نیمچهمهندسِمترجم:)🧸
رفتن به کانال در Telegram
نیمچهمهندسِکامپیوتر | مترجمنشرهایداهی،مات،بهناموآذرباد⋆🧸 ࣪. چنل ناشناس: https://t.me/LittleEngUnknown پیج اینستاگرامم: https://www.instagram.com/mary.ghaffarii
نمایش بیشتر608
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
فیپای ملکه شاعر اومد 🥹👑
(کتابی که شما با اسم کاشت، داشت، برداشت میشناختید)
برای من، دیدن اسم این کتاب روی فیپا فقط یه چیز ساده نیست؛ چون ملکه شاعر از اون کتاباییه که بعد از خوندنش، یه تیکهش با آدم میمونه. حالا من اینجام، با اسم فارسیش جلوی چشمم، و با یه عالمه ذوق برای اینکه قراره این قصه به دست شما برسه. 🥹🤍
یه قصه از دنیای نویسنده، با همهی شعرها، عشقها، انتخابها و دردهاش… حالا داره برای فارسیزبونها هم متولد میشه. و فکر کنم قشنگترین قسمت ماجرا همین باشه؛ اینکه قصهای که یه روز خودم خوندم و دوستش داشتم، حالا قراره بین کتابهای شما هم باشه. 🌙📖
حالا که فیپاش اومده، فقط مونده درهای این دنیا باز بشه تا شما هم بتونید واردش بشید. 👑✨
زمانی که داداشم دانشجوی کارشناسی مهندسی عمران بود
با پسرعموم که اونم عمران میخوند و دوستشون به اسم رضا باهم توی مسابقات کشوری بتن و اینا شرکت میکردن و هربار مقام میآوردن
اونم بخاطر رضا که مخ بود
این پسر وقتی درسش تموم میشه یا آخراش بوده (دقیق یادم نیست) از آمریکا پذیرش میگیره ولی خب باید زبان یاد میگرفته تا بتونه بره
شانس میزنه و این پسر با یه دختری آشنا میشه که باهم ازدواج میکنن و دختره جیندا تیتاپی از آب درمیآد و مهریه اینا میذاره اجرا و کلا پسره رو بدبخت میکنه میذاره زمین که مهاجرت و بورسیه و اینا از یاد رضا میره
حالا سالها میگذره و داداشم آخرش اونو توی خیابون شهرستانمون میبینه که الان راننده تاکسی شده:))))
هربار ساماندهی رو نگاه میکنم میبینم یه نشر برای کتاب داستان کاهو اقدام کرده
چخبره مگههههه
یه اتفاقی به احتمال قراره بیوفته برام
رفیقم یه جوری ذوق کرده برام که دارم بیشتر از قبل عاشقش میشم🥹
چند روز پیش که توی گروه آذرباد عکس سپر گنجشکها و شهر سرخ رو گذاشتن
خواستم برم بخرمش که سایت نشر برام بالا نیومد
توی ایران کتاب هم نبودش
رفتم از آقای احمدی بپرسم که گفتن براتون میفرستم و پرسیدم هزینهشو چطور واریز کنم
گفتن مترجما سهمیهای دارن از کتابا
و اینطوری بودم که: تا ابد میتونم دور سر نشرتون بگردم😭😂
