Vocabulary Master
رفتن به کانال در Telegram
(International platform for learning English) Our channel is an engaging and useful resource for learning and expanding your vocabulary. Join us to learn the best word 💠 زبان انگلیسی خود را با VOCABULARY MASTER بهبود بخشید ADMIN : @I_M_NM
نمایش بیشتر2 003
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
-3030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '25
ژوئیه '25
+7
در 0 کانالها
ژوئن '25
+21
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+31
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+38
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+50
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+58
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+155
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+161
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+167
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+195
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+244
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '24
+227
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+179
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+164
در 2 کانالها
Get PRO
مه '24
+263
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+181
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+222
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+146
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+135
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+436
در 3 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 ژوئیه | 0 | |||
| 13 ژوئیه | 0 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | +1 | |||
| 09 ژوئیه | +1 | |||
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | +1 | |||
| 06 ژوئیه | +1 | |||
| 05 ژوئیه | +1 | |||
| 04 ژوئیه | +1 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | +1 | |||
| 01 ژوئیه | 0 |
پستهای کانال
لغات مهم:
1. Significantly (adverb)..... (سیگنیفیکَنتلی).......... به طور قابل توجه، چشمگیر
2. Alter (verb)..... (آلتر).......... تغییر دادن، دگرگون کردن
3. Prominent (adjective)..... (پْرامینِنت).......... برجسته، مشهور
4. Interaction (noun)..... (اینترَکشن).......... تعامل، ارتباط دوطرفه
5. Excessive (adjective)..... (اِکسِسیو).......... بیش از حد، افراطی
6. Isolation (noun)..... (آیسولِیشن).......... انزوا، تنهایی
7. Anxiety (noun)..... (اَنگزایِتی).......... اضطراب، نگرانی
8. Genuine (adjective)..... (جِنیوئین).......... واقعی، اصیل
9. Preserve (verb)..... (پْرِزِرو).......... حفظ کردن، نگهداری کردن
10. Balance (verb/noun)..... (بَلِنس).......... تعادل برقرار کردن، توازن
| 2 | 💠 English Text (Social Theme):
In recent years, social media has significantly altered the way people communicate. Platforms like Twitter and Instagram have become prominent sources of information and interaction. However, excessive use of these networks may lead to social isolation and anxiety. Psychologists argue that while virtual connection is beneficial in some ways, it cannot replace genuine human contact. To preserve mental health, experts recommend balancing online activities with real-life experiences.
💠 ترجمه :
در سالهای اخیر، رسانههای اجتماعی بهطور چشمگیری شیوهی ارتباط مردم را تغییر دادهاند. پلتفرمهایی مانند توییتر و اینستاگرام به منابع برجستهای برای اطلاعات و تعامل تبدیل شدهاند. با این حال، استفادهی بیش از حد از این شبکهها میتواند منجر به انزوا و اضطراب اجتماعی شود. روانشناسان معتقدند که اگرچه ارتباط مجازی در برخی موارد مفید است، اما نمیتواند جایگزین ارتباط واقعی انسانی شود. برای حفظ سلامت روان، کارشناسان توصیه میکنند بین فعالیتهای آنلاین و تجربیات واقعی زندگی تعادل برقرار شود. | 481 |
| 3 | دوستان عزیز بعد ازین برای درک و یادگیری بهتر، لغات را در قالب متنهای آموزشی نشر خواهیم کرد. | 411 |
| 4 | آللَّهُــمَّ صَلِّ وَسَـــلِّمْ وَبَارِڪ عَلۓِ نَبِيِّنَـــا مُحمَّد ﷺ..... ❤️ | 467 |
| 5 | 🔘 WORDS
1. Resent (verb)..... (ریزِنت).......... رنجیدن، ناراحت شدن
2. Molest (verb)..... (مُلِست).......... اذیت کردن، آزار دادن
3. Gloomy (adjective)..... (گْلومی).......... تاریک، افسرده
4. Unforeseen (adjective)..... (آنفُرسیِن).......... غیرمنتظره، پیشبینینشده
5. Exaggerate (verb)..... (اِگْزَجِرِیت).......... اغراق کردن، بزرگنمایی کردن
6. Amateur (noun/adjective)..... (اَمِچِر).......... آماتور، غیرحرفهای
7. Mediocre (adjective)..... (میدیاوکِر).......... معمولی، متوسط
8. Variety (noun)..... (وِرایِتی).......... تنوع، گوناگونی
9. Valid (adjective)..... (وَلید).......... معتبر، قانونی
10. Survive (verb)..... (سِرْوایو).......... زنده ماندن، جان سالم به در بردن
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 471 |
| 6 | 🔘 WORDS
1. thorough (adjective) – تَرو – کامل، جامع
2. defraud (verb) – دیفْراد – کلاهبرداری کردن، فریب دادن
3. postpone (verb) – پُستپُون – به تعویق انداختن، عقب انداختن
4. consent (noun/verb) – کِنْسِنت – رضایت، موافقت؛ رضایت دادن
5. massive (adjective) – مَسیو – بزرگ، حجیم
6. capsule (noun) – کَپْسول – کپسول، محفظهی کوچک
7. preserve (verb) – پْرِزِرو – حفظ کردن، نگهداری کردن
8. denounce (verb) – دیناوْنس – محکوم کردن، سرزنش کردن
9. unique (adjective) – یونیک – منحصربهفرد، بینظیر
10. torrent (noun) – تورِنت – سیلاب، جریان شدید
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 354 |
| 7 | 🔘 WORDS
1. calamity (noun) – کَلَمِتی – فاجعه، مصیبت
2. pauper (noun) – پاپِر – فقیر، بینوا
3. envy (noun/verb) – اِنوی – حسادت، رشک؛ حسادت کردن
4. collapse (verb/noun) – کِلَپس – فرو ریختن، سقوط کردن؛ فروپاشی
5. prosecute (verb) – پْراسِکیوت – تعقیب قانونی کردن، پیگرد کردن
6. bigamy (noun) – بیگَمی – دوهمسری، ازدواج همزمان با دو نفر
7. possible (adjective) – پاسِبِل – ممکن، شدنی
8. compel (verb) – کُمپِل – مجبور کردن، وادار کردن
9. awkward (adjective) – آکْوِرد – دست و پا چلفتی، ناشیانه
10. venture (noun/verb) – وِنچِر – ریسک، سرمایهگذاری جسورانه؛ به خطر انداختن
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 363 |
| 8 | 🔘 Words
1. symbol (noun) – سیمبُل – نماد، علامت
2. authority (noun) – آثُرِتی – قدرت، اختیار
3. neutral (adjective) – نیوترال – بیطرف، خنثی
4. trifle (noun) – ترایفِل – چیز کماهمیت، ناچیز
5. architect (noun) – آرکیتِکت – معمار، طراح ساختمان
6. matrimony (noun) – مَتْریمُنی – ازدواج، زندگی زناشویی
7. baggage (noun) – بَگِج – بار و چمدان، اسباب سفر
8. squander (verb) – اسْکوآنْدِر – تلف کردن، هدر دادن
9. abroad (adverb) – اَبراد – خارج از کشور، بیرون
10. fugitive (noun) – فیوجِتیو – فراری، گریخته
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 342 |
| 9 | 🔘 لغات کاربردی :
1. prior (adjective) – پرایِر – قبلی، پیشین
2. embrace (verb) – اِمبْرِیس – در آغوش گرفتن، پذیرفتن
3. valiant (adjective) – وَلینت – شجاع، دلیر
4. fierce (adjective) – فیرس – خشن، وحشی
5. sneer (verb/noun) – سْنیِر – پوزخند زدن، تمسخر کردن؛ پوزخند
6. scowl (verb/noun) – سْکاوْل – اخم کردن، چهره درهم کشیدن؛ اخم
7. encourage (verb) – اِنکِریج – تشویق کردن، دلگرم کردن
8. consider (verb) – کِنسیْدِر – در نظر گرفتن، تأمل کردن
9. vermin (noun) – وِرمین – حیوانات موذی، آفات
10. wail (verb/noun) – وِیْل – ناله کردن، شیون زدن؛ ناله، زاری
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 390 |
| 10 | Persian Translation:
اگر رد شدی، بپذیر. اگر دوستت ندارند، رهایش کن. اگر کسی یا چیزی را به جای تو انتخاب کردند، ادامه بده.
همهی کسانی که دوستشان داری نمیمانند؛ همهی کسانی که به آنها اعتماد داری، وفادار نخواهند بود.
من اهمیتی نمیدهم که افرادی را که دیگر نمیخواهند در زندگیام باشند، از دست بدهم.
من کسانی را از دست دادهام که برایم دنیا بودند، اما هنوز خوب پیش میروم.
اکثریت را دنبال نکن؛ راه درست را دنبال کن.
تو میتوانی احساس کنی که کسی با تو صادق نیست؛ انرژی هرگز دروغ نمیگوید.
همیشه آنچه را که احساس میکنی بگو و هرگز برای واقعی بودن عذرخواهی نکن.
به مردم زمان بده؛ به آنها فضا بده. از کسی نخواه که بماند؛ بگذار آزاد باشند.
آنچه برای تو مقدر شده، همیشه برای تو خواهد بود.
وقتی کسی نمیداند کجا هستم و چه میکنم، احساس بهتری دارم.
شاید نتوانی هر موقعیت و نتیجهای را کنترل کنی، اما میتوانی نگرش خود و نحوهی برخوردت را کنترل کنی.
کار خوب انجام بده؛ به روشهای غیرمنتظرهای به تو بازخواهد گشت.
با آنچه داری خوشحال باش، در حالی که برای چیزی که میخواهی تلاش میکنی.
یادت باشد که چیزی باید به پایان برسد تا چیزهای بهتری آغاز شوند.
---
Vocabulray :
1. Reject – رد کردن / نپذیرفتن
2. Accept – پذیرفتن
3. Unloved – دوستنداشته شده
4. Let go – رها کردن
5. Move on – ادامه دادن
6. Loyal – وفادار
7. Lose – از دست دادن
8. Majority – اکثریت
9. Follow – دنبال کردن
10. Energy – انرژی
11. Lies – دروغ گفتن
12. Speak – صحبت کردن
13. Attitude – نگرش / طرز برخورد
14. Deal with – برخورد کردن / کنار آمدن
15. Unexpected – غیرمنتظره
16. End – پایان یافتن
17. Begin – آغاز شدن | 377 |
| 11 | If you're rejected, accept it.
If you are unloved, let go.
If they choose someone or something over you, move on.
Not everyone you love will stay; not everyone you trust will be loyal.
I don't care about losing people who don't want to be in my life anymore.
I've lost people who meant the world to me, and I'm still doing just fine. Do not follow the majority; follow the right way. You can feel it when someone is not being real with you; energy never lies. Always speak how you feel and never be sorry for being real. Give people time; give people space. Don't beg anyone to stay; let them roam. What's meant for you will always be yours. I feel so much better when people don't know where I am and what I'm doing. You may not be able to control every situation and its outcome, but you can control your attitude and how you deal with it. Do good; it will come back to you in unexpected ways. Be happy with what you have while working for what you want. Remember that something has to end for better things to begin. | 284 |
| 12 | 🔘 لغات کاربردی :
1. penalize (verb) – پینِلایْز – جریمه کردن، تنبیه کردن
2. beneficiary (noun) – بِنِفیشِری – ذینفع، بهرهمند
3. reptile (noun) – رِپتایل – خزنده، جانور خزنده
4. rarely (adverb) – رِرلی – بهندرت، خیلی کم
5. forbid (verb) – فُربید – ممنوع کردن، قدغن کردن
6. logical (adjective) – لاجیکال – منطقی، عقلانی
7. exhibit (verb/noun) – اِگزیبیت – نمایش دادن، نشان دادن؛ نمایشگاه
8. proceed (verb) – پْرُسید – ادامه دادن، پیش رفتن
9. precaution (noun) – پْریکاشِن – احتیاط، پیشگیری
10. extract (verb/noun) – اِکستْرَکت – استخراج کردن، بیرون کشیدن؛ عصاره، خلاصه
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 336 |
| 13 | 🔘 لغات کاربردی :
1. relieve (verb) – ریلیو – تسکین دادن، آرام کردن
2. baffle (verb) – بَفِل – گیج کردن، سردرگم کردن
3. warden (noun) – وارْدِن – سرپرست، نگهبان
4. acknowledge (verb) – اَکنالِج – تأیید کردن، قدردانی کردن
5. justice (noun) – جاستیس – عدالت، انصاف
6. delinquent (noun/adjective) – دیلینکْوِنت – مجرم، متخلف
7. deprive (verb) – دِپرایْو – محروم کردن، بیبهره ساختن
8. spouse (noun) – سپاوْس – همسر
9. unstable (adjective) – آناِستِیبل – ناپایدار، متزلزل
10. homicide (noun) – هامِساید – قتل، جنایت
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 331 |
| 14 | 1. plea (noun) – درخواست، التماس
2. weary (adjective) – خسته، فرسوده
3. collide (verb) – برخورد کردن، تصادف کردن
4. confirm (verb) – تأیید کردن، تصدیق کردن
5. verify (verb) – بررسی کردن، تأیید کردن
6. anticipate (verb) – پیشبینی کردن، انتظار داشتن
7. dilemma (noun) – دوراهی، موقعیت دشوار
8. detour (noun/verb) – راه انحرافی، مسیر جایگزین؛ تغییر مسیر دادن
9. merit (noun) – شایستگی، لیاقت
10. transmit (verb) – انتقال دادن مخابره کردن | 335 |
| 15 | Vocabulary List:
1. Die – مردن / از بین رفتن
2. Kill – کشتن / نابود کردن
3. Succeed – موفق شدن
4. Fail – شکست خوردن
5. Attempting – تلاش کردن
6. Luxury – تجمل / امتیاز خاص
7. Weak – ضعیف
8. Power – قدرت
9. Gain – به دست آوردن
10. Take – گرفتن
11. Embrace – پذیرفتن
12. Strength – قدرت / توانایی
13. Dominance – سلطه / چیرگی
14. Destiny – سرنوشت
15. Mastery – استادی / مهارت بالا
16. Hope – امید
17. Believe – ایمان داشتن / باور داشتن
18. Make it through – عبور کردن / دوام آوردن | 394 |
| 16 | Let the past die. Kill it if you have to. It's the only way to become what you were meant to be. Succeed or fail; attempting is a luxury for the weak. Power is not to be gained, but to be taken. Embrace your strengths, for only through dominance can you shape your destiny. With failure, true mastery is born. Hope is like the sun: if you only believe in it when you can see it, you'll never make it through the night.
---------------------------------------------------------------------
گذشته را رها کن. اگر لازم شد، آن را از بین ببر. این تنها راهی است که میتوانی آنچه که باید باشی، بشوی.
موفق شو یا شکست بخور؛ تلاش کردن، یک تجمل برای افراد ضعیف است.
قدرت به دست نمیآید، بلکه باید آن را گرفت.
نقاط قوت خود را بپذیر، زیرا تنها از طریق سلطه میتوانی سرنوشتت را شکل دهی.
با شکست، استادی واقعی متولد میشود.
امید مانند خورشید است: اگر فقط زمانی به آن ایمان داشته باشی که آن را ببینی، هرگز از تاریکی شب عبور نخواهی کرد. | 403 |
| 17 | The best bot for downloading "TIKTOK" videos and sounds and have it . 👇...
بهترین بات برای دانلود ویدئو های تیک تاک.
https://t.me/TikTokSava_bot?start=_tgr_XjIlh79iZWFl | 433 |
| 18 | آللَّهُــمَّ صَلِّ وَسَـــلِّمْ وَبَارِڪ عَلۓِ نَبِيِّنَـــا مُحمَّد ﷺ..... ❤️ | 463 |
| 19 | سلام خدمت همه شما دوستان عزیز
امید که از صحت کامل برخوردار باشید و ماه رمضان و عید را ب خوبی و خوشی سپری کرده باشید.
دوستان عزیز کانال Vocabulray Master بنابر مشکلات و ریپورت ها قادر ب نشر موارد درسی و لغات نبود.
که خوشبختانه از حالت تعلیق خارج شده و ما بزودی دوباره به فعالیت آغاز خواهیم کرد.
خواست ما از شما خوبان لایک کردن پست ها و در صورت امکان نشر آن میباشد، چون این کار باعث ثبات کانال میشود.
پس لایک کردن پست ها را فراموش نکنید. ❤️
.
.
ممنون | 599 |
| 20 | 🔰 لغات کاربردی مهم :
1. linger (verb) – لینگِر – معطل کردن، طول دادن
2. ambush (noun/verb) – اَمبَش – کمین، حملهی ناگهانی؛ کمین کردن
3. crafty (adjective) – کْرَفتی – حیلهگر، مکار
4. defiant (adjective) – دیفایِنت – سرکش، نافرمان
5. vigor (noun) – ویگِر – قدرت، انرژی
6. perish (verb) – پِرِیش – نابود شدن، از بین رفتن
7. fragile (adjective) – فْرِجایل – شکننده، ظریف
8. captive (noun/adjective) – کَپتیو – اسیر، زندانی؛ اسیر شده
9. prosper (verb) – پْراسپِر – موفق شدن، رونق یافتن
10. devour (verb) – دیوآور – بلعیدن، با ولع خوردن
╭┈┈╼
🟡 @Vocabulary_Master
╰┈┈┈┈❍┈┈┈┈┈┈❍ | 675 |
