fa
Feedback
علی نریمان | Ali Nariman

علی نریمان | Ali Nariman

رفتن به کانال در Telegram

علی نریمان روان‌درمانگر و مدرس

نمایش بیشتر
2 313
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
-1230 روز
جذب مشترکین
فوریه '26
فوریه '26
+19
در 0 کانال‌ها
ژانویه '26
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+68
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+37
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+51
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+91
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+53
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+92
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+36
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+95
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+142
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+107
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+809
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+188
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+1 191
در 2 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
20 فوریه+2
19 فوریه+3
18 فوریه0
17 فوریه0
16 فوریه+1
15 فوریه+1
14 فوریه+2
13 فوریه+1
12 فوریه+1
11 فوریه0
10 فوریه+5
09 فوریه0
08 فوریه+3
07 فوریه0
06 فوریه0
05 فوریه0
04 فوریه0
03 فوریه0
02 فوریه0
01 فوریه0
پست‌های کانال
آدم در جمع حس می‌کند به چیزی بزرگ‌تر وصل شده. این حس از دل تجربه مشترک بیرون می‌آید. جمع معنا می‌سازد؛ معنایی که از زندگی شخصی عبور می‌کند و رنگ عمومی می‌گیرد. چنین معنایی آدم را سبک می‌کند و احساس می‌دهد بارهای درونی برای مدتی کنار گذاشته شده‌اند. این حس همان نقطه‌ای است که فرد را وارد میدان هیجانی جمع می‌کند. میدان پرنفس و زنده. هرکس با سهم خودش به این میدان وارد می‌شود و تجربه جمع را کامل‌تر می‌کند. این هم‌آوایی میان بدن‌ها، نگاه‌ها و تصمیم‌ها حالتی می‌سازد که در تنهایی تکرار نمی‌شود. معنایی که در جمع ساخته می‌شود موقت است، اما قدرتش واقعی است. قدرتی که فرد را در لحظه دگرگون می‌کند. https://t.me/AliNariman

2
آخرین باری که استادیوم رفتی کِی بود؟! آدم وقتی میان جمع قرار می‌گیرد، بخش‌هایی از خودش را تجربه می‌کند که معمولا دور از دسترس‌اند. جمع فضا را باز می‌کند. حس گمنامی کوتاهی ایجاد می‌کند. این گمنامی ذهن را سبک می‌کند و رفتار را آزادتر. آن چه از ما سر میزند چیزی نیست که به آن عادت داشته باشیم. آدم آرام‌تر قدم برمی‌دارد و احساس می‌کند فرصت تازه‌ای پیدا شده. مرزهای همیشگی شل و نرم می‌شوند و ظرفیت‌های خام بیدار می‌گردند. این تجربه لزوما پرهیجان نیست، گاهی آرام است و فقط در یک حرکت ریز خودش را نشان می‌دهد. لحظه‌ای که فرد دستش را بلند می‌کند، چیزی می‌گوید یا سکوتش رنگ تازه‌ای می‌گیرد. جمع همچون جریانی است که هرکس را با خود به سمتی می‌برد. نه به اجبار؛ با قدرتی نرم. تجربه‌ای که در تنهایی ساخته نمی‌شود و تنها در حضور دیگران فرصت رشد پیدا می‌کند. https://t.me/AliNariman
0
3
برای تهیهٔ کتاب یادگیری از تجربه پیشنهاد می‌کنیم از طریق وبسایت ناشر اقدام کنید. ارسال کتاب به سراسر ایران رایگان خواهد بود.
برای تهیهٔ کتاب یادگیری از تجربه پیشنهاد می‌کنیم از طریق وبسایت ناشر اقدام کنید. ارسال کتاب به سراسر ایران رایگان خواهد بود. لینک به وب‌سایت نشر لوگوس ‌‌ ‌ مدرسهٔ روان‌درمانیِ روان‌کاوانهٔ کوچ https://t.me/+zpGUWdcp1ztjYTRk
0
4
دربارهٔ جلسات رایگان حلقه روانکاوی کوچ سلام دو سال در دوشنبه‌ها کنار هم نشستیم. هر بار متنی از TFP روی میز آمد و جمعی دورش شکل گرفت؛ جمعی که به همت سرکار خانم بدر کم‌کم رنگ ثبات گرفت و هوای خودش را پیدا کرد. اکنون مسیر ما ادامه دارد و حلقه‌ای تازه پیش روی ماست. «حلقه روانکاوی کوچ» جایی است برای خواندن و اندیشیدن، جایی برای قدم‌زدن در میان متن‌هایی که تاریخ ذهن روانکاوی را ساخته‌اند. در آغاز راه، سراغ بیون می‌رویم و کتاب یادگیری از تجربه را می‌گشاییم؛ متنی که لایه‌هایش آرام پیش می‌روند و خواننده را همراه خود می‌برند. آرش فرزاد نیز در کنار ما خواهد بود. صدای او و شناختی که از این اثر دارد، فضای حلقه را روشن‌تر می‌کند و گفت‌وگوها را جان‌دارتر. سه‌شنبه شب‌ها، ساعت هشت، جمع ما شکل می‌گیرد. اتاقی آرام، متنی پیش رو، و کسانی که میل خواندن و فهمیدن در دلشان تکان می‌خورد. اگر می‌خواهی این مسیر را با ما ادامه دهی، گروه تلگرام ما آماده است. حضور تو حلقه را کامل‌تر می‌کند. https://t.me/+zpGUWdcp1ztjYTRk
0
5
سلام دو سال در دوشنبه‌ها کنار هم نشستیم. هر بار متنی از TFP روی میز آمد و جمعی دورش شکل گرفت؛ جمعی که به همت سرکار خانم بدر کم‌کم رنگ ثبات گرفت و هوای خودش را پیدا کرد. اکنون مسیر ما ادامه دارد و حلقه‌ای تازه پیش روی ماست. «حلقه روانکاوی کوچ» جایی است برای خواندن و اندیشیدن، جایی برای قدم‌زدن در میان متن‌هایی که تاریخ ذهن روانکاوی را ساخته‌اند. در آغاز راه، سراغ بیون می‌رویم و کتاب یادگیری از تجربه را می‌گشاییم؛ متنی که لایه‌هایش آرام پیش می‌روند و خواننده را همراه خود می‌برند. آرش فرزاد نیز در کنار ما خواهد بود. صدای او و شناختی که از این اثر دارد، فضای حلقه را روشن‌تر می‌کند و گفت‌وگوها را جان‌دارتر. سه‌شنبه شب‌ها، ساعت هشت، جمع ما شکل می‌گیرد. اتاقی آرام، متنی پیش رو، و کسانی که میل خواندن و فهمیدن در دلشان تکان می‌خورد. اگر می‌خواهی این مسیر را با ما ادامه دهی، گروه تلگرام ما آماده است. حضور تو حلقه را کامل‌تر می‌کند. https://t.me/+zpGUWdcp1ztjYTRk
0
6
فروید، پیشوا و نیاز پنهانی جمع به یک چهره مرکزی فروید می‌گفت در هر جمعی موجی از «انتظار» جریان دارد. این انتظار دربه‌در به دنبال یک چهره می‌گردد که ریتم گروه را هماهنگ کند. وقتی چنین چهره‌ای پیدا می‌شود، چشم‌ها به سوی او خیره می‌شود و فضای مشترک آرام‌تر می‌گردد. اما این آرامش از کجاست؟ این آرامش از میل جمع به یک تکیه‌گاه بیرون می‌آید. کسی که با حضورش تکلیف احساس‌ها را روشن‌تر می‌کند. پیشوا انرژی جمع را دریافت می‌کند و همان انرژی او را بالا می‌برد. گویی یک چرخه می‌سازد؛ جمع اطمینان می‌دهد و پیشوا قاطعیت می‌آورد. این رابطه زنده است و در لحظه تغییر می‌کند. هر اشاره، هر حرکت کوچک از او مسیر احساسات را در گروه جابه‌جا می‌کند. چنین جایگاهی حاصل مهارت فردی نیست. حاصل نیاز جمع است؛ نیازی برای ساخت یک نقطه مرکزی که بار موج‌های هیجانی را از دوش آدم‌ها بردارد. https://t.me/+zpGUWdcp1ztjYTRk https://t.me/AliNariman
0
7
جمع انسانی و حس سبک‌شدن ذهن به زعم فروید آدم وقتی وارد جمع می‌شود، ذهنش حالت تازه‌ای پیدا می‌کند. فضا بزرگ‌تر است و مسئولیت‌ها در هوا پخش می‌شوند. این پخش‌شدن ریتم تنفس را کمی عوض می‌کند. حضور دیگران وزن افکار را کم می‌کند و آدم احساس آزادی بیشتری می‌گیرد. همین آزادی مسیر تازه‌ای برای رفتار می‌سازد. میل به تجربه بیدار می‌شود. جسارت بالا می‌آید. ذهن از خط‌های سفت روزمره فاصله می‌گیرد و راه کوتاه‌تری برای تصمیم‌گیری پیدا می‌کند. جمع حال‌وهوای خودش را دارد. حال‌وهوایی که گاهی آدم را می‌برد به سمت کارهایی که در تنهایی حتی تصورشان را هم نمی‌کرد. گویی یک میدان انرژی مشترک ساخته می‌شود و هرکس بخشی از آن را روی شانه‌اش احساس می‌کند. این میدان رفتارها را نرم می‌کند و احساس‌ها را به سطح می‌آورد. جمع فقط تعداد آدم‌ها نیست؛ چیزی شبیه یک روح مشترک است که لحظه‌ای روی همگان می‌نشیند. https://t.me/+zpGUWdcp1ztjYTRk
0
8
آخرین مهلت ثبت نام همراه با ۳۰ درصد تخفیف فقط برای بچه‌های گروه کوچ
0
9
بدون متن...
0
10
لینک ورود به جلسهٔ امشب
0
11
https://meet.google.com/xji-ckqv-jos
0
12
برای شرکت در نشست فقط کافیست وارد لینک زیر شوید، و منتظر ارسال لینک گوگل‌میت در تاریخ مقرر باشید. https://t.me/+E3J_p2DU0QRiM
برای شرکت در نشست فقط کافیست وارد لینک زیر شوید، و منتظر ارسال لینک گوگل‌میت در تاریخ مقرر باشید. https://t.me/+E3J_p2DU0QRiMzM0
0
13
https://youtu.be/FQXUVWTJQZk?si=3h7RSZM9EFD0LgSj
0
14
https://youtu.be/NzaydREf_dc?si=Ozz6iArFlHOgcaPZ
0
15
لاله پنجم شرقی 88.m4a
0
16
بیایید صادق باشیم! جنگ هیچ‌گاه اصل ماجرا نبوده‌است؛ جنگ سیمپتوم است، سیمپتوم زخمی کهنه بر پیکر تمدنی که نتوانسته با حقیقتی تلخ روبه‌رو شود: اینکه انسان همه‌توان نیست… هر بار که آدمیزاد خیال کرده بر جهان چیره شده، سایه‌ی ناتوانی ژرف‌تری را در دل خود کاشته است. فروید گفت تمدن ناخرسندمان می‌کند و با همه ناخرسندی‌هایش، فرمانی بنیادی دارد: قتل مکن! تمدن می‌گوید هیچ‌کس حق ندارد دیگری را حذف کند. اما همین فرمان در برابر میل‌هایی ایستاده که می‌خواهند از آن بگذرند و از قید دیگری رها شوند. فروید می‌دانست که تمدن بر دو نیروی متضاد ایستاده است: نیروی زندگی که می‌سازد و پیوند می‌دهد، و نیروی مرگ که می‌گسلد و ویران می‌کند. تا وقتی عشق اندکی از مرگ پیشی بگیرد، تمدن دوام می‌آورد. وقتی عشق از پا می‌افتد و میل به ویرانی دوباره سر بلند می‌کند، جنگ رخ می‌دهد. این دو نیرو باید با پلی متصل بمانند. جنگ، لحظه‌ای است که «پل»ها فرو می‌ریزند و ما دوباره خود را در همان جایی می‌یابیم که گمان می‌کردیم پشت سرش گذاشته‌ایم: قلمرو بی‌مرزی، قلمرو id. این فاجعه بارها تکرار می‌شود چون تمدن از سوگواری برای توهم سلطه و قدرت بی‌مرز گریخته است. سوگواری برای این‌که دیگری مانع ما نیست، شرط بودن ماست. برای این‌که مرزها را بپذیریم و از همه‌توانی خام کودکانه دل بکنیم. ما انسانها به جای سوگواری، وانمود کرده‌ایم میل‌های ویرانگرمان خاموش شده‌اند. فروید اما به انسانها قول تلخی داد: آن‌چه در ناهشیار دفن می‌شود، نخواهد مُرد؛ همان‌جا می‌ماند و روزی قوی‌تر بازمی‌گردد. جنگ، لحظه‌ی بازگشت همین میل‌های واپس‌رانده است، بی‌پرده و عریان. جنگ تکرار سوگ ناتمام است؛ یادآوری تلخ آنچه جرئت روبه‌رو شدن با آن را نداشتیم. و تا زمانی که سوگواری نکنیم، این تکرار از سرنوشت ما دست نخواهد کشید. جنگ آینه‌ای است که چهره‌ی نادیده‌مانده‌ی ما را پیش چشم‌مان می‌آورد‌ و حقیقتی تلخ را به رخ‌مان می‌کشد: هنوز خیلی بچه‌ایم! عاشق بمب و هواپیما و تفنگ… علی نریمان https://t.me/AliNariman
0
17
ما در آتشیم و طبیعتا حال من هم خوب نیست و تمام کوششم را کردم که به دور از احساسات بنویسم. ایران ما این روزها بوی ترس می‌دهد. ترس از همه چیز و همه‌کس: موشکی که شاید از آسمان فرو بیفتد، ترس از دشمنی بیرونی که سایه انداخته، و البته ترسی عمیق‌تر؛ ترسی که از دل کوچه‌ها برمی‌خیزد، از نگاه‌های مردمی که نمی‌دانند به چه کسی تکیه کنند که خنجری به قلبشان فرو نکند، از آینده‌ای که نمی‌دانیم چگونه خواهد شد؟ احتمالات بسیار، آدمیزاد را دیوانه می‌کند…چرا انقدر محافظه‌کارانه می‌نویسم؟ چون می‌ترسم! چطور شد کار ما به اینجا کشید؟ هیچ دشمن بیرونی، بی‌کمک بی‌خردی‌های داخلی، تا این اندازه به خانه راه نمی‌یابد. ضدعقل بودن، بی‌تدبیری‌،تصمیم‌های نادرست، و سال‌ها فاصله‌ی دردناک میان قدرت و مردم، این خانه را بی‌دفاع گذاشته است. ما امروز بهای همان بی‌اعتنایی‌هایی را می‌دهیم که جان آدمها را بی‌ارزش کرد. اگر دشمن بیرونی امروز جسارت تهدید دارد، پیش از آن، این خانه از درون ترک برداشته بود. جای بدی ایستاده‌ایم؛ خطری دیگر از دل خود ما قد می‌کشد. همان خطری که فروید در روان‌شناسی جمعی و تحلیل ایگو هشدارش را داده بود. لحظه‌های بحران روان جمعی را دوپاره می‌کند. مردم، زیر بار ترس، علاوه بر دشمنان رنگ‌ووارنگ، به همدیگر بدگمان می‌شوند. تهمت‌ها آغاز می‌شود. هر که هم‌صدا نیست، هرکه ساکت است، به چشم دشمن دیده می‌شود. و درست همان وقت، سایکوپت‌ها پا به میدان می‌گذارند و از هراس مردم نیرو می‌گیرند، در لباس نجات ظاهر می‌شوند و روان‌های ترسیده‌ی ما را به بند می‌کشند. این صحنه را بارها دیده‌ایم. نام‌ها عوض شده، چهره‌ها عوض شده، اما درد همان درد است. امروز، بیش از هر زمان، باید از خود بپرسیم: این خشم، این بدگمانی، این تهمت‌ها، به سود کیست؟ چه کسی از ترس ما قدرت می‌گیرد؟ و کجا ایستاده‌ایم، وقتی از هراس، دست به دامن هر صدایی می‌شویم که فریاد می‌زند «من می‌دانم»؟ اصلا مگر کسی هست که بداند؟ سایکوپت‌ها از دو چیز نیرو می‌گیرند: از ترس ما، و از اعتماد بی‌جا به قدرتی که در دل بحران می‌تراشیم. من از دو دام می‌ترسم: امیدی که چشم بر خطر می‌بندد، و ناامیدی‌ای که توان ایستادن را از ما می‌گیرد. امید اگر واقعی نباشد، ما را به خواب می‌برد. ناامیدی اگر مطلق شود، دست‌هایمان را می‌بندد. راه میانه همان است که دشوار است: امیدی هوشیار، امیدی که ببیند و بفهمد و بایستد. امیدی که از دل خرد و شرافت برآید، نه از شعار و احساسات. ما در برابر میهنمان مسئولیم، و باید پیش از هر قضاوت، پیش از هر کلمه‌ی تلخ، پیش از هر خشم، لحظه‌ای درنگ کنیم. از خود بپرسیم: این سخن، این خشم، این سکوت، این امید، این ترس، ما را به کجا می‌برد؟ چه کسی از آن بهره می‌برد؟ اگر پاسخ صادقانه «مردم» بود، هرچه می‌کنیم خوب است! ما در میانه‌ی طوفانیم و این پرسشی ضروری است: چطور می‌توان اندک خردی را که میان ما مانده، از گزند این طوفان نگاه داشت؟ هیچ نیروی بیرونی و درونی، بی روانی ویران، بر مردمی چیره نمی‌شود. این را خوب می‌دانیم. بایستیم، نگاه کنیم، و به یاد بیاوریم: ارزشمندترین چیزی که شاید برایمان بماند، این خاک، این خانه، این مردم است. همین. علی نریمان
0
18
معرفی رویکرد روان‌درمانی متمرکز بر انتقال TFP-E علی نریمان جمعه ۲۳ خرداد، ساعت ۱۸ تا ۲۰ رایگان لینک برنامه در گروه دورهمی کوچ
معرفی رویکرد روان‌درمانی متمرکز بر انتقال TFP-E علی نریمان جمعه ۲۳ خرداد، ساعت ۱۸ تا ۲۰ رایگان لینک برنامه در گروه دورهمی کوچ قرار خواهد گرفت: https://t.me/+XtBtU5Z8rBdlNzg0
0
19
🧬 فروید و داروین 🐈‍⬛ فروید در ششم ماه مه ۱۸۵۶، دو سال و دو ماه پیش از آن‌که داروین و آلفرد راسل والاس نظریه‌ی فرگشت را به انجمن لینئوس لندن معرفی کنند، در موراویا زاده شد. زندگانی و آثار فروید، در پیوندی تنگاتنگ با این «انقلاب داروینی»، نه‌تنها بازتاب تأثیرات آن‌اند، بلکه خود حامل پیچیدگی‌ها، سوءتفاهم‌ها، و حتی مقاومت‌هایی مشابه‌اند که بر نظریه‌ی داروین سایه افکنده بود. 🐈‍⬛ اگرچه فروید و داروین هرگز دیدار نکردند، اما عمرشان برای بیش از یک‌چهارم قرن هم‌پوشانی داشت. فروید در دوران تحصیل در دبیرستان وین (۱۸۶۵ تا ۱۸۷۳) تحت تأثیر مستقیم اندیشه‌های داروینی قرار گرفت و بعدها در سال ۱۹۲۴، در شرحی هفتاد صفحه‌ای از مشارکت خود در شکل‌گیری روان‌کاوی، به صراحت از نظریه‌های داروین به‌عنوان یکی از تأثیرات اولیه‌ی فکری‌اش یاد کرد. 🐈‍⬛ در هفتاد و یک‌سالگی، فروید «مطالعه‌ی تکامل» را بخش لاینفک آموزش برای روان‌کاوان دانست؛ عنصری که او خود در دوره‌ی پزشکی فرا گرفته بود، اما آن را فراتر از آموزش دانشگاهی برای پزشکان می‌دید. به باور فروید، دانش زیست‌شناسی، زیر‌بنای فهم پدیده‌های روانی است و روان‌کاوی باید ریشه در زمین سخت و بنیادین زیست‌شناسی داشته باشد. #رواندرمانگر #ساختار_شخصیت #داروین #فروید #روانکاوی #ناهشیار #روانکاوی_فرویدی #زیگموند_فروید #تکامل #فرگشت @GorbehSchool
0
20
🐈‍⬛ فروید در ششم ماه مه ۱۸۵۶، دو سال و دو ماه پیش از آن‌که داروین و آلفرد راسل والاس نظریه‌ی فرگشت را به انجمن لینئوس لندن معرفی کنند، در موراویا زاده شد. زندگانی و آثار فروید، در پیوندی تنگاتنگ با این «انقلاب داروینی»، نه‌تنها بازتاب تأثیرات آن‌اند، بلکه خود حامل پیچیدگی‌ها، سوءتفاهم‌ها، و حتی مقاومت‌هایی مشابه‌اند که بر نظریه‌ی داروین سایه افکنده بود. 🐈‍⬛ اگرچه فروید و داروین هرگز دیدار نکردند، اما عمرشان برای بیش از یک‌چهارم قرن هم‌پوشانی داشت. فروید در دوران تحصیل در دبیرستان وین (۱۸۶۵ تا ۱۸۷۳) تحت تأثیر مستقیم اندیشه‌های داروینی قرار گرفت و بعدها در سال ۱۹۲۴، در شرحی هفتاد صفحه‌ای از مشارکت خود در شکل‌گیری روان‌کاوی، به صراحت از نظریه‌های داروین به‌عنوان یکی از تأثیرات اولیه‌ی فکری‌اش یاد کرد. 🐈‍⬛ در هفتاد و یک‌سالگی، فروید «مطالعه‌ی تکامل» را بخش لاینفک آموزش برای روان‌کاوان دانست؛ عنصری که او خود در دوره‌ی پزشکی فرا گرفته بود، اما آن را فراتر از آموزش دانشگاهی برای پزشکان می‌دید. به باور فروید، دانش زیست‌شناسی، زیر‌بنای فهم پدیده‌های روانی است و روان‌کاوی باید ریشه در زمین سخت و بنیادین زیست‌شناسی داشته باشد. #رواندرمانگر #ساختار_شخصیت #داروین #فروید #روانکاوی #ناهشیار #روانکاوی_فرویدی #زیگموند_فروید #تکامل #فرگشت @GorbehSchool
0