fa
Feedback
Anarchotopia

Anarchotopia

رفتن به کانال در Telegram

خط سوم. هێڵی سێیەم.

نمایش بیشتر
340
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
https://t.me/daneshagahi/3843 همون‌طور که بوکچین می‌گه:
یا بشریت با کله می‌ره به‌سمت نابودیِ اکولوژی --> نابودی خودمون و انقراض. یا به‌سمتِ یک تولد دوباره و تمدنی نُو¹ خواهیم رفت.
چامسکی هم می‌گه: – به‌نظر شما در آینده چه فاکتوری می‌تونه معادلات رو تغییر بده؟ چه فاکتوری می‌تونه سیاست رو زیرورو کنه؟
به‌نظر من، کسی (گروهی، دولتی، ...) که بتونه محیط‌زیست رو نجات بده. چون داریم نابود می‌شیم. پس اگر کسی بتونه این رو وارد معادلاتش کنه، در سیاست جهانی می‌تونه تأثیر عمیق و گسترده‌ای بذاره.
در این پست. نمی‌دونم چجوری و با چه زبونی تأکید کنم: مسئلهٔ اکولوژی از مهم‌ترین‌ها ست. اگر 5 فاکتور مهم‌تر وجود داشته که مسیر بشریت رو تعیین کنه، اکولوژی یا اولینه، یا دومی. مسئله نه حتی سیاست، بلکه بقا ست. #Chomsky, #Bookchin, #Ecology, پ.ن 1: بیوی کانال و اسمِ کانال به همین تمدنِ نو اشاره داره.

بله دوستان، من امید دارم. در وضعیتی که مسئولین به‌دلیلِ این‌که پول‌شون رو ندادن، من به این مردمی که خودجوش صدها کیلومتر رو بُریدن و از درآمد چندروزشون زدن تا آتش یک‌جایِ دیگه رو خاموش کنن، امید دارم. درضمن، این وضعیت زاگرس که در پست دومی بهش اشاره شده کاملاً کاملاً جدیه: زاگرس نابود بشه، عملا و رسما کل ایران از دست می‌ره.

کپشن پست:
این بار نوبت ما بود که راه شمال را در پیش بگیریم… صدای مردم کورد در این فیلم، صدای دل‌هایی‌ست که پس از سال‌ها سوختن زاگرس، باز هم بی‌منت کنار مردم شمال ایستادند. نه برای جواب‌دادن به کسی، نه برای مقایسه؛ برای انسانیت، برای خاکی که مرز نمی‌شناسد، برای دردی که مشترک است. آتش که می‌سوزد، ما همه یک ملتیم… و زیبایی ما همین ایستادن کنار هم است.
لینک پست این پست هم حتما ببینید: https://www.instagram.com/reel/DRY9MauDbnG/ دوستان، این پست برای این نبود از کوردها تعریف کنم، از جاهای دیگه هم رفتن :)). این پست: https://www.instagram.com/reel/DRZ3v30iIEG/ آتش‌زدن بلندی‌ها و سبزی‌های ئاویەر (آبیدر) توسط ارزشی‌ها (نمی‌دونم این پست چقدر معتبره): https://www.instagram.com/reel/DPZON8yAFLB/

مقدمه تموم شد، اما با چه قیمتی؟!! در واقع، پایانِ مقدمه باز بود و دعوت به ... :) دارم می‌ترسم از این کتاب.
مقدمه تموم شد، اما با چه قیمتی؟!! در واقع، پایانِ مقدمه باز بود و دعوت به ... :) دارم می‌ترسم از این کتاب.

#هیچی چرا مقدمهٔ این کتابه تموم نمی‌شههههه 😭. هی داره تموم نمی‌شه. همه‌ش 18 صفحه‌ست و 2 صفحه مونده. ولی...

در تاریخ ثبت خواهند کرد: در سال 2025 در ایران، مُلایان برای باریدنِ باران نماز باران برگذار کردند و باران بارید. البته، فقط وقتی قبلش هواشناسی تأیید کرد!

... و به نظر من، این یک مشکل غیرقابل‌حل است. ببینید، ساندینیست‌ها سعی کرده‌اند اقتصاد مختلطی را اداره کنند: آنها سعی کرده‌اند برنامه‌های اجتماعی به نفع جمعیت اجرا کنند، اما در عین حال مجبور بوده‌اند به جامعه تجاری متوسل شوند تا از فرار سرمایه که کشور را نابود می‌کند جلوگیری کنند. بنابراین اکثر بودجه عمومی، اگر بودجه‌ای وجود داشته باشد، به‌عنوان رشوه به ثروتمندان می‌رود تا آنها را به سرمایه‌گذاری در کشور ترغیب کنند. تنها مشکل این است که ثروتمندان ترجیح می‌دهند سرمایه‌گذاری نکنند مگر اینکه قدرت سیاسی داشته باشند: آنها ترجیح می‌دهند جامعه را نابود شده ببینند. پس ثروتمندان رشوه‌ها را می‌گیرند و آنها را به بانک‌های سوئیس و میامی می‌فرستند — چون از نظر آنها، دولت ساندینیست اولویت‌های اشتباهی دارد. منظورم این است که این افراد به همان اندازه که کنگره از دموکراسی متنفر است، از دموکراسی متنفرند: آنها می‌خواهند سیستم سیاسی در دست نخبگان ثروتمند باشد، و وقتی دوباره این‌طور شود، آن را «دموکراسی» می‌نامند و سرمایه‌گذاری را از سر می‌گیرند، و اقتصاد بالاخره شروع به کار می‌کند. Understanding Power، Chapter 2 - 8: Democracy Under Capitalism Noam #Chomsky فصل 2- 8: دموکراسی در نظام سرمایه‌داری بریده: #درک_قدرت

مرد: شما اشاره کردید که برای نجات محیط‌زیست به برنامه‌ریزی اجتماعی مشارکتی نیاز داریم. می‌خواهم بدانم، آیا تمرکززدایی قدرت به‌نحوی با تلاش برای نجات محیط‌زیست در تعارض نیست؟ منظورم این است که بدون نوعی توافق مرکزی نمی‌توان این کار را انجام داد، این‌طور نیست؟ خب، اول از همه، توافق‌ها لزوماً به اقتدار متمرکز نیاز ندارند، فقط انواع خاصی از توافق‌ها این‌طور هستند. فرض اولیه، حداقل، این است که تمرکززدایی قدرت به تصمیم‌گیری‌هایی منجر می‌شود که منافع کل جمعیت را منعکس می‌کند. ایده این است که سیاست‌هایی که از هر نوع دستگاه تصمیم‌گیری بیرون می‌آیند، به‌طور کلی منافع افرادی را که در تصمیم‌گیری دخیل هستند منعکس می‌کنند — که به نظر منطقی می‌رسد. بنابراین، اگر تصمیمی توسط یک اقتدار متمرکز گرفته شود، منافع گروه خاصی که در قدرت است را نمایندگی می‌کند. اما اگر قدرت واقعاً در بخش‌های بزرگی از جمعیت ریشه داشته باشد —اگر مردم واقعاً بتوانند در برنامه‌ریزی اجتماعی مشارکت کنند— احتمالاً این کار را بر اساس منافع خودشان انجام می‌دهند، و می‌توان انتظار داشت که تصمیم‌ها آن منافع را منعکس کنند. خب، منافع جمعیت عمومی حفظ حیات انسانی است؛ منافع شرکت‌ها کسب سود است — این‌ها منافع اساساً متفاوتی هستند. Understanding Power، Chapter 2 - 8: Democracy Under Capitalism Noam #Chomsky فصل 2 - 8: دموکراسی در نظام سرمایه‌داری بریده: #درک_قدرت

دو فاکتورِ متحول‌کنندهٔ آینده. مرد: برای رفتن به سطحی کلی‌تر، پروفسور — من علاقه‌مندم بدانم آیا فکر می‌کنید در چند دهه گذشته تحولات جدیدی در صحنه بین‌المللی رخ داده که مردم باید هنگام تحلیل اتفاقاتی که در جهان در جریان است، از آنها آگاه باشند؟    به نظر من، حداقل دو موضوع واقعاً مهم و جدید در حال شکل‌گیری است: یکی تغییر در اقتصاد بین‌المللی است. و دیگری تهدید علیه محیط‌زیست — که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت، چون اگر بیش از این در مواجهه با آن تأخیر کنیم، دیگر تاریخ بشری چندان ادامه نخواهد یافت. Understanding Power, Chapter 2 - 7: Two New Factors in World Affairs فصل 2 - 7: دو فاکتور جدید در امور جهانی Noam #Chomsky #بریده: #درک_قدرت پ.ن: گفته‌های این کتاب مربوط بع سال‌های 1998 تا 2000 هست. #اکولوژی

عجب... آمریکا کشور عجیبیه! عجییییبببب! فسیل‌ها برایِ گمراه‌کردن هستند پس!

#بنیادگرایی واقعاً اتفاق شگفت‌انگیزی رخ داده است. مطالعات بین‌فرهنگی زیادی درباره آنچه دانشمندان علوم اجتماعی «تعصب دینی» می‌نامند انجام شده است—نه افرادی که صرفاً به خدا اعتقاد دارند یا به کلیسا می‌روند، بلکه کسانی که به‌صورت افراطی و متعصبانه به دین پایبندند، به‌گونه‌ای که این تعهد دینی تمام زندگی‌شان را در بر می‌گیرد. این مطالعات نشان می‌دهند که این ویژگی معمولاً در جوامع پیشاصنعتی دیده می‌شود — در واقع، ارتباط بسیار نزدیکی با صنعتی‌سازی دارد: هرچه صنعتی‌سازی افزایش می‌یابد، این نوع تعصب دینی کاهش می‌یابد. اما دو کشور از این الگو خارج هستند. یکی کانادا است که با توجه به سطح صنعتی‌سازی‌اش، تعهد بنیادگرایانه بیشتری از آنچه انتظار می‌رود دارد. دیگری ایالات متحده است که کاملاً خارج از نمودار است: ما مانند یک جامعه دهقانی ازهم‌گسیخته هستیم. طبق آخرین مطالعه‌ای که در حدود سال ۱۹۸۰ دیدم، ایالات متحده در سطح بنگلادش بود و بسیار نزدیک به ایران قرار داشت. هشتاد درصد آمریکایی‌ها به معنای واقعی کلمه به معجزات دینی اعتقاد دارند. نیمی از جمعیت فکر می‌کنند جهان چند هزار سال پیش خلق شده و فسیل‌ها برای گمراه کردن مردم قرار داده شده‌اند یا چیزی شبیه به این — نیمی از جمعیت! چنین چیزهایی در سایر جوامع صنعتی دیده نمی‌شود. بسیاری از دانشمندان علوم سیاسی و دیگران سعی کرده‌اند بفهمند چرا این ناهنجاری وجود دارد. این یکی از جنبه‌های متعددی است که ایالات متحده را غیرمعمول می‌کند، بنابراین باید دید آیا این با دیگر ویژگی‌ها مرتبط است یا خیر — و ویژگی‌های دیگری هم وجود دارد. برای مثال، ایالات متحده جنبش کارگری بسیار ضعیفی دارد و نظام سیاسی آن به‌طرز غیرمعمولی محدود است. فکر کنید: هیچ کشور صنعتی غربی دیگری نیست که حزب سیاسی مبتنی بر کارگر نداشته باشد، اما ما از زمان حزب پوپولیست در دهه ۱۸۹۰ چنین چیزی نداشته‌ایم. بنابراین، ما جمعیتی بسیار غیرسیاسی داریم و این می‌تواند یکی از دلایل این پدیده باشد: اگر زندگی اجتماعی و سیاسی به شما فرصت‌هایی برای تشکیل جوامع و ارتباط با چیزهای معنادار برایتان فراهم نکند، مردم به دنبال راه‌های دیگری می‌گردند و دین یکی از گزینه‌های آشکار است. این موضوع به‌ویژه در جوامع سیاه‌پوست صادق است، جایی که کلیساهای سیاه‌پوست مرکز واقعی سازمان‌دهی هستند که زندگی را کنار هم نگه می‌دارند: ستم وحشتناکی وجود دارد، بسیاری از خانواده‌ها از هم می‌پاشند، اما کلیسا آنجا است، مردم را گرد هم می‌آورد و می‌توانند در این فضا با هم کارهایی انجام دهند. همین موضوع در بسیاری از جوامع سفیدپوست نیز صادق است. Understanding Power, Chapter 2: Religious Fanaticism فصل دوم: تعصب مذهبی Noam #Chomsky #بریده: #درک_قدرت

در غمِ ما روزها بی‌گاه شد؛ روزها با سوزها همراه شد. روزها گر رفت گو ((رو))؛ باک نیست؛ تو بمان، ای آن‌که چون تو پاک نیست! #مولانا

#معرفی ~ Murray Bookchin ~    One of the most important radical thinkers of the last century, Murray Bookchin (1921–2006) originated a reconstructive social theory called “social ecology¹,” blending aspects of classical Greek and modern philosophy, anarchism, anthropology, and ecology in an effort to rethink humanitiy's relationship with nature. His groundbreaking essay, “Ecology and Revolutionary Thought” (1964), was one of the first to assert that capitalism’s grow-or-die ethos was on a dangerous collision course with the natural world that would include the devastation of the planet by global warming. A long-time activist, and author of two dozen books on ecology, history, philosophy, and urbanization, Bookchin insisted that a complete transformation in social relations, in which all forms of hierarchy and domination were eliminated, was essential if we are to heal our relationship with nature. His work has influenced numerous movements around the world, including the New Left of the 1960s, the alterglobalization movement, the radical municipalism movement, and the Kurdish democratic confederalism project in Turkey and Northeast Syria. فارسی: موری بوکچین (۱۹۲۱-۲۰۰۶)، یکی از مهم‌ترین متفکران رادیکال قرن گذشته، یک نظریه اجتماعی بازسازی‌گر به نام «بوم‌شناسی اجتماعی¹» را بنیان نهاد که جنبه‌هایی از فلسفه کلاسیک یونان و مدرن، #آنارشیسم، #انسان‌شناسی و بوم‌شناسی (#اکولوژی) را در تلاشی برای بازاندیشی رابطه بشریت با طبیعت در هم می‌آمیزد. مقاله پیشگامانهٔ او، «بوم‌شناسی و اندیشه انقلابی» (۱۹۶۴)، یکی از اولین کسانی بود که ادعا کرد اخلاق «رشد کن یا بمیر» سرمایه‌داری در مسیر برخورد خطرناکی با جهان طبیعی قرار دارد که شامل ویرانی سیاره زمین توسط گرمایش جهانی خواهد بود. بوکچین، فعال قدیمی و نویسنده دو دوجین کتاب در زمینه بوم‌شناسی، تاریخ، فلسفه و شهرنشینی، اصرار داشت که اگر می‌خواهیم رابطه خود را با طبیعت بهبود بخشیم، دگرگونی کامل در روابط اجتماعی، که در آن همه اشکال سلسله مراتب و سلطه از بین برود، ضروری است. آثار او بر جنبش‌های متعددی در سراسر جهان، از جمله چپ نو دهه ۱۹۶۰، جنبش دگرجهانی‌سازی، جنبش رادیکال شهرداری‌گرایی و پروژه #کنفدرالیسم دموکراتیک کوردی در ترکیه و شمال شرقی سوریه تأثیر گذاشته است. منبع: From Urbanization to Cities: The Politics of Democratic Municipalism --› Murray Bookchin 1) Social Ecology (Academic Field) Social Ecology 1) بوم‌شناسی اجتماعی ➖➖➖➖➖➖➖➖ لینک‌های مرتبط: 💠 Democratic Autonomous Administration of North and East Syria 💠 Democratic Confederalism 💠 Rojava 💠 KCK - 💠 KCK in this Channel (ک‌ج‌ک در کانال) 💠 کنفدرالیسم دموکراتیک 💠 «کنفدرالیسم دموکراتیک چیست؟» 💠 م‌س‌د (مجلس سوریهٔ دموکراتیک) 💠 ادارهٔ خودمختار شمال و شرق سوریه 💠 روژآوا #بوکچین، #مشاهیر Murray #Bookchin

فک کنم در همین کتاب، یک‌جای دیگه می‌گه ((تروریسم، صرفاً آن کاری است که باب میلِ من نیست)). تعریفی که رووش ری‌پلای کردم حتی بدتره...! در نهایت: پس انقدر ((تروریست، تروریست)) نکنید. قانون رو دولت می‌نویسه، بعد بر اساس قانون خودش، فلان گروه و یا فرد رو تروریست می‌نامه 😂. شاهد روباه کیه؟ :)

اصطلاحات سیاسی زن: دکتر چامسکی، به نظر می‌رسد خود اصطلاحات گفتمان سیاسی ابزاری برای تبلیغ و پروپاگاندا در میان مردم هستند. زبان چگونه برای جلوگیری از درک ما و سلب قدرت از ما استفاده می‌شود؟ اصطلاحاتی که ما به کار می‌بریم همیشه بار ایدئولوژیک سنگینی دارند. هر اصطلاحی را انتخاب کنید —اگر اصطلاحی باشد که اهمیتی داشته باشد، مثل «و» یا «یا» نه— معمولاً دو معنا دارد: یک معنای لغت‌نامه‌ای و یک معنای به‌کاررفته در جنگ ایدئولوژیک. مثلاً «تروریسم» فقط کاری است که دیگران انجام می‌دهند. آنچه «کمونیسم» نامیده می‌شود، ظاهراً «چپ افراطی» است، اما از نظر من، این در واقع «راست افراطی» است، عملاً تفاوتی با فاشیسم ندارد. این افرادی که همه «محافظه‌کار» می‌نامندشان، اگر یک محافظه‌کار واقعی آنها را ببیند، از شدت تعجب در گور خود جابه‌جا می‌شود —اینها دولت‌گرایان افراطی‌اند، نه «محافظه‌کار» به معنای سنتی کلمه. «منافع خاص» به کارگران، زنان، سیاه‌پوستان، فقرا، سالمندان، و جوانان اشاره دارد — به عبارت دیگر، عموم مردم. تنها بخشی از جامعه که هرگز به‌عنوان «منافع خاص» نام برده نمی‌شود، شرکت‌ها و کسب‌وکارها هستند — چون آنها «منافع ملی» تلقی می‌شوند. یا مثلاً «دفاع»: هیچ‌گاه نشنیده‌ام دولتی اعتراف کند که در حال انجام عملی تهاجمی است؛ همیشه مشغول «دفاع» هستند، صرف‌نظر از اینکه چه می‌کنند —شاید «دفاع پیش‌دستانه» یا چیزی شبیه به آن. Understanding Power, Chapter 2: “Containing” the Soviet Union in the Cold War Noam #Chomsky #بریده: #درک_قدرت

یک توضیح کوتاه برای این پست و این پست و برای بعداً. با تموم احترامی که برای اعتبارِ جامعهٔ علمی و آکادمیک حاضرم، ولی اساسا: ما در سیاست و خصوصاً و خصوصاً در خبرگزاری‌ها چیزی به اسم «اعتبار» نداریم. بل‌که مهم و نامهم داریم. یعنی، از بیخ وقتی یک خبری میاد بیرون، اعتبارش نه به ناشرش، بلکه به «تاثیر اون خبر بر امر واقع» هست (مثلا شایعه‌پراکنی در سریال جومونگ رو یادتون بیاد 😄) و معیارهای دیگری... نمونه‌های فراوانی می‌تونم بیارم که فلان خبرگزاریِ معتبر یک چیزی گفته، اما امر واقع یک چیز دیگری بوده! نوآم #چامسکی در کتاب درک قدرت (#درک_قدرت) و هم‌چنین «ساخت رضایت¹»، خروارها نمی‌مونه میاره. تنها و تنها، سواد شخصی در سنجش خبرها به‌درد می‌خوره که متأسفانه ما اون‌قدر تنبل هستیم که نمی‌ریم مطالعه کنیم و نمی‌ریم بسنجیم!
البته، سابقهٔ اون خبرگزاری یا تحلیل‌گر هم به‌شدت مهمه.
پس، نه از من گله‌ای بر شما هست، نه از شما گله‌ای بر می‌تونه باشه، مگر این‌که بیایم روی تحلیلات شخصی بحث بکنیم. #نقد، #سیاست، #درک_قدرت 1) کتاب «تولید رضایت» یا «ساخت رضایت»، از نوام چامسکی. لینک‌های مرتبط: Manufacturing Consent Propaganda Model

روزنامه‌های محلی چه؟ یک روزنامه محلی کوچک داستان متفاوتی است. اما فرض کنید شروع کنید به کارهایی که به منافع کسب‌وکارهای محلی آسیب می‌زند—فکر می‌کنم متوجه خواهید شد که ادامه دادن به آن آسان نیست. احتمالاً می‌توانید گزارش‌های خوبی درباره مسائل بین‌المللی انجام دهید، چون در یک روزنامه کوچک محلی چندان اهمیتی ندارد.    مرد: نمی‌دانم — من اصلاً این منافع را در نظر نمی‌گیرم. من نویسنده بخش تجاری در منطقه‌ام هستم و می‌توانم هر کاری که می‌خواهم انجام دهم.    فکر می‌کنید هر کاری که می‌خواهید انجام می‌دهید؛ ببینید، تام ویکر در نیویورک تایمز هم فکر می‌کند هر کاری که می‌خواهد انجام می‌دهد، و درست فکر می‌کند. اما آنچه او می‌خواهد همان چیزی است که قدرت می‌خواهد. – همان.

... در سال ۱۹۷۶ یا ۷۷، تبلیغات و ارزش سهام نیویورک تایمز کمی کاهش یافت. بلافاصله مقالاتی در وال‌استریت ژورنال و بیزینس ویک درباره این موضوع منتشر شد که اشاره می‌کردند چه اتفاقی در حال رخ دادن است—بیزینس ویک در واقع گفت
اگر #نیویورک_تایمز متوجه نشود که یک کسب‌وکار است، دیگر در کسب‌وکار نخواهد بود.
Understanding Power, Chapter 1: The Media and Elite Opinion Noam #Chomsky #بریده: #درک_قدرت

سرِ مار … ! :)

... برای مثال، در موضوعاتی مثل برچیدن برنامه‌های دولت رفاه، یا توقف تسلیحات هسته‌ای، یا سیاست‌های آمریکا در آمریکای مرکزی در دهه ۱۹۸۰، یا ماهیت جنگ ویتنام، دیدگاه‌های مطرح‌شده در رسانه‌ها همیشه با افکار عمومی متفاوت بوده و هم‌راستا با نظرات نخبگان بوده است. Understanding Power, Chapter 1: The Media and Elite Opinion Noam #Chomsky #بریده: #درک_قدرت