fa
Feedback
📚 کافه رمان 📚

📚 کافه رمان 📚

کانال بسته

♡درخواست رمان های،ناب، عاشقانه، تخیلی، بی‌دی‌اس‌ام♡ چنل درخواستی فیلم و آهنگ https://t.me/CaffeFiilm https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1152350-elMdMhm

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام 📚 کافه رمان 📚

کانال 📚 کافه رمان 📚 در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 712 مشترک است و جایگاه 3 578 را در دسته کتب و رتبه 29 691 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 712 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 30 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 69 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -21 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 1.28% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 1.57% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 137 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 168 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 1 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند سوراخ, ک.یر, تکون, ناله, ک.ص تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
♡درخواست رمان های،ناب، عاشقانه، تخیلی، بی‌دی‌اس‌ام♡ چنل درخواستی فیلم و آهنگ https://t.me/CaffeFiilm https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1152350-elMdMhm

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 31 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

10 712
مشترکین
-2124 ساعت
-1717 روز
+6930 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
ستی #دختر_فراری که واسه مدل شدن به تهران میاد و از روز اول #برده‌ی_جنسی رئیسش می‌شه وقتی میفهمه رئیسش می‌خواد اون رو به کسی دیگه بده از دستش فرار می‌کنه و به مردی بر می‌خورده که #خشن تر از رئیسش هر شب به #گاش می‌ده🔞🍓💦
https://t.me/+SN3t8x80xTtlZDE0
https://t.me/+SN3t8x80xTtlZDE0
https://t.me/+SN3t8x80xTtlZDE0

Repost from N/a
برده‌اش ازش نافرمانی می‌کنه اونم جلوی مهمون‌هاش می‌کنتش😭😱💦
- ترو خدا هاکان لطفا... - التماس کردن هیچ فایده‌ی نداره، بهت گفته بودم کوچیکترین سرپیچی عواقب بدی داره! ترسیده نگاه‌م رو به جمعیت داخل سالن دادم. - ترو خدا بگو که نمی‌خوای جلوی اینا منو بکنی! دست‌هام رو به به میله‌ی وسط سالن بست باسنم رو به سمت خودش قمبل کرد. - تا حالا شده حرفی بزنم و عملیش نکنم؟ نذاشت اعتراض کنم با ضرب خشونت باری تا ته خودش رو داخلم کوبید‌. مردهایی که کی*.*ر به دست تو سالن نشسته بودن ازش می‌خواستن مثل سگ جنون وار بکنتم😢🔞
https://t.me/+WocNIeoQQ09mZTc0
https://t.me/+WocNIeoQQ09mZTc0

Repost from N/a
- ببین دختر کوچولومون چطور خوابه الی😋🍓 با حس دستی رو  کــ*ص صورتیم تکونی خوردم. - وقتشه با فرو رفتن کلــفتت تو سوراخ گلبهـیش بیدارش کنیم🤤🔥 با حس قرار گرفتن چیز کلفـتی رو واژنم و ریخته شدن مایع سرد و لجزی چشمام باز شد. - آییییی، چیکار میکنید؟ نامادریم سیـ*نه هاشو تو دهنم چپوند و چــ.وچولم و مالید. - با داریوش اومدیم یه حالی به کــ*ص کوچولوت بدیم جوجه🫦🔞 داریوش پاهام و تو شکمم جمع کرد و تو یه حرکت تا تــه کــ*یر داغشو تو بهـــ.شتم کوبید. - سینه هاتو درار الی🤤 بیا تــخمای من و لیـس بزن💦😈 الی بیخیالم شد و سرعت تلمــبه های داریوش تو کــ*صم بیشتر شد. با حس ارضــ.ا شدن جیغی زدم که ازم بیرون کشید و خودشو بالا کشید. - جفتتون بخـوریدش😋🥵👅 https://t.me/+jrz8IDuMu4BkMTY0 بوسه تو خونه‌ی نامادری و ناپدریشه و جفتشون هر شب کــ*ص و کــ*ون بوسه رو گشاد میکنن🔞🫦 ۸ صبح پاک شه 🌞

Repost from N/a
گی#متفاوت#🔞🏳️‍🌈 تلفن زنگ خورد برداشتمش 《هرکس برای فرد مورد نظرش یه نامه مینویسه و میزاره توی صندوق اینجا قرار بود عشقمون رو پیدا کنیم اینجا خانه عشق بود تند تند برای آوات نامه رو نوشتم و توی صندوق گذاشتم امیدوار بودم اونم برای من بنویسه اما نگاهش به مهبد اینو نمی‌گفت توی این ویلا همه برای پیدا کردن عشقشون اومده بودن و منم توی اولین نگاه عاشق آوات شده بودم ولی حس میکنم اون از مهبد خوشش اومده🥺💔 🏳️‍🌈🔞🏳️‍🌈🔞🏳️‍🌈🔞🏳️‍🌈🔞🏳️‍🌈🔞🏳️‍🌈 https://t.me/+HQUXLTGzN7U2MmI0 ۸ صبح پاک شه 🌞

بالاخره کراش ده ساله‌ش رو یه جا گیر میاره تا رو کیـ*رش سواری کنه🤤🔞 بی طاقت خودم رو به کیـ*رش فشار دادم و #کلاهکش که داخل رفت آه بلندی کشیدم، دستامو روی شونه‌هاش گذاشتم و محکم‌تر خودم رو بالا پایین کردم جوری که کیـ*رش تا ته داخل #سوراخم شد و جیغم به هوا رفت🔥🫢 🚫👀🚫👀 https://t.me/+R1v8131-cOVhZGE8 https://t.me/+R1v8131-cOVhZGE8

Repost from N/a
#فایوسام #گی #ورس عرفان پسر فوق مذهبی که درگیر عشق یه طرفه‌ی پسر محله‌شون میشه❤️‍🔥 ابوالفض برای قبول کردن عشقش مجبورش میکنه با دوتا از رفیقاش تریسام بره😰 عرفان برای به دست اوردن ابوالفض تن به حراج شدن تنش زیر دو نفر میده💦💯 https://t.me/+ozewXxA971Y2MWM0 https://t.me/+ozewXxA971Y2MWM0 ۱۲ شب پاک شه 🌞

بیاید دیگه حوصلم سر رفته تنهایی :))

سارا درخواست بازی حکم با شما را دارد!

توی کلیسا وقتی که داره به پدر روحانی اعتراف می‌کنه، با صدای هات پدر اعتراف رو به صحنه‌ی سکس تبدیل میکنه🤤🍆
⛪💦⛪️💦⛪️💦⛪️ Link پاهام رو دور گردن پدر حلقه کردم و اون رو بیشتر به خودم نزدیک کردم، به طوری که دیگه صورتش کلا از بین پاهام مشخص نبود. با مک محکمی که به سوراخم زد انگار که جونم رو بیرون کشیدن و کل بدنم روی ویبره رفت. مک بعدی رو که زد سوراخم صدای حبابی شکلی داد و آب منیم‌ روون شد و پدر با پوزخند از جاش بلند شد و دیــ🍆ـــک کلفتش رو وارد حفره‌ی نبض‌دار و خیسم فرو کرد و... https://t.me/+R1v8131-cOVhZGE8 https://t.me/+R1v8131-cOVhZGE8

Repost from N/a
چهار رفیق فاب که سک پارتنر همن و یکیشون مخ پسر حاج ناصر محل و میزنه و...😉🙈 چهارتایی بالا سرم در حالیکه #کی.رشونو #می‌مالیدن ایستاده بودن‌.رو تخت پیچ و تاب میخوردم و برای #گا..ییده شدن زیر چهار تا #کلفت به التماس افتاده بودم🥵🔥 سهیل پاهامو بالا داد و خشک #سورا.خ تنگم و با #کی.رش پر کرد⭕️🍆 ابوالفض همراهیش کرد و دوتایی داشتن #خشن میکردنم.ناله‌هام اتاق و پر کرده بود😰💢 _ باور کنم پسر حاج ناصر برای کی.ر ما داره التماس میکنه؟😏 https://t.me/+ozewXxA971Y2MWM0 با عشوه #باسنم و تکون دادم دادم: ارهه...لطفا منو #بکنین💦🍓 https://t.me/+ozewXxA971Y2MWM0 ۱۱ شب پاک شه 🌞

_اهههه اییییییی آلفاااام تند تررررر🔞💦 پاهامو دور گردنش حلقه کردم و چنگی به موهاش انداختم ماهرانه انگار که یه #آبنبات‌کوچولو دهنشه تندتند دیکمو‌ میک میزد وقتی احساس کردم دارم ارضاء میشم سرشو عقب کشیدم و با شدت روی صورتش ارضا شدم! _از قیافه‌ی الانم خوشت میاد کوچولو؟! الان بچه‌هات روی صورتمن و یکمش روی لبهام. آبت مثل خودت شیرینه🫦🍒 با شنیدن حرفهاش خجالت زده نگاهمو ازش دزدیدم که یهو سرشو دوباره برد بین #پاهام ولی اینبار..... https://t.me/+tuDO4bQvTtU0ZDc0 https://t.me/+tuDO4bQvTtU0ZDc0 آلفای سلطنتی‌ای که امگا کوچولوش قهر کرده و برای بدست آوردن دلش برای د*یک کوچولوش سا*ک میزنه👅🍆

Repost from N/a
_جووون بیشتر پسـ*ـتوناتو بالا پایین کن کـ*ـیرم عاشق پـ*ـستونای گنده‌ته🔞💦🍒 روغن بچه رو روی پسـ*ـتونامو ریختم و با عشوه نوکشونو لای انگشتم گذاشتم ومحکم کشیدم. کـ*ـونمو رو کـ*ـیرش بالا پایین کردم. _اوووم پـ*ـستونامو چقدر دوست داری؟ اونقدری دوست داری که کـ*ـیرتو بندازی لاشون؟🫦💦🔞 حشری کـ*ـیرشو از کـ*ـونم بیرون کشیدم و لای ممـ*ـه‌هام خفه‌ش کردم که تلمبه عمیقی لای پسـ*ـتونام زد و کـ*ـیر درازش از لای مـ*ـمه هام پرید بیرون و رفت تو دهنم و اونم تند تند... https://t.me/+V4kcv3Ovmac2NjU0 https://t.me/+V4kcv3Ovmac2NjU0

Repost from N/a
رمان هات یکی نه چهارتا( پارتVIP)🔞💦
_هنوز شب درازه و قلندر بیدار بیبی.😏 قلندر تو این لحظه هیولای بین پاهاش بود که داشت شلوار خودش و رون امیرحافظ و سوار.خ می‌کرد.💦⭕️ زبون‌شو رو لبای خشکش کشید. چشم‌های خیسش و به مردی داد که مشتاق حل شدن تو وجود داغش بود. بزور لباشو تر کرد. دست‌شو بلند کرد رو صورت سهیل گذاشت. حالا که هر کدوم به شیوه‌ی مست شده بودن، پس حیا و شرم بی‌معنی بود تو راه رسیدن به وصال دو تنِ تشنه. _ چطوره از بوسیدنم شروع کنی... تشنه‌ی چشیدن لباتم...🫦 سهیل بیشتر از این مجال نداد برای شیرین زبونیش.لب رو لبای صورتیش کوبید جوری مک میزد که با هر بار مکش جون امیرحافظ در می‌اومد.🥵🔥 https://t.me/+ozewXxA971Y2MWM0 https://t.me/+ozewXxA971Y2MWM0 ۹ شب پاک شه 🌞

Repost from N/a
#آلفا🍆 #امگا💦 #دزدیدن😱 الکس فقط برای یه مأموریت ساده رفته بود، اما آلفاها یه کهکشان دیگه دزدیدش و کشوندش تو قفس مالکیت سار💔 حالا سو🔞اخ انسانیش که مثل امگاها خیس نمی‌شه🩸، زیر دست‌های داغ و ال🔞ت کلفت سار مجبوره با مایع خود آلفا خیس و باز بشه 🍆🍑💦  سار با نگاه دیوونه‌وارش قسم خورده صاحبش باشه و الکس کم‌کم داره تو اون اسارت داغ و اجباری غرق می‌شه 🔥🔞  اگه بهت بگم فایلش کامل شده چی میگی؟ سرچ کن TheAliensKidnappedOmega# https://t.me/+AERJ89u1vh8xOGQ8 https://t.me/+AERJ89u1vh8xOGQ8 ۶ پاک شه 🌞

_پس شایعات‌ حقیقت داشت! سوراخ امگاهای‌‌ حامله تنگ تر و داغ تر درست مثل مال تو کوچولو🍑🍒 از عمد برای اینکه بیشتر درد بکشه بلندش کردم تا روی پاهاش بایسته‌ و بعد دستاشو گرفتم یک ضرب ک‌یرمو #کوبیدم توی #سوراخش ضربه های محکمی توش میکوبیدم اسپنک‌ محکمی روی باسنش کوبیدم و دم گوشش پچ زدم _لعنتی شل کن با اینکه کامل نکردم توت، حفره‌داغت داره ک‌یرمو از وسط نصف میکنه خودم باید گشادت کنم هرزه‌کوچولو😈🔥 چند ضربه عمیق دیگه توی سوراخش کوبیدم که با جاری شدند قطره #خونی ازش پوزخندی زدم و لب زدم _مثل اینکه بچه حروم‌زاده‌ت سقط شد کوچولو♨️ جوابی ازش‌نگرفتم دیدم یهو پاهاش سست شد و...... https://t.me/+tuDO4bQvTtU0ZDc0 https://t.me/+tuDO4bQvTtU0ZDc0 آلفاش فکر میکنه امگاش از آلفا‌ی دشمن باردار شده و بچه‌اش نامشروعه! میخواد با تجاوز کردن به امگا کوچولوش بچه‌رو سقط کنه😱🔞

اهورا روی تخت خواب بود و من بی‌تاب! پس بی‌توجه به اینکه خسته‌س‌ روی تخت خم شدم و #دیکش رو از روی شو*رت لیسیدم، اونقد ادامه دادم که هم خودش بیدار شد هم شو*مبول‌ فوق کلفتش و آماده شدن برای گاییدن‌ من🍑💦 https://t.me/+TqQ07g6MyiUxNjI0 https://t.me/+TqQ07g6MyiUxNjI0

Repost from N/a
امریک جولیان رو محکم هل داد رو تخت و اومد بالا سرش.💦 نگاهش دیوونه‌وار بود. دیک سفت و رگ‌دار جولیان رو دید و روغن ریخت روش 🍆💦 آروم کشید بالا پایین تا خیس و براق بشه، بعد سوراخش رو گذاشت روی نوک دیک و نشست پایین 🍑⛓‍💥🩸 ـ آه… چقدر کلفته… داره پاره‌م می‌کنه… 🥵 دیک اینچ به اینچ فرو رفت تو سوراخ تنگ و داغش تا کامل پرش کرد 🍆🍑 امریک شروع کرد بالا پایین شدن، اول آروم بعد وحشی. سوراخش در حال پاره شدن بود 🩸🔥 جولیان کمرش رو محکم گرفت و از زیر هل داد: ـ سوراخت مال منه… داره دیکمو می‌کشه تو خودش… 🍆💦 هر بار که می‌نشست پایین، دیک تا ته می‌رفت. بدن امریک می‌لرزید، ناله‌هاش حیوانی شده بود🔞♨️. سوراخش دور دیک جولیان منقبض می‌شد انگار هیچ‌وقت نمی‌خواست ولش کنه 🍑🔥💦 میخوای یه سوپرایز بشنوی؟ فایل کامل رمانش تو چنل هست😏 https://t.me/+AERJ89u1vh8xOGQ8 https://t.me/+AERJ89u1vh8xOGQ8 ۳ پاک شه 🌞

شمع تراپی رایگان فقط تا ساعت ۱۲ شب بعدش هزینه داره 💋🙏🏻😘❤️

Repost from N/a
استخدام ۳۰ نفر با حقوق ۸۱ میلیون https://t.me/+3gpo4tNV3eo1YTE0

Repost from N/a
نـظـــ🔞ـــافتچی هـــ💦ـــات #part15 _اووفف سمیرا چه #ک.ص تپل و خیسی داری حشری خانم آههه مشتری های حشریم با #ک.یر چاقش پشت سرهم توی #ک.ص و کو.نم تلمبه میزدن که صدای آه و ناله هام بلند شد..🔞🔞🍆 _آههه جوون داداش نگفته بودی نظافتچی به این سکسی داری آههه از این به بعد میفرستم بیای خونم به #ک.یرم حال بدی آههه اووف.... اینقد حشری شده بودم که متوجه نشدم اون یکی #ک.یر کلفتشون امده و یهو #ک.یر 22سانتی گنده اشو تا خا.یه تو #ک.صم جا کرد و حالا سه تا #ک.یر توی #ک.ص و کو.نم تلمبه میزدن که... https://t.me/+cNoocGLSVuQyZTA0 نظافتچی حشری #کــ.ص تپل روی #کــ.یرای کلفت مشتری هاش سواری میکنه که گروهی ترتیب #کــ.ص و کو.نشو میدن...🔞💦🍆