fa
Feedback
تشعشع.

تشعشع.

رفتن به کانال در Telegram

نوشتن نوره، باهاش مسیرو روشن میکنم.

نمایش بیشتر
642
مشترکین
-324 ساعت
-67 روز
+230 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+18
در 2 کانال‌ها
اوت '26
+45
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+31
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+49
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+57
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+62
در 8 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+25
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+38
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+15
در 7 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+16
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+13
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+33
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+47
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+23
در 9 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+28
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+21
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+84
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+35
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+27
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+17
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+37
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+30
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+19
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+38
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+71
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+47
در 7 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+48
در 9 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+92
در 10 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+39
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+24
در 8 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+32
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+29
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+271
در 4 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
19 سپتامبر0
18 سپتامبر0
17 سپتامبر+1
16 سپتامبر0
15 سپتامبر0
14 سپتامبر0
13 سپتامبر+1
12 سپتامبر0
11 سپتامبر+1
10 سپتامبر+2
09 سپتامبر0
08 سپتامبر+1
07 سپتامبر+5
06 سپتامبر+3
05 سپتامبر0
04 سپتامبر+2
03 سپتامبر+1
02 سپتامبر+1
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
چای روی میزه، خونه کمی بوی وایتکس و شوینده گرفته‌. ماشین لباسشویی راجع به لباس‌هایی که به زور تو حلقش فرو کردم داره غرغر میکنه. و من، پاهام‌ رو روی هم انداختم و تو فضای مجازی ول می‌چرخم. دینگ! مامان عکس جدیدی از خودش داخل گروه خانوادگی ارسال کرده. عکس رو باز می‌کنم. لبخند بزرگی روی لبشه‌، لیوان چای رو با یه دستش گرفته و دست دیگش زیر چونشه‌. چین‌های گوشه چشمش اینبار عمیق‌تر و واضح‌ترن. به خاطر نوره، مگه نه؟ اینطور نیست که مادر قشنگ و مهربون من پیر شده باشه. نه. دستم رو روی صورتش میکشم، تصویر حرکت میکنه. دلم برای بوی مادرم تنگ شده. بچه که بودم، وقتی لباس‌های مامان رو تا می‌کردم همیشه بهش می‌گفتم مامان اینا بوی تو رو میده. بعد خودش با تعجب لباسا رو جلوی بینیش‌ می‌گرفت و می‌گفت واقعا؟ بوی بدیه؟ می‌گفتم نه. شبیه بوی یه عطر خاصه. واقعا هم بود. بدبو نبود، انگار یه عطر خاصی بود که آدم رو آروم می‌کرد. از اینکه خونه خیلی نزدیکه. همین جاهاست! اما الان اون عطر رو ندارم‌. خونه خیلی دوره. مادر وقتی می‌خنده گوشه چشمش چین عمیق میخوره، مثل قلب من. یکی از بزرگترین حسرت‌های زندگیم اینه که چرا خجالت می‌کشیدم از اینکه بغلش کنم؟ از اینکه ببوسمش؟ چرا زل نزدم توی چشماش و نگفتم دوسش دارم... ناخودآگاه پاهام رو از روی میز برمی‌دارم و صاف می‌شینم. چشمای مامان داخل تصویر روی من زوم شدن. گریه نمی‌کنم.

2
ده دقیقه توالت شستم، بابتش یک ساعت دوش گرفتم. غذا درست کردم و ظرف شستم، دو دست لباسم کامل کثیف و بدبو شد. امروز تصمیم داشتم استراحت کنم و در کنارش خونه رو هم مرتب کنم، کل صبحم صرف تمیز کردن و انجام دادن کارایی شد که اصلا به چشم نمیومد! مامان دورت بگردم تو همه این کارا رو تو خونه تنهایی انجام می‌دادی، درحالی‌که هیچ اسمی روش نبود.
169
3
تو همون «چای» بعد از تموم شدن تمیزکاری منی.
172
4
قبل‌ترها فکر می‌کردم مقوله دوست داشتن رو، کمیت وقت گذروندن کنار هم اثبات می‌کنه. دائما باهم در تماس بودن، همواره در دسترس همدیگه بودن، باهم بیرون رفتن، باهم تو خونه موندن. قبل‌ترها زندگی خیلی سخت بود چون ما بزرگسالیم‌ و باید بیرون از خونه کار کنیم. چون ما ساعت‌های زیادی رو دور از همدیگه می‌گذرونیم. چون من برای تمرکز بیشتر نمی‌تونم از تلفن همراه استفاده کنم. چون او شغلش ارتباطی با تلفن همراه نداره و در دسترس نیست. قبل‌ترها از هم دلخور می‌شدیم. «تو موقع کار من رو فراموش می‌کنی.» «تو کارت رو به من ترجیح میدی!» جدیدا اما فکر می‌کنم که هر مرحله از زندگی، سبک روابطش‌ فرق می‌کنه. وقتی بچه بودیم، سبک دوستی‌هامون با امروز خیلی فرق داشت. همدیگه رو زیاد می‌دیدیم؛ دائما در تماس بودیم. راجع به ریز و درشت زندگی باهم صحبت می‌کردیم اما الان؟ با بدبختی باید تقویم رو زیر و رو کنیم تا یک روز خالی مشترک برای دیدار کوتاه یک ساعته پیدا بشه. دوستی هنوز محکمه، هنوز قابل اتکاست، اما متناسب با مدل زندگی، تکامل پیدا کرده تا زنده بمونه. عشق هم همینطور. ما دیگه شبیه نوجوونیمون‌ نیستیم. ما نمی‌تونیم شبیه نوجوون‌ها به قرارهای عاشقانه برسیم. قبض‌های آخر ماه و پروژه‌های دانشگاهی روی هم تلنبار شده این فرصت رو به هیچکدوممون‌ نمیدن. جدیدا وقت‌هایی که میام چای بخورم آنلاین میشم، بهش پیام میدم. از خودم ویدئو مسیج‌ می‌گیرم یا ویدئو مسیج‌هاش رو می‌بینم. وسط کار ناگهان تلفن داخل جیبم‌ ویبره می‌ره، نگاه می‌کنم. «خسته نباشید در کنار یه قلب قرمزه.» لبخند میزنم. همین نشونه‌های کوچیک از به یاد هم بودن حتی وقت‌هایی که دوریم، تو بزرگسالی نجات‌‌دهندست‌. گرم نگه داشتن شام شب، وقتی زمان برگشتنمون‌ به خونه یکی نیست نشونه توجهه‌. گرفتن مرخصی‌های کوتاه ساعتی کمیاب و دست نیافتنی (!) برای وقت‌هایی که حال یکیمون‌ خوب نیست، شفا دهندست‌. و برای یه بزرگسال که داره تو فشار دریای مسئولیت و تنهایی و روزمرگی غرق میشه، همین که بدونه حتی تو سخت‌ترین مواقع هم کاملا خارج از محدوده توجه و دقت مهم‌ترین آدم‌های زندگیش نیست کافیه.
201
5
بعد می‌گید چرا پسرا کیدراما‌ دوست ندارن. دلیل:
36
6
بدترین دو روز زندگیم‌ بود. فکر کن جلوی چشمت هی داره بابت یه الدنگ همستر مانند ذوق میکنه.
39
7
چه‌خبر از کیدراما و پسرای لبخند همستری؟
41
8
والا؛ دیدم که میگم.
41
9
نکن مرد نگو وا مردا خوشگلن؟ یا للعجب
44
10
نه نیستم.
40
11
منظورت چیه مگه ایران نیستی🫠
43
12
من آوردمشون اما انگار برای اونن‌، چون رسما ازشون مراقبت میکنه.
44
13
https://t.me/its_drog/13247 میشه پت دخترخوشگله؟!🤓
41
14
۱۲:۲۷ بعد از ظهر
40
15
سلام سهیل. یه سوال رندوم. ساعت چنده اونجا الان؟
42
16
sticker.webp
59
17
تو همه‌ی گونه‌ها اصولا مردها از زن‌ها خوشگلترن‌.
58
18
رستم از زنش خوشگل‌تره
58
19
من نیستم اما رادا هست باهاشون بازی میکنه. تنها نیستن.
55
20
عذاب وجدان با موفقیت دریافت شد. ممنونم.
55