fa
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

رفتن به کانال در Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

نمایش بیشتر
295
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
این غریب بودنش، طعم یه استرس خوشایند رو زیر زبونم میاره. یه دلهره زیبا.

یه حس و حال غریبی رو دارم تجربه می‌کنم که نمی‌تونم به کلمه بدلش کنم، حتی نمی‌‌تونم مفهوم نزدیک بهش رو پیدا کنم برای ابراز احساساتم. خیلی حس و حالم غریبه برام.

کومان استوریم رو اد استوری کرده و دیگه من یک آدم معمولی نیستم.

عدالت دنیا:
عدالت دنیا:

هروقت هرکی اذیتم می‌کنه، تو پی‌وی آیدا: چی بگم؟

Repost from N/a
من همیشه اون دوستِ حاضر جوابی هستم که توی دعواها بهتون کمک می‌کنم مودبانه و ادبی، به طرف مقابل حمله کنید:)

سیگار کشیدن سرکلاس امضای کار آقای دولت آبادیه‌.

هربار صحبت‌های سروش صحت رو می‌شنوم، حس نوشتن میاد تو قلبم. چقدر عزیزن، چقدر دلم می‌خواد تو تک تک کلاس‌هاشون باشم، نه به خاطر نکات، به خاطر حس و فاز نوشتنی که ازشون می‌گیرم.

ولی واقعا چخوف رو دوست دارم، در باب نویسندگی توصیه‌‌‌های بسیار ارزشمندی داره که خیلی به دلم می‌شینه، باید بیشتر ازش بخونم.

photo content

جای دوست داشتنی و عزیزی بود. ازشون پرسیدم می‌تونم بیام اینجا بمونم؟ گفتن بله خانم پورحنیفه، اینجا متعلق به شماست😂
جای دوست داشتنی و عزیزی بود. ازشون پرسیدم می‌تونم بیام اینجا بمونم؟ گفتن بله خانم پورحنیفه، اینجا متعلق به شماست😂

بعد از برگشتن باید بگم از لحاظ روحی خوشحالم و از لحاظ مالی بیچاره‌.

کاپ طلایی بهترین اتفاق ماه رو می‌دم به باز شدن کافه‌کتابی که دو قدم با خونمون فاصله داره و این یعنی سپیده پاتوق جدید خواهد داشت.

نمی‌دونم چه‌طور بگم اما من همون آدم دو روز پیش نیستم. بدون اغراق، این دو روز بسیار زیاد برای من متعالی بودن و نتیجه این تعالی رو تو تمام جنبه‌های کاری و زندگیم حس می‌کنم.

حالا نوبت استادی هست که قراره درمورد شعر‌ها برامون بگه🌠

خیلی وقت بود که این حس دلنشین رو از نشستن پای کلاس‌های نویسندگی نگرفته بودم و حالا یک آرامش و حس خوش عجیب و غریب دارم.

عطیه‌ عطارزاده صاف نشست وسط قلبم، شاید همه‌ی هنرجوها باهاش ارتباط نگیرن، اما در جایی که من هستم، حرفاش قلبم رو خنک کرد و یک چیزهای خیلی مهمی رو برام یادآوری کرد.

دلم می‌خواد پاییز خودم رو توی آموزش دیدن غرق کنم.

بحث موقعیت طنز شد، یادم افتاد چند روز پیش یک کارگاه طنز‌نویسی دیدم، رفتم ثبت نام کنم گفت ۳.۵ ~ ۴ میلیون تومن، همون رو آروم آروم اومدم بیرون. حقیقتا برای یک استاد ناشناخته‌ زیادی زیاد بود.