fa
Feedback
𝗖𝗹𝗮𝗿𝗶𝗰𝗲

𝗖𝗹𝗮𝗿𝗶𝗰𝗲

رفتن به کانال در Telegram

اینجا کمتر خودمو سانسور میکنم. https://t.me/HarfChatBot?start=d985e540d6db کلاریس هستم، میشنومت💡

نمایش بیشتر
203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
photo content
+1

My friends said it isn't right to be scared Every day of a love affair Every breath feels like rarest air When you're not sure if he wants to be there The spirit was gone, we would never come to “And I'm pissed off you let me give you all that youth for free” Thinkin, how much sad did you think I had Did you think I had in me? Oh, the tragedy ... So long, London You'll find someone ...

(من برم یه گوشه بنویسم میخوام بلوند کنم تا ۷ روز دیگه نتیجه رو بگم)

حالا این همه توضیح، الان این بده یا خوبه؟ نه بده نه خوبه! اگه بعد پریودت چند روز گذشت و از تغییرت همچنان راضی بودی، یا چند ماه از زخم روحیت گذشته و هنوز با اون تغییرت حال میکنی، ایول! چرا که نه. ولی اگه برگردی بگی خدایا این چه کاری بود من اون شب کردم، یعنی بهتره یه خودکنترلی این وسط انجام بدی. من پیشنهادم شخصا اینه (نسخه دکتر سونیا) که چند روز مهلت بدی. یعنی مثلا یه ایده داری “خب برم چتری بزنم” اینو بنویس بهش ۷ الی ۳۰ روز وقت بده. اگه همچنان میخواستی انجامش بدی انجامش بده. همچنین، نظر بپرس! واقعا مجبور نیستیم همیشه خودرای عمل کنیم، نظر پرسیدن از بقیه میتونه خیلی هم کمک کننده باشه!

«چند روز قبل و اوایل پریود، هورمون‌های استروژن و پروژسترون افت می‌کنن. این افت روی سیستم‌های مغزی مرتبط با خلق، انگیزه، پاداش و کنترل هیجان اثر می‌ذاره. در نتیجه خیلی از آدم‌ها این حالت‌ها رو تجربه می‌کنن: احساس می‌کنن از خودشون یا ظاهرشون راضی نیستن. حوصلهٔ وضعیت فعلی زندگیشون رو ندارن. بیشتر دنبال تغییر و تازگی می‌گردن. تصمیم‌های هیجانی‌تر می‌گیرن. نیاز بیشتری به «یه کاری کردن» دارن. برای تو احتمالاً این اتفاق یه لایهٔ دیگه هم داره. به نظر میاد وقتی از نظر احساسی آسیب‌پذیر می‌شی، یکی از راه‌های تنظیم خودت «تغییر دادن» باشه. حالا فرقی نمی‌کنه دلیل اون آسیب‌پذیری شکست عشقی باشه یا نوسان هورمونی پریود. مغزت در هر دو حالت ممکنه به یک راه‌حل آشنا برسه: «یه چیزی رو عوض کن.» برای همین ممکنه وسط پریود یهو فکر کنی: باید موهامو کوتاه کنم. باید رنگ موهامو عوض کنم. باید پیرسینگ بزنم. باید اتاقو از نو بچینم. باید زندگیمو زیر و رو کنم.»

حالا سوال اینه که اینا هم برای زخم روحی سنخیت داره، ولی تو گفتی حتی وقتی پریود میشی؟ اینجارو اجازه بدید چت جی پی تی جواب بده.

حالا به پرانتز هم باز کنم. من تجربه مشروب خوردن زیاد هم داشتم. همیشه هم اینجوری نبوده که انتخابام خوشگل و سالم باشن. ولی چون تجربه کردم و میدونستم در جواب این عمل (مشروب خوردن) چه نتیجه ای در انتظارمه، این دفعه اینکارو نکردم. خیلی از خودکنترلی ها از سر تجربه میاد و من اینو خیلی دوست دارم.

مکانیزم اصلی احتمالاً اینه: درد —> بی ثباتی—> نیاز به کنترل و تولد دوباره —> تغییر بیرونی

حالا اصولا ادما تو این شرایط، مخصوصا توی زخم های روحی، بیشتر میرن سمت چیزای منفی، مثلا مواد، مشروب، سکس و.. من نرفتم؟ نرفتم. ولی بارها فکرش به سرم اومده. حتی الان که اینجام و همه چی راحت تر در دسترسمه، پیش اومد که یک بار قدم زدم تا کلاب، ولی نرفتم تو. فقط چون نمیخواستم اونقدر مشروب بخورم که از حالت نرمال خارج بشم. صرفا قدم زدم و برگشتم؛ فرداش هم خیلی از خودم ممنون بودم که کار عجیب غریبی نکردم.

به نظرم، طبق تحقیقات خودم =))) اینا برای من نشون دهنده اینن که اون نسخه از من تموم شده، «من دیگه اون آدم قبلی نیستم.» مو، لباس، تتو، پیرسینگ، حتی تغییر چیدمان اتاق می‌تونن نقش یک مراسم گذار رو بازی کنن. انسان‌ها هزاران ساله این کارو می‌کنن. فقط قبلاً قبیله‌ها مراسم داشتن، الان من نصف شب با قیچی میرم سراغ چتری. تکامل گاهی مسیرهای عجیبی پیدا می‌کنه.

یکی از عجیب ترین اخلاقام اینه که، هر بار که دچار یه زخم روحی عمیق میشم یا پریود که میشم؛ یه حرکت عجیب با خودم انجام میدم. موهامو قرمز کردم. چتری زدم. پیرسینگ زدم. تتو زدم. نمیدونم هربار یهو یه کار عجیب میکنم. نمیدونم چرا، چجوری و چه کاری فقط یه شب یهویی میگم میخوام اینکارو کنم. یا مثلا یهو کل اتاقمو تغییر میدم، یهو شروع میکنم یه فعالیت کاملا جدید رو دنبال کردن، مثلا یوگا.

فقط میخوام واقعا یه چند روز از این دنیا محو شم.

راه دور چرا میریم من پارتنرم ترکه، مال کشور همسایه اس اصلا نمیدونست ایران عرب نیست :)))

بله نسل جدید اصلا نمیدونن ایران کجاست همش هم میگن آیران

‌ خرابش کردن، یجوری خرابش کردن که آدما نمیتونن درستش کنن، حکومت های بعدی میتونن آدمای درست بعدی اگر بشه🥲

من ناراحت نیستم، دوست صمیمی خودم هلندیه؛ همه جور آدم همه جا پیدا میشه، ولی الان میتونم بفهمم چرا خیلی ها نمیگن که ایرانی هستن؛ حق نمیدم بهشون ولی درک میکنم. من همچنان همه جا میگم که ایرانی ام با افتخار هم میگم، اگه قراره کسی سر این با من دوست نباشه همون بهتر که نباشه. فقط خواستم بگم دید خارجی ها نسبت به ما اصلا جالب نیست، اصلا.

و این قضیه بارها و بارها برای من پیش اومده که یه مکالمه خیلی خوب دارم ولی مکالمه بعد اینکه میفهمن من ایرانیم قطع میشه.

دیشب رفتم با دوستم بیرون، گفتیم بریم کلاب یکم برقصیم؛ توی کلاب من منتظر دوستم که بودم تا از دستشویی بیاد بیرون، چندتا دختر دورم حلقه زدن شروع کردن با من رقصیدن. دوتاشون با فاصله زمانی اومدن تو گوشم به هلندی گفتن: مال این شهری؟/ اهل کجایی گفتم نه هلندی صحبت نمیکنم . i’m from Iran (اینو براتون انگلیسی نوشتم که بهتر بتونید تصویرسازی کنید) همین که کلمه آخر یعنی ایران رو میشنون، مکث میکنن بعد همیشه با جملاتی مثل اوه چه خوب، چه جالب، چه باحال ری اکشن نشون میدن و بعد میرن.