fa
Feedback
ایرانی بخوانیم

ایرانی بخوانیم

رفتن به کانال در Telegram

ما یک باشگاه کتاب‌خوانی هستیم با «صفر» ریال بودجه! یک باشگاه کتابخوانی نسبتا آنارشیستی! از زمستان 97 تا امروز! اگر خودتان را یک "کتابخوان سخت جان" میدانید جای شما بین ماست! منتظرتان هستیم! دبیر: @story_stiry

نمایش بیشتر
199
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '23
دسامبر '23
+1
در 0 کانال‌ها
نوامبر '23
+209
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
12 دسامبر0
11 دسامبر0
10 دسامبر0
09 دسامبر0
08 دسامبر0
07 دسامبر+1
06 دسامبر0
05 دسامبر0
04 دسامبر0
03 دسامبر0
02 دسامبر0
01 دسامبر0
پست‌های کانال
داستان در واقع از پایان، آغاز می‌شود و در ادامه در فصل‌های جداگانه نویسنده به شخصیت‌پردازی دقیق اعضای تیم ترور می‌پردازد. نوی
داستان در واقع از پایان، آغاز می‌شود و در ادامه در فصل‌های جداگانه نویسنده به شخصیت‌پردازی دقیق اعضای تیم ترور می‌پردازد. نویسنده با فضاسازی‌های ملموس و تعلیقی که در روایت ایجاد می‌کند مرتباً خواننده را به پیگیری داستان ترغیب می‌کند. جولایی در روایت داستان خود ضمن ایجاد کشش و جذابیت، بدور ازهرگونه شعارزدگی، سعی در ارائه جهان‌بینی خود به خواننده را نیز دنبال می‌کند. نویسنده با اشاره به بی‌تفاوتی عامه مردم در پخش اعلامیه و یا عدم موفقیت گروه، درحقیقت به خواننده یادآوری می‌کند که برای ایجاد یک انقلاب و تحول در جامعه نیاز به آگاهی توده‌های مردم است و انقلاب هیچ‌وقت توسط یک گروه اقلیت مبارز به ثمر نمی‌نشیند. متن کامل یادداشت #حسین_آزاده بر رمان #سوءقصد_به_ذات_همایونی را اینجا بخوانید: https://iranibekhanim.ir/blog/joolaaii-aazaade

2
📚 داستان‌های #اسماعیل_فصیح در معاشرت شکل می‌گیرد، همه چیز در هم نشینی‌ها و گفتگو‌ها معلوم می‌شود و اصلا قصه در مراوده معنا پیدا می‌کند.در واقع گفتگو و هم‌نشینی عنصر شکل‌دهنده زمستان 62 است. انگار نویسنده آن جمله معروف «انسان موجودی است اجتماعی» را به کمال زیسته باشد، دمی از آن غافل نیست. زمستان 62 ماجرای آشنایی منصور فرجام است با جلال آریان، که از آمریکا به ایران آمده تا مرکز کامپیوتر راه اندازی کند، آنهم در اهواز. کسی که داستان‌های فصیح را خوانده باشد کم و بیش با خانواده آریان آشنا است و جلال را بیش از همه می‌شناسد. جلال اینبار استاد بازنشسته دانشگاه است و برای برگزاری یک دوره گزارش نویسی به اهواز می‌رود و از این فرصت برای پیدا کردن فرزند یک آشنا نیز در جبهه جنوب استفاده می‌کند. همسفری جلال و منصور می‌شود یک رفاقت عمیق و داستان پا می‌گیرد... 📚 متن کامل یادداشت #زهرا_باقری بر رمان #زمستان62 را اینجا بخوانید.
49
3
نشست آتی #ایرانی_بخوانیم با موضوع گفتگو درباره کتاب «سفر به ولایت عزرائیل» نوشته #جلال_آل_احمد پنجشنبه 2 آذر ساعت 15 در اتاق
نشست آتی #ایرانی_بخوانیم با موضوع گفتگو درباره کتاب «سفر به ولایت عزرائیل» نوشته #جلال_آل_احمد پنجشنبه 2 آذر ساعت 15 در اتاق جلسات مجازی ایرانی بخوانیم به نشانی زیر برگزار خواهدشد: https://meet.google.com/aav-ywao-ohf
62
4
🎥 #مجید_اسطیری از انگیزه های شکل گیری گروه #ایرانی_بخوانیم میگوید. #هفته_کتاب گرامی باد. @iranibekhanim
🎥 #مجید_اسطیری از انگیزه های شکل گیری گروه #ایرانی_بخوانیم میگوید. #هفته_کتاب گرامی باد. @iranibekhanim
133
5
نشست مجازی گروه کتابخوانی ایرانی بخوانیم با عنوان "هنر ایرانی و هویت ملی" با ارائه خانم معصومه سلامی ساعت پانزده روز پنجشنبه
نشست مجازی گروه کتابخوانی ایرانی بخوانیم با عنوان "هنر ایرانی و هویت ملی" با ارائه خانم معصومه سلامی ساعت پانزده روز پنجشنبه هجدهم آبان در اتاق جلسات مجازی ایرانی بخوانیم برگزار خواهدشد. حضور برای همه علاقه مندان ادبیات داستانی آزاد است. نشست های مجازی ایرانی بخوانیم پنجشنبه ها در این نشانی برگزار میشود: https://meet.google.com/aav-ywao-ohf ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
61
6
📙 #روبرت_صافاریان با دقتی کم نظیر فیلمهای مستند آن دوره را بررسی میکند تا نشان دهد انقلاب ما اصلا انقلابی خشن نبوده است. روایت #محمود_گلابدره_ای در #لحظه_های_انقلاب را با مصادیق دقیقی نقد میکند تا نشان دهد او با هیجانزدگی بی ترمزش نماینده خوبی برای انقلابی ها نبوده است. نهایتا به عنوان کسی که در صحنه آتش سوزی های روز 14 آبان 57 حاضر بوده خاطرات خودش را شخم میزند تا ببیند مردم چه اندازه خشونت به خرج میدادند؟ و درباره صحنه های خشونت چه نظری داشتند؟ متن کامل یادداشت #مجید_اسطیری بر کتاب #14_آبان_روز_آتش را در تارنمای ایرانی بخوانیم مطالعه کنید.
94
7
https://meet.google.com/sxh-dssn-mvz
58
8
در ادامه روند بررسی آثار داستانی برجسته خلق شده توسط نویسندگان #مکتب_اصفهان، نشست مجازی آتی گروه کتابخوانی ایرانی بخوانیم به
در ادامه روند بررسی آثار داستانی برجسته خلق شده توسط نویسندگان #مکتب_اصفهان، نشست مجازی آتی گروه کتابخوانی ایرانی بخوانیم به نقد و بررسی رمان «ملکوت» نوشته #بهرام_صادقی اختصاص خواهدداشت. این نشست ساعت پانزده روز پنجشنبه چهارم آبان در اتاق جلسات مجازی ایرانی بخوانیم برگزار خواهدشد و حضور برای همه علاقه مندان ادبیات داستانی آزاد خواهدبود. نشست های مجازی ایرانی بخوانیم پنجشنبه ها در این نشانی برگزار میشود: https://meet.google.com/aav-ywao-ohf ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
150
9
📚 محمدحسن شهسواری در کتاب حرکت در مه عمده‌ترین علت موفقیت کتاب شازده احتجاب را اقتباس سینمایی بهمن فرمان آرا از آن می‌داند. پر بیراه نمی‌گوید. رمانی کم‌حجم، با این روایت تو در تو، منطبق شدن سایه‌وار شخصیت‌ها بر هم، خشونت‌های عریان که لااقل می‌تواند دلِ بخش زیادی از مخاطبان مونث را به‌هم بزند و آنان را از خواندن ادامه کتاب منصرف کند، و خلاصه این همه فرم‌گرایی در رمان می‌توانست کاری کند که چاپ اول این رمان در انبار ناشر بماند. با این حال جامعه ادبی که در آن سال‌ها تشنه شیوه‌های جدید روایت بود از رمان کوتاه گلشیری استقبال کرد و این استقبال را نمی‌توان کاملا مرهون اقتباس سینمایی فرما آرا دانست... 📚 متن کامل یادداشت #مجید_اسطیری بر رمان #شازده_احتجاب را اینجا بخوانید. #هوشنگ_گلشیری #مکتب_اصفهان #بهمن_فرمان_آرا ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
97
10
📚 کریم نیکو نظر بیش از آنکه علت این حادثه‌ی مرموز را بیان کند باب بررسی مسائلی را باز می‌کند که ممکن است به حادثه‌هایی مثل سینماسوزی منجر شوند. شیوه‌ی نویسنده از آن جهت جالب است که سعی می‌کند داستان را به روایت آدم‌های متفاوتی بیان کند. حتی یک فصل خیلی تاریخی دارد که عیب بزرگش ارجاعات کم آن است. شاید کسی این کتاب را بخواند و بگوید با سوگیری نوشته شده اما از دید من این مساله در این کتاب بسیار کمرنگ است یا شاید به شیوه خواندن و آگاهی‌های قبلی هم بر می‌گردد. 📚 متن کامل یادداشت #زهرا_باقری بر کتاب #سینما_جهنم را اینجا بخوانید. ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
92
11
📚 چر‌اغ‌ها را من خاموش می‌کنم، یک جهان زنانه دارد که در نظام مسائل، ارزش­ها و تعاملات، تعدد و تکثیر شخصیت­های زن و همین طور جنس زبان و واژه‌های به کار رفته در پرداخت اثر به درستی سر جای خود نشسته و به انسجام و یکپارچگی اثر کمک نموده است. آنچه کلاریس به عنوان محور ماجرا و شخصیت اصلی روایت پیش روی خویش می‌بیند، گم‌گشتگی در زندگی است. او خود را در حاشیه می‌بیند و تردیدش امکان جمع میان متعلق خود بودن و متعلق به خانواده بودن را از او گرفته. کلاریس همیشه پل عبور دیگری بود. او همیشه خود را در دیگری زیسته و حالا میل به شناخت خود با دیگری و زیست با دیگری، پس از ورود همسایه جدید – امیل– شکاف عمیقی در نگاهش به زندگی و تشدید تردید و هراس‌هایش ایجاد کرده. در یک داستان شخصیت محور، مهمترین نقطه و محل برای شخصیت و برای کلیت اثر، انتخاب شخصیت بر سر از دست دادن و به دست آوردن است. کلاریس تا لبه پرتگاه از دست دادن خانواده و ورود به رابطه با امیل پیش می‌رود اما شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که به درک و شناخت جدید از مدل زیست و زندگی نزیسته‌اش می‌رسد. عدم توافق حیات درونی و حیات بیرونی، کلاریس را دچار گم‌گشتی معنایی کرده. کلاریس که هرگز خود را خارج از ذهن برملا نکرده حالا با بیرون ریخته افکارش – در تعامل با خانم نوراللهی – گویی در روبه‌رو شدن با انعکاس افکارش و خارج شدن از تک صدایی زندگی و افکارش در یک ارتباط بین الاذهانی، نقش و جایگاه و معنای بودنش را دریافته. او که بودن و ایفای نقشش تا پیش از این مبتنی بر نیاز و امور خانه بوده، حالا بودن خودش معنا یافته است... 📚 متن کامل یادداشت #سیدحسین_موسوی_نیا بر رمان #چراغ_ها_را_من_خاموش_میکنم را اینجا بخوانید. ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
84
12
📚 #شازده_احتجاب، رمانی نوشته‌ی #هوشنگ_گلشیری است که نخستین بار در سال 1969 وارد بازار نشر شد. در اواسط دهه‌ی 1920 و در خانه‌ای رو به ویرانی، آخرین بازمانده از خانواده‌ای اشرافی به خاطر ابتلا به بیماری سل به شکلی تدریجی در حال نزدیک شدن به مرگ است. دامنه‌ی قدرت و نفوذ این شازده‌ی سالخورده، اکنون به خانه‌اش تقلیل یافته؛ خانه‌ای که در آن، حسرت شکوه و عظمت نیاکان شازده دست از سر او برنمی‌دارد. این شخصیت به یاد ماندنی که مدام بین واقعیت و توهم در گذار است، در بخش‌هایی از زندگی لذت‌طلبانه و اغلب بی‌رحمانه‌ی اجداد خود غرق می‌شود. خویشاوندانی که مدت‌ها از مرگشان می‌گذرد و اکنون تنها در قاب عکس‌های اطراف دیده می‌شوند، در ذهن سودازده‌ی شازده جان می‌یابند و او را تهدید می‌کنند. اما با در هم تنیدن این تصاویر و خاطرات مبهم، خیلی زود مشخص می‌شود خاطره‌ی همسر شازده یعنی فخرالنسا است که بیشتر از هر چیز او را آزار می‌دهد. 📚 گزارش اجمالی نشست نقد و بررسی رمان #شازده_احتجاب را اینجا بخوانید. ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
102
13
📚 ویکتور شکلوفسکی از نویسندگان و چهره‌های شاخص مکتب فرمالیسم اعتقاد دارد: «هنر یعنی صنعت و صنعت در داستان یعنی تکنیک». گلشیری در شازده احتجاب با استفاده از راهبرد شکلوفسکی تلاش می‌کند نسبتی منطقی بین اومانیسم (انسان گرایی) متعهد و فرمالیسم ادبی برقرار سازد، او در این راه «فورگراندینک» یعنی برجسته کردن مفهوم به منظور درک و دریافت بهتر از طریق برهم زدن روش‌های معمول زبان را مدنظر قرار داده و با استفاده از تکنیک آشنازدایی سعی می‌کند از مفهومی تکراری و بعضاً بی‌تاثیر، معنایی اثرگذار در فرم بیافریند. #هوشنگ_گلشیری می‌داند بسیاری از ادراکات ما به سبب تکرار دچار عادت شده است و این ادراکات آن‌قدر برای ما عادی شده است که گاهی متوجه حضور آنها نمی‌شویم (مثل عادی شدن شنیدن صدای پرندگان برای کسی‌که در جنگل زندگی می‌کند و یا عادی شدن شنیدن صدای امواج برای کسی که کنار دریا کلبه دارد،یا...) در مورد زبان (نثر) نیز وضع به همین شکل است یعنی بسیاری از واژگان زبان به سبب استفاده فراوان تاثیر اولیه خود را از دست می‌دهند و برای مخاطب عادی می‌شود بطوری که دیگر توجهی به آن نمی‌کند، پس وی می‌کوشد در رمان خود با کمک تکنیک، بار دیگر واژگان را ارزشمند و قابل توجه کند. شازده احتجاب داستانی ساده و سرراست دارد ولی به سبب همان مولفه‌هایی که پیشتر گفته شد، دارای روایتی پیچیده و غامض است. نویسنده در شب آخر زندگی خسرو احتجاب، با به تصویر کشیدن اوهام، خیالات، خاطرات، رویاها و گذشته وی زندگی چهار نسل اخیر احتجاب، یعنی جد امجد افخم، پدر بزرگ، سرهنگ احتجاب و خودش، یعنی شازده احتجاب را مورد واکاوی قرار می‌دهد. 📚 متن کامل یادداشت #حسین_آزاده بر رمان #شازده_احتجاب را اینجا بخوانید. ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
112
14
📚 سیاسنبو مجموعه داستانی است از #محمدرضا_صفدری که بلافاصله پس از انتشار در سال 68 توجه بسیاری از اهالی قلم و مخاطبان ادبیات داستانی را به خود جلب کرد اما پس از طی کردن ماجراهای مختلف، بار دیگر در چاپی جدید در اختیار مخاطبین قرار گرفته است. محمدرضا صفدری سبک غریب و شایان توجهی را در خلق فضای قصه‌ها و نحوه ی روایت داستان و هم چنین ارتباط داستان‌های موجود در مجموعه ی سیاسنبو به کار گرفته که به همین سبب بسیاری از منتقدان آن را مهم‌ترین اثر این داستان‌نویس صاحب سبک می‌دانند. داستان‌های این مجموعه در عین حال که بعد از خواندن، حس مطالعه ی یک داستان مستقل را به دست می‌دهند، از یک پیوستگی احتمالی نیز برخوردارند که ترتیب داستان‌های مد نظر تا حدودی موید این قضیه است. بعد از خود داستان سیاسنبو، قصه‌های اکوسیاه، علو، کوچه کرمانشاه، چاقوی دسته قرمز، سنگ سیاه و دو رهگذر قرار دارند که هر کدام به رویدادی به‌خصوص اشاره داشته و شخصیت‌های داستان پیرامون آن رویداد شکل می‌گیرند. نکته‌ای که پیوستگی داستان‌ها را تایید می‌کند اشاره‌ای است که به حوادث داستان‌های قبل می‌شود و حتی نکات مبهمی‌که در آن‌ها حل نشده، در قصه‌های بعدی شفاف سازی می‌شود. با این حال نویسنده این اشارات را حاصل نزدیک بودن زمان نگارش قصه‌ها به هم می‌داند. 📚 گزارش اجمالی نشست نقد و بررسی مجموعه داستان تحسین شده #سیاسنبو را اینجا بخوانید. ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
104
15
📚 شرکت نفت که توسط انگلیسی‌ها اداره می‌شود چنگال‌هایش را به زندگی کارگران می‌اندازد و همه شئون زندگی آنها را تحت الشعاع واقعیت‌های بی‌رحم خود قرار می‌دهد. واقعیت‌هایی مثل آفتاب داغ خوزستان که پیرزن داستان در برابر آن بی‌دفاع است و تنها پناهش سایه درخت سه‌پستان و مار بی‌آزاری است که با او هم‌خانه شده. فرزندانش هم رهایش کرده‌اند و همان یکی هم که مانده در فروش خانه با دلالان سوداگر معاضدت میکند. به هر حال پیرزن بختیاری داستان آذرآیین هم مثل پیرزن فیلم الیا کازان بر هویتش پافشاری میکند و حاضر نمی‌شود کسی به وعده «رفاه» - که هربرت مارکوزه متفکر برجسته مکتب فرانکفورت به فراست میگوید در عصر ما جایگزین آزادی شده- هویتش را از او بخرد. مسئله اصلی این داستان همین «خرید» است. صحنه ابتدایی داستان مربوط به بازنشسته شدن همسر اوست، که با یک گونی پر از اسکناس به خانه می‌آید و می‌گوید که بازنشسته شده اما او و زنش هیچ خوشحال نیستند. اگر مناسبات جهان مناسبات قبل از ورود شرکت نفت بود، او تا وقتی کار می‌کرد می‌توانست ارزش داشته باشد اما چون به عنوان یک کارگر خدمت خودش را به کارفرمای بیگانه فروخته حالا احساس می‌کند بی‌استفاده و مستهلک شده. سرمایه او کارش بوده اما مناسبات مدرنیته سرمایه او را با پول از او خریده. برکت از زندگیش رفته: «سالار آرام گفته بود: بالاخره ئی شتر در خونه مام خوابید. بی‌بی یکه خورده بود و ناغافل سوزن را هل داده بود تو انگشتش. سالار گفته بود: یه گونی پول داریم زن. با چانه‌اش اشاره کرده بود به نیم گونی گوشه اتاق. بی‌بی گفته بود: پول! پول! میگن به هر کی میخوای نفرین بکنی بگو الهی مالت بشه پول.» 📚 متن کامل یادداشت #مجید_اسطیری بر مجموعه داستان #هجوم_آفتاب را اینجا بخوانید. ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
290
16
گزارش اجمالی نخستین نشست از سری برنامه‌های بررسی مکاتب داستان نویسی در ایران در نشست بررسی ویژگی های مکتب داستان جنوب مطرح شد: مکتب داستان جنوب بهترین نمونه تلفیق سنت و مدرنیته در ادبیات ماست. نخستین نشست تخصصی گروه کتابخوانی «ایرانی بخوانیم» روز پنجشنبه 30 شهریور در کتابخانه مرکزی پارکشهر برگزار شد. در این نشست که به بررسی ویژگی های مکتب داستان جنوب اختصاص داشت #دکتر_حمید_عبداللهیان استاد دانشگاه و نویسنده به ایراد سخنرانی پرداخت و در پایان به سوالات حضار پاسخ گفت. دکتر حمید عبداللهیان با اشاره به گستردگی بسیار زیاد «مکتب داستان جنوب» گفت: اگر ساعت ها هم درباره مکتب داستان جنوب صحبت کنیم باز هم ممکن است نکاتی از قلم بیفتد اما من به مهمترین ویژگی های ادبیات جنوب اشاره میکنم. وقتی میگوییم داستان جنوب در ذهن من یک مثلث باز میشود که یک گوشه اش اهواز است، یک گوشه اش بوشهر است و یک گوشه اش شیراز است. وقتی میگوییم مکتب داستان جنوب یعنی عموما درباره داستان نویسانی که در این حوزه زیسته اند و نوشته اند حرف میزنیم. عبداللهیان افزود: سنگ بنای ادبیات داستانی جنوب با داستان «چرا دریا طوفانی شد؟» اثر صادق چوبک گذاشته شد. داستایوفسکی گفته بود همه ما از زیر شنل گوگول در آمده ایم، من هم میتوانم بگویم همه داستان نویسی جنوب با داستان چرا دریا طوفانی شد آغاز میشود. با شکل ها و رویکردهای مختلف. از اینجا داستان نویسان بعدی پیدایشان میشود و معمولا جذب میشوند به شیراز که یک نوع شهر بزرگ فرهنگی آن منطقه بوده است. خیلی ها هم بعدا به تهران می آیند. اما به هر حال شیراز راس آن مثلث فرهنگی است که گفتم. بعد از چوبک، ابراهیم گلستان و سیمین دانشور به صحنه آمدند که هر دو شیرازی بودند و حتی روابط خانوادگی هم داشتند. عبداللهیان از تجربیاتش در تدریس برای دانشجویان مختلف بهره گرفت و گفت: من به عنوان استاد ادبیات سالهای سال دانشجویان زیادی داشتم که قلم خوبی داشتند. اما در دو حوزه دانشجویانی داشتم که از بقیه بسیار جلوتر بودند. یکی دانشجویان بوشهری بودند و یکی دانشجویان افغانستانی. دانشجویان جنوبی قلم های خیلی خوبی داشتند. بعضی قبلا کتاب چاپ کرده بودند یا بعدا چاپ کردند. این نمونه ها من را به نتیجه رساند که اینها در شرایط فرهنگی و بومی خاصی زندگی میکنند که «داستانی طور» تر است. ویژگی نویسندگان جنوب تلفیق هنرمندانه ای بین سنت و مدرنیته انجام میدادند. اوج این کار «محمدرضا صفدری» است. و علت موفقیت این نویسندگان در تلفیق سنت و مدرنیته این است که علیرغم عقب ماندگی اقتصادی اهالی جنوب اولین قومی بودند که برخورد مستقیم با استعمارگران پیدا کردند. اکثر این نویسندگان زبان انگلیسی میدانستند مکاتبی داریم که که خیلی خشک و مبتنی بر تکنیک هستند. در این نشست مکتب داستان نویسی جنوب از جنبه های مختلف اعم از جنبه ادبیات مقاومت، ادبیات پسااستعماری و ادبیات واقعگرایانه مورد بررسی قرار گرفت که مشروح آن به زودی در پایگاه رسمی ایرانی بخوانیم به نشانی https://iranibekhanim.ir منتشر خواهدشد. ➡️ iranibekhanim.ir ➡️ https://t.me/iranibekhanim ➡️ instagram.com/iranibekhanim
151
17
+2
بدون متن...
228