Reading Psychoanalysis
رفتن به کانال در Telegram
کتابخانهی روانکاوی عارف حسننژاد روانشناس بالینی رواندرمانگر روانکاوی @Aref_Hasannejad_psy +989391092008
نمایش بیشتر1 569
مشترکین
+124 ساعت
+127 روز
+7230 روز
آرشیو پست ها
درسگفتارهای روانکاوی
جلسه اول
نارسیسیسیزم و روابط عاشقانه
مدرس: عارف حسننژاد
روانشناس بالینی
رواندرمانگر روانکاوی
یکشنبه ۳ خرداد
ساعت ۱۷ تا ۱۹
برگزاری به صورت حضوری در شیراز
هماهنگی و ثبت نام
۰۹۱۷۰۵۸۶۱۴۸ امیر طیبی
با توجه به پایدار شدن اینترنت در حال حاضر امکان انجام رواندرمانی برای ایرانیان خارج از کشور فراهم شده.
جهت گرفتن نوبت به ID زیر پیام بدید
@Aref_Hasannejad_psy
09391092008
https://chat.whatsapp.com/E9jcNknNARiIamppmPnljB
برای دوستانی که بله ندارند گروه واتساپ ساختم
به زودی قصد دارم یک دوره فرویدخوانی برگزار کنم و هدفم تمرکز بر آثار فروید از دیدگاه نظریه روابط با ابژه میباشد.
لینک گروه اطلاع رسانی
http://ble.ir/join/GtogFgVG25
And why are you so firmly, so triumphantly, convinced that only the normal and the positive — in other words, only what is conducive to welfare — is for the advantage of man? Is not reason in error as regards advantage? Does not man, perhaps, love something besides well-being? Perhaps he is just as fond of suffering? Perhaps suffering is just as great a benefit to him as well-being? Man is sometimes extraordinarily, passionately, in love with suffering, and that is a fact. There is no need to appeal to universal history to prove that; only ask yourself, if you are a man and have lived at all. As far as my personal opinion is concerned, to care only for well-being seems to me positively ill-bred. Whether it’s good or bad, it is sometimes very pleasant, too, to smash things. I hold no brief for suffering nor for well-being either. I am standing for . . . my caprice, and for its being guaranteed to me when necessary. Suffering would be out of place in vaudevilles, for instance; I know that. In the “Palace of Crystal” it is unthinkable; suffering means doubt, negation, and what would be the good of a “palace of crystal” if there could be any doubt about it? And yet I think man will never renounce real suffering, that is, destruction and chaos. Why, suffering is the sole origin of consciousness. Though I did lay it down at the beginning that consciousness is the greatest misfortune for man, yet I know man prizes it and would not give it up for any satisfaction. Consciousness, for instance, is infinitely superior to twice two makes four. Once you have mathematical certainty there is nothing left to do or to understand. There will be nothing left but to bottle up your five senses and plunge into contemplation. While if you stick to consciousness, even though the same result is attained, you can at least flog yourself at times, and that will, at any rate, liven you up. Reactionary as it is, corporal punishment is better than nothing.
Notes From Underground
Part V
Dostoevsky
ماکیاوللی زمانی آماج بدگمانی و بیمهری دربار قرار گرفت، فلورانس را ترک کرد، و در خانهی روستاییاش اقامت گزید. در آن دوران، نامههایی خطاب به دوستاش فرانچسکو وِتّوری نوشت، که یکی از آنها از همه معروفتر شد. در این نامه، به تاریخ دهم دسامبر ۱۵۱۳ میلادی، ماکیاوللی شرحی از زندگی روزانه خود مینویسد، و اینکه چگونه با شکارهای بیهدف به طرز غمگنانهای وقتکشی میکند:
«با برآمدنِ آفتاب از خواب برمیخیزم، و به بیشهای میروم که کارگرانام در آن به هَرَس درختان مشغولاند. دو ساعتی در آنجا درنگ میکنم و به رسیدگی کارهای روز پیش میپردازم، و با هیزمشکنان که دائم در حال شوخی با یکدیگرند، وقت میگذرانم. دربارهی این بیشه و رفتار فروزینو دا پانتسانو و دیگران که میخواستند از من چوب بخرند، هزار داستان شنیدنی دارم. مثلا فروزینو کساناش را فرستاد که چند ارّابه هیزم بردند، و موقع پرداخت قیمت میخواست ده لیره را که ادّعا میکرد چهار سال پیش، در خانهی آنتونیو گوئیتجاردینی، در پای نرد به او باختهام، کسر کند. داد و فریاد هولناکی به راه انداختم، و میخواستم از ارابهراناش به اتهام دزدی شکایت کنم، تا اینکه جُوانّی ماکیاوللی پای در میان نهاد و ما را با هم آشتی داد.
وقتی که باد شمال وزیدن آغاز کرد، باتیستا گوئیتجاردینی، و فیلیپو جینوری، و تومازو دلبنه، و چند تن دیگر از مردم شهر، هر یک میخواست باری هیزم بخرد. به همه وعده دادم و یک بار ارابه برای تومازو فرستادم که تنها نصفاش به فلورانس رسید، چون همسر و خادمه و کودکاناش برای بار کردن چوب آمده بودند، و چنان هرج و مرجی به راه انداختند که گویی گابوروی قصاب روز پنجشنبه با شاگرداناش گاو میکشد.
چون دیدم از این راه درآمدی حاصل نمیشود، به دیگران گفتم که دیگر چوب ندارم. از این سخن همه ناراحت شدند، مخصوصاً پاتیستا که آن را فاجعهای ملی تلقی کرد.
از بیشهام به چشمهای میروم و سپس به دستههای پرندگانام سرمیکشم، و آنگاه کتاب دانته یا پترارکا یا یکی از شعرای کوچکتر مانند تیبول یا اووید یا دیگری را که در جیب دارم به دست میگیرم، و سرگذشتهای عاشقانهی، گاه تلخ گاه شیرین، ایشان را میخوانم و به یاد سرگذشتهای خود میافتم، و مدتی با این کار وقت میگذرانم.
پس از آن به جادهی عمومی بازمیگردم و وارد میخانهای میشوم و با رهگذران گفتوگویی میکنم و خبرهای تازهی سکونتگاهشان را میشنوم و میآموزم که عقاید و تصورات آدمیان چگونه با هم اختلاف دارند. بدین سان، وقت غذا میرسد و در میان خانوادهام حاصل مختصری را که از مزرعهی کوچک و ارثیهی ناچیز پدری به دست میآید، صرف میکنم. پس از صرف غذا به میخانه بازمیگردم و در آنجا به طور معمول با صاحب میخانه و قصاب و آسیابان و دو آجرپز به بازی نرد مینشینم. بازی به نزاع و هیاهو و حتی اهانتهای بیپایان میانجامد، و حتی وقتی هم که موضوع دعوا یک کواترینو بیش نیست صدای نعرهها و فریادهایمان تا شهرک سان کاسیانو میرسد. پس از تنزّل بدین پایه از سستی سر از خاک برمیدارم، و از رذالت سرنوشتام شکوه میکنم، و در برابر لگدهایی که از آن میخورم سر تسلیم فرود میآوم، تا ببینم آیا سرانجام به شرم میافتد یا نه.
شامگاه به خانه برمیگردم، و وارد اتاق کارم میشوم. در آستانهی اتاق، رختهای گردآلود روزانه را میکَنَم و جامهای شاهانه به تن میپوشم و، با این پوشاک فاخر، گام در محضر بزرگمردان روزگاران باستان مینهم. با گشادهرویی مرا میپذیرند. در آنجا از یگانهمائدهای که سزاوار من است و برای آن زاییده شدهام، بهره میبرم، و مُجازم که بیهیچ پردهپوشی و پروایی با حاضران سخن بگویم و از سبب اعمال ایشان بپرسم، و آنان نیز به شیوهای انسانی پاسخ میدهند. چهار ساعت چنان خود را با ایشان محرم احساس میکنم که از مصاحبتشان خسته نمیشوم و همهی غمها را از یاد میبرم. نه از تنگدستی میترسم و نه از مرگ بیمی به خود راه میدهم. از آنجا که دانته گفته است که اگر آدمی آنچه را میاندیشد پاس ندارد، دانش پدید نمیآید، چکیدهی همهی مطالبی را که طی گفتوگو با آن بزرگان آموختهام به روی کاغذ آورده و کتابی کوچک با عنوان “دربارهی شهریاریها” تصنیف کردهام.»
«دربارهی شهریاریها» همان کتابی است که ماکیاوللی، در نهایت، آن را «شهریار» نامید.
ترجمهی نامه، با مختصر دستکاری، از کتاب زیر:
نیکولو ماکیاوللی، گفتارها، ترجمهی محمد حسن لطفی، تهران، خوارزمی، ۱۳۷۷، صص. ۲۶-۲۷
درود
وقت بخیر
من و تعدادی از دوستانم قصد داریم تا یکسری ایونتهای حضوری در شیراز با محوریت ادبیات ، جامعهشناسی و #روانکاوی برگذار کنیم.
اگر علاقمند هستید در ایونتها شرکت کنید به گروه ما در بله بپیوندید :
لینک گروه «ایونتهای علوم انسانی»
ble.ir/join/GtogFgVG25
درود
با توجه به مشکلات پیشآمده برخلاف میلم مجبور هستم فعلا موقتا فعالیت کانال تلگرام و پیج اینستاگرام را به پیامرسان داخلی «بله» منتقل کنم.
همچنین یک پلتفرم صوتی امن برای حفظ رازداری بیماران پیدا کردهام تا بتوان امکان تداعی واقعا آزادانه در فضای رواندرمانی را برایتان فراهم کنم. برای گرفتن نوبت رواندرمانی آنلاین در «بله» به من پیام بدید.
عارف حسننژاد
۱۴۰۵/۲/۱۰
کانال «Reading Psychoanalysis» در بله
https://ble.ir/Reading_Psychoanalysis
عارف حسننژاد
رواندرمانگر روانکاوی
روانشناس بالینی
درمانگر کودک، نوجوان، بزرگسال
گرفتن نوبت:
@Aref_Hasannejad_psy
09391092008
------------------------
@TFP_Therapy
@Reading_Psychoanalysis
در حال حاضر یک نوبت خالی برای رواندرمانی بزرگسال دارم.
گرفتن نوبت
@Aref_Hasannejad_psy
عارف حسننژاد
رواندرمانگر روانکاوی
روانشناس بالینی
درمانگر کودک، نوجوان، بزرگسال
گرفتن نوبت:
@Aref_Hasannejad_psy
09391092008
------------------------
@TFP_Therapy
@Reading_Psychoanalysis
ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِ نمک
حق نگه دار که من میروم، الله مَعَک
تویی آن گوهرِ پاکیزه که در عالمِ قدس
ذکرِ خیرِ تو بُوَد حاصلِ تسبیحِ مَلَک
در خلوصِ مَنَت ار هست شکی، تجربه کن
کس عیارِ زرِ خالص نشناسد چو محَک
گفته بودی که شَوَم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یَک
بگشا پستهٔ خندان و شِکَر ریزی کن
خلق را از دهنِ خویش مَیَنداز به شک
چرخ برهم زنم ار غیرِ مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشَم از چرخِ فلک
چون بَرِ حافظِ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بَرِ او یک دو قدم دور تَرَک
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
