“𝒔𝒎𝒂𝒍𝒍 𝒉𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒃𝒆𝒆𝒉𝒊𝒗𝒆”
کانال بسته
180
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Repost from “𝒔𝒎𝒂𝒍𝒍 𝒉𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒃𝒆𝒆𝒉𝒊𝒗𝒆”
امروز مرا طوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم.
فردا چطور؟
طوری که انگار از مرگ بازگشتهام...
قراره تمرین کنیم و شاهکار بشیم. قراره همو ضبط کنیم و هروقت کم اوردیم، پخش بشیم برای هم، تا یادمون بیاد ما یه نمایشیم که هیچکس جز خودمون، لایق دیدنش نیست. قراره توی چشمات اکران بشم و جای حافظه توی خاطره زندگی کنیم. قراره به تیتراژ نهایی فکر نکنیم و تا ابد، کش بیایم. حالا چی میشیم. آیا یکی دیگه تورو نقد میکنه و یکی دیگه منو میسازه؟ اون همه خاطره هم، میشه یه فیلم تئاتر کرایه ای که نرسید به عصر دیجیتال و مصدوم شد در همون کلوپ زیرزمینی ای که یادش رفت وجود مارو؟!
فکر نمیکنم.
از مریدا به باب
۳۰ مهر.
زشته ما ی عکس جالب داشته باشیم این ی قانونه:))
مرسیی از تبریکِ قشنگت فرفریجان
بوسِفراوان بر لپ های خودت نیییز💜🧚🏼♀️✨
عکسای جالبی باهم نداریم ، اگرم داریم یکیمون توش جالب نیست.
تو کسی بودی که از خنده دار ترین تا غم انگیز ترین خاطرات کلاس دهم و چه بسا یازدهمو ساختم و میسازم ، مثل باب برای پاتریک مثل اون هیولا آبی برای یه چشمیه توی کارخونه هیولا ها برام فرق داری ، فرقی که نمیتونم بعضی وقتا خوبه یا نه.
تولدتم مثل خودت قشنگه برام چون یادآور خاطرات جالبیه ، تولدت مبارک پانیذ عزیزم جوجه جان.
بوس فراوان بر لپت 🤍
با این گلو درد و عوض شدن صدام ، کاملا پتانسیل اینو دارم که ویس بدم و بگم babe یه tripمون نشه؟😉
موقعیت خارجی-مغازه
صدای تق تق کفش پاشنه بلند میاد-
عسل : هیچوقت فکر نمیکردم با تیشرت لانگ،شلوار بگی و پاشنه بلند بیام باهات بیسکوییت هایبای بخرم.
پارسا میخنده-
عسل : البته جوراب توام با دمپایی ترکیب برنده ای شده.
