fa
Feedback
روانشناسِ روانپریـش🔥🌱

روانشناسِ روانپریـش🔥🌱

رفتن به کانال در Telegram

درکے عمیق، میان باورهایے سطحے ... من: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-4wEkXx3lrd

نمایش بیشتر
460
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
از لاس زدنای بدون هدف، روابط لانگی که هیچ‌وقت بهم نمی‌رسیم، چت کردنای الکی در جهت سرگرمی، وقت گذروندن و معاشرت کردن با کسی که نه واقعا دوستته نخ پارتنرته و نه همو گردن‌می‌گیرین، بیزارم. کلا بی هدفیو بلاتکلیفی تو هر زمینه ایی برام غیرقابل‌تحمله و از این‌که وقتمو صرف ادمای موقت نمی‌کنم، بسی خرسندم.

من به تو فکر می‌کنم. مثل مسافر به راه، مثل تاریکی به صبح، و مثل واژه به شعر، به تو فکر می‌کنم. مثل خسته به خواب، مثل تشنه به آب، مثل زندان به زندگی، به تو فکر می‌کنم. مثل برهنگی به لمس، مثل آسمون به ستاره، و ستاره به شب، من به تو فکر می‌کنم. مثل گشنه به غذا، کویر به بارون، مومن به خدا. به تو فکر می کنم؛ مثل آدم نسخ به سیگار، فقیر به پول و مادر به فرزند. فردا باز هم به تو فکر می کنم. مثل دریا به ادامه‌ی خودش و فرد سرطانی به باقی زندگیش. @crazy_psychologyst

چطور با ۱۷-۱۶ سال سن و این وضع قیمتا و این گیر پدرمادرا هم دوسپسر دارید، هم عکاسی میرید باش، هم تا پاسی از شب بیرونید، هم موهاتون رنگه، هم تتو دارید، هم پیرسینگ دارید، هم تنها شمال و جنوب میرید، هم خاک تو سر من؟ | نامربوط

جای اشتباه بودن، جای اشتباه موندن، کوچیک‌ت می‌کنه، سقف آرزوها و خواسته‌هات رو میاره قد سقف مستراح، یادت میره کی بودی، چی می‌خواستی. ‌🆔 @crazy_psychologyst

ثروت یعنی پیروزی و پیروزی تنها واقعیت موجود بود. ساندویچ ژامبون – چارلز بوکوفسکی

هیچ کس نمی‌خواهد بمیرد. حتی کسانی که می‌خواهند به بهشت بروند هم حاضر نیستند بمیرند. با این حال، مرگ مقصد مشترک همۀ ماست. هیچ کس تاکنون نتوانسته از چنگ آن فرار کند و باید هم این‌گونه باشد، چون مرگ به احتمال خیلی زیاد، بهترین ابداع زندگی بشر است. مرگ سفیر تغییر و تحول است. کهنگی را از میان می‌برد و تازگی را جایگزین می‌کند. هر دو در نهایت می‌میرند – آدام سیلورا

نمی شد به آدم ها اعتماد کرد. هر طور حساب می‌کردی باز آدم‌‌ها ارزش اعتماد کردن نداشتند. ساندویچ ژامبون – چارلز بوکوفسکی

نون زير كباب جوجه كباب اصن هر چي كباب واسه تو. اونور خنك بالشت برا تو. موقع خواب اون پتو گلبافت هاش مال تو. كابل موزيك تو ماشين برا تو دريا و پرياش برا تو. اسب و درشكش واسه تو. گاري و گردش واسه تو. همه بازي واسه تو شهر بازيش واسه تو. اصن خرسي ادامسش مال تو. شيك و موزيش برا من فقط بگو نميرم. همه پاپ كورن هايي كه خريديم برا تو. همه كرونا هايي كه گرفتيم واسه من، سرفه هاش و هر چي سفره خالي واسه من. همه كافه هاي تئاتر شهر واسه تو، كافه ها سيگارهاي دو نفرش برا تو، تئاتر هاي روي صحنش برا تو. همه دلتنگي هاش برا من. عطر اسپرسو واسه تو، نقش روي لَته براتو شكلات وسط كيك براوني برا تو، انتظارش واسه من. دلبر من كلا همه دار و ندارم برا تو ولي تو چي برا من؟ دلبر جان ميشه برگردي. -رضا.

یه جایی توی عصر یخبندان میگه امروز غمگین به نظر میای؛ و در جواب میگه من همیشه غمگینم، فقط گاهی انرژی کافی برای پنهان کردنش رو ندارم. ‏آدمیزاد همینه؛ گاهی دیگه انرژی نداره لبخند بزنه دوستان. @crazy_psychologyst

فکت: آدما به دو دلیل به کسی اعتماد نمی‌کنن... اینکه طرف رو اصلا نمی‌شناسن، یا اینکه طرف رو خیلی خوب می‌شناسن. @crazy_psychologyst

امید نور است و من تاریک‌ترین ساکن این جهان. ~ |ski post| • سینوزیت •

افراد درونگرا، خجالتی و منزوی ویژگی منحصر بفردی دارن! طبق مطالعات چون اونها وقت بیشتری رو صرف بررسی خودشون و دیگران میکنن، بهتر رفتار افراد رو حدس میزنن و میتونن یه روانشناس فوق‌العاده بشوند.

سلام ، فقط خواستم بگم خیلی بهت نیاز دارم . بهت نیاز دارم دقیقا مثل نیازی که یه بیمار سرطانی به پیوند مغز و استخوون داره ، بهت نیاز دارم دقیقا مثل نیازی که به بغل کردن آدمای مورد علاقم دارم ، بهت نیاز دارم دقیقا مثل نیازی که یه نوزاد به مادرش داره ، بهت نیاز دارم دقیقا مثل نیازی که به یه خواب راحت دارم ، بهت نیاز دارم دقیقا مثل نیازی که به یه نفس راحت کشیدن بعد از امتحانام دارم ، بهت نیاز دارم دقیقا مثل اون نیازی که این روزا به آزادی دارم ، بهت نیاز دارم دقیقا مثل اون نیازی که به مسافرت به رشت و دیدن دریا دارم ، ولی میدونی بیشتر از همه به چی نیاز دارم ؟ اینکه بگم فلانی همه ی اینا واسه تو بودا من بهت نیاز داشتم ولی تو نبودی ، خدافظ .

یه تیکه از یه فیلم رو توی اکسپلور دیدم توش گفت: «یجوری عوض شدی نسبت به من، ازم فاصله گرفتی و سردی. نمیدونم چیکار کردم اما از الان به بعد دیگه تنهات میزارم اگه این چیزیه که میخوای. این چیزیه که میخوای؟ میدونی چرا تنهات میذارم؟ چون به احساسات تو بیشتر از احساسات خودم اهمیت میدم». @crazy_psychologyst | -ر

نیاز دارم تو حاله بدم فقط تو کنارم باشی، تو حاله خوبم تو کنارم باشی، دلم میخواد تو همیشه پیشم باشی، کاش علم انقد پیشرفت کنه که از پشت این گوشی لعنتی بتونم حست کنم، بتونم بیارمت پیش خودم، من واقعا الان نیاز دارم کنارم بودی محکم بغلم میکردی و بهم دلگرمی میدادی.

هیچ‌کس‌ عالی شروع نکرده؛ هیچ قهرمان المپیکی، اولین مسابقه‌ش عالی نبوده. هیچ نویسنده‌ی مشهوری، اولین کتابش چاپ نشده. هیچ خواننده‌ی پرطرفداری اولین کنسرتش تو سالن‌های بزرگ نبوده. هیچ نقاش معروفی اولین تابلوهاش دیده نشده. هیچ کمدین معروفی اولین اجراهاش مجذوب کننده نبوده. موفقیت یعنی همین. هیچ‌کس عالی شروع نکرده ولی تا زمانی که قصه‌ش تموم نشده، ادامه داده. توام ادامه بده. @crazy_psychologyst

میدونستی که در طول جنگ جهانی دوم، یه سرباز روسی برای ملاقات با خانوادش مرخصی گرفت و به محض رسیدن به خونه، یه کامیون نظامی رو دید که ده ها جسد رو برای انتقال اونا به گور دسته جمعی بار می‌کرد، اون متوجه جسد همسرش شد، سرباز که نمی‌خواست همسرش در یک گور دسته جمعی دفن بشه، خواست اونو پس بگیره. تا اونو به درستی دفن کند، اما متوجه شد که اون هنوز به آرامی نفس می‌کشه، بنابراین اونو به بیمارستان برد و در آونجا تحت ‏مداوا قرار گرفت و جان دوباره گرفت. ‏-سالها بعد از این ماجرا، همسری که تقریباً زنده به گور شده بود باردار شد و پسری به نام "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور فعلی روسیه رو به دنیا اورد که می‌خواد جنگ جهانی سوم را شروع کنه!

تو واسم مثل یه مخدر میمونی. واسه‌ی همینه که همیشه بهت برمیگردم، مخصوصا وقتی روز خسته کننده‌ای داشتم و از آدم‌ها خسته‌م، میام پیشت تا بتونم واسه لحظاتی از این دنیا فرار کنم و توی آغوشت گم شم.

یه پسر تو ایران اگه پراید خریده، تو بدون اندازه یه بنز واسش تلاش کرده. اگه پس اندازش اندازش اندازه رهن یه خونه کوچیکه، تو بدون اندازه خرید یه پنت هاوس زحمت کشیده. تو این شرایط اقتصادی پسر ایرانی از نوجوونی و بدونِ احتیاج به سربازی، مرد شدنو بلد می‌شه و حس می‌کنم به اندازه کافی به مشکلاتشون توجه نمی‌شه. @crazy_psychologyst

از نوشته هایش بود که اورا شناختم. تنهایی اش در عین شلوغی اطرافش موج می زد. آرامی لحنش در عین غوغای درونش، هرچه جلوتر میرفتم بیشتر خودم را در او در می یابیدم. که او هم برای رفع این درد و غوغا از سرِ قلم و کلمات کمک می گرفت. درون دنیای آبی زندگی میکرد، به دور از هیاهوی آدمیان. و موجودات آبی که صدای او میشدند تا ناله اش را به گوش امواج برسانند. موجوداتی که بهتر بودند از آدمانی که درون دنیای تاریک به انکار حال او میپرداختند. https://t.me/UnknownfeelingsEraai دست‌نوشته‌های‌احساسات‌ناشناخته فرا🤍