شعر و غزل ناب🦋
رفتن به کانال در Telegram
محفلی برای دیده شدن #شعر # غزل #دوبیتی #دلنوشته ارتباط باادمین @Navay_del_sa
نمایش بیشتر730
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
ظلم در عالممداومنیست ، باطل رفتنیست
رویخورشید ابر دائمنیستحائل رفتنیست
تا ابد حق پایـدار است ای بشـر آگاه باش
غیر از این بی انتها هـر راهِ مایل رفتنیست
سیرتِ زیباست باقی نیست غـیری ماندگار
با خدا همـراه شو شکل و شمایل رفتنیست
قانعِ حق باش ای دل تا شوی خوش عاقبت
خواستنپایانندارد ،خواهشِ دل رفتنیست
فکـرِ زیبا کن که افـکارت شود کـردارِ نیـک
جز همیندر زندگیهر گونهحاصلرفتنیست
در مسـیر زنـدگـی آمـاده ی پــرواز باش
این مسافر تا ابد منزل به مـنزل رفتنیست
از خـدا غـافـل نـبـاش ای ناخدای با خـدا
کشتیِنابسته در طوفان بهساحل رفتنیست
#امیررضابهنام
#شعروغزل_ناب🦋
کمی از تو، کمی بوسه ،کمی برف
کمی از غنچه ی افتاده از حرف
کمی #صبح و زیادی تنگ آغوش
چه رویاییست! آن دریاچه ی ژرف
#میم_ابراهیم_حسینی
#بامدادی
#شعروغزل_ناب🦋
Repost from 🎵مطربانه(سروده های مطرب🎶 میم_ابراهیم حسینی)
کمی از تو، کمی بوسه ،کمی برف
کمی از غنچه ی افتاده از حرف
کمی #صبح و زیادی تنگ آغوش
چه رویاییست! آن دریاچه ی ژرف
#میم_ابراهیم_حسینی
#بامدادی
@motrebaaneh
Repost from 🎵مطربانه(سروده های مطرب🎶 میم_ابراهیم حسینی)
کمی از تو، کمی بوسه ،کمی برف
کمی از غنچه ی افتاده از حرف
کمی #صبح و زیادی تنگ آغوش
چه رویاییست! آن دریاچه ی ژرف
#میم_ابراهیم_حسینی
#بامدادی
@motrebaaneh
بر ما گذشت نیک و بد
اما تو روزگار
فکری به حال خویش کن
این روزگار نیست..
#عماد_خراسانی
#شعروغزل_ناب🦋
نامِ تو را دارد نگینی بر سرِ انگشترم
انگشترم هر لحظه میگوید به او تاجِ سرم
انگشت میبالد به خود از تاجِ شاهی داشتن
دستم به سر میگوید از بختِ خوشم از تو سرم
سر فخر دارد از شبیه تاج بودن بر تنم
گردن به سر میگوید ای سرور برایت نوکرم
دندانِ من روی لبم درحسرت است از شدتِ
برقی که دارم در دوچشم از دیدنِ این گوهرم
با هر طپش قلبم درونِ سینه میگوید #علی
رگها خوش اند از حرکتِ عشقِ علی در جوهرم
بیش از عسل طعمِ دهانم با تو شیرین میشود
نام تو را وقتی که از دل بر زبان می آورم
این افتخارم در دو عالم بر خلایق هست که
عشقِ تو را دارم به دل ای جانِ جان ای دلبرم
#امیررضابهنام ۱۴۰۲/۴/۱۶
#یاعلی
#شعر_جدید
ای دل! مگر نگفتمت از عشق دور باش
عاشق شدی..! بمیرم الهی صبور باش
باری! گذشت گردنهی برفگیرمان
از این به بعد ای دل عاشق تنور باش
دیروز سنگ بودی و امروز شمعدان...
اکنون که قیمتی شدهای پای نور باش
اکنون که وزن مرکب و شیرین به دوش توست
فرهادوار بادیه طی کن، غیور باش
از پیرهن جدا شو که ابریست آسمان
باران تو را نشانه گرفته، جسور باش...
مومن! بهشت غیر مسیر بهشت نیست
در دوزخ «چه وقت و کجا» بیحضور باش
خاک است خاک، مقصد کل تناوران
کمتر به فکر تغدیهی مار و مور باش...
در دورهی تشخص مردابمشربان
مانند رود بگذر و اهل عبور باش...
دل را به پاس آمدنت شستم از غبار
ای زن! کنون کنار دلی بیغرور باش
تا با خبر شدم که به من دل سپردهای
گفتم علی مراقب جام بلور باش...
افسوس را به ساغر لبهای او ببین
حالی! شرنگ خاطره را بیمرور باش
ای چشم! آبروی مرا بیشتر مریز
ای آستین! بجنب! کجایی! نمور باش...
ای نبض! از امید نیوفتی، بزن، بکوب
یکگوشهچشم میرسدت غرق شور باش
ای دست! نوح باش در امواج طرهاش
ای شانه! تکیهگاهتر از کوه طور باش
آتش بزن به کل تنش پابهپا مکن
آغوشجان! به اژدر تردید زور باش
یونُس شو در میان تن شاهماهیاش
دریا کنار توست... مهیای تور باش
ای شعر! پیش این زن زیبا بلند شو
پر طمطراق مثل خودش باشعور باش
شعرم به بند میکشدت مثل من اگر
عاشق شدی...بمیرم الهی صبور باش
#علی_فرزانه_موحد
#شعروغزل_ناب🦋
سلام از دل به شاهی که ضریح اش تاک دارد
که تاک اش ریشه در دل ، شاخه در افلاک دارد
سلامی گرم از دل بر شهنشاهِ عظیمی
که قدرِ کلِّ عالم بر خدا ادراک دارد
سلامِ عادلان بر آن که خود مفهومِ عدل و...
عدالت در فراق اش گونه ای نمناک دارد
سلام از دل به شاهی که امیر المومنین است
بر آن نامی که در دل تا ابد پژواک دارد
زمین پُر برکت از نعلینِ دُر ریزِ علی شد
که در خاکِ نجف دُرهای ناب و پاک دارد
بزرگ و با وقار و کوه نوری بی مثال است
اگر چه دوستانی کمتر از خاشاک دارد
خدا را شُکر در دنیای ظُلمت خیز، مولا
از آن بالا توجه سوی مشتی خاک دارد
هزاران شکر باید گفت بر جان آفرین اش
که انسان بی علی احوالِ وحشتناک دارد
بپرسید از خود ای اهل خِرَد ، علت چه چیز است؟
که در ماهِ رجب بر سینه کعبه چاک دارد
اگر خواهانِ رشدی یا علی را ذکرِ لب کن
علی حتی اِرادت بر دلِ شکّاک دارد
دلا تا میتوانی با ارادت #یاـعلی گو
که بی یاد اش تن و جان ضعف و اِستهلاک دارد
سلامی تا ابد از کلّ خِلقت بر کسی که
دلی نرم و دمی گرم و سَری بی باک دارد
امیررضابهنام ۱۴۰۴/۱۰/۸
پیشاپیش #روزـمرد و #پدر مبارک
بنوشم از نگاهت ، زمزم ِ صبح
بپوشم با تو از ، ابریشم #صبح
بچسبد بر لبم ، لب های مستت
شبیه شیشه و شبنم ، دم صبح
#میم_ابراهیم_حسینی
#بامدادی
#شعروغزل_ناب🦋
چه میشود که بگویی تو با صدای خودت
دلم هوای تو دارد فقط هوای خودت
خدای شعر منی ای الههی نازم
بخوان برای من از نای پر نوای خودت
پناه میبرم امشب به حصر بازوهات
مرا به خلسه ببر با همان صفای خودت
تو عاشقانه ترین جلوه ای در آینه ام
بیا و نور بپوشان به چشم های خودت
به یاد خاطرهها خنده میکنم تو ولی
کنار برکه قدم میزنی برای خودت
چطور این همه یک مرتبه عوض شده ای
چه کردهام که شدی آتش سرای خودت
#شهناز_کندی(ترنّم)
#شعروغزل_ناب
چشم هایت ، بی محابا میکند ، دل را خراب
پس نزن آتش به لبخندی در این ویرانه نه!
دست در دست غزل ها ، میروی با خاطرات
پا به پای بی وفایی ، آبرومندانه ، نه
هر چه میخواهی بکن، جز با سر زلفت کمین
التماست میکنم من ، این یکی را شانه ، نه!
تو همان نسرین باغی ، حرف پشتت بیشمار
هیچکس هرگز نخواهد شد منِ پروانه ، نه!
یا بِرانم ، یا بخوانم ، یا بگو گم میشوم
میروم هر جا بگویی ، از در میخانه ، نه!
خوابهایم عرصه ی دیوانه بازی های توست
یک نفس، هنگامه بازی در شبِ کاشانه ، نه؟
پایکوبان می روی با هر غریب و آشنا
با همه میخندی و با #مطربِ دیوانه ، نه!؟
#میم_ابراهیم_حسینی
#قطعه
#شعروغزل_ناب🦋
یکی آرزو مونده توی دلش
که شب دست خالی به خونه نره
یکی شب به شب آرزو میکنه
که روزای درموندگی بگذره
یکی آرزو میکنه آسمون-
یه کم با زمین مهربون تر بشه
به اندازه ی بغض توو سینه ها
یه خرده گلوی زمین تر بشه
چرا باید افتادن از شاخه ها
همه ش آرزوی دل برگ شه؟
خدای توی این شب آرزو
نذار آرزوی کسی مرگ شه
نباید نگاه کسی خیس شه
نباید بره آبروی کسی
شب آرزو آرزو میکنم
که خنده نشه آرزوی کسی
چی میشد که چشمای مونده به در
توو اون جمعه ی سبز بیدار شه؟
دیگه وقتشه بعد این انتظار
شب آرزو، روز دیدار شه..
#سیده_تکتم_حسینی
#لیله_الرغائب
#شعروغزل_ناب🦋
Repost from N/a
ارزو دارم که باشم هم مسیر رد پایت
همسفر باشیم باهم در قطار زندگیمان
#رویا_احمدی(آلما)
@navay_d_e_l
آرزو میکنَدَم با تو شبی بودن و روزی
یا شبی روز کنی چون من و روزی به شب آری
#سعدی
#شب_آرزوها
ببین در چهره ی غمگینِ من حالِ پریشان را
به آغوشت بکش این عاشق سر در گریبان را
مگر با بودنِ تو بشکند این بغضِ تکراری
که شاید تر کنم با گریه ام آغوش گلدان را
نخِ پیراهنم این روزها بوی تورا دارد
گرفته عطر گیسویت تمامِ خاک ایران را
به لطفِ خالِ روی گونه ات در دام ات افتادم
زمانِ خنده زیبا میکنی چالِ زنخدان را
چرا ابلیس با خلقِ خدا اینگونه لج دارد؟!
به چالش می کشاند گبر را و هم مسلمان را
بهشتی را حراج لحظه ی بوسیدنت کردم
چنین سیبِ لبِ تو از دلم دزدیده ایمان را
بهاری می شود دنیای من وقتی تورا دارم
به یغما میبَرَد گرمای آغوشت زمستان را
#محسن_یزدان_دوست
#شعروغزل_ناب🦋
با عشق تو دل پاک و مصفّا شده است
مانند گلی نادر و زیبا شده است
از عطر حضور تو شده مثل بهار
انگار نه انگار که یلدا شده است
✍️#علیخوشقامت
🎙#ایلماه 👑
یلداتون مبارک(پیشاپیش)
🌹🌹🌹🌹 🆔️@avaIlmah
دیگران در تب و تاب شب عیدند ولی
من به دنبال رسیدن به تو در تاب و تبم
#امیررضا_بهنام
به سوی مسجد و میخانه و به سوی گناه
خیال خام تو ما را ببین کجا ها برد !
امیررضابهنام
یلداتون مبارک عزیزان 🌺🌺🌺
قسم به انار ترک خوردهی دلم
به سیاهی چشمانت
به سپیدی قلبت
و به سرخی عشقت
که دانه دانه
در وجودم ریختهای
وقسم به فال حافظ
که تویی اجابت فالم
بدان که تو ،
یلدایی ترین آرزوی منی...
#رویا_احمدی(آلما)🖌
#جشنواره_یلدایی🍿🍬🍉☕️
@navay_d_e_l
#آوایش_الهام 🎙
#آوایش_فرشته 🎙
https://t.me/+sSOUoizww2hkNTM0
🍉🌧🍉
نَم نَمَک آذر به خاکستر مُبَدَّل میشود
در شبِ یلدا زمستان هم مُسَجَّل میشود
قامت تاریکی شب تاکنون میشد بلند
قدِّ روز و روشنی زین پس مُطَوَّل میشود
تا دوباره مهر و آبانی بِزایَد روزگار
می رَوَد پاییز و نُه ماهی مُعَطَّل میشود
هرچه بِالاِجمال از سرما در آذر گفته شد
شرحِ آن در سطرهای دِی مُفَصَّل میشود
مصدرِ " شِدَّت" برای سوز و سرمای هوا
صرف، در دیماه با تَفعیل و اَفعَل میشود
ضامنِ باران و یخبندان روی تک تیر بود
در زمستان روی رگبار و مُسلسل میشود
باز هم جبرانِ کم بارندگی در طولِ سال
بر رویِ دوشِ دی و بهمن مُحَوَّل میشود
ابر رنگین پوست میزایَد سفید و نقره گون
مشکلِ کمبودِ آبِ دشت ها حَل میشود
شعله ی آذر، شبِ یلدا شود خاموش و سرد
جشن نور و روشنی برپا مُجَلَّل میشود
#حسین_داستان ۱۴۰۴/۰۹/۲۸
به نام خدا و با سلام و احترام، ظهر آخرین آدینه آذرماه تان بخیر و خوشوقتی.
#پیشاپیش_یلدا_مبارک
❤️❤️❤️
میوزد باد صبا، تا که دل از ما ببرد
عطر مویت، صنما! هر دل شیدا ببرد
میشود باغ و گلستان، همه جا، دشت و دمن
گر نسیم سحری، بوی تو آنجا ببرد
چهرهات، گل و لبت، غنچه و مویت، سنبل
رونق گل شکند، گر به تماشا ببرد
گشتهام از کَرَمت، دست طلب، مثل چنار
جز تو دل، پیش چه کس، دست تمنّا ببرد!؟
شام هجران تو آنقدر گران آمده است
که دگر رونق هر چه شب یلدا ببرد
تا به کی از غم هجر تو بنالم!؟ ترسم
موج اشکم، همه را تا دل دریا ببرد
ماه من! از پسِ این ابر، نشان دِه رویت
تا دل خلق جهان آن رُخ زیبا ببرد
#محمد_رضا_قاسمیان
#شعروغزل_ناب🦋
