The Notes that are buried
رفتن به کانال در Telegram
شاعری خسته از دیار تاریک پوچی . https://t.me/BiChatBot?start=sc-741253-TtpKouG
نمایش بیشتر460
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
این آهنگ از دوستم زیباست واقعا، گوش کنید و حمایتش کنید ممنون میشم ❤️🥲
https://soundcloud.com/mika_si/memory-iden-x-sadr-prodby-mika
گوشه گوشه این دانشگاه به نوشتن پرداختهام. اما شبهایی که زیر نور نارنجی تیر برق وقتی از همه دنیا عصبانی بودم و هیچکس جز دفترم برای آرام شدنم تلاش نکرد به یاد ماندنیترین خاطراتم از نوشتن بوده. به همین علت است که شاید گاهی تنهاییام در هوایی خوب با هدفون، مداد و یک دفترچه برایم جذابتر از گشت و گذارهای شبانه باشد.
من اکثر مواقع قاطع میگم چه کتابهایی خیلی دوست داشتم و موردعلاقم هستن.
کتابی که خیلی روی من تاثیر داشت یادداشتهای زیرزمینی داستایوسکی بوده که به همه پیشنهاد میکنم.
کتاب دیگهای که خیلی دوست داشتم مارتین ایدن بوده. من هرچی میگردم کتابش دیگه پیدا نمیکنم. کسی پیدا کرد برام بفرسته میخوام یک جلد دیگه ازش بخرم =)
دربرابر استبداد و کتاب کودتا و جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران هم کتابهای خیلی خوبی هستن.
سلام ممد
میشه چند تا کتاب که خیلی دوسشون داری رو بهم معرفی کنی. بوس
میخواستم تو را ثبت کنم هر روز
روی نیمکتی در گرمای روز یا در شبِ سردی با سوز.
مینوشتم با اینکه دستانم بیحس و بیحس تر میشد.
کلمات تو را بیان میکردند و من از خود میشدم بیخود.
خواستم تو را حس کنم تا قبل پایان این ساعت شنی.
اما وجود تو روز به روز کمتر و کمتر شد.
و در آخر همه میگفتند این زندگیست.
چرا؟ فقط به این علت که جدایی پیروز شد؟
باز هم تنها نشستهام روی نیمکتی اما نمینويسم از زیبایی،
بلکه مینویسم از رنج و غصه و دردهایی که
تمام من را فرا گرفته مانند نوعی بیماری.
سیاهی اطرافم با تو کم میشد اما تو هم دیگر نیستی و من خستهام از این تنهایی.
این را خودت هم خوب میدانی.
-محمد نظری🖋
حالا که تعداد اینجا داره میره بالا حس میکنم فقط و فقط باید محتوای فاخر بذارم و گرنه میرن مردم 😂
دیگه خودتون بدونید بعضی وقتا قراره دلقک بازی هم ببینید 🚶
قبلا گفتم خیلی دوست دارم داستان کتاب رو ندونم و برم سراغش؟ این دقیقا همونطور هستش. دارم خودم داخلش غرق میکنم تا بیشتر و بیشتر بفهممش.
It takes a strong person to apologize.
It takes a stronger person to forgive.
امروز یک عکس دیدم که خواهر از دستگاه دیالیز گرفته بود و روش نوشته بود "من میتونم شکستش بدم"
چطور من با مشکلات کوچیکم انقدر ناامید میشم و اون بعد از ۳ بار پیوند بازهم امید داشت.
من چند روز پیش یک استوری گذاشتم از خوندن شاهنامه، که چرا باید شاهنامه بخونیم.
میگن باید تغییر اول از خودت شروع کنی. واسه همین چند روز میشه که کتابی که میخوندم ول کردم و اومدم سراغ شاهنامه
شعر از این شعردارن به بیرون میتازد
بر روی کاغذ انباردار شعر نقش میاندازد
اما در اندیشه اینکه زیبا نیست به خود نمینازد.
مچاله و پرتاب شد به زبالهدان افکار
خسته از نبود الهام و این وضع اسفبار.
رو به پنجره کرد و دید،
رود عشق درون همه و همهچیز خشک،
اما هنوز مجنون است آن درخت بید.
حماقت از اوست یا این عالم کثیف است؟
لحظهای بعد ابر با دیدن مجنون بارید.
همان لحظه بود که فهمید: عشق در طبیعت زنده مانده.
پس همه چیز را رها کرد و بیرون رفت
تا عشق را حس کند، حتی از همین باران ساده.
