار بود. انتخاب شعار و نمایشش روبه‌روی دشمن، یک کنش رسانه‌ای از سمت اباعبدالله بود. بگذارید صحنه را یک بار باز طراحی کنیم: ۳۰ هزار نفر آدم یک جا جمع شده‌اند و رسانه‌های بنی‌امیه توی گوش‌شان خوانده‌اند که حسین بن علی از دین جدش خارج شده، کافر شده، دیگر مسلمان نیست. آدم‌های لشکر عمر سعد آمده‌اند تا برای رضای خدا پ به امید یاری پیامبر با اباعبدالله بجنگند. حالا رو‌به‌روی‌شان پرچم‌هایی بلند شده که اسم پیغمبر را نشان می‌دهد، شعار یک‌دست مردم دور و بر اباعبدالله، «یا محمد» است. تکیه جمعیتی که قرار است به جنگ‌شان بروند بر رسول خداست. انتخاب شعار امام، پاتکی بود به حمله رسانه‌ای حزب بنی‌امیه. عملیات بعدی اباعبدالله ساخت کلیدواژه‌هایی ماندگار بود که تا همیشه تاریخ از ذهن بشریت پاک نمی‌شود. عبارت را ببینید: «هیهات منا الذله». ما و ذلت، هرگز یک‌جا جمع نمی‌شویم. به کلمه «ما» فکر کنید. ما، یعنی چه کسانی؟ این کلمه را کسی دارد می‌گوید که یکی از پنج‌تن است، نوه پیغمبر است،‌ عضوی از خانواده وحی است. ما یعنی اهل بیت. اهل بیت هرگز ذلیل نمی‌شوند. همین یک کلمه خودش یک تیر قوی بود: ما اهل بیت هستیم. به جمله «ما ذلیل نیستیم» توجه کنید. در جنگ، در یک تقابل، در جایی که دو گروه با هم درگیر هستند، وقتی یک طرف می‌گوید ما ذلیل نیستیم، معنای حاشیه‌ایش این است ‌که طرف مقابل ما ذلیل است. در کربلا کسی می‌گوید ذلیل نیست که اگر تصویر هوایی روز نبردش را ببینیم، خودش و سپاهش، یک نقطه هستند درباره یک دریا، هفتاد و دو نفر در برابر سی هزار نفر. کسی می‌گوید ما ذلیل نیستیم که تقریبا محاصره نظامی شده و نسبت به آب و آذوقه تحریم است. اباعبدالله می‌گوید، ذلت هیچ وقت سایه‌اش بر سر ما نمی‌افتد. این یک حمله رسانه‌ای است. آدمی که ذلیل نیست، اعتماد به نفس دارد، امید دارد، برنامه دارد و سلحشور و جنگاور است. این لشکر عمر سعد را می‌ترساند. یک عملیات دیگر امام در روز عاشورا، رجز‌ خوانی بود. در جنگ‌های تن‌به‌تن، رزمنده‌ها در برابر حریف رجز می‌خواندند. رجزها مانیفست‌هایی بودند که رزمنده‌ها در جنگ ارائه می‌دادند. اباعبدالله یک‌ رجز معروف دارد که همه شنیده‌اید: «الموت اولی من رکوب العار / و العار و اولی من دخول النار». یعنی مرگ برای من از پذیرش ذلت راحت‌تر است و البته که زیر بار ذلت رفتن از به جهنم افتادن بهتر است. وقتی یک طرف جنگ می‌گوید من ذلیل نیستم و مرگ را می‌پذیرم، معنایش این است که شماهایی که برای زنده ماندن دست و پا می‌زنید، همه ذلیل هستید. و حتی کاش ذلیل بودید، شما همه از ترس ذلت، خودتان را جهنم انداخته‌اید. مرزبندی در رجز امام معلوم است. یک طرف میدان شهیدی است که از مرگ نمی‌ترسد، طرف دیگر ذلیلی است که خودش را به جهنم انداخته. این دو گانه‌ای است که اباعبدالله درست می‌کند. رسانه‌اش کجاست، رجزهایی که با هر حمله به خط عمرسعد می‌خواند. اباعبدالله در کربلا بی‌توجه به قدرت رسانه‌ها نبود، ارزش رسانه‌ها را می‌دانست و حتی در سخت‌ترین لحظه‌های جنگ، کنش رسانه‌ایش را رها نکرد. . «محمدرضا جوان آراسته» zil.ink/mrarasteh

«ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین، سید و سالار نیامد علمدار نیامد، علمدار نیامد» از روضه‌های مخفیانه خانگی، تا عزاداری‌های میلیونی؛ بیش از هزار سال است که مراسم عزای اباعبدالله حسین در شکل‌های مختلف برگزار می‌شود؛ و در این مراسم‌ها، میلیون‌ها شعر در رثای حسین(ع) و یارانش از شاعران گمنام و نامدار سروده شده‌؛ اما در میان اشعار و روضه‌های قمربنی‌هاشم، شاید هیچ شعری به اندازه این دو دمه ساده شناخته‌شده نباشد. تا به حال به ظرایف ادبی این دو دمه دقت کرده‌اید؟ تقریبا هیچ آرایه‌ ادبی در این بیت به کار نرفته است؛ نه تشبیه، نه ایهام، نه اغراق و نه کنایه لطیف و هنرمندانه. حتی به هیچ یک از مصیبت‌های علمدار کربلا هم اشاره نمی‌کند؛ نه بریده شدن دست‌ها، نه اصابت عمود آهن. حتی درباره روضه جانسوز آب، تشنگی و پاره شدن مشک سقا هم صحبت نمی‌کند؛ این بیت، تنها و تنها یک گزارش ساده است؛ بیان کوتاه یک خبر: «علمدار نیامد» و البته این خبر، یک مخاطب مشخص دارد: «اهل حرم» اما چه می‌شود این دو دمه ساده که حتی شاعر مشخص و نامداری هم ندارد، این چنین دل‌ها را تکان می‌دهد؟ شاید هیچ هیئت و روضه‌‌ای نباشد که در شب تاسوعا،‌ این دو دمه در آن دم گرفته نشود. احساس من این است که داغ و مصیبت اهل حرم، از شنیدن خبر نیامدن علمدار، آنقدر سنگین بوده است که این داغ و حرارت در این شعر ساده جاری شده است و تا دنیا دنیاست، قلب هر شنونده‌ای را از شنیدنش می‌لرزاند؛ انگار جرعه‌ای از آتش قلب زینب(س)، در این دو دمه، دمیده شده است که هر بار حرارت بیشتری از این شعر را احساس می‌کنیم. نمی‌دانم شاعر دو دمه «ای اهل حرم ...» کیست. نمی‌دانم در چه حالی و با چه اخلاصی این شعر را سروده است. اما حتما تا قیام قیامت، از فیض این سروده بهره‌مند خواهد شد. این سروده‌ها و نوشته‌ها، از دل هیچ تکنیک و دانش ادبی بیرون نمی‌آید؛ باید کلمه‌ها از قلب سوخته‌مان بیرون بریزد، تا قلب میلیون‌ها شنونده را بسوزاند. اللهم الرزقنا سرودن و نوشتن این جنس کلمات... #چندکلمه_روضه | @mabnaschoole |

فوقف آیسا من الحیاة عازما علی الموت... ایستاد، در حالی که از زندگی خود ناامید و آماده‌ی مرگ بود... در مقاتل که جستجو می‌کردم این عبارت رو دو جا دیدم یکی برای وصف حضرت عباس، وقتی که تیر به مشک خورد و آب جاری شد یکی هم برای ظهر عاشورا.... در آخرین نبرد‌های امام حسین علیه‌السلام..... #روضه_نوشت شايد هشتگی ادامه دار...

Repost from فلانی
کلمه «الآن» توی عربی یه معنی خاصی داره توی قرآن وقتی به کار میره که یه چیزی خیلی دیرتر از زمانی که باید، اتفاق میفته مثلا وقتی فرعون موقع غرق شدن میگه ایمان آوردم خدا میگه الآن؟ یعنی حالا دیگه؟ بعد از اینکه این همه ظلم کردی؟ یا وقتی قوم بنی اسرائیل هی گیر میدن که نشونه‌های گاوه رو بگو وقتی موسی آخرین نشونه رو میگه میگن الآن جئت بالحق یعنی حالا دیگه حق مطلبو ادا کردی یا وقتی یوسف بعد از هفت سال زندانی کشیدن گفت از پادشاه بپرسید قضیه چیه و زنها اعتراف کردن زلیخا گفت الآن حصحص الحق یعنی بالاخره حق روشن شد همیشه کلمه «الآن» موقعی به کار رفته که اون اتفاق میتونسته خیلی زودتر و بارها و بارها قبل از این بیفته فرعون بارها فرصت داشت ایمان بیاره بنی‌اسرائیل از همون اول میتونستن یه گاو سر ببرن و نیاز نبود اون همه نشونه بخوان یوسف حقش بود خیلی زودتر بی‌گناه بودنش ثابت شه و حالا من به این جمله امام حسین بعد از شهادت حضرت عباس فکر می‌کنم که گفت «الآن انکسر ظهري» تا قبل از این بارها جا داشت کمرم بشکنه و دووم آوردم ولی حالا دیگه واقعا کمرم شکست #انسیه_سادات_هاشمی @folanipoem

بایکوت رسانه‌ای امام تصور کنید قرار است جایی سخنرانی کنید و چیزی را ارائه بدهید. تصور کنید یک سالن بزرگ آماده شده با هزار صندلی. سالن پر است و بعضی‌ها در گوشه و اطراف ایستاده‌اند. شما دست بلند می‌کنید و بعد با انگشت اشاره سه تا ضربه آرام به میکروفن می‌زنید، صدای بم‌تر و پر قدرت‌تر سمت خودتان برمی‌گردد. حرفی که آماده کرده‌اید حاصل سال‌ها زحمت شماست. قرار است در زمانی کوتاه، یک دستاورد مهم را به آدم‌های توی سالن ارائه بدهید. نقطه شروع صحبت را توی ذهن‌تان مرور می‌کنید، سرتان را کمی از میکروفن کنار می‌کشید و گلو صاف می‌کنید، لبخند می‌زنید و می‌گویید: بسم الله الرحمن الرحیم. سالن انگار منتظر همین شروع بوده، انگار کسی توی گوش آدم‌هایش آرام گفته باشد: سه، دو، یک، حالا. همه با هم شما را هو می‌کنند. شما یک صدای هوی کشیده می‌شنوید که همه فضای سالن را پر کرده، می‌خواهید چیزی بگویید، صدای بلندگوها به صدای آدم‌ها غالب نمی‌شود. هوی کشیده آدم‌ها تمام نمی‌شود. بالا و پایین می‌شود، حس می‌کنید آدم‌ها با دهان‌هایی که به خنده باز شده دارند شما را هو می‌کنند. هزار نفر با هم. هزار صدا که روی هم جمع شده. هزار نفر جمع شده‌اند توی سالن تا حرف شما از رسانه‌ای که در دست دارید، به گوش هیچ کس نرسد. این یک جور مبارزه رسانه‌ای است. تلاشی برای خاموش کردن رسانه حریف. جنگی برای ترویج نشنیدن. پارازیت‌هایی برای خنثی کردن عملیات‌های رسانه‌ای موفق. حالا جمعیت هزار نفری توی سالن را در ذهن‌تان بیشتر کنید. دو هزار نفر. پنج هزار نفر. ده هزار نفر. بیست هزار نفر. سی‌هزار نفر اگر با هم سر و صدا راه بیاندازند، اگر کسی را هو کنند، اگر حتی ساکت باشند و فقط پا بر زمین بکوبند، چه حجمی از صدا درست خواهد شد؟ چقدر صدای رسانه ما شنیده نخواهد شد؟ در کربلا، سی‌هزار نفر آدم، در روز عاشورا، امام زمان‌شان را هو کردند. سر و صدا راه انداختند و هیاهو کردند. اباعبدالله روی اسب بود، فاصله‌اش تا سپاه عمرسعد زیاد نبود، شمشیرش در قلاف بود و می‌خواست با مردم کوفه حرف بزند. چند جمله اول را که گفت، یک‌باره همه دشت پر شد از پارازیت‌هایی که آدم‌های سپاه عمرسعد می‌فرستادند. صدای امام بین هیاهوی لشکر عمر سعد گم شد. تیم‌های رسانه‌ای گاهی اوقات به جای عملیات رسانه‌ای، می‌روند سراغ عملیات‌های ضد رسانه‌ای. گاهی اوقات که در نقطه ضعف قرار می‌گیرند، شروع می‌کنند به هو کردن، مسخره کردن، کف‌زدن‌های بی‌مورد، تکبیر فرستادن‌های الکی، صلوات‌گویی‌هایی بی‌جا و حتی شعار دادن‌هایی پوچ. برنامه‌ریزهای رسانه‌ای لشکر عمر سعد می‌دانستند، حرف امام را باید بایکوت کنند، باید رسانه‌های امام را ببندند و دسترسی‌های امام را به رسانه‌ها محدود کنند. امام البته عملیات رسانه‌ای را نباخت. حرفش را قطع نکرد. وسط آن هیاهوها ته دلش خالی نشد. مردم را نفرین کرد. توبیخ‌شان کرد و بعد حرفش را ادامه داد. کم‌کم همه آن هیاهو کننده‌ها از رو رفتند، فرستنده‌های پارازیت‌شان را خاموش کردند، بغل دستی‌های‌شان را آرام کردند و حرف‌های امام را شنیدند. حرف‌های امام اما تاثیری روی‌شان نداشت. این‌ها خیلی قبل‌تر از این‌ها خودشان را به رسانه‌های بنی‌امیه فروخته بودند. . «محمدرضا جوان آراسته» zil.ink/mrarasteh

دلم شکسته، کفیلی به‌جز تو نیست برایم وساطتی کن از این کنج بند غصه درآیم #زهرا_ایزدی‌نیا [پ.ن: أما القلوب المنكسرة، فالعباس كف
دلم شکسته، کفیلی به‌جز تو نیست برایم وساطتی کن از این کنج بند غصه درآیم #زهرا_ایزدی‌نیا [پ.ن: أما القلوب المنكسرة، فالعباس كفيلها]

منو یه کم ببین سینه زنیمو هم ببین...... وی پرت می‌شود به سفر راهیان نور سال دوم دبیرستان ردیف سوم یا چهارم سمت راست اتوبوس در حال رفتن از یک یادمان به منطقه‌ی دیگر...

میان آسمانم ماه بودی منشقت کردند... شب نهم🥀 یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربنا بحق أخیک الحسین

من اصلا خدای توضیح دهنده نیستم که.... از من سوال ممنوع! #برش_های_محبوب

چقدرررر سخنرانی امشب حاج آقا رمضانی قشنگه.... پ.ن: و چقدر انگار برای منه🫠

دوپینگی بود برای شروع مجدد کتابخوانی منظم

چگونه در یک سال صد کتاب بخوانیم؟ یا #چند_از_چند چیست و چرا؟ ✅ اگر جزو یکی از سه دستهٔ زیر هستید، احتمالا شنیدن این صوت برایتان مفید باشد. در غیر این صورت پیشنهاد می‌کنم رهایش کنید. :) ۱. کسانی که #علاقمند به کتاب‌خوان شدن هستند. ۲. کتاب‌خوان‌ها ۳. همراهان #چند_از_چند یا همان #یاران_چندان 🎧 اگر این ۳۵دقیقه را شنیدید و احساس کردید ممکن است شنیدنش برای افراد دیگری هم مفید باشد، برایشان بفرستید. ارادتمند؛ مصطفا جواهری @hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف

کاش هر صبحمون با روضه شروع میشد 📌حسینیه سادات اخوی
کاش هر صبحمون با روضه شروع میشد 📌حسینیه سادات اخوی

دلم برای نوشتن زیاد نوشتن مثل تابستون پارسال تنگ شده!