dəsoxyn
رفتن به کانال در Telegram
200
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
سرابی از تعلل روحش را ذره ذره به ذلت نزدیک میکرد و مرگ را درِ خروجیِ تمام دردهایش میشمرد.
هربار که صدای تیکتاک ساعت،به در و دیوار اتاقِ غرق در ارامش تان میخورد،همزمان گوشه ای از جهان به یکباره میلرزد.
قلبی ترک میخورد،قلبی ترمیم میشود،اشک هایی پاک و میشوند و اشک هایی فرو میریزند،زندگی ای متولد میشود و زندگی ای،نامه ی بدرود خود رو امضا میکند،انسان ها،لحظه ای اشنا هستند و لحظه ای دیگر،غریب و دشمن،احساسات لحظه ای درمان و لحظه ای دیگر درد بی درمان هستند.
و زندگی،ادامه دارد.
Repost from 𝗌𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾 𝖾𝗍𝖾𝗋𝗇𝖾𝗅.
فور کنید از عکسای توی آینهای تون بزارید، من فورش کنم اینجا و باهم شیپتون کنم.
ما از بودن در دامان طبیعت لذت میبریم؛ بیشتر بخاطر اینکه او نظری دربارهی ما ندارد.
- نیچه
