dəsoxyn
رفتن به کانال در Telegram
200
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
-خاطرات تلخ پاک خواهند شد،اما تاثیرات اونها تا ابد روی ناخوداگاه و اینده خواهند موند.
هر قسمتی از زندگی شامل برگه های تاخورده ای میشه که گوشه ی مغز،برای سالها خیس میخورن،کم کم توی مایع افکار حل میشن و تمام اونا وارد شیره ی جون میشن .
بیشتر و بیشتر،مثل جوهری که روی برگه ی خیس پخش میشه و همه چیز رو در بر میگیره،هرچیزی که بود و نبود و تمام محتویات اون برگه رو پاک میکنه و اب روهم الوده میکنه،جوهری که اغشته به درد و تلخی صحنه هاست،حالا جوهری میشه که برگه های جدیدِ زندگی باهاش نوشته میشن،با همون جوهره ی دردمند و سیاه،اینده و حال رقم میخوره و گذشته هرگز انبار و فراموش نمیشه...
Вся моя жизнь полна тьмы, я думал, что твое присутствие было светом в моем одиноком уголке, но оно сделало меня еще темнее Было ли это обещанием?!
I believe, I believe you could love me
But you're lost on the road to misery
And what I gave to you
I could never get back!
اینجا بسی دور است و چقدر وسیع.
چقدر کوچک هستیم،همانند ذره هایی که باهم،ذره ای بزرگتر میسازند،چقدر ناچیزیم و بدست اوردنی
از ان بالا،نه بزرگی ها معلوم میشد نه کوچکی ها،نه زیبایی ها و نه زشتی ها،نه خوشی ها و ناخوشی ها،نه پول و نه فقر،نه مرد و نه زن،نه حیوان نه انسان،ما همگی باهم تنها قسمتی از این زمین بودیم که زیستن حکم ما بود و فکر میکردیم فرق هایی بینمان وجود دارد،اما هیچوقت نداشت.
من نقص های تو و زشتی هاتو از برم،عاشق این ادمِ پر از کمبود شدم.
تغییر نکن،من با چیزی عوضت نمیکنم.
