White Canary
رفتن به کانال در Telegram
Mahsa c.ai : INTP 5w6 CAPRICORN All that we see or seem is but a dream within a dream... http://t.me/HidenChat_Bot?start=516742787
نمایش بیشتر189
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
189
اولا اینک مرسی ک با اینک خط خورده بود و فورکردم بازم گذاشتی❤️💋😭😁
وایییی هرماینی 😃😃😃
دوستای خوبی میشیم😂😁
اسنیپ هم ک😔🔥
189
Repost from N/a
+2
گریفندور! هرکس اورا میدید بدون هیچ شکی میگفت او متعلق به گریفندور است! با لبخند گشادی بر روی لب از پله ها پایین پرید و بدو به سمت میز گریفندور رفت و با همه دست داد
دختری با موهای قهوهای و بلند اورا به کنار خود دعوت کرد و خودش را معرفی کرد سلام! اسم من هرماینیه دوست داری مدرسرو نشونت بدم؟
با لبخند دلنشینی به ان دختر مو قهوهای نگرید و همان لحظه متوجه شد که او بهترین دوستش است.
برخلاف تصور همیشه به دنبال پروفسور اسنیپ راه میرفت مانند جوجه اردکی که بدنبال مادرش میرود او در معجون سازی فوق العاده بود!
صحنه اخر:
دستانش را بالا میاورد و قطره های خون از دستانش بر روی صورتش فرود میایند. لبخند محوی میزند و نگاهش را از دستانش به آسمون میکشاند.
هیچ صدایی نمیشنود جز صدای تپیدن قلب بیقرارش هیچ دردی حس نمیکند جز درد سینهاش از تپیدن های نامنظم
با خود میگوید این آخرش بود؟ اما من هنوز چالش های بزرگتر را نچشیدم..
چشمان آبی دلربایش کم سو میشود و سرانجام خاموش میشوند.
آری.. آن دانش اموز سال سومی هاگوارتز....
189
اولا اینکه مرسی ک گذاشتی حتی با این خط خورده بود و فرستادم🤣😭❤️
ای وای نیوتتتت😁😁😁
باید برم فیلماشو ببینم😁
تنکسسس❤️❤️❤️
حقیقتا تست دادم تو سایت wizarding world، ریونکلاو شدم😁
189
Repost from N/a
https://t.me/dancewiththedevil
هدف:
او عاشق به چالش کشیده شدن است! دختری شجاع با موهای بلند و فر که با یک نگاه همه راه شیفتهی خود میکند ابتدا قرار بود اورا در مدرسهی جادوگری بوباتون ثبت نام کنند اما هنگامی که نامهی هاگوارتز به دستش رسید با کلی اصرار بر خانواده بالاخره راضی شدند که او به هاگوارتز برود. مدرسهای که پر از چالش های گوناگون است!
189
Repost from N/a
+2
کلاه بر سرتان فریاد میزند
هافلپاف!
جالب بود! متفاوت بود!
بسیار آرام بود!
بلند میشوید و بدو به سمت میز میروید
آماده یک ماجراجویی با آدم های ملایم اما عجیب را دارید!..
پسری سرش پایین است کنار دست شماست به او سلام میدهید
اما جوابی نمیدهد سرش با چیزی گرم است!
نگاه دستش میکنید و با دیدن مورچه بزرگی ای تعجب میکنید!
نیستان تا بناگوش باز میشود
همین اول آدمی عجیب پیدا کردید..
محکم به شانه اش میزنید
_سلامممم
از این به بعد او دوست شما خواهد بود
ماه دیگر که با خود میایید متوجه میشوید مدام در کلاس گیاه شناسی با رفیق عجیبتان و پرروفسور عجیبتر گیاه شناسی مدام صحبت میکنید و خرسند از این همه رنگ میان جانوران و گیاهانید
صحنه اخر:
بلند جیغ میکشد و میخندد
میدوند
طلسم های از کنار گوششان رد میشود و گاها جا خالی میدهند
بلند سر نیوت جیغ میکشد :
_من که گفتم گیاهه باعث میشه زرد بشننننن
باهم میخندند گروهی از اسلایتیرین ها متوجه داروی ریخته شده شدند
به سمت دفتر پروفسور میدوند و قاه قاه به موهای زرد آنها میخندند شاید جون سالم به در نبرند!
امیدوارند که پروفسور برای شکستگی استخوان هایشان توسط اسلایتیرین ها دوایی داشته باشد..
