“𝒔𝒎𝒂𝒍𝒍 𝒉𝒐𝒏𝒆𝒚 𝒃𝒆𝒆𝒉𝒊𝒗𝒆”
کانال بسته
180
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
دوست داشتنم با دوست داشتنِ بقیه نسبت به خودم خیلی فرق داره و من واقعا نمیدونم چجوری نشون بدم که منم اینجام.
هجوم تمام تروما های ذهنیم ، و به حقیقت تبدیل شدنه تمام ترسام باهم واقعا حس خوبی نیست.
هروقت حالت بد بود با آینه صحبت کن. با هرکی به جز آینه یعنی این چاقو ، هروقت خواستی میتونی برعلیه من ازش استفاده کنی.
ساعت دو و شونزده دقیقه شب شده ، دستام یخ نزده ولی داره یخ میزنه.
اینجا تاریکه. پتو نمیتونه از هیولا های اتاق نجاتم بده. نقاشیام دارن حرکت میکنن ، یکی پشت در اتاق منتظرمه که منو با خودش ببره ، صداشو میشنوم که با التماس اسممو صدا میکنه. این آخرین مکالمه من با توعه بالش عزیزم ، فردا به همشون بگو دلش برای موجود پشت در سوخت و تنها باهاش رفت.
میبینمتون توی دنیایی که هیولا های مهربون تری داره.
شب بخیر💤
از شب خوشم میاد،ولی اون من و مدهوش خودش میکنه.نمیدونم این از دوست داشتنه سرشارشه یا تنفره بی اندازش.در هرصورت من از اون خوشم میاد چون آزادم هرکاری کنم ، از دیدن چرت ترین فیلم دنیا بگیر تا یک محو شدنه ابدیِ باشکوه.
برام یادگاری بنویسید.
غریبه یا آشنا بودن مهم نیست دوست دارم حرفای جالب بشنوم.
یه دقیقه ی بیشترِ یلدای من، باشه برای تو. خب؟ یه دقیقه بیشتر لبخند بزن و زیبا باش. یه دقیقه بیشتر باش و بذار یه دقیقه بیشتر منتظر فردایی مشترک با تو باشم. باشه؟
