BTS WANSHAT
کانال بسته
Bts https://t.me/+DHX_0LJrPYw4Njc0 وارد لینک گپ زیر شو و بیا باهم حرف بزنیم 😊💙 https://t.me/+8YHxbChvjDkxYmZk
نمایش بیشتر3 554
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-177 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
. شــاهـزاده تهــیونــگی کـــه قلــبشو بــه فــرمــانده جــنگـی پــدرش جــونگکـوک داد .
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #fic | #vkook ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
- خــیلی وقــته بهــت عــلاقـه دارم هــیونـگ...
+ بــه مــن ، از کـی کـــوک؟
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #fic | #vkook ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #BL | #اســــتوری ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
مـــوزیــک...
چــرا هـــی بـــرمیــگردم بــا تـــو...
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #fic | #vkook ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
بنیامین منشی دفتر کاوه رادمهر میشه غافل ازین که قبلا ندونسته دل کاوه رو برده بود و حالا افتاده تو دام کاوه و میخواد اونو مال خودش کنه...🤤
#گی #عاشقانه #خشن #اروتیک #بزرگسال #درام
منو خم کرد روی میز و از پشت بهم چسبید ، مکی به گوشم زد و با بی طاقتی کنار گوشم لب زد: دلم میخوادت بیبی.
سفتی عضوشو پشتم حس کردم ، مقاومت کردم که منو برگردوند و با اخم و تحکم گفت: میدونی که کارمو میکنم پس شل کن..
با نیشخندی ادامه داد: و ازش لذت ببر.
خواستم چیزی بگم که با فرو رفتن یهویی عضوش توم جیغی کشیدم و..🔞💦
https://t.me/+LhlIvSuT4ytlYzA0
پر از صحنه های فول سکسی و هات...🔞🤤💦
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
. بــه شــوهـر خــواهرش عــلاقه مــند شــده بــود ... .
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #fic | #vkook ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #BL | #اســــتوری ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
پرونده هارو گذاشتم رو میز کاوه و چشمکی بهش زدم ، میخواستم برگردم که دستام اسیرش شد و از پشت لبشو چسبوند به گوشمو گفت:
+فرار میکنی بیبی
-نکن کاوه موکل بیرونه
دستشو کرد توی شلوارم که ناخواسته آهم بلند شد..
+دلم میخوادت همین الان
مجالی بهم نداد بی طاقت منو خوابوند رو میز و حمله کرد به لبام...🔞
https://t.me/+LhlIvSuT4ytlYzA0
"وکیل هورنی که نمیتونه از منشی هاتش بگذره حتی اگه موکل منتظرش باشه..🤤💦"
#گی #عاشقانه #صحنهدار #اروتیک #خشن #رئیس
https://t.me/+LhlIvSuT4ytlYzA0
3 554
بنیامین از نگاهای خیره مرد میز کناری کلافه شده بودو میخواست از شر اون مرد استاکر خلاص شه ، با کلافگی سرشو چرخوند اما دیگه اثری ازش نبود و غیب شده بود...
ولی چی میشه اگه بفهمه همون مرد قراره رئیسش بشه هر روز روی میز کارش به فاکش بده..!!🤤🔥
"داستان رابطه عاشقانه و هات وکیل و منشی دفترش..."🔞🔞🔞
#گی #صحنهدار #خشن #عاشقانه #اروتیک
https://t.me/+LhlIvSuT4ytlYzA0
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
.هـــامــپنث.
. پارت : 12
. کاپل : ویـــکوک و هــوپــمین و...
. ژانــر : درام ، جــنایی، مــعمایی، رمــنس، مهیــج، اسمــات ، اکشــن ، خشــن ، انگســت و...
. زمـــان آپ : جـــمعه ها
. نـویــسنده : #donya
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #fic | #Hampenth ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
.هـــامــپنــث.
خــلـاصــه ای از داســتان :
کــوک مــامور ســازمـان ســیاه بــرای کشـــتن پــدر تـــهیونـگ کــه حــاکـم صنــدلــی دوازدهــم اون ســازمـانــه دســت بــکـار میــشه امــا...
کــوک مجـــبور بــه تــرک تــهیونگ بـــه مــدت پــنج ســال میــشه و اونــو تــوی وضــعیت بــدی رهــا میـــکنه...
بـــعد از اون پــنج ســال بــه دســتور میــن یــونگی بـــاید نشــان حــاکم دوازدهــم کــه پــدر تهـــیونگ اونــو بـــه تهـــیونگ داده رو پـــیدا کنـــه و صـــاحب اون نـشانــو بــکشــه ولــی ایـــا کــوک میــدونـه اون نــشان دســت تهــیونگه و حــاضــره اونــو بـــکشــه...
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #fic | #Hampenth ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
- دلــم شیـــطونی میـــخواد ددی...
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #fic | #vkook ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
3 554
Ξ›ᯟ #vkook ›ᯟΞ
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
•♡ #BL | #اســــتوری ♡•
┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉┈┉
✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫ᚒ✫
•───⤗⊰⫹⃟ٖٖٖٖٜؖؖؖؖ⫺⊱⬼───•
⸎ @kimkook_fic ⸎
