سپیـدار
رفتن به کانال در Telegram
-نویسنده و شیفتهی کتابها- سپیده پورحنیفهی جامعه، سینپی قصهها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh
نمایش بیشتر295
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
295
یه سری لوازم سفارش داده بودم، وقتی به دستم رسید انقدر جعبه کوچیک بود که موقع باز کردنش فیلم گرفتم، چون احتمال میدادم کم گذاشته باشن وسیلههارو :) وقتی باز کردم دیدم نه درسته، ولی تا یک ساعت باورم نمیشد این حجم این قیمت؟ واقعا به کجا داریم میریم؟
به قول بچهها بزرگسالی اذیت کنندست.
295
یه لحظههایی هست قبل از ویس دادن به هنرجوها، که حالم خیلی خوب نیست و میخوام فرار کنم از بار مسئولیتی که دارم و یا حتی بدون دلیل کارم رو عقب بندازم، اما شروع میکنم و اولین ویس رو میگیرم. و به محض گفتن اولین کلمات سراسر غرق آرامش میشم و دیگه نمیشه جلوی ویسهای من رو گرفت! صحبت کردن درمورد نویسندگی چه در قالب نقد، چه تحسین، چه نکته و آموزش و... حالم رو خوب میکنه!
295
عمیقا به یک چیزی تو زندگیم باور دارم، یا بهتره بگم باور پیدا کردم!
اونم اینکه، مسیر موفقیت و زندگی هر آدمی متفاوته و هیچوقتِ هیچوقت نمیشه مقایسه کرد.
من این جمله رو با گوشت و پوست و استخون درک کردم. اونی که یه زمان همه حسرت میخوردن جاش باشن، چندماه پیش فوت کرد، اونی که هیچکس فکر نمیکرد موفق بشه تو یک شب راهی رو که بقیه تو ماهها و سالها ساخته بودن، طی کرد و زد جلو! اونی که خیلی زود عاشق شد و زندگی تشکیل کرد، چندسال بعد جدا شد، اونی که سالها تنها بود، درگیر عشقی شد که همه آرزوش رو داشتن! و هزارتا مثال دیگه که فقط توی چندماه اخیر به چشم دیدم. و خب این یعنی هرکی زود به چیزی رسید منتظر خراب شدن و نابودیش باشه؟ یا هرکی نرسید دست بکشه و یه گوشه بشینه تا نوبتش بشه؟ قطعا نه! فقط باید مسیر زندگی رو طوری که فکر میکنی درسته طی کنی و تلاش کنی تا بالاخره به چیزهایی که باید، برسی و لذتش رو ببری...
و من یاد گرفتم دیگه خودم رو با هیچکس مقایسه نکنم، حتی اگه یه لحظههایی کم آوردم به این فکر کنم که عمر من، موقعیتهای خوب من، شرایط و اتفاقاتهای زندگی من، قابل مقایسه با هیچکس نیست! چون سرنوشت و مسیر زندگی هرآدمی، مثل اثرانگشتش تکرار نشدنیه!
295
و کتاب خوندن (ترجیحا فانتزی) آخر شب با یک لیوان چای، اون هم در حالت لمیده! توصیه من به شما برای شبهایی که میخواهید ریلکس کنید.
295
چهطوری به کتاب خوندن عادت کنیم؟
مدت زمان یا تعداد صفحه مشخص برای خودتون بذارید، مخصوصا برای شروع. و حتما توقعات عجیب و بیجا رو کنار بذارید.
مثلا برنامه بذارید که روزی پنج دقیقه یا پنج صفحه کتاب بخونید، اگر بیشتر خوندید؟ که خب بهتر. اما سعی کنید کمتر از اون حدی که تعیین کردید نشه، مگر در شرایط و حالات استثنایی🌝🫴
و اینجوری کم کم تایم و صفحات مطالعه شما افزایش پیدا میکنه و مثل من از کار و زندگی و خواب میفتید😂
295
دوتا تجربه برای موازیخوانی:
۱- دوتا کتاب از یک ژانر رو موازیخوانی نکنید.
۲- تایم مشخص به هرکتاب اختصاص بدید که متناسب با اون کتاب باشه، مثلا کتابانگیزشی و امیدبخش رو تو تایم مطالعاتی صبح بخونید، کتابای فانتزی رو شب، حالا بسته به ژانرهایی که میخونید و شخصیت خودتون این رو انتخاب کنید. اینطوری دیگه در به در نیستید تو هر پارت کتابخونی که حالا کدومو بخونم کدومو نخونم.
295
هرچقدر تمیز کردن کتاب و کتابخونه رو دوست دارم، به همون میزان از تمیز کردن کشوی لباسها متنفرم و حالا ریختم بیرون و نمیدونم چهجوری جمعشون کنم.
295
+1
چوب جادویی هنوز نساختم ولی جاشمعی قابل قبولی ساختم :") برای بار اول بهنظرم خیلی خوب شده و دیگه میتونم تولید انبوه رو شروع کنم🌝😂
یه دست سمباده لازم داشتا ولی خب...
295
میگن اگه میخوای آدمهای دورت رو بشناسی یه مدت تو پیش قدم ارتباط باهاشون نشو، یا زمانهایی که مثل همیشه برای درخواستی سراغت رو میگیرن، یکی دوباری بهشون نه بگو.
و درنهایت نتیجه رو ببین و غربال کن🤌
295
از آدمهای بیتربیت و طلبکار به قدری خوشم نمیاد که چندین برابر هم هزینه بدن برای کار و...، باهاشون همکاری نمیکنم🤲
295
شبهایی که یه چای میریزم برای خودم، با نور ریسه تا صبح کتاب میخونم، خیلی جادویی و لذت بخشن.
