تعلم اللغة الفارسية
رفتن به کانال در Telegram
القناة لتعلم اللغة الفارسية للاستفسار التواصل معي ... @Ali_khiled99
نمایش بیشتر781
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
فوریه '24
فوریه '24
+5
در 0 کانالها
ژانویه '24
+25
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+15
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+41
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+47
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+749
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 فوریه | 0 | |||
| 13 فوریه | 0 | |||
| 12 فوریه | 0 | |||
| 11 فوریه | +1 | |||
| 10 فوریه | +1 | |||
| 09 فوریه | 0 | |||
| 08 فوریه | 0 | |||
| 07 فوریه | 0 | |||
| 06 فوریه | +1 | |||
| 05 فوریه | +1 | |||
| 04 فوریه | +1 | |||
| 03 فوریه | 0 | |||
| 02 فوریه | 0 | |||
| 01 فوریه | 0 |
پستهای کانال
💚لا تتردد في الرجوع إلى الله حتى إن كثرت ذنوبك فالذي سترك وانت تحت سقف المعصية لن يخذلك وانت تحت جناح التوبة
❤️ در بازگشت به خدا تردید نکن حتی اگر گناهانت بسیار شود چون کسی که تورا زیر سقف معصیت پوشاند و رسوا نکرد . زیر چتر و بال توبه رها نمیکند
| 2 | في العراق ..
جمعة مباركة على الجميع بالخير واليمن والبركات ان شاء الله 🧡
في ايران ..
روزتون بخیر
روزخوبی داشته باشین
بمعنى /
يوم جيد
أتمنى لك يوم جيد | 486 |
| 3 | محادثة ..
- سلام خانما "خانمها"
= السلام عليكم ايتها السيدات
- سلام
= عليكم السلام
- ستوان (الهام) هستم از پلیس اگاهی
= الملازمة (الهام) من شرطة الجنايات
- فرمایشی داشتین
= هل من خدمة؟
- خدمت شما
= تفضلي
- شما خانم (بانتا آ) هستین "هستید"؟
= أنت الآنسة (بانتا آ)؟
- بله
= اجل
- لطفا برای جواب به چند تا سوال باید همراه ما بیاد اگاهی. پدر وومادرتون همینطور
= تفضلي معنا نريد طرح بعض الاسئلة عليك في دائرة الجنايات. وكذلك والداك
- برا چی بايد بیام اگاهی؟
= لماذا يجب أن نذهب الى الدائرة؟
- چیزی نیست فقط چند تا سوال
= لا شيء سنطرح عليكم بعض الاسئلة فقط
- در مورد چی؟
= عن أي موضوع؟
- شما شخص به نام (پدرام) میشناسین "میشناسید"؟
= هل تعرفين شخصاً يدعى (بدرام)؟
- بله, متأسفانه. ما قرار دارد ازدواج کنیم ولی الان هرچی بینمون بوده تموم شده
= اجل للأسف. كان من المقرر أن نتزوج لكن انتهى كل شيء بيننا
- آخرین بار کی ایشونو " ایشان رو"ملاقات کردین "کردید" ؟
= متى إلتقيته آخر مرة؟
- سه روز پیش
= منذ (3) ايام
- کجا؟
= اين؟
- رفته بودیم بیرون
= خرجنا للتنزه معاً
- ولی ایشون دو روز پیش اینجا بوده
= لكنه كان هنا منذ يومين
- بله ولی من ندیدمش
= اجل ولكنني لم اره
- چرا؟
= لماذا؟
- واسه اینکه نمی خواستم ببینمش
= لأنني لم أعد أريد أن أراه
- ایشون همون روز که اینجا بوده ظاهرا باهم جروبحث و درگیری داشتین, درسته؟
= يبدو بأنكما تجادلتما وتشاجرتما عندما كان هنا، صحيح؟
- من تو اتاقم بودم. اصلا از اتاقم در نیومدم
= أنا لم اخرج من غرفتي اساساً
- پس با کی درگیری شده بوده؟
= إذن مع من تشاجر؟
- درگیری که نه. اومده بود (بانی) رو ببینه. ما بهش اجازه ندادیم
= لم نتشاجر. جاء ليرى (باني) ولم نسمح له
- داشت سرو صدا راه مي انداخته بابای (بانی) بیرونش کرد
= وعندما شرع الصياح اخرجه والد (باني) من المنزل
- بسیار خب. لطفا حاضرشین همراه ما بیایید
= حسناً. لو سمحتما جهزا نفسيكما لترافقانا الى الدائرة
- اخه برای چی؟
= لكن لماذا؟
- تشریف بیارید اونجا, خودتون متوجه مشید "می شوید". سریع تر لطفاً.
= تفضلا معنا وسوف تفهمان الأمر. بسرعة لطفاً
- همسرتون الان کجاست؟
= أين زوجك الآن؟
- بیرون هستن "هستند"
= انه خارج المنزل
- اشکال نداره براشون پیغام بذار "بگذار" تا ایشون بیان اگاهی
= لا يهم اتركي له رسالة ليأتي هو ايضاً الى الدائرة
- باشه چشم. ببخشید (پدرام) از مون شکایت کرده؟
= حاضر. المعذرة هل قدم (بدرام) شكوى ضدنا؟
- متأسفانه (پدرام) دیگه زنده نیست که میتونی شکایت مطرح کنه "کند
= للأسف (بدرام) لم يعد حياً ليقدم شكوى
- درست متوجه نشدم
= لم افهم
- (پدرام) به قتل رسیده, کشتنش
= لقد قتل (بدرام)
- (پدرام) کشتنش ؟! نه. حالا کشتی شدنی (پدرام) چی ربط به ما داره؟
= (بدرام) قتل؟! لا. وما علاقتنا بقتل (بدرام)؟
- به هر حال ایشون به قتل رسیده. ما باهم در مورد اختلاف که به دخترتون داشته, وهمینطور درگیرای (درگیرهای) که تو این خونه اتفاق اوفتاده به سر تحقیقات انجام مدیم
= على اي حال لقد قتل. وعلينا التحقيق بخلافه مع ابنتك وحول الشجار الذي وقع في هذا المنزل
- درگیری نبود. یه "یک" چری وبحث ساده بود
= لم يكن شجاراً. بل جدالاً عادياً
- حالا هر چی. لطفا حاضر شی
= اياً كان. حضرا نفسيكما لطفاً
- خیلی ضربتی بهشون گفتی
= لقد أخبرتهما بطريقة تصدم
- لازم بود
= كان لازماً ذلك
- چی گفت؟
= ماذا قال؟
- هیچی, برو بیارشون
= لا شيء، اذهبي واحضريهما
- باشه
= حسنا | 482 |
| 4 | 🇮🇶 لا يحرق الشمعة الا ذلك الخيط الذي يسكن بداخلها ، كذلك نحن البشر لا يؤلمنا إلا من سكن أرواحنا بعمق..
🇮🇷 چیزی به جز آن نخی که درون شمع است آن را نمی سوزاند، ما انسان ها را
نیز فقط کسانی آزار میدهند که عمیقاً در روح ما جای دارند..
.... .... ... .... .... ....
🇮🇶 حين تغرب من حياتك أشياء كُنت تحبها لا تضيع وقتك بالوقوفِ أمام لحظة الغروب؛ استدرْ نحو الشرق وابحث عن النّور..تفاءل فهناك شروق جديد ..
🇮🇷 وقتی چیزهایی که قبلا دوست داشتی در زندگیت ناپدید می شوند
وقت خود را با ایستادن در مقابل لحظه غروب آنها از دست نده،،
برگرد،، به جانب شرق بنگر و نور
را جست و جو کن ..
امیدوار باش چون در آن جا طلوع
تازه ای وجود دارد ...
... ... .... .... ... .... ... .... ....
🇮🇶 الدنيا حكاية خرافية
احداثها أغرب من الخيال ،
تتحدث عن البقاء ولاشيء فيها يدوم !....
🇮🇷 دنیا یک داستان افسانه ايست
وقایع آن عجیب تر از روياست..
از ماندن میگوید ولی هیچ چیز در
آن ماندگار نیست!.. | 397 |
| 5 | پسری از خیلی خسیس پدرش می پرسد: به منظور شما از سختی و آسودگی چیست ؟
پدر می گوید: سختی یعنی یک مهمان سر وقت ناهار به خانه ما می آید. آسودگی یعنی آن مهمان روزه بود!
ولد يسأل أبوه البخيل جدا: ما معنى الشدة والفرج؟ الأب يقول: الشدة أن يأتي إلي بیتنا ضيف وقت الغداء والفرج إنه يكون صائماً. | 412 |
| 6 | سلام خوبم....سلام زينه
من الان درخونه هستم.....اني هسة بالبيت
من فلم ببينم.......انا اشوف فلم
گوشم ......موبايلي
بله سيب خوردم ..... اي تفاحه اكلت
من به بازار غدير خواهم رفت ..... اني اريد اروح لسوق الغدير
بله سريال ستايش ....اي مسلسل ستايش
به بچه ها با شوهرم ....وية اطفالي ومع زوجي
وقت تفريح | 398 |
| 7 | الدرس ال 9 من تعلم اللغة الفارسية
لا تنسوا الاشتراك بالقناة ليصلكم كل درس 🧡
https://youtu.be/tDdYDvfc8fE?si=XrD5J3cjJVWMUAHe | 475 |
| 8 | عبارات ..
💎کسی که طرز فکرش با تو متفاوته، دشمنت نیست! انسان دیگریست..
الشخص الذي طريقة تفكيره مختلفة عنك ليس عدوك! هو إنسان آخر..
💎وقتی میبینن عقایدمون متفاوت از خودشونه سریع گارد میگیرن و شروع میکنن به توجیه کردن ما که حرف ما، کار ما درسته و تو داری اشتباه میکنی!
عندما يرون أن اعتقاداتنا تختلف عن اعتقاداتهم، فإنهم ينتقدوننا بسرعة ويبدأون بالتبرير لنا أن ... أقوالنا وأفعالنا على صواب وأنت على خطأ!
💎باید بهشون گفت درست و غلط از نظر هرکسی یه معنی داره و مسلما خوب تو با خوب من فرق میکنه..
يجب إخبارهم أن الصواب والخطأ من وجهة نظر كل شخص لهما معاني، وبالطبع الجيد لك يختلف عن الجيد بالنسبة لي..
💎دلیل نداره خوب تو خوب من هم باشه!
ليس هناك برهان أن يكون الجيد بالنسبة لك جيدًا لي أيضا..
💎یکی دوست داره متاهل باشه، یکی زندگی مجردی رو ترجیح میده..
شخص يحب أن يكون متزوجا ويفضل آخر العيش عازبًا..
💎یکی بچه دوس داره، اون یکی بدون بچه حالش بهتره..
شخص ما يحب أن يكون لديه طفلاً والآخر حاله أفضل بدون طفل..
💎یکی تحصیل رو دوس داره، یکی ترجیح میده زودتر شاغل بشه..
شخص يحب الدراسة، ويفضل آخر الحصول على وظيفة عاجلاً..
💎یکی لاک میزنه روحیش عوض میشه، اون یکی وقتی میره مسجد حالش بهتره..
إحداهن تتبدل نفسيتها عندما تطلي أظافرها وآخر يكون أفضل عندما يذهب إلى المسجد.
💎فقط کافیه بپذیریم که خوب من با خوب تو فرق میکنه.
يكفي فقط أن نقبل أن الجيد بالنسبة لك يختلف عن الجيد بالنسبة لي.. | 400 |
| 9 | محادثة/ 6
الذهاب الجامعة عند الساعة السابعة والنصف صباحا ..
سعيد: سلام صبح بخير.
السلام عليکم، صباح الخير.
پرویز: صبح بخير، امروز صبح تو کلاس داری؟
صباح الخير، هل عندک محاضرة صباح اليوم؟
سعيد: بله ساعت هشت
سعيد: نعم، في الساعة الثامنة.
محمد: سعيد! تو با اتوبوس به دانشگاه مي روي؟
محمد: سعيد! انت تذهب الى الجامعة بالحافلة؟
سعيد: نه دانشکده نزديک است . من پياده مي روم.
سعيد: لا، الکلية قريبة. أنا أذهب مشياً.
محمد: على! تو هم پياده به دانشگاه مي روي؟
محمد: علي! أنت ايضاً تذهب الي الجامعة مشياً؟
پرویز : نه، من با اتوبوس به دانشگاه مي روم.
لا، أنا أذهب الي الجامعة بالحافلة.
محمد: من هم با اتوبوس به دانشگاه مي روم.
محمد: أنا أيضاً أذهب الي الجامعة بالحافلة.
پرویز: پس عجله کن، اتوبوس ساعت هفت ونيم مي رود.
إذَن عجّل، الحافلة تذهب في الساعة السابعة والنصف.
محمد: باشد. خداحافظ سعيد.
محمد: حسناً، في أمان الله سعيد.
پرویز: خداحافظ.
في امان الله.
المفردات ..
سعيد: به سلامت.
سعيد: مع السلامة.
اتوبوس مي رود : تذهب الحافلة
اتوبوس: حافلة
امروز : هذا اليوم
آري،بله :نعم
با اتوبوس :بالحافلة
به دانشگاه :الي الجامعة
پس : إذَن
پيادهم : شياً
تو ... مي روي: أنت .... تذهب
تو : أنت
چند :است کم
خيلي :کثيراً
خيلي دير است :متأخر کثيراً
داري : عندک
دانشکده :الکلية
دانشگاه ا:لجامعة
دير :متأخر
ساعت چند است؟:کم هي الساعة
عجله کن : استعجل
کلاس :الصف
مي روم: أذهب
نزديک من: بقربي
هفت :السابعة
هم : ايضاً | 383 |
| 10 | الدرس ال 8 من تعلم اللغة الفارسية
لا تنسوا الاشتراك بالقناة ليصلكم كل درس جديد ..
https://youtu.be/1KETGEVzWxU?si=I5DtF9VOdMrUlRNV | 438 |
| 11 | الدرس ال7 من تعلم اللغة الفارسية
لا تنسوا الاشتراك بالقناة ليصلكم كل درس جديد ..
https://youtu.be/40at2E_abdo?si=aDjRaS8FAH_muNVR | 539 |
| 12 | محادثة/ 5
بعد سماح المدير لمحمد السكن مع برويز ..
مع برويز في الغرفة يسكن طالب آخر اسمه سعيد ، سعيد طالب في كلية الطب ..
.پرویز: سلام سعيد.
مرحباً سعيد.
2.سعيد: سلام، حال شما چطور است؟
مرحباً، كيف حالكم؟
3.پرویز: خوبم، متشكرم، اين آقا محمد است.
أنا بخير، اشكرك، هذا محمد.
4.محمد: سلام، حال شما خوب است؟
محمد: مرحباً، هل أنت بخير؟
5.سعيد: سلام، متشكرم، من سعيدم.
سعيد: مرحباً، اشكرك، انا سعيد.
5.محمد: خوشوقتم.
محمد: فرصة سعيدة.
6.سعيد: خوش آمديد، پرویز درباره شما با من صحبت كرده است.
سعيد: اهلاً وسهلاً، لقد تحدث عنك پرویز معي.
7.پرویز: سعيد! محمد از امروز به اتاق ما مى آيد، او دانشجوى ادبيات فارسى است.
سعيد! يأتي محمد الى غرفتنا مـِن اليوم، هو طالب بالادب الفارسي.
8.سعيد: خوب است، اين تخت خالى است.
سعيد: جيد، هذا السرير شاغر.
9.محمد: متشكرم، اين تخت من است؟
محمد: شكراً، هذا سريري؟
10.سعيد: بله، اين تخت و اين كمد شماست.
سعيد: نعم، هذا سريرك وهذه خزانتك.
11.محمد: خيلى ممنون سعيد، خيلى ممنون على.
محمد: شكراً جزيلاً سعيد. شكراً جزيلاً علي.
12.پرویز: خواهش مى كنم.
عفواً.
المفردات ..
خوبم : انا بخير
اين : هذا/ هذه
هستم : أكونُ
خوشوقتم : فرصة سعيدة
خوش آمديد : اهلاً وسهلا
در مورد : حول
در مورد شما : حولك
با مَن : معي
او : هو/ هي
مى آيد : يأتي
به : الى
به اتاق : الى الغرفة
خيلى خوب است : جيد جداً
اين تخت خالى است : هذا السرير شاغل
كُمُد : خزانة
خواهش مى كنم : أرجو/ عفواً
خيلى : جزيل/ كثير | 479 |
| 13 | الاعتذار ..
متاسفم .. انا اسف
معذرة مي خواهم .. انا اعتذر
ميخوام .. اعتذر
از شما معذرة مي خواهم .. اعتذر منكم
ببخشيد .. بعد اذنكم أو العفو | 255 |
| 14 | الدرس ال 6 من تعلم اللغة الفارسية
لا تنسوا الاشتراك بالقناة ليصلكم كل جديد ..
https://youtu.be/CPSWMQcdWSw?si=fIzdrEvhi4y8DMUL | 248 |
| 15 | 1.پرویز: سلام آقا.
السلام عليكم سيدي
2.آقاى داورى: سلام. روز بخير.
عليكم السلام. اسعد الله اوقاتك.
3.پرویز: آقاى داورى ما در اتاقمان يک تخت خالى داريم.
السيد داوري، في غرفتنا يوجد سرير شاغر.
4.آقاى داورى: بله. مى دانم.
نعم، أعلم
5.پرویز: اين آقا محمد است. او دانشجوى ادبيات فارسي است.
هذا هو السيد محمد. هو طالب في فرع الادب الفارسي.
6.محمد: سلام آقاى داورى.
السلام عليكم السيد داوري.
7.آقاى داورى: سلام. شما در ساختمان دو هستيد؟
عليكم السلام. انت في البناية رقم اثنين؟
8.محمد: نه. اتاق من در ساختمان يک است.
لا. غرفتي في البناية رقم واحد.
9.آقاى داورى: شما ساختمان دو را دوست دارى؟
وتحبُّ البناية رقم اثنين؟
10.محمد: بله. اگر ممكن است.
نعم. اذا أمكن.
11.آقاى داورى: مشکلی نیست ، بفرمائيد این فرم درخواست را تکمیل کنید
السيد داوري: لا مشكلة ، الرجاء إكمال نموذج الطلب هذا
12.محمد: خيلى متشكرم آقا.
اشكرك سيدي.
13.پرویز: خيلى ممنون.
المفردات ..
اگر : اذا
اين : هذا
تو : انتَ
خيلى متشكرم /ممنون : شكراً جزيلاً
دانشجو : طالب جامعي
دانشجوها : طلاب جامعيون
دوست دارى : تحب
روز بخير : اسعد الله اوقاتك
شما : انتم (وتستخدم للمفرد احتراماً)
فرم : استمارة
ما : نحن
ممكن است : يمكن
مى دانم : أدري ، اعلم | 256 |
| 16 | عاشیق می گوید:
"اگر یک میلیون نفر شما را دوست دارند، پس من یکی از آنها هستم. اگر یک نفر شما را دوست دارد، پس من هستم. اگر کسی شما را دوست ندارد، پس بدانید."
يقول عاشق :
" اذا كان مليون شخص يحبك فأنا منهم .. واذا احبك شخص واحد فهو أنا .. واذا لم يحبك احد فعلمي انني قد مت . | 253 |
| 17 | الدرس ال 5 من تعلم اللغة الفارسية
لا تنسون الإشتراك بالقناة ..
https://youtu.be/AEV8tppkLXU?si=yvLNj54AjKYX0wY9 | 290 |
| 18 | محادثة/ 3
غرفة محمد صغيرة ومزدحمة
ولذلك هو يبحث عن غرفة اخرى في القسم ..
1.محمد: سلام پرویز خوبى؟
السلام عليكم پرویز هل انت بخير؟
2.پرویز: سلام. ممنون.
عليكم السلام. شكراً.
3.محمد: آيا شما در ساختمان يک هستيد؟
هل انت في البناية رقم واحد؟
4.پرویز: نه من در ساختمان يک نيستم.
لا أنا لست في البناية رقم واحد.
5.محمد: پس شما در ساختمان دو هستيد؟
اذن انتَ في البناية رقم اثنين؟
6.پرویز: بله. اتاق من در ساختمان دو است.
نعم. غرفتي في البناية رقم اثنين.
7.محمد: من در جستجوى يک اتاق جديد هستم.
أبحث عن غرفة جديدة.
8.پرویز: اتاق جديد؟ چرا؟
غرفة جديدة؟ لماذا؟
9.محمد: من يک اتاق جديد مى خواهم. چون اتاق من كوچک وشلوغه.
أريد غرفة جديدة لان غرفتي صغيرة ومزدحمة.
10.پرویز: ما در اتاق يک تخت خالى داريم.
هناك في غرفتنا سرير شاغر.
11.محمد: شمار در اتاق يک تخت خالى داريد؟
هل هناك في غرفتكم سرير شاغر؟
12.پرویز: بله. به اتاق ما بيا.
نعم. تعال الى غرفتنا.
13.محمد: خيلى عاليه.
جيد جداً.
المفردات ..
خيلى عاليه : جيد جداً
در : في
در اتاق : في الغرفة
درجستجوى چيزى هستم : أبحث عن شيء
ساختمان : بناية-مبنى
ساختمان دو: البناية رقم اثنين
ساختمان يک : البناية رقم واحد
شلوغ : مزدحم
شما داريد : عندكم
كوچک : صغير
ما : نحن
ما داريم : عندنا
من : أنا
اتاق : غرفة
اتاق كوچک وشلوغه : الغرفةصغيرة ومزدحمة
اتاق ما : غرفتنا
اتاق من : غرفتي
آيا : هل
به اتاق : الى الغرفة
بيا : تعالَ
پس : فَـ ، اذن
تخت : سرير
تخت خالى : سرير شاغر
چرا : لماذا
خوبى : هل انتَ بخير؟ | 306 |
| 19 | https://youtu.be/FPt38XWNUT4?si=QF6j71oztxBfXTR- | 261 |
| 20 | گفتگو / المحادثة ٢
1.پرویز:سلام محمد.
السلام عليكم يا محمد.
2.محمد: سلام آقای پرویز ،حال شما چطوره؟
(یخاطب المفرد بلغة الجمع للاحترام)
وعليكم السلام يا سيد پرویز ،كيف حالك؟
3.پرویز: متشكرم، حال شما خوبه؟
أشكرك، هل انتَ بخير؟
4.محمد: خيلى ممنون.
شكراً جزيلاً.
5.پرویز: شما دانشجوى تاريخ هستيد؟
هل انت طالبٌ في التاريخ؟
6.محمد: نه. من دانشجوى تاريخ نيستم.
لا. انا لست طالباً في التاريخ.
7.پرویز: شما دانشجوى ادبيات فارسى هستيد؟
هل انت طالب في الادب الفارسي؟
8.محمد: بله، من دانشجوى ادبیات فارسى هستم، شما دانشجوى تاريخ هستيد؟
نعم، انا طالب في الادب الفارسي، هل انت طالب في التاريخ؟
9.پرویز: بله، من دانشجوى تاريخ هستم.
نعم، انا طالبٌ في التاريخ.
المفردات ..
ادبيات : آداب - أدب
ادبيات فارسى : الادب الفارسي
اسم من : اسمي
حال شما خوبه؟ : هل انت بخير؟
حال شمال چطوره؟ : كيف حالك؟
خيلى ممنون: شكراً جزيلاً
دانشجو: طالب جامعي
دانشجوى ادبيات فارسى : طالب في الادب الفارسي
شما : انتم
من : أنا
نه : لا
نيستم : أنا لست
هستم : أكون (يحذف الفعل المساعد في العربية)
هستي : انت تكونُ | 266 |
